به گزارش صراط، در کمتر از یک سال مدیریت قاسم محمدی بر شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران، این مجموعه که روزگاری مهمترین تولیدکننده کاغذ تحریر در کشور بود، با نوسانات جدی در تولید، انتقادات سیاسی و رسانهای و اظهارات درباره وضعیت مالی بحرانی مواجه شده است. در حالی که قاسم محمدی مستمرا بر نیاز به حمایت دولتی تأکید دارد، شواهد نشان میدهد مجموعه نیازمند اقدامات ساختاری، شفافسازی و برنامهریزی صنعتی است که تا کنون اجرا نشده است.
کاهش تولید و افت محسوس عملکرد عملیاتی
گزارشها و واکنشها حاکی از آن است که در دوره قاسم محمدی تولید شرکت بهشدت کاهش یافته و این موضوع نگرانی همه دلسوزان را برانگیخته است. افت تولید، اگر علت آن صرفاً عوامل بیرونی (مثل برق، آب یا تحریم) باشد، نیاز به برنامههای جایگزین و مدیریت ریسک دارد نه فقط اعلام مشکل. رسانهها و پستهای عمومی نیز به کاهش تولید اشاره کردهاند.
تکرار درخواست «حمایت دولت» بهجای ارائه برنامه
در مصاحبهها، محمدی بارها به نیاز به حمایت دولت و تسهیلات اشاره کرده است و وضعیت شرکت را نزدیک به «ورشکستگی» توصیف کرده است. اتکا گسترده به کمک بیرونی میتواند استراتژی مخاطرهآمیزی باشد؛ قبلاً نیز کارشناسان و نمایندگان مجلس خواستار ارزیابی مدیریتی و برنامههای احیا شدهاند. یک مدیرعامل باید همزمان دلایل ساختاری بحران را شفاف کند و مسیرهای درونی (کاهش هزینه، بهینهسازی خط تولید، فروش داراییهای غیرضروری، جذب سرمایهگذار خصوصی یا فناوریمحور) را ارائه دهد.
تغییرات مدیریتی و حواشی سیاسی
آسیب به ثبات سازمانی، کنار رفتن مدیران پیشین و انتصابهای سریع منجر به حواشی سیاسی و اعتراض نمایندگان محلی شده است؛ چنین ناپایداری مدیریتی در شرایط بحرانی میتواند برنامهریزی بلندمدت تولید و جذب سرمایه را مختل کند. نمایندگان و رسانهها نسبت به «تغییرات نابهنگام» هشدار دادهاند.
نبود نشانههای واضح از نوسازی فنی و صنعتی
در گزارشها اشاره به فرسودگی خطوط تولید و چالشهای تأمین چوب شده است؛ با این حال به جز وعدهها و کلیگوییهایی درباره «نوآوری» و «همکاری با دانشبنیانها»، شواهد مکتوبی از برنامه سرمایهگذاری مشخص، جدول زمانبندی پروژههای نوسازی یا قراردادهای فناورانه توسط مدیرعامل معزول کارخانه چوب و کاغذ مازندران منتشر نشده است. بدون برنامه فنی-مالی شفاف، ادعای احیا قابل سنجش نیست.
شفافیت و اطلاعرسانی ناکافی
در شرایطی که وضعیت شرکت و تأثیر آن بر اشتغال منطقه حساس است، اطلاعات دقیق مالی، تولیدی و برنامههای اصلاحی باید در دسترس سهامداران، کارکنان و عموم قرار گیرد. گزارشهای رسانهای و اظهارنظرهای پراکنده جای اطلاعرسانی منظم و شفاف را پر نکرده است؛ این خلأ اعتماد را تشدید میکند.
عدم تامین به موقع سوخت برای تولید فصل زمستان و خرید چند برابری آن، عدم تامین به موقع منابع مالی برای پرداخت چکهای صادره شرکت و بسته شدن طولانی مدت حسابهای کارخانه، قرارداد 130 میلیارد ریالی تعویض لامپها، خسارت 50 میلیاردی به شرکت به واسطه حکم تعزیرات حکومتی، عدم پرداخت به موقع بیمه کارکنان و قطع شدن 23 روز بیمه کارگران، انتخاب عجیب و خاص یک بیم برای درمان تکمیلی، بدهی 840 میلیاردی به اداره برق و ... بخشی از کارنامه عملکردی قاسم محمدی در دوران حضور 9 ماهه در شرکت چوب و کاغذ مازندران است.
بنابر مطالب پیش گفته و برای جلوگیری از ضرر و زیان به بیت المال و سهامداران مجموعه و با توجه به زیان انباشته 3/1 همت کارخانه چوب و کاغذ و ضرورت رفع آن و بدهی 7/1 همتی و استخدام عجیب و غریب حدود 400 نفر در دوره مدیریت کوتاه قاسم محمدی در چوب و کاغذ مازندران، وی برکنار شد تا آرامش به کارخانه بازگردد و از فضای سیاسی ای که وی بر کارخانه حاکم کرده بود کاسته شود.
حال، وی برای بازگشت به منصب قبلی به هر دری میزند؛ سراغ نمایندگان مجلس میرود، مصاحبه میکند و خود را در مجامع و جلسات، مدیرعامل چوب و کاغذ معرفی میکند! از طرفی آنچه تعجب و تاسف را بیشتر میکند حمایت برخی از نمایندگان مجلس از جمله رییس یکی از کمیسیونهای اقتصادی مجلس از وی است. آیا حامیان وی حاضر به افت تولید و زمینگیر شدن کارخانه هستند؟ آیا از انتصابات سیاسی محمدی دفاع می کنند؟ آیا خود ایشان از این انتصابات بهره می برند؟