۰۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۷
حسین رضائی

چه کسانی در المپیک مدال می گیرند؟

کد خبر : ۷۲۸۷۳

المپیک یک عرصه ورزشی متفاوت و منحصر به فرد است که در آن نه آمادگی جسمانی و  فنی و برنامه ریزی دراز مدت و نه حتی بهترین بودن در دنیا، هیچکدام تضمین کننده موفقیت نیست. در المپیک فاکتورهای دیگری تعیین کننده می شوند که به نوعی خصوصیات روحی و شخصیتی ورزشکار در آن نمود پیدا می کند. گاهی این خصوصیات باعث می شود که ورزشکاری با شرایط نه چندان آرمانی، خود را بر روی سکوی المپیک ببیند و حتی فراتر از سایر رقبا طلائی ترین مدال را به چنگ آورد و در نقطه مقابل ورزشکاری در اوج آمادگی و اردوهای منظم، انتظار مردم را برآورده نسازد.

یک ورزشکار در فضای المپیک بیش از هر رقابت دیگری نماینده کشور خود است و موفقیت او در ارزش گذاری ورزش کشورش سهم بسزایی دارد و این حساسیت باعث می شود که مسئولیت او بیش از پیش سنگین شود و جسارت، تعصب ملی، تشنگی قدرت، تمرکز بالا، ماجراجوئی، خونسردی، بلند پروازی و دیگر خصائص او محک جدی تری بخورد. شاید اگر یکی از اینها در اوج باشد در کنار شرایط فیزیکی مناسب ُکسب مدال را محقق سازد.

در رقابت های المپیک گذشته بارها شاهد موفقیت ها و شکست های دور از انتظاری بوده ایم که خاطرات تلخ و شیرین آن در ذهن ما ماندگار شده است و پرداختن به همه آنها در این مجمل نمی گنجد اما اشاره به برخی از آنها این واقعیت را برای ما ملموس تر می کند.

در المپیک 1972، جائی که ابراهیم جوادی با داشتن سه طلای جهانی در آستانه المپیک با مصدومیت از ناحیه انگشت دست مواجه می شود به گونه ای که پزشکان به او هشدار می دهند که شرکت در مسابقات شاید منجر به قطع انگشت دست او بشود اما او در همان شرایط انصراف نمی دهد و مدال برنز المپیک را به دست می آورد با حسرتی که می گفت حاضر بودم سه مدال طلای جهانی را بدهم اما مدال المپیکم طلایی می شد!

رسول خادم که عامل اصلی موفقیت هایش فکرش بود و نه عضلات در هم تنیده و و آمادگی بدنی اش، در المپیک 1996 ماخاربک خادارتسوف روس را که دارنده هفت مدال طلای جهانی و المپیک بود و رویای کناره گیری با طلای المپیک را در سر می پروروراند، در یک کشتی حساب شده برای سومین سال پیاپی در فینال مغلوب کرد که سطر ها می توان راجع به آن کشتی 5 دقیقه ای تفسیر نوشت. در این کشتی سه بار خادارتسوف اخطار گرفت و لی رسول خادم تقاضای کشتی در سرپا را داد چون می دانست تنها معضل خادارتسف نفس است و اگر در خاک بنشیند امتیاز گرفتن از او بسیار دشوارتر می شود. آیا کشتی گیر دیگری در این شرایط ترجیح می داد حریفش  که اخطار گرفته در خاک ننشیند تا شانس خود را برای اجرای فنون خاک امتحان کند؟!

در المپیک 2000 سیدنی که همه امید ها در تیم وزنه برداری به شاهین نصیری نیا بود که در حین لیفت وزنه دستش شکست و ناامیدی بر کاروان وزنه برداری سایه افکند، حسین توکلی به سرپرست تیم گفت: فردا خودم برایتان طلا میگیرم! کسی حرف او را جدی نگرفت اما او اولین طلای کاروان ایران را به گردن آویخت! و  در حالیکه هیچگاه در فوق سنگین، وزنه برداران ما رقیب جدی برای هرکول های وزنه برداری دنیا محسوب نمی شد رضا زاده جوان در میان بهت همگان در حرکت یک ضرب و دو ضرب و مجموع همه حریفان خوشنام را کنار زد و قویترین مرد دنیا شد و سالها این عنوان را تکرار کرد.

علیرضا دبیر کشتی گیر دوست داشتنی و خوش تکنیک سبک وزن ما که در مسابقات دانشجوئی کشوری سال 89 در دانشگاه شهید بهشتی که در یک کش و قوس توسط حریف بی نام و نشان مازندرانی ضربه فنی شد اما داوران آن را نادیده گرفتند و در نهایت کشتی را برنده شد. اما در همان سال قهرمان المپیک می شود!

هادی ساعی که انتظار نمی رفت به طور جدی به رقابت های قهرمانی جهان برگردد و پرداختن به سیاست را هم تجربه کرده بود و سابقه باخت به احمد نصر از افغانستان را را به پرونده خود افزوده بود، برای انتخاب شدن در مسابقات المپیک 2008 پکن با یوسف کرمی در دو مبارزه یک برد و یک باخت نصیبش می شود و در مسابقه سوم به دلیل آسیب دیدگی انصراف می دهد اما به خاطر نامش و اعتماد بیشتر انتخاب می شود در سن 34 سالگی در حالی که با یک ضربه سهمگین در فینال 4 امتیاز از حریف غولپیکر ایتالیائی خود عقب می افتد و کسی امید به جبران آن ندارد در یک مبارزه حیرت انگیز با 5 تک امتیاز برنده مسابقه می شود و برای سومین بار مدال آور المپیک می شود تا خود را به عنوان پر افتخار ترین المپیکی ایران مطرح کند.

اما روی دیگر سکه به گونه ایست که همواره ناکامی های غیر قابل انتظاری هم نصیب ما شده.حمید سوریان زمانی که برای دومین بار فینالیست مسابقات جهانی شد، محمد بنا او را صدا زد و گفت حمید اگر هوشیار باشی امسال طلای دوم را به دست می آوری در ایران هیچ فرنگی کاری تا کنون دو طلا نگرفته، سوریان در جواب او گفت آقای بنا من دارم به طلای سوم فکر می کنم و این اعتماد به نفس 5 طلای جهانی را نصیب او کرد به طوری که در کشتی فرنگی که خود را در زمره نوابغ تاریخ این رشته معرفی می کند اما چه می شود که در المپیک 2008 پکن در اوج آمادگی و پختگی و انرژی جوانی در حالی که همه یک طلا را برای او کنار گذاشته بودند حذف می شود و حتی در مسابقات آسیایی گوانگژو که آن هم به نوعی از جنس المپیک است از گرفتن مدال باز می ماند! و مهدی تقوی هم در کشتی آزاد که در سال 2007 بدون از دست داده امتیاز قهرمان جهان شد در المپیک از گرفتن مدال باز می ماند! حاصل کاروان ما از بازیهای المپیک تنها یک برنز مراد محمدی و طلای هادی ساعی می شود.

 
مشابه این گونه اتفاقات در تاریخ المپیک، معادلات موفقیت را به گونه ای رقم می زند که یک ورزشکار اگر می خواهد نام خود را ماندگار کند باید همچون هادی ساعی مرد روز های سخت باشد و تشنه عناوین بزرگ و فشار روانی مسئولیت در المپیک تمرکز  روانی و رویاهای بزرگ او را خرد نکند. وقتی در کشتی آزاد و فرنگی قهرمان جهان می شویم، در تکواندو برای اولین بار به سلطه کره ای ها پایان می دهیم و در وزنه برداری نشان می دهیم که همچون چشمه جوشان جای قهرمانان ما پر می شود و در رشته های دیگر تک ستاره هایی در جهان نام خود را مطرح می کنند، باید بتوانیم روی افتخارات آنها در المپیک هم حساب کنیم فقط و فقط اگر به خودمان نبازیم و همه داشته هایمان را بتوانیم در این میدان عرضه کنیم.

نظرات بینندگان
IRIAF
|
Canada
|
۱۷:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۵/۱۲
اگر مسئولین وظایف خود را فراموش نمیکردند و به فکر قهرمانان ملی بودند نه به فکر تزریق بیت المال به فوتبال مریض و آماتوری ایران .
در المپیک قبلی (چین) هم خیلی بیشتر مدال میگرفتیم .
برای مثال درمسابقات جهانی کشتی فرنگی و آزاد پارسال 2011 - 2مدال طلا و یک برنز در فرنگی و 2 طلا 1 نقره و 1 برنز در آزاد با اختلاف 1 امتیاز دوم جهان شدیم .چه کاری برای حفظ این غیور مردان و دلیر مردان ایران انجام دادند این مسئولین؟ همشون رفتن المپیک بدون اینکه جایزه و حق و حقوق مدال های طلا شون رو از مسئولین بد قول گرفته باشن. همشون ناراحت بودن و میگفتن کسی ازمون هیچ توقعی نداشته باشه .ما فقط و فقط واسه شادی دل مردم کشورمون داریم میریم .تاشاید بتومیم واسه چند لحظه هم که شده دل هموطنامون رو شاد کنیم.
این بلا رو سر وزنه بردارا و تکواندو کارا مون هم آوردن .
به خدا خیلی دلم واسشون میسوزه 4 یا 5 سال دیگه همشون دوران قهرمانیشون تمام میشه و تازه باید بگردن دنبل یه کار و شغل.