به گزارش صراط به نقل از عصر امروز، هر چه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم قائدتا گفتمان های مختلفی همراه با مصادیق گفتمانی خود پا در عرصه رقابت خواهند گذاشت و با در دست گرفتن تابلو ها و شعارهایی که معمولا سعی می شود خلاصه یا نمادی از راهبرد کلان اجراییشان باشد تلاش می کنند تا نظر رای دهندگان را به سوی خود جلب کنند.
در این میان معمولا هر چه به روز نهایی نزدیک می شویم رقابت، رقابت مصداق هاست و پیش از آن هر چه هست رقابت گفتمان ها با یکدیگر است.
بر این اساس به نظر می رسد آنچه که می تواند از سویی یک گفتمان پیروز را شکل دهد و از سوی دیگر نوید بخش روزهای خوبی در همه عرصه ها برای ملت ایران باشد گفتمانی است که با درک ضروریات امروز جامعه ایرانی در صدد تهیه نسخه ای کارآمد برآمده و خود را به دست آزمون و خطا و یا موج سواری های مرسوم انتخاباتی نسپارد. و حال باید دید چه گفتمانی می تواند واجد چنین ویژگی هایی باشد.
یکی از بزرگترین چالشهای کنونی کشور مشکلات "اقتصادی" است. افکار عمومی نیز در حال حاضر بیشتر از هر چیز بر مقولههای اقتصادی متمرکز است. نامگذاری متوالی چندین سال پشت سر هم با تم غالب اقتصادی از سوی مقام معظم رهبری با شعارهایی از جمله اصلاحالگوی مصرف، جهاد اقتصادی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی به روشنی گواه این مدعاست.
البته یک نکته مهم را نباید از قلم انداخت و آن اینکه فردی که قرار است به عنوان مصداق اجرایی برای گفتمان پیشرفت اقتصادی معرفی شود باید توانایی به فعلیت رساندن آن را نیز داشته باشد و گر نه طرح این گونه شعارهای خوش آب و رنگ بدون پشتوانه قوی تئوریک و بدون در دست داشتن یک نقشه راه جامع تنها به بدنام شدن یک گفتمان درست دیگر منجر خواهد شد. اتفاقی که پیش از این برای شعار عدالت و پیش تر نیز برای کلمه زیبای آزادی و قبل تر از آن برای "سازندگی" افتاد.
در این میان معمولا هر چه به روز نهایی نزدیک می شویم رقابت، رقابت مصداق هاست و پیش از آن هر چه هست رقابت گفتمان ها با یکدیگر است.
بر این اساس به نظر می رسد آنچه که می تواند از سویی یک گفتمان پیروز را شکل دهد و از سوی دیگر نوید بخش روزهای خوبی در همه عرصه ها برای ملت ایران باشد گفتمانی است که با درک ضروریات امروز جامعه ایرانی در صدد تهیه نسخه ای کارآمد برآمده و خود را به دست آزمون و خطا و یا موج سواری های مرسوم انتخاباتی نسپارد. و حال باید دید چه گفتمانی می تواند واجد چنین ویژگی هایی باشد.
یکی از بزرگترین چالشهای کنونی کشور مشکلات "اقتصادی" است. افکار عمومی نیز در حال حاضر بیشتر از هر چیز بر مقولههای اقتصادی متمرکز است. نامگذاری متوالی چندین سال پشت سر هم با تم غالب اقتصادی از سوی مقام معظم رهبری با شعارهایی از جمله اصلاحالگوی مصرف، جهاد اقتصادی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی به روشنی گواه این مدعاست.
البته یک نکته مهم را نباید از قلم انداخت و آن اینکه فردی که قرار است به عنوان مصداق اجرایی برای گفتمان پیشرفت اقتصادی معرفی شود باید توانایی به فعلیت رساندن آن را نیز داشته باشد و گر نه طرح این گونه شعارهای خوش آب و رنگ بدون پشتوانه قوی تئوریک و بدون در دست داشتن یک نقشه راه جامع تنها به بدنام شدن یک گفتمان درست دیگر منجر خواهد شد. اتفاقی که پیش از این برای شعار عدالت و پیش تر نیز برای کلمه زیبای آزادی و قبل تر از آن برای "سازندگی" افتاد.
بابا روتون برم ! یعنی یک ذره شرم و حیا ندارید؟
از نظر اقتصادی که قیمت همه کالاها را سال 84 با الان مقایسه کنید متوجه میشوید ده برابر گران شده اند.
از لحاظ فساد اداری و مالی که اختلاسهای پی در پی شما اصولگرایان محترم روی دزدان کاروانهای قدیمی را سفید کرد.
از نظر اجتماعی که بالا رفتن سن ازدواج پائین آمدن سن اعتیاد و روسپیگری و .....
کارخانجات 70 درصدشان تعطیل پروژه های بزرگ کلهم اجمعین در سکوت وسکون و ...
آخه چی مانده که شما تخریب نکرده باشید.
بازهم شما میخواهید در انتخابات شرکت کنید؟
( نقاص گناه خونهای به ناحق ریخته را میدهید. از این هم بدتر خواهید شد چون خدا جای حق نشسته است )
این همه پیشرفت که در رسانه ملی میگویید خیال است
همه ی کشورهای دیگر از جمله ترکیه و مالزی و حتی افغانستان با شتاب بیشتر به سوی پیشرفت میروند و کشورهای آمریکای لاتین از رکود اقتصادی اروپا بهترین استفاده را میبرند و آنوقت کشور ما بخاطر استراتژیهای مشکوک و مخرب اتخاذ شده، درجا میزند و پسرفت دارد.
کره شمالی انرژی هسته ای دارد و بمب اتم هم دارد ملتش اگر آمریکا یک هفته گندم ندهد از گرسمگی میمیرند.
در خاورمیانه کدام کشور انرژی هسته ای دارد؟ هتد و پاکستان
ملتشان در چه وضعی زندگی میکنند؟
کدام کشور انرژی هسته ای ندارد؟ ژاپن و کره شمالی
ملت این دو کشور در چه حالی اند و صنعتشان چقدر پیشرفت کرده است؟
وقتی که یکنفر بالا میرود و به هیچ وجه حاضر نیست پائید بیاید و همه ی تصمیمات را به تنهائی میگیرد و نمیشود گفت بالای چشمت ابروست وضعیت همین میشود.
شما اصولگرایان بجای ژاپن اسلامی کشور را افغانستان میکنید.
کی از خواب بیدار خواهید شد؟
شاید وقتی که همانند صدام کشورتان به ویرانه تبدیل شود.