چهارشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ساعت :
۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۳

زمان علیه متجاوزان: هفته مهم جنگ در پیش است

زمان علیه متجاوزان: هفته مهم جنگ در پیش است
ساعت شنی جنگ علیه اسرائیل و آمریکا در حال گذر است؛ یدیعوت آحارانوت هشدار می‌دهد که ایران همچنان سرپاست و حالا با بالا رفتن قیمت نفت، مخالفت ۵۶ درصدی آمریکایی‌ها، زمان علیه تل‌آویو و واشنگتن می‌چرخد. به عقیده او هفته سوم مهم‌ترین زمان جنگ است و عدم دستاورد جدی بزرگ‌ترین ضربه را به ائتلاف نتانیاهو و ترامپ خواهد زد.
کد خبر : ۷۳۰۰۵۳

به گزارش صراط به نقل از فارس، الداد شویت، تحلیلگر صهیونیست، در تحلیل خود درباره پایان جنگ با ایران می‌نویسد: سوال بزرگ در تقابل با ایران این نیست که چند موشک، پایگاه یا مقر منهدم شده است؟ بلکه این است که چه چیزی به عنوان «پیروزی» تلقی خواهد شد؟ و مهم‌تر، چه کسی آن را تعریف خواهد کرد؟

این تحلیلگر صهیونیست، علی‌رغم اینکه رژیم صهیونیستی و شخص نتانیاهو بار‌ها صراحتاً اعلام کرده‌اند هدف اصلی این جنگ تغییر رژیم در ایران، تغییر مرز‌های منطقه‌ای و خلق یک خاورمیانه جدید است، در تلاشی برای عقب‌نشینی و تحریف اهداف اولیه اعلام‌شده، تأکید می‌کند که برای اسرائیل، پیروزی به معنای تغییری ژرف و راهبردی است: جلوگیری قطعی از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، خنثی‌سازی کامل تهدید موشکی، تضعیف شدید محور مقاومت و ایجاد واقعیتی منطقه‌ای به مراتب بهتر از وضعیت پیش از جنگ. اما برای دونالد ترامپ، پیروزی می‌تواند معنای دیگری داشته باشد: نتیجه‌ای که «بزرگ» به نظر برسد، در گفتمان سیاسی-تاریخی بدرخشد و به راحتی به افکار عمومی آمریکا فروخته شود – حتی اگر در عمل بسیار محدود و جزئی‌تر باشد. اسرائیل به دنبال تغییر بنیادین در ایران است، در حالی که واشنگتن احتمالاً به ایران ضعیف‌تر، بازداشته‌شده و قابل مهار هم رضایت خواهد داد.

این کارشناس اسرائیلی در روزنامه یدیعوت آحارانوت می‌نویسد: «اما واقعیت، حداقل تاکنون، چندان راحت نیست. تقابل وارد سومین هفته خود می‌شود، ترامپ همچنان بر تسلیم بی‌قیدوشرط پافشاری می‌کند و واشنگتن تهدید به موج‌های جدیدی از حملات می‌کند، در حالی که ایران با جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای دیگر به زانو درنیامده و هیچ نشانه‌ای از فروپاشی نیز دیده نمی‌شود.»

در این میان، هدفی بلندپروازانه‌تر نیز دیده می‌شود. ترامپ نه فقط به تضعیف ایران فکر می‌کند، بلکه به شکل‌دهی به قدرت احتمالی نیز می‌اندیشد – مشابه آنچه آمریکا در ونزوئلا تلاش کرد. اما واقعیت ایران، واقعیت ونزوئلا نیست؛ نظام ایران بسیار مقاوم‌تر از آن چیزی است که در کاخ سفید تصور می‌کنند.

این کارشناس می‌نویسد که بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی محرمانه آمریکایی که فاش شده، حتی یک کارزار نظامی گسترده نیز لزوماً به سقوط نظام در تهران منجر نخواهد شد، زیرا ایران سازوکار‌های تداوم سیاسی، مذهبی و امنیتی ریشه‌داری دارد.

او معتقد است که این تقابل در واشنگتن صرفاً در چارچوب منازعه با ایران دیده نمی‌شود. از دیدگاه دولت آمریکا، جنگ بعدی جهانی هم دارد: تقابل با ایران بخشی از منازعه گسترده‌تر بر سر کنترل مسیر‌های انرژی، حفظ بازدارندگی و تقویت نفوذ آمریکا در برابر چین است. برای ترامپ، نمایش سلطه آمریکا در خلیج فارس خود پیامی راهبردی‌تر به شمار می‌رود.

اما اینجا متغیر خطرناک‌تری برای کاخ سفید ظاهر می‌شود: قیمت نفت. قیمت‌ها همچنان صعودی است و نفت خام به سطوحی رسیده که از سال ۲۰۲۲ بی‌سابقه بوده. جنگ عملاً جریان انرژی از تنگه هرمز را مختل کرده، بر ظرفیت تولید کشور‌های منطقه تأثیر گذاشته و فشار بازار همچنان ادامه دارد.

همزمان، کاخ سفید تلاش می‌کند از افزایش بیشتر قیمت‌ها جلوگیری کند، زیرا از پیامد‌های سیاسی و اقتصادی آن در داخل آمریکا وحشت دارد. گزارش‌هایی از نارضایتی آمریکایی‌ها نسبت به حملات اسرائیل به تأسیسات سوختی و نفتی تهران، نشان‌دهنده حساسیت شدید دولت آمریکا به شوک دیگری در بازار انرژی است. هرچه کارزار نظامی بدون تصویری روشن از پایان آن ادامه یابد، این هزینه سنگین‌تر شده و به مشکلی سیاسی داخلی تبدیل می‌شود: تورم بیشتر، نارضایتی شدیدتر مصرف‌کنندگان و انتقاد فزاینده از جنگی که پایانی آشکار ندارد.

از این‌روست که اهمیت هفته آینده بسیار تعیین‌کننده است. این هفته می‌تواند پنجره‌ای کلیدی باشد – نه فقط از منظر نظامی، بلکه سیاسی و رسانه‌ای. اگر ترامپ بتواند دستاوردی آشکار به نمایش بگذارد (مانند ضربه‌ای کاری یا دستاورد نظامی بزرگ، نشانه‌ای از عقب‌نشینی ایران یا نقشه‌ای برای پایان جنگ)، روایت پیروزی را تقویت خواهد کرد. اما اگر چنین نشود، زمان علیه او و علیه اسرائیل بی‌رحمانه عمل خواهد کرد.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد ۵۶ درصد آمریکایی‌ها با اقدام نظامی آمریکا علیه ایران مخالف‌اند. این یعنی جنگی طولانی، پرهزینه و بدون هدف روشن می‌تواند به فرسایش بیشتر حمایت مردمی در داخل آمریکا منجر شود – به‌ویژه خارج از پایگاه جمهوری‌خواهان – و حمایت از ترامپ و سیاست‌هایش را به شدت تضعیف کند.

بدین‌ترتیب، بحث واقعی درباره «فردای جنگ» نه فقط به زمان توقف آن مربوط است، بلکه به این نیز که پیش از آنکه زمان علیه ما بچرخد، چه چیزی به عنوان «موفقیت» یا «پیروزی» تلقی خواهد شد. ترامپ پیروزی بزرگی می‌خواهد، شاید هم تاریخی. اما اگر جنگ ادامه یابد، ایران نشکند، قیمت انرژی همچنان صعودی بماند و افکار عمومی آمریکا فشار آورند، اسرائیل ممکن است بفهمد که خطرناک‌ترین جبهه در این تقابل نه فقط در تهران، بلکه در واشنگتن است. واشنگتن نیز اسرائیل را عامل اصلی این وضعیت، افزایش تلفات سربازان آمریکایی و بحران اقتصادی-سیاسی داخلی خواهد دید. این شکاف می‌تواند جرقه‌ای برای موج‌های تازه تأثیرگذاری و تحولات بزرگ در انتخابات پیش روی هر دو طرف باشد.