۱۵ تير ۱۳۸۹ - ۲۲:۵۴
علي حقاني

بن بست بهاء‌الله!

کد خبر : ۷۲۰۱

صراط - ادبيات منافقين جديد به نسبت 7-6 ماه پيش(قبل از راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن) كاملا دگرگون شده و از لحن كاملا براندازانه و ضدانقلابي، مجددا به ادبياتي منافقانه مبتني بر فعاليت در چارچوب قانون اساسي و نظام عقب نشيني كرده است. اين اتفاق خود اسباب مجادلات و دعواهايي ميان جريان هاي ضدانقلاب قسم خورده و نشاندار با منافقين جديد شده است.

سايت جرس وابسته به باند مستأصل عطاءالله مهاجراني روز گذشته در مطلبي به قلم «آرش-ح-پ» به سخنان اخير مهاجراني مبني بر اين كه مخالفان امام خميني و قانون اساسي جزو جنبش سبز نيستند پرداخت و نوشت: بعد از صحبت هاي مهاجراني و خط كشي او ميان سبزها، از گوشه و كنار انتقادها و در برخي موارد توهين هاي آشكار و پنهاني به او شد، اما روز گذشته بار ديگر وارد عمل شد و ميان اصلاح طلبان و مخالفان نظام خط قرمزي كشيد و با نگارش متني سعي كرد اين خط كشي را پررنگ تر جلوه دهد. او مي نويسد؛ اما چه شد كه در برابر مهاجراني به تندي ايستادند؟! مگر مهاجراني چه گفت؟ سخنراني مهاجراني را كه گوش كنيم اشاره اي به راي دارد و بازپس گيري راي، مهاجراني كسي كه راي نداده است را داراي حق بازپس گيري راي نمي داند. در اين سي سال جمهوري اسلامي هميشه با مخالفاني دست و پنجه نرم مي كرده است، از سلطنت طلبان تا كمونيست ها و مجاهدين، هر يك كم و بيش در اين سي سال مشغول مبارزه با كليت نظام بوده اند و هيچ گاه به چيزي كمتر از سرنگوني نظام رضايت نداده اند.

نويسنده جرس با وجود آميختگي كامل صفوف مدعيان اصلاح طلبي و جريان برانداز علني مي نويسد: «وجود اختلافات سنگين ميان اپوزيسيون سي ساله و اصلاح طلبان امري انكارناپذير است.

سلطنت طلب ها، مجاهدين و كمونيست ها به چيزي كمتر از سرنگوني جمهوري اسلامي قانع نيستند در حالي كه اصلاحات در راه خود و در منش خود چيزي به نام سرنگوني نظام وجود ندارد.

اين اختلاف بزرگ چيزي نيست كه بتوان بر روي آن سرپوش اتحاد گذاشت، اين اختلافات در نقدهاي دوستان برانداز عيان است، دوستاني كه از بيانيه ها و نظرات رهبران جنبش سبز هر آنچه را كه مي پسندند استخراج مي كنند و با كوچكترين اشتباهي نوك پيكان حملات خود را به سمت رهبران جنبش سبز مي گيرند... بازگشت به آبستن جنبش سبز و تعريف تاريخ و نحوه تولد اين جنبش براي نشان دادن هويت سبز است نه بي هويت نشان دادن اپوزيسيون سي ساله. در سي سال گذشته سلطنت طلب ها، مجاهدين و كمونيست ها به طور مداوم در حال مبارزه با كليت نظام بوده اند و جنبش سبز مخالفتي با اين گروه ها ندارد(!) اپوزيسيون سي ساله مي تواند همچون گذشته مبارزه با كليت نظام را ادامه دهد اما سوءاستفاده از جنبش اصلاح طلبي سبز نمي تواند كاري شايسته و اخلاقي باشد. دوستاني گله مي كنند كه اين چارچوب ها را چه كسي مشخص مي كند و نبايد باعث اختلاف در بدنه جنبش سبز شد اما بايد پاسخ گفت بدنه اي كه در كنار هم با اختلافات سليقه اي ايستاده اند نمي تواند بدنه اي محكم براي پيشبرد اهداف سياسي باشد، فعالين سبز هرگز خواستار نابودي مخالفين و اپوزيسيون سي ساله نيستند، بلكه فعاليت هاي اين نيروها را حق انساني و گاهي مفيد ]![ نيز مي دانند، اما نمي توانند بر حقيقت ها چشم بپوشند و دروغ را جايگزين كنند. جنبش سبز براي ادامه راه نيازمند حفظ چارچوبي است كه با آن متولد شد و حيات او در آن خلاصه مي شود. با كمال احترام به مخالفين، بايد به صراحت گفت كه جنبش سبز جنبش انقلابي نيست و به دنبال براندازي هم نيست، به انقلاب اسلامي پايبند است و آرمان شهدا را فراموش نكرده است».

نگارش اين مطلب رياكارانه در حالي است كه «آرش-ح-پ» نويسنده مطلب 6 ماه پيش(5 دي 88- روز قبل از عاشورا) با ادبياتي كاملا ضدانقلابي در وبلاگ «جمهوري ايراني» بر ضرورت حذف اسلام تاكيد كرده و نوشته بود: «در اين روزها صحبت زياد است مبني بر اين كه بايد مطالبات را در چارچوب نظام خلاصه كنيم و پا فراتر نگذاريم، صحبت هايي مبني بر اين كه در حال حاضر بايد خودمان را در همين چارچوب خلاصه كنيم تا آسيب كمتري ببينيم و از طرف ديگر كساني كه تنها و تنها به شكستن اين ساختار از پايه و اساس و بهتر بگويم انقلاب فكر مي كنند، من يك راهكار رسيدن به جمهوري ايراني را نگارش كردم. ماندن در چارچوب نظام، خيانت به شهداي جنبش است و رهبران جنبش سبز هم اين را مي دانند كه در صورت پيروزي اميدي به ماندگاري نظام ولايت نيست، اگر بيانيه آخر ميرحسين موسوي را نگاهي بياندازيم تنها اگر موارد كوچكي از اين بيانيه در ايران فردا اجرا شود چيزي از جمهوري اسلامي باقي نمي ماند، حال اگر رهبران جنبش در درون كشور نمي توانند به طور واضح موضع گيري كنند نشان از اين ندارد كه خود را در چارچوب نظام مي خواهند. اگر ما براي دموكراسي مي جنگيم چاره اي جز گذر از نظام و ولايت فقيه نداريم. ما بايد به فكر تدوين يك قانون اساسي سكولار باشيم. ما تا رسيدن به جمهوري ايراني يك قدم عقب نشيني نخواهيم كرد».

البته افتضاح 6 دي(روز عاشورا) كه با اقيانوس خروشان اعتراض ملت مواجه شد و سپس حماسه باشكوه 22 بهمن چون سيلي بود كه اپوزيسيون ضدانقلاب را نه يك قدم بلكه عقب بنشاند بلكه اساسا در امواج خروشان خود خرد و منكوب كرد تا امروز لاف مرزبندي با دشمنان نظام و قانون اساسي و خط امام بزنند. آقاي مهاجراني همان كسي است كه حتي تا آستانه 22 بهمن به بصيرت و غيرت ملت نستوه ايران ايمان نياورده بود و از پروژه اسب تروا سخن مي گفت.

نظرات بینندگان
س
|
Germany
|
۰۵:۵۹ - ۱۳۸۹/۰۴/۱۸
خوب سرشان به سنگ خورده است و شما باید خوشحال باشید. اجازه دهید ابراز ندامت و به شکست خود اعتراف کنند. خداوند در توبه را نبسته ما که باشیم. فقط یادمان بماند مواضع سابقشان را و منافاتی ندارد که با پوزخندی بپذیریمشان که فعالان خارج از حکومت باشند و با زبان خود اعتراف به اشتباه کنند. چه اشکالی دارد؟