"صراط" - سيد على حسینی خامنهاى فرزند مرحوم
حجتالاسلام و المسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنهاى، در 24 تیرماه سال ۱۳۱۸ شمسی
برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود.
او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنهاى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشهگير [...] زندگى ما بهسختى مىگذشت. من يادم هست شبهايى اتفاق مىافتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مىكرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.»
او دومين پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سيد جواد خامنهاى هم مانند بيشتر روحانيون و مدرسان علوم دينى، بسيار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خيلى پارسا و گوشهگير [...] زندگى ما بهسختى مىگذشت. من يادم هست شبهايى اتفاق مىافتاد كه در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مىكرد. [...] آن شام هم نان و كشمش بود.»
خانهاى كه خانوادهی سيد جواد در آن
زندگى مىكردند در یكی از محلههای فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدرى من كه در
آن متولد شدهام، تا چهار پنج سالگى من، يك خانهی ۶۰ ـ ۷۰ مترى در
محلهی فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك و
خفهاى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مىآمد -و معمولاً پدر بنا بر اين كه
روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت- همهی ما بايد به زيرزمين
مىرفتيم تا مهمان برود. بعد عدهاى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى
را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبر انقلاب از دوران كودكى در خانوادهاى فقير اما روحانى پرورش يافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سيد محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مكتبخانه رفتند و پس از آن در مدرسهی تازهتأسيس اسلامى «دارالتعليم ديانتى» ثبت نام كردند و دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.
میثاق طلبگی
- ۱۳۳۰
سیدعلی از دوازده سالگی و با رفتن به مدرسهی علمیهی سلیمانخان و سپس نواب مشهد، پس از آموختن مقدمات علوم حوزوی، فراگیری دروس سطح همچون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفایه را از اساتیدی همچون حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی ادامه داد.
اما آن استادی كه سیدعلی نوجوان از او استفادههای فراوانی در دروس سطح برد، كسی جز پدرش نبود؛ یعنی مرحوم آیتالله سید جواد خامنهای كه از آیات عظامی همچون نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی اجازهی اجتهاد داشت.
- ۱۳۳۴
شانزده سالگی سنی بود كه آقاسیدعلی حضور در درس خارج فقه آیتاللهالعظمی سید محمدهادی میلانی را آغاز كرد.
ایشان همزمان در جلسات مرحوم حاج میرزاجوادآقا تهرانی نیز شركت میكرد. مباحث این جلسات بیشتر به نقد و رد كتاب فلسفهی منظومهی ملاهادی سبزواری میگذشت.
علاوه بر این و به دلیل علاقهی آقاسیدعلی به فلسفه و به سبب جوّ ضد فلسفهی آن روزهای مشهد، او ناگزیر بود كه در درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی- از اساتید فلسفهی مورد وثوق حضرت آیتالله میلانی- به صورت پنهانی و خصوصی شركت كند.
- ۱۳۳۶
هجدهمین سال زندگیِ آقاسیدعلی مقارن شد با عزم او برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام و درك كردن محضر و دروس بزرگان نجف.
سیدعلی پس از حضوری كوتاه در این حوزه، درس اساتیدی همچون آیتالله العظمی سید محسن حكیم را بیشتر پسندید و تصمیم گرفت كه اگر پدرشان اجازه داد، در نجف بماند و به درس آن اساتید برود. به پدر نامه نوشت و از او برای ماندن و ادامهی تحصیل در نجف اجازه خواست. پاسخ منفی شنید و لذا به امر پدر به مشهد بازگشت.
پس از برگشتن به مشهد و ادامهی ارتباط با طلابی كه از قم برای زیارت حضرت علی بن موسیالرضا علیهالسلام میآمدند، سید جوان مصمم شد برای رفتن به حوزهی قم.
در آن هنگام هدایت حوزهی قم را آیتاللهالعظمی بروجردی زعامت میكرد و این حوزه به سوی شكوفایی و مركزیت علمی میرفت. پدر آقاسیدعلی اما كه راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترك مشهد موافقت نكرد و این مخالفت ادامه یافت تا یك سال بعد.
- ۱۳۳۷
با شروع سال تحصیلی جدید حوزه، آقا سیدجواد خامنهای رضایت داد كه فرزند فاضلش به قم هجرت كند. آقاسیدعلی به قم رفت و در مدرسهی علمیهی حجتیه مستقر شد.
برادر بزرگترش سیدمحمد هم در آنجا طلبه بود. بانی ساخت این مدرسهی علمیه -كه از دیگر مدارس آن زمانِ قم تازهسازتر بود- آیتاللهالعظمی حجت كوهكمرهای بود و طرح معماری آن را علامه سید محمدحسین طباطبایی داده بود.
آقاسیدعلی كه بهزودی در بین هممباحثههایش به كثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره شد. از آغاز ورودش به قم در درس خارج فقه حضرت آیتالله العظمی بروجردی شركت كرد.
از همان ابتدا در دروس حاجآقا روحالله هم (حضرت امام خمینی رضواناللهعلیه) نیز حضور یافت. از بركات حضور در این درس آقای بروجردی، نكات مهم رجالی بود كه استاد در آن بسیار متبحّر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول مرحوم امام و مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی هنوز نزد آیتالله خامنهای باقی است؛ هرچند كه ساواك بسیاری از آنها را در دوران مبارزه از بین برد.
- ۱۳۴۰
در فروردین این سال حضرت آیتاللهالعظمی بروجردی به لقاء حضرت حق شتافت و مرجعیت امام خمینی رضواناللهعلیه مطرح شد.
سخنرانیهای انتقادی امام و اعتراضهای تند ایشان علیه اقدامات رژیم و شخص پهلوی دوم، پایههای قیام اسلامی در قم و زمینههای شكلگیری مبارزات را پی ریخت.
شاگردان ایشان نیز هریك در سنگری به تبلیغ و روشنگری پرداختند و به دنبال تحكیم قیام و تثبیت مرجعیت و زعامت امام بودند.
- ۱۳۴۲
پس از حادثهی یورش عوامل پهلوی به مدرسهی فیضیه و با اوجگیری مبارزات طلاب و مردم متدین علیه رژیم، امام خمینی را دستگیر كردند و به تبعید فرستادند. پس از تبعید امام، شاگردان ایشان مبارزات را در قم و دیگر شهرها ادامه دادند.
روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا آقاسیدعلی -كه تحت تأثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی نیز بود- به انجام وظیفهی روشنگری در مبارزات بپردازد.
لذا ساواك دو بار او را دستگیر كرد. در همین سال امام خمینی او را به عنوان نمایندهی خود و برای ابلاغ پیام دربارهی مبارزه با رژیم شاه، نزد آیتاللهالعظمی میلانی در مشهد فرستادند. همهی اینها در كنار فضای گرم درس و بحث و مباحثات علمی بود.
- ۱۳۴۳
در این سال آیتالله سیدجواد خامنهای كه در مشهد ساكن بود، بینایی خود را از دست داد. این بدترین خبر برای آقاسیدعلی بود كه میخواست در قم بماند.
او با وجود اصرار اساتید خود بر ماندنش در قم و از جمله اصرار آیتالله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی –فرزند آیتاللهالعظمی حائری مؤسس–قصد عزیمت به مشهد مقدس كرد.
در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی و مرحوم آقای بروجردی، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در فلسفه، از دیگر اساتید آقاسیدعلی خامنهای بودند.
همچنین آقایان شیخ محمد حسین بهجتی شفق، حجتالاسلام محمدجواد حجتی كرمانی، حجتالاسلام سید جعفر شبیری زنجانی، آیتالله حاج شیخ مهدی باقری كنی و آیتالله ربانی املشی از هممباحثههای نزدیك او به شمار میرفتند.
- ۱۳۴۴
پس از بازگشت به مشهد مقدس، پدر كه از اساتید اصلی او در سالهای طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود و آقاسیدعلی چشمان پدرش شد! او هر روز و در زمانی مشخص، چند ساعت برای پدر كتاب میخواند و همان متون را با او مباحثه میكرد.
تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن كریم و حضور مجدد در درس خارج فقه آیتاللهالعظمی میلانی -علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی- بخشی از فعالیتهای علمی روحانی ۲۶ سالهی ساكن خیابان خسروی نو در مشهد مقدس بود.
- ۱۳۴۷-۱۳۵۷
مدرسهی علمیهی میرزا جعفر مشهد، شاهد جلسات تفسیر قرآن كریم بود كه بهسرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیرِ فعّال قرآن» كه سیدعلی خامنهای آن را تدریس میكرد، شیوهی جدید و خاصی از تفسیر كلامالله مجید بود و طلاب را روزبهروز به بهرهگیری از آموزههای قرآن ترغیب میكرد.
این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرحشده در كنار تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، با ممانعتهای مكرر عوامل رژیم پهلوی مواجه شد.
این اتفاق باعث شد تا این دروس از مسجد امام حسن مجتبی علیهالسلام به مسجد كرامت و پس از آن به مساجد رضایی، قبله و... منتقل شود.
این جلسات كه دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود، به دلیل بازداشت آیتالله خامنهای بارها متوقف و دوباره برگزار میشد تا اینكه در سال ۱۳۵۶ به دلیل تبعید آیتالله خامنهای به ایرانشهر، تعطیل شد.
ممنوعالخروج شدن از كشور به دلیل مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیریهای پیاپی و فعالیتهای سیاسی باعث شد تا سیدعلی حسینی خامنهای نتواند برای ارتباطگیری از نزدیك با امام خمینی به نجف اشرف برود، اما ماندن در مشهد و پركردن خلأ فكری و ایدئولوژیك كه پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت، موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن جلسات «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.
مبارزات سياسى
آيتالله خامنهاى به گفتهی خودشان «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى قدّسسرّه» هستند و نخستين جرقههاى سياسى و مبارزاتى ایشان و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نواب صفوى» در ذهن ايشان زده است؛
هنگامی كه نواب صفوى با عدهاى از فدایيان اسلام در سال ۱۳۳۱ به مشهد رفتند و در مدرسهی سليمانخان، سخنرانى پرهيجان و بيداركنندهاى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى و نیز فريب و نيرنگ شاه و انگليس و دروغگويى آنان به ملت ايران، ايراد كردند.
«همان وقت جرقههاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيلهی نواب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن كرد.»
- همراه با نهضت حضرت امام خمينى قدّسسرّه
آيتالله خامنهاى از سال ۱۳۴۱ كه در قم حضور داشتند و از زمانی كه حركت انقلابى و اعتراضآميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريكاپسند محمدرضا شاه پهلوى آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيبهاى فراوان و شكنجهها و تعبيدها و زندانها مبارزه كردند و در اين مسير از هيچ خطرى نترسيدند.
نخستين بار در محرم سال ۱۳۸۳ ﻫ.ق از سوى امام خمينى قدّسسرّه مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيتاللهالعظمی ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامههاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرم و افشاگرى عليه سياستهاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم برسانند.
ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند.
به اين خاطر در ۹ محرم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲» دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن با اين شرط آزاد شدند كه منبر نروند و تحت نظر باشند. با پيش آمدن حادثهی خونین ۱۵خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آوردند، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سختترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.
- دومين بازداشت
در بهمن ۱۳۴۲ -رمضان ۱۳۸۳ ﻫ.ق- آیتالله خامنهاى با عدهاى از دوستانشان بر اساس برنامهی حسابشدهاى به مقصد كرمان حركت كردند.
پس از دو سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلاب آن شهر عازم زاهدان شدند.
سخنرانىها و افشاگرىهاى پرشور ايشان و بهويژه در ايام ششم بهمن -سالگرد انتخابات و رفراندوم رژیم شاه- مورد استقبال مردم قرار گرفت.
در روز پانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن علیهالسلام بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانهی تهران كرد.
رهبر بزرگوار، حدود دو ماه در زندان قزلقلعه -به صورت انفرادى- زندانى شدند و انواع اهانتها و شكنجهها را تحمل كردند.
- سومين و چهارمين بازداشت
كلاسهاى
تفسير و حديث و انديشهی اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كمنظير
جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد.
همين فعاليتها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند.
به اين خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفيانه زندگى مىكردند و يك سال بعد -۱۳۴۶- دستگير و محبوس شدند. همين فعاليتهاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنمى پهلوى در سال ۱۳۴۹ نيز دستگير و زندانى كردند.
- پنجمين بازداشت
حضرت آيتالله خامنهاى دربارهی پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مىنويسد:
«از سال ۴۸ زمینهی حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من -كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمىتواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد- افزایش یافت.
سال ۵۰ مجدداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونتآمیز ساواك در زندان آشكارا نشان مىداد كه دستگاه از پیوستن جریانهاى مبارزه مسلحانه به كانونهاى تفكر اسلامى بهشدت بیمناك است و نمىتواند بپذیرد كه فعالیتهاى فكرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریانها بیگانه و به كنار است.
پس از آزادى، دایرهی درسهاى عمومى تفسیر و كلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا كرد.»
- بازداشت ششم
در بين سالهاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيتالله خامنهاى در سه مسجد «كرامت»، «امام حسن علیهالسلام» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل میشد و هزاران نفر از مردم مشتاق بهويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مىكشاند و با تفكرات اصيل اسلامى آشنا مىساخت.
درس نهجالبلاغـهی ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوههاى پلىكپىشده تحت عنوان: «پرتوى از نهجالبلاغه» تكثير و دست به دست مىگشت.
طلاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مىآموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مىساختند.
اين فعاليتها موجب شد كه در دى ماه ۱۳۵۳ ساواك بىرحمانه به خانهی آيتالله خامنهاى در مشهد هجوم ببرد و ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشتها و نوشتههای ایشان را ضبط كنند.
اين ششمين و سختترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز ۱۳۵۴ در زندان كميتهی مشترك تهران زندانی بودند. در اين مدت در سلولى با سختترين شرايط نگهداشته شدند.
سختىهايى كه ايشان در اين بازداشت تحمل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان كه آن شرايط را ديدهاند» قابل فهم است.
پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند. باز هم همان برنامه و تلاشهاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.
- در تبعيد
رژیم پهلوى در اواخر سال ۱۳۵۶، آیتالله خامنهاى را مجدداً دستگیر و براى مدت سه سال به شهر ایرانشهر تبعید كرد.
البته در اواسط سال ۱۳۵۷ و در پی اوجگيرى مبارزات مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شدند و به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم پهلوى قرار گرفتند.
پس از پانزده سال مبارزهی مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آنهمه سختى و تلخى، ثمرهی شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفّتبار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانهی پهلوى و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.
در آستانهی پيروزى
در
آستانهی پيروزى انقلاب اسلامى و پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به
تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيتهاى مبارزى همچون شهيد
مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و ... در ايران تشكيل گرديد.
آيتالله خامنهاى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمدند. پيام امام توسط شهيد مطهرى به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامی
آيتالله خامنهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليتهاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بىنظير و بسيار مهم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رئوس آنها مىپردازيم:
- پایهگذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و همرزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، حجتالاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى و... دراسفند ۱۳۵۷
- معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸
سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۸
- امام جمعهی تهران، ۱۳۵۹
- نمایندگی امام خمینی قدّسسرّه در شوراى عالى دفاع، ۱۳۵۹
- نمایندگی مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸
- حضور در جبهههاى دفاع مقدس.
از سال ۱۳۵۹ و با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ایران. این حضور تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ ادامه داشت.
- ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران.
- دو دوره ریاستجمهورى اسلامی ایران با رأی قاطع ملت.
به دنبال شهادت محمدعلى رجایى دومین رئیسجمهور ایران، آیتالله خامنهاى در مهر ماه ۱۳۶۰ با كسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حكم تنفیذ امام خمینى قدّسسرّه به مقام ریاستجمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ براى دومین بار به این مقام و مسئولیت انتخاب شدند.
- ریاست شوراى انقلاب فرهنگی، ۱۳۶۰
- ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۶۶
- ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، ۱۳۶۸
- ولیفقیه و رهبر انقلاب اسلامی ایران.
از روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۶۸، پس از رحلت رهبر كبیر انقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام و مسئولیت عظیم انتخاب شدند.

..........................................................................................................
- تاكید امام بر عدم تفكیك دین از سیاست
من به یاد میآورم كه در زمان ریاست جمهوری خود، قصد شركت در یك مجمع جهانی و ایراد سخنرانی را داشتم.
رسم من این بود كه متن این نوع سخنرانیها را قبلا خدمت امام ارایه میدادم و میگفتم: «بنده این متن را آماده كردهام.» تا ایشان اگر نظری داشتند، بیان كنند.
در مورد آن سخنرانی كه قرار بود در جمعی از سران كشورها ـ كه اكثرشان هم غیر مسلمان بودند ـ ایراد شود، ایشان به من گفتند قضیهی تفكیكناپذیری دین از سیاست را هم در متن سخنرانی بگنجانید!
من ابتدا تعجب كردم كه آخر این قضیه چه مناسبت دارد؟! اما چون ایشان فرموده بودند، خود را موظف میدانستم آنچه را كه خواستهاند، انجام دهم. خلاصه اینكه به قاعدهی یكی دو صفحه، قضیه تفكیكناپذیری دین از سیاست را در متن سخنرانی گنجاندم. نهایت سعیام این بود كه آن قضیه، در ابتدای متن سخنرانی و جای برجستهای گنجانده شود.
بعدها هر چه زمان گذشت به صحت نظر ایشان بیشتر معتقد شدم. همان وقت هم ـ بعد از آنكه سخنرانی انجام شد و برگشتم ـ به دوستانم گفتم: «این فرموده و نظر امام، در ابتدا به نظرم عجیب آمد؛ اما پس از ایراد سخنرانی، فهمیدم كه این فكر كاملا درست بود.» تاكید مكرر امام به این خاطر بود كه واقعا روی این قضیه، در طول زمان، خیلی كار شده است.( دیدار با روحانیون خوزستان در حوزه علمیه اهواز ۱۳۷۵/۱۲/۱۸ )
- ایمان امام به توده مردم و نقش روحانیت
یك روزی بعد از یك سخنرانی كه امام مبالغی صحبت كرده بودند، ما خدمتشان شرفیاب شدیم. حقیقت این است كه آدم نگران است از اینكه امام زیاد و بلند و با شور و هیجان صحبت كنند.
ایشان از یك بیماری قلبی تازه برخاستند و آدم نگران میشود، طبیعی است، همه هركسی توجه پیدا كند نگران میشود. خدمتشان عرض كردیم كه خوب است شما یك قدری این سخنرانیها، این صحبتها را كم كنید.
لااقل اگر قرار است صحبت بفرمائید، طولانی صحبت نكنید، یك ربع ساعت مثلا. نه سه ربع ساعت و یك ساعت كه گاهی دیده شده در همین اواخر ایشان فرمودند كه من آرام صحبت میكنم. بعد فرمودند وقتی كه عدهای از همین مردم، از همین عامهی مردم اینجا میآیند، من میتوانم نروم و برایشان صحبت نكنم.
این ایمان به تودهی مردم است و بدانید كه اگر این ایمان به تودهی مردم نبود این انقلاب حالا حالاها پیروز نشده بود. ( سخنرانی با عنوان مساله امامت پیشوایی (نیمه شعبان)۱۳۵۹/۴/۱۲ )
- پیروزی در انجام تكلیف
دیروز یكی از برادران عزیزی كه در پاریس خدمت امام بودند برای من نقل میكردند. در پاریس خبرنگارها از امام پرسیدند شما چقدر امیدوار به پیروزی خودتان هستید؟ امام خطاب به خبرنگارها گفتند ما همین الان پیروزیم.
این را امام در وضعی گفت كه شاه هنوز امیدوار بود كه كماندوهای امریكایی بریزند مردم را قتل عام كنند. احتمالش هم بود ممكن بود بكنند، در همان شرایط امام گفت ما پیروزیم.
چرا پیروزیم؟ چون آن شخصی كه تكلیفش را انجام داده و موفق شده كه تكلیفش را انجام بدهد پیروز است. ( بیانات در جمع امت شهیدپرور مشهد به مناسبت شهادت امام رضا(علیهالسلام) ۱۳۶۳/۹/۳ )
- تواضع و حیای امام در امور عاطفی و معنوی
شبی در یك جلسهی خصوصی با دو سه نفر از دوستان، منزل مرحوم حاج احمد آقا نشسته بودیم؛ ایشان (حضرت امام) هم نشسته بود.
یكی از ما گفتیم: آقا شما مقامات معنوی دارید، مقامات عرفانی دارید؛ چند جملهای ما را نصیحت و هدایت كنید.
آن مرد با عظمتی كه آنگونه اهل معنا و سلوك بود، در مقابل این جملهی ستایشگونهی كوتاه یك شاگردش ...آن چنان در حال حیا و شرمندگی و تواضع فرو رفت كه اثر آن در رفتار و جسم و كیفیت نشستن او محسوس شد!
در حقیقت ما شرمنده شدیم كه این حرف را زدیم كه موجب حیای امام شد. آن مرد شجاع و آن نیروی عظیم، در قضایای عاطفی و معنوی این گونه متواضع و با حیا بود. ( خطبههای نماز جمعه ۱۳۷۸/۳/۱۴ )
رهبر انقلاب از دوران كودكى در خانوادهاى فقير اما روحانى پرورش يافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سيد محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مكتبخانه رفتند و پس از آن در مدرسهی تازهتأسيس اسلامى «دارالتعليم ديانتى» ثبت نام كردند و دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.
میثاق طلبگی
- ۱۳۳۰
سیدعلی از دوازده سالگی و با رفتن به مدرسهی علمیهی سلیمانخان و سپس نواب مشهد، پس از آموختن مقدمات علوم حوزوی، فراگیری دروس سطح همچون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفایه را از اساتیدی همچون حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی ادامه داد.
اما آن استادی كه سیدعلی نوجوان از او استفادههای فراوانی در دروس سطح برد، كسی جز پدرش نبود؛ یعنی مرحوم آیتالله سید جواد خامنهای كه از آیات عظامی همچون نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی اجازهی اجتهاد داشت.

- ۱۳۳۴
شانزده سالگی سنی بود كه آقاسیدعلی حضور در درس خارج فقه آیتاللهالعظمی سید محمدهادی میلانی را آغاز كرد.
ایشان همزمان در جلسات مرحوم حاج میرزاجوادآقا تهرانی نیز شركت میكرد. مباحث این جلسات بیشتر به نقد و رد كتاب فلسفهی منظومهی ملاهادی سبزواری میگذشت.
علاوه بر این و به دلیل علاقهی آقاسیدعلی به فلسفه و به سبب جوّ ضد فلسفهی آن روزهای مشهد، او ناگزیر بود كه در درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی- از اساتید فلسفهی مورد وثوق حضرت آیتالله میلانی- به صورت پنهانی و خصوصی شركت كند.
- ۱۳۳۶
هجدهمین سال زندگیِ آقاسیدعلی مقارن شد با عزم او برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام و درك كردن محضر و دروس بزرگان نجف.
سیدعلی پس از حضوری كوتاه در این حوزه، درس اساتیدی همچون آیتالله العظمی سید محسن حكیم را بیشتر پسندید و تصمیم گرفت كه اگر پدرشان اجازه داد، در نجف بماند و به درس آن اساتید برود. به پدر نامه نوشت و از او برای ماندن و ادامهی تحصیل در نجف اجازه خواست. پاسخ منفی شنید و لذا به امر پدر به مشهد بازگشت.
پس از برگشتن به مشهد و ادامهی ارتباط با طلابی كه از قم برای زیارت حضرت علی بن موسیالرضا علیهالسلام میآمدند، سید جوان مصمم شد برای رفتن به حوزهی قم.
در آن هنگام هدایت حوزهی قم را آیتاللهالعظمی بروجردی زعامت میكرد و این حوزه به سوی شكوفایی و مركزیت علمی میرفت. پدر آقاسیدعلی اما كه راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترك مشهد موافقت نكرد و این مخالفت ادامه یافت تا یك سال بعد.
- ۱۳۳۷
با شروع سال تحصیلی جدید حوزه، آقا سیدجواد خامنهای رضایت داد كه فرزند فاضلش به قم هجرت كند. آقاسیدعلی به قم رفت و در مدرسهی علمیهی حجتیه مستقر شد.
برادر بزرگترش سیدمحمد هم در آنجا طلبه بود. بانی ساخت این مدرسهی علمیه -كه از دیگر مدارس آن زمانِ قم تازهسازتر بود- آیتاللهالعظمی حجت كوهكمرهای بود و طرح معماری آن را علامه سید محمدحسین طباطبایی داده بود.
آقاسیدعلی كه بهزودی در بین هممباحثههایش به كثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره شد. از آغاز ورودش به قم در درس خارج فقه حضرت آیتالله العظمی بروجردی شركت كرد.
از همان ابتدا در دروس حاجآقا روحالله هم (حضرت امام خمینی رضواناللهعلیه) نیز حضور یافت. از بركات حضور در این درس آقای بروجردی، نكات مهم رجالی بود كه استاد در آن بسیار متبحّر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول مرحوم امام و مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی هنوز نزد آیتالله خامنهای باقی است؛ هرچند كه ساواك بسیاری از آنها را در دوران مبارزه از بین برد.
- ۱۳۴۰
در فروردین این سال حضرت آیتاللهالعظمی بروجردی به لقاء حضرت حق شتافت و مرجعیت امام خمینی رضواناللهعلیه مطرح شد.
سخنرانیهای انتقادی امام و اعتراضهای تند ایشان علیه اقدامات رژیم و شخص پهلوی دوم، پایههای قیام اسلامی در قم و زمینههای شكلگیری مبارزات را پی ریخت.
شاگردان ایشان نیز هریك در سنگری به تبلیغ و روشنگری پرداختند و به دنبال تحكیم قیام و تثبیت مرجعیت و زعامت امام بودند.
- ۱۳۴۲
پس از حادثهی یورش عوامل پهلوی به مدرسهی فیضیه و با اوجگیری مبارزات طلاب و مردم متدین علیه رژیم، امام خمینی را دستگیر كردند و به تبعید فرستادند. پس از تبعید امام، شاگردان ایشان مبارزات را در قم و دیگر شهرها ادامه دادند.
روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا آقاسیدعلی -كه تحت تأثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی نیز بود- به انجام وظیفهی روشنگری در مبارزات بپردازد.
لذا ساواك دو بار او را دستگیر كرد. در همین سال امام خمینی او را به عنوان نمایندهی خود و برای ابلاغ پیام دربارهی مبارزه با رژیم شاه، نزد آیتاللهالعظمی میلانی در مشهد فرستادند. همهی اینها در كنار فضای گرم درس و بحث و مباحثات علمی بود.
- ۱۳۴۳
در این سال آیتالله سیدجواد خامنهای كه در مشهد ساكن بود، بینایی خود را از دست داد. این بدترین خبر برای آقاسیدعلی بود كه میخواست در قم بماند.
او با وجود اصرار اساتید خود بر ماندنش در قم و از جمله اصرار آیتالله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی –فرزند آیتاللهالعظمی حائری مؤسس–قصد عزیمت به مشهد مقدس كرد.
در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی و مرحوم آقای بروجردی، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در فلسفه، از دیگر اساتید آقاسیدعلی خامنهای بودند.
همچنین آقایان شیخ محمد حسین بهجتی شفق، حجتالاسلام محمدجواد حجتی كرمانی، حجتالاسلام سید جعفر شبیری زنجانی، آیتالله حاج شیخ مهدی باقری كنی و آیتالله ربانی املشی از هممباحثههای نزدیك او به شمار میرفتند.
- ۱۳۴۴
پس از بازگشت به مشهد مقدس، پدر كه از اساتید اصلی او در سالهای طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود و آقاسیدعلی چشمان پدرش شد! او هر روز و در زمانی مشخص، چند ساعت برای پدر كتاب میخواند و همان متون را با او مباحثه میكرد.
تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن كریم و حضور مجدد در درس خارج فقه آیتاللهالعظمی میلانی -علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی- بخشی از فعالیتهای علمی روحانی ۲۶ سالهی ساكن خیابان خسروی نو در مشهد مقدس بود.
- ۱۳۴۷-۱۳۵۷
مدرسهی علمیهی میرزا جعفر مشهد، شاهد جلسات تفسیر قرآن كریم بود كه بهسرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیرِ فعّال قرآن» كه سیدعلی خامنهای آن را تدریس میكرد، شیوهی جدید و خاصی از تفسیر كلامالله مجید بود و طلاب را روزبهروز به بهرهگیری از آموزههای قرآن ترغیب میكرد.
این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرحشده در كنار تدریس رسائل و مكاسب و كفایه، با ممانعتهای مكرر عوامل رژیم پهلوی مواجه شد.
این اتفاق باعث شد تا این دروس از مسجد امام حسن مجتبی علیهالسلام به مسجد كرامت و پس از آن به مساجد رضایی، قبله و... منتقل شود.
این جلسات كه دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود، به دلیل بازداشت آیتالله خامنهای بارها متوقف و دوباره برگزار میشد تا اینكه در سال ۱۳۵۶ به دلیل تبعید آیتالله خامنهای به ایرانشهر، تعطیل شد.

ممنوعالخروج شدن از كشور به دلیل مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیریهای پیاپی و فعالیتهای سیاسی باعث شد تا سیدعلی حسینی خامنهای نتواند برای ارتباطگیری از نزدیك با امام خمینی به نجف اشرف برود، اما ماندن در مشهد و پركردن خلأ فكری و ایدئولوژیك كه پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت، موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن جلسات «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.
مبارزات سياسى
آيتالله خامنهاى به گفتهی خودشان «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى قدّسسرّه» هستند و نخستين جرقههاى سياسى و مبارزاتى ایشان و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نواب صفوى» در ذهن ايشان زده است؛
هنگامی كه نواب صفوى با عدهاى از فدایيان اسلام در سال ۱۳۳۱ به مشهد رفتند و در مدرسهی سليمانخان، سخنرانى پرهيجان و بيداركنندهاى در موضوع احياى اسلام و حاكميت احكام الهى و نیز فريب و نيرنگ شاه و انگليس و دروغگويى آنان به ملت ايران، ايراد كردند.
«همان وقت جرقههاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيلهی نواب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شكى ندارم كه اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن كرد.»
- همراه با نهضت حضرت امام خمينى قدّسسرّه
آيتالله خامنهاى از سال ۱۳۴۱ كه در قم حضور داشتند و از زمانی كه حركت انقلابى و اعتراضآميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريكاپسند محمدرضا شاه پهلوى آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيبهاى فراوان و شكنجهها و تعبيدها و زندانها مبارزه كردند و در اين مسير از هيچ خطرى نترسيدند.
نخستين بار در محرم سال ۱۳۸۳ ﻫ.ق از سوى امام خمينى قدّسسرّه مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيتاللهالعظمی ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامههاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرم و افشاگرى عليه سياستهاى آمريكايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم برسانند.
ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريكا پرداختند.
به اين خاطر در ۹ محرم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲» دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداى آن با اين شرط آزاد شدند كه منبر نروند و تحت نظر باشند. با پيش آمدن حادثهی خونین ۱۵خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آوردند، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سختترین شرایط و شكنجه و آزارها زندانى شدند.
- دومين بازداشت
در بهمن ۱۳۴۲ -رمضان ۱۳۸۳ ﻫ.ق- آیتالله خامنهاى با عدهاى از دوستانشان بر اساس برنامهی حسابشدهاى به مقصد كرمان حركت كردند.
پس از دو سه روز توقف در كرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلاب آن شهر عازم زاهدان شدند.
سخنرانىها و افشاگرىهاى پرشور ايشان و بهويژه در ايام ششم بهمن -سالگرد انتخابات و رفراندوم رژیم شاه- مورد استقبال مردم قرار گرفت.
در روز پانزدهم رمضان كه مصادف با ميلاد امام حسن علیهالسلام بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريكايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانهی تهران كرد.
رهبر بزرگوار، حدود دو ماه در زندان قزلقلعه -به صورت انفرادى- زندانى شدند و انواع اهانتها و شكنجهها را تحمل كردند.
- سومين و چهارمين بازداشت
كلاسهاى
تفسير و حديث و انديشهی اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال كمنظير
جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليتها سبب عصبانيت ساواك شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند.
به اين خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفيانه زندگى مىكردند و يك سال بعد -۱۳۴۶- دستگير و محبوس شدند. همين فعاليتهاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود كه موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواك جهنمى پهلوى در سال ۱۳۴۹ نيز دستگير و زندانى كردند.
- پنجمين بازداشت
حضرت آيتالله خامنهاى دربارهی پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مىنويسد:
«از سال ۴۸ زمینهی حركت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاههاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من -كه به قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمىتواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد- افزایش یافت.
سال ۵۰ مجدداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونتآمیز ساواك در زندان آشكارا نشان مىداد كه دستگاه از پیوستن جریانهاى مبارزه مسلحانه به كانونهاى تفكر اسلامى بهشدت بیمناك است و نمىتواند بپذیرد كه فعالیتهاى فكرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریانها بیگانه و به كنار است.
پس از آزادى، دایرهی درسهاى عمومى تفسیر و كلاسهاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا كرد.»
- بازداشت ششم
در بين سالهاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيتالله خامنهاى در سه مسجد «كرامت»، «امام حسن علیهالسلام» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشكيل میشد و هزاران نفر از مردم مشتاق بهويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلاب انقلابى و معتقد را به اين سه مركز مىكشاند و با تفكرات اصيل اسلامى آشنا مىساخت.
درس نهجالبلاغـهی ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوههاى پلىكپىشده تحت عنوان: «پرتوى از نهجالبلاغه» تكثير و دست به دست مىگشت.
طلاب جوان و انقلابى كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مىآموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديكِ ايران، افكار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مىساختند.

اين فعاليتها موجب شد كه در دى ماه ۱۳۵۳ ساواك بىرحمانه به خانهی آيتالله خامنهاى در مشهد هجوم ببرد و ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشتها و نوشتههای ایشان را ضبط كنند.
اين ششمين و سختترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز ۱۳۵۴ در زندان كميتهی مشترك تهران زندانی بودند. در اين مدت در سلولى با سختترين شرايط نگهداشته شدند.
سختىهايى كه ايشان در اين بازداشت تحمل كردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان كه آن شرايط را ديدهاند» قابل فهم است.
پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند. باز هم همان برنامه و تلاشهاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.
- در تبعيد
رژیم پهلوى در اواخر سال ۱۳۵۶، آیتالله خامنهاى را مجدداً دستگیر و براى مدت سه سال به شهر ایرانشهر تبعید كرد.
البته در اواسط سال ۱۳۵۷ و در پی اوجگيرى مبارزات مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شدند و به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم پهلوى قرار گرفتند.
پس از پانزده سال مبارزهی مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آنهمه سختى و تلخى، ثمرهی شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب كبير اسلامى ايران و سقوط خفّتبار حكومتِ سراسر ننگ و ظالمانهی پهلوى و برقرارى حاكميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.
در آستانهی پيروزى
در
آستانهی پيروزى انقلاب اسلامى و پيش از بازگشت امام خمينى از پاريس به
تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شركت افراد و شخصيتهاى مبارزى همچون شهيد
مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و ... در ايران تشكيل گرديد.آيتالله خامنهاى نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمدند. پيام امام توسط شهيد مطهرى به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامی
آيتالله خامنهاى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليتهاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بىنظير و بسيار مهم بودند كه در اين مختصر فقط به ذكر رئوس آنها مىپردازيم:
- پایهگذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همكارى و همفكرى علماى مبارز و همرزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، حجتالاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى و... دراسفند ۱۳۵۷
- معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸
سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۸
- امام جمعهی تهران، ۱۳۵۹
- نمایندگی امام خمینی قدّسسرّه در شوراى عالى دفاع، ۱۳۵۹
- نمایندگی مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸
- حضور در جبهههاى دفاع مقدس.
از سال ۱۳۵۹ و با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ایران. این حضور تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ ادامه داشت.
- ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران.
- دو دوره ریاستجمهورى اسلامی ایران با رأی قاطع ملت.
به دنبال شهادت محمدعلى رجایى دومین رئیسجمهور ایران، آیتالله خامنهاى در مهر ماه ۱۳۶۰ با كسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حكم تنفیذ امام خمینى قدّسسرّه به مقام ریاستجمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ براى دومین بار به این مقام و مسئولیت انتخاب شدند.
- ریاست شوراى انقلاب فرهنگی، ۱۳۶۰
- ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۶۶
- ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، ۱۳۶۸
- ولیفقیه و رهبر انقلاب اسلامی ایران.
از روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۶۸، پس از رحلت رهبر كبیر انقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام و مسئولیت عظیم انتخاب شدند.

..........................................................................................................
- تاكید امام بر عدم تفكیك دین از سیاست
من به یاد میآورم كه در زمان ریاست جمهوری خود، قصد شركت در یك مجمع جهانی و ایراد سخنرانی را داشتم.
رسم من این بود كه متن این نوع سخنرانیها را قبلا خدمت امام ارایه میدادم و میگفتم: «بنده این متن را آماده كردهام.» تا ایشان اگر نظری داشتند، بیان كنند.
در مورد آن سخنرانی كه قرار بود در جمعی از سران كشورها ـ كه اكثرشان هم غیر مسلمان بودند ـ ایراد شود، ایشان به من گفتند قضیهی تفكیكناپذیری دین از سیاست را هم در متن سخنرانی بگنجانید!
من ابتدا تعجب كردم كه آخر این قضیه چه مناسبت دارد؟! اما چون ایشان فرموده بودند، خود را موظف میدانستم آنچه را كه خواستهاند، انجام دهم. خلاصه اینكه به قاعدهی یكی دو صفحه، قضیه تفكیكناپذیری دین از سیاست را در متن سخنرانی گنجاندم. نهایت سعیام این بود كه آن قضیه، در ابتدای متن سخنرانی و جای برجستهای گنجانده شود.
بعدها هر چه زمان گذشت به صحت نظر ایشان بیشتر معتقد شدم. همان وقت هم ـ بعد از آنكه سخنرانی انجام شد و برگشتم ـ به دوستانم گفتم: «این فرموده و نظر امام، در ابتدا به نظرم عجیب آمد؛ اما پس از ایراد سخنرانی، فهمیدم كه این فكر كاملا درست بود.» تاكید مكرر امام به این خاطر بود كه واقعا روی این قضیه، در طول زمان، خیلی كار شده است.( دیدار با روحانیون خوزستان در حوزه علمیه اهواز ۱۳۷۵/۱۲/۱۸ )
- ایمان امام به توده مردم و نقش روحانیت
یك روزی بعد از یك سخنرانی كه امام مبالغی صحبت كرده بودند، ما خدمتشان شرفیاب شدیم. حقیقت این است كه آدم نگران است از اینكه امام زیاد و بلند و با شور و هیجان صحبت كنند.
ایشان از یك بیماری قلبی تازه برخاستند و آدم نگران میشود، طبیعی است، همه هركسی توجه پیدا كند نگران میشود. خدمتشان عرض كردیم كه خوب است شما یك قدری این سخنرانیها، این صحبتها را كم كنید.
لااقل اگر قرار است صحبت بفرمائید، طولانی صحبت نكنید، یك ربع ساعت مثلا. نه سه ربع ساعت و یك ساعت كه گاهی دیده شده در همین اواخر ایشان فرمودند كه من آرام صحبت میكنم. بعد فرمودند وقتی كه عدهای از همین مردم، از همین عامهی مردم اینجا میآیند، من میتوانم نروم و برایشان صحبت نكنم.
این ایمان به تودهی مردم است و بدانید كه اگر این ایمان به تودهی مردم نبود این انقلاب حالا حالاها پیروز نشده بود. ( سخنرانی با عنوان مساله امامت پیشوایی (نیمه شعبان)۱۳۵۹/۴/۱۲ )
- پیروزی در انجام تكلیف
دیروز یكی از برادران عزیزی كه در پاریس خدمت امام بودند برای من نقل میكردند. در پاریس خبرنگارها از امام پرسیدند شما چقدر امیدوار به پیروزی خودتان هستید؟ امام خطاب به خبرنگارها گفتند ما همین الان پیروزیم.
این را امام در وضعی گفت كه شاه هنوز امیدوار بود كه كماندوهای امریكایی بریزند مردم را قتل عام كنند. احتمالش هم بود ممكن بود بكنند، در همان شرایط امام گفت ما پیروزیم.
چرا پیروزیم؟ چون آن شخصی كه تكلیفش را انجام داده و موفق شده كه تكلیفش را انجام بدهد پیروز است. ( بیانات در جمع امت شهیدپرور مشهد به مناسبت شهادت امام رضا(علیهالسلام) ۱۳۶۳/۹/۳ )
- تواضع و حیای امام در امور عاطفی و معنوی
شبی در یك جلسهی خصوصی با دو سه نفر از دوستان، منزل مرحوم حاج احمد آقا نشسته بودیم؛ ایشان (حضرت امام) هم نشسته بود.
یكی از ما گفتیم: آقا شما مقامات معنوی دارید، مقامات عرفانی دارید؛ چند جملهای ما را نصیحت و هدایت كنید.
آن مرد با عظمتی كه آنگونه اهل معنا و سلوك بود، در مقابل این جملهی ستایشگونهی كوتاه یك شاگردش ...آن چنان در حال حیا و شرمندگی و تواضع فرو رفت كه اثر آن در رفتار و جسم و كیفیت نشستن او محسوس شد!
در حقیقت ما شرمنده شدیم كه این حرف را زدیم كه موجب حیای امام شد. آن مرد شجاع و آن نیروی عظیم، در قضایای عاطفی و معنوی این گونه متواضع و با حیا بود. ( خطبههای نماز جمعه ۱۳۷۸/۳/۱۴ )

*وجود نازنین ایشان ،نعمت است*
*درد و بلاش بخوره تو سر اون آقاقلدره*
ما اهل کوفه نيستيم به اين معنیه که ما جزء مردمان اين ديار نبوده و نيستيم که بشه با دنیا يا ارعاب و تهدید ، حمایتمون از ولايت رو سلب کرده و دنبال کار خودمون بریم بلکه انشالله مثل حبيب بن مظاهرها هستيم که تا آخرين قطره خونمون به حمايت از مولامون می پردازیم و نمیذاريم تاريخ کربلا دوباره تکرار کنه
به اين معنی هست که برخلاف کوفيان قدر نعمت ولايت ديني سياسي رو می دونیم و با کفران آن موجب نمیشیم تاريخ با تسلط حکمرانانی همچون حجاج و ابن زياد دوباره تکرار بشه و بساط دين و ديانت رو از ميان برداره
در کل ما اهل کوفه نیستیم یعنی عصاره دین که همون ولایته رو به خوبی درک کرده در راه اون حاضر به همه گونه فداکاری هستیم
ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند جمله ای کوتاه با مفهومي به عمق هزار و چهارصد سال تاريخ هست پس نباید از کنارش به آسانی رد شد و تأمل در معناي آن نکرد به گونه ای که وقايع تلخ تاريخي تکرار بشن
اتفاقا امثال تو، مردم کوفه اند"
فقط لق زبونت شده که بگی ما اهل کوفه نیستیم ،علی تنها بماند"
وقتش که برسه،پیداتون نمیشه"اگر عدم حضور در صحنه براتون منفعت داشته باشه،خودتون رو نشون نمیدید"
"به این حرفم اعتقاد دارم"
ازچه سود میبری آدم خشک مغز؟
تو که بالغ شدی بالغ شدن را در چه دیدی؟
ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست این افتخار است البته ما دشمن داریم و ناجوانمردانه ترین دشمنیها در دنیا به ملت ایران صورت میگیرد. ما مردم آمریکا را از برترین ملتهای دنیا می دانیم.و یا : « بهنظر من، مردم ایران با مردم آمریکا و اسراییل فرقی ندارند. من از هیچکسی نمیترسم، چون اگر میترسیدم، از این حرفها نمیزدم...رییسجمهور هم بارها تأکید کرده است که رژیم اسراییل اصلا فلسفه وجودی ندارد و ما با این رژیم جنگی نداریم، بلکه برای آزادی مردم مسلمان یهودی و مسیحی که تحت سیطره این رژیم زندگی میکنند، میجنگیم. بنابراین برای هزارمینبار اعلام میکنم که ما با مردم دنیا دوست هستیم، حتی با مردم آمریکا و اسراییل»
"من اصرار دارم برمکتب ایران، بعضیها ممکن است بر من خرده بگیرند که تو چرا نمیگویی مکتب اسلام، مکتب اسلام دریافتهای متنوعی از آن وجود دارد. دریافت ناب از حقیقت ایمان و حقیقت توحید و حقیقت اسلام مکتب ایران است؛ باید از این پس ما مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم."
"باور دارم که واژه ایران ذکر است، چرا ذکر است؟ شما در ذکر دنبال چه میگردید؟ ذکر واژهای است مرتبط به روح مؤمن به جهان درون باور کرده به ارزشهای متعالی. از ذکر چه میجویند ذاکران همان را بجویند از ایران. ایران ذکر است"! .......... در همین سخنرانی میگوید: " اندیشه ایرانی جوهر دارد، گوهر است، بروز ظهور اندیشه ایرانی همهاش زیباست، مرا مظهر ایرانی نپندارید. من تلاش میکنم تا مظهر یک ایرانی باشم اما بدانید همان جا که زیبایی را مییابید، آن گوهر ایران است در کردار، در پندار، در رفتار، در بینش، در کنش ایران است." او در گام بعدی، کوروش و فرهنگ ایران باستان را ترویج میکند و با اجاره منشور کوروش مردم را برای دیدن آن تشویق میکند و میگوید"منشور کوروش باید نصب العین جامعه جهانی قرار گیرد." وی در تجلیل از کوروش و منشورش اظهار میدارد:" در صحنه امروز، ملت ایران طوفانی برپا کرده که چشم ستمگران را فرا گرفته است و آنها را از برنامهریزیهای خود باز داشته است. ملت ایران ملت بزرگی است. اگر به منشور کوروش نگاه کنید میتوانید به این مسأله پی ببرید. امپراطوری کوروش در اوج قدرت بابل، این کشور را فتح کرده است. انوشیروان یکی از فرمانروایان مقتدر بوده و البته باید گفت اگر در اینجا از مدیریت شاهی نیز تمجید میشود به خاطر نماد ملت ایران است."
وی همچنین در تجلیل از کوروش و منشورش اظهار میدارد:" در صحنه امروز، ملت ایران طوفانی برپا کرده که چشم ستمگران را فرا گرفته است و آنها را از برنامهریزیهای خود باز داشته است. ملت ایران ملت بزرگی است. اگر به منشور کوروش نگاه کنید میتوانید به این مسأله پی ببرید. امپراطوری کوروش در اوج قدرت بابل، این کشور را فتح کرده است. انوشیروان یکی از فرمانروایان مقتدر بوده و البته باید گفت اگر در اینجا از مدیریت شاهی نیز تمجید میشود به خاطر نماد ملت ایران است."
1- برگزاری جشن نوروز ایران در حالی که همزمان ٬مسلمانان منطقه از جمله شیعیان بحرین در زیر شدیدترین حملات آل خلیفه، قذافی، علی عبد ا... صالح، آل سعود و . . . قرار داشتن
2- دیدار چندباره با همسر مرحوم دکتر فاطمی (از اعضای فعال جبهه ملی ) در فروردین87
برای چی ؟
اکنون که دیگر سردمداران ملی گرایی سری در سر ها ندارند و این گفتمان رو به انزواست،این جریان انحرافی است که بر کوس ملی گرایی می کوبد.بی شک این نظریات جدید چیزی جز نوساخته ای بر ویرانه نیست.
برای تحلیل درست تر درباره این جریان شاید گذر زمان بهتر بتواند گوشه های بیشتری را از این جریان نمایان کند.
و آیا اين سخنان يک مبارزه رسمي با نظام نیست در پوسته اسلامی که ميخوان با روش ديني با نظام ديني مبارزه کنن ؟
اینم توضیح بدین بدک نیست روشن بشیم !!!
دیگه بیخیال بابا چن نفر به یه نفر
البته امیدوارم امین بتونه پاسخ قانع کننده بده
نه آفتابگردان جان:
آچمز نشدم،عادت دارم به حرف های یکطرفه جناب ممل و بسیجی بابصیرت (که دوشخصیت جدا هستند !!)
حرف های ممل جفنگیاتی بیش نیست"
اینو به من بگو کی احمدی دلاور گفت: ما به ولایت فقیه نیازی نداریم و خودمان با امام زمان رابطه داریم؟؟؟؟؟
قرارگرفتن جمله آرش کمانگیر هستیم"جنایت است؟؟؟؟
این آقای ولایتمدار !!! توجه ای به امر رهبر ندارد"
رهبر انقلاب فرمود:
باور دارم که آقای احمدی نژاد نمیخواهند اسلام را مقابل ایران قرار بدهند"
درمورد جمله مش..... هم" رهبری عزیز دلخور شدند و در سخنرانی شان فرمودند: با این حرف مخالفم"
مش..... هم نامه ای مودبانه و محترمانه نوشت و ضمن تصحیح و شفاف نمودن موضع خود، تبعیت کامل خود را از رهبری اعلام کرد"
حرفی مونده؟؟؟؟؟
جواباشو ببین
1- اینو به من بگو کی ............ گفت: ما به ولایت فقیه نیازی نداریم و خودمان با امام زمان رابطه داریم؟؟؟؟؟
جواب : وقتی امین خواب بود
2- قرارگرفتن جمله آرش کمانگیر هستیم"جنایت است؟؟؟؟
جواب : نه سعایت ! است !
3- حرفی مونده؟؟؟؟؟
جواب : نمونده !
مکتب ایرانی یکی از اصلی ترین استراتژی های این گروهکه که هدفش ایجاد یک رویارویی ، تقابل و درگیری میان ملی گراها با توده های اسلام خواه در کشور هست شاید اینا نسخه جدید و به روز شده نهضت غیرقانونی آزادی !هستن و یقینا این عده همانطور که ابتدا خوشونو مرید ولایت معرفی کردن و بعدا مشخص شد که عملا اعتقادی به ولایت ندارن ، نه به کوروش ، نه به داریوش و تمدن ایران دلبستگی دارند نه به اسلام ولایتی این گروهک صرفا داره سناریوی دستگاه های اطلاعاتی کشورهای غربی رو اجرا می کنه
ضمن اینکه ایجاد تفرقه و شکاف و درگیری عمیق در بدنه نظام از دیگر ماموریت های این گروهکه و مصداق این مدعا ، مشکلات و درگیری هایی هست که دولت با بقیه قوا داره و این درگیریها براساس همین برنامه ریزی و استراتژی این جماعت خطرناکه و انشالله برای همه روشن بشه که این گروهک توسط استکبار و ایادی ش خصوصا اسراییل بصورت زیرکانه ای در راستای ایجاد تفرقه و درگیری در کشور حمایت مشه
فتنه گروهک جریان انحرافی که نمودش رو در توزیع سی دی مستند ظهور نزدیک است مشاهده کردین پیچیده و حساب شده س و شاید بشه گفت که این گروهک ، مرحله دوم و ادامه فتنه گری سال 88 هست
در فتنه 88 افرادی با ساده لوحی ماموریت ایجاد مقدمات این فتنه بزرگ (همین گروهک انحرافی) رو برعهده داشتن که هدف نهایی این مهره های خائن 88 و فتنه گروهک انحرافی حذف ولایت فقیه و تسلیم کردن انقلاب به دنیای غرب و اسراییله
هرچند این حرف ها ذره ای اثر در تو ندارد.
جواب امین کافیته.
حق یار
کامنتاشو نگاه کنین بخدا شرم آوره فقط چسبیده به اینکه کامنتای مخالفای دولت رو در گوگل سرچ کنه و منبع اونارو پیدا کنه ...
بدبخت فکر می کنه همه مثل اون بی سوادن و نمی تونن 4 تا خط بنویسن
آقای ازادپی بنده نمی تونم در مقابل مواردی که این آقایان طرح کردن جوابی ارائه کنم لذا حرفی هم نمی زنم لذا به شما هم توصیه میکنم عزیزجان مگه واجبه که مثلا از عدالت طرفداری بکنی و ................؟ بهتر نیست تو هم .... چیزی نگی ؟ بدبخت از چی داری دفاع میکنی ؟ دیگه چیزی مونده که بهش گند زده نشده باشه ؟ اون از دین مردم این از خورد و خوراک مردم اینم از عدالت اینم از بخور بخورا
راجع به مشایی یه کم بیشتر تحقیق کن !ضرر نمیکنی
همینطوری دکتر داره تخریب میشه شما با این ادبیات بدترش نکن
آفتابگردان جان،خواهر عزیزم:
دیگه من کاری به مش...... ندارم"خواستم از صراط برم،از عاقبت حرفایی که طی دوسال از حضورم درصراط بهش زده بودم،ترسیدم"
من مش..... رو نه تأییدش میکنم و نه او را کافر و هر صفتی دیگر میدانم"
تابع رهبرم"زود هم درباره کسی قضاوت نمیکنم"
من که کسی نیستم درباره شخصیت کسی که چیزی ازش نمیدانم و نمیشناسمش،حرفی بزنم"خود رهبری هم فقط به این نکته بسنده کردند: که مش....... را نمیشناسم ولی با حرفهایش مخالفم"
وگرنه رهبری عزیز، نه او را منحرف خواند"و نه گفت او را بکشید من پول خونش را میدهم" و نه او را فراماسونر خواند"
تا آخر عمرم،به هیچ سیاستمداری جز احمدی دلاور اطمینان ندارم و اطمینان نمیکنم"
بار گناه کارنامم اینقدرها سنگین هست"از عاقبتم هراس دارم و به ایشان،انگی نمیزنم که بعدا پشیمان شوم"
امیدوارم همانطور که احمدی دلاور میگوید پاک و زلال باشد"
1- رهبری هم فقط به این نکته بسنده کردند: که مش....... را نمیشناسم ولی با حرفهایش مخالفم"
2- تابع رهبرم"زود هم درباره کسی قضاوت نمیکنم"
3- امیدوارم همانطور که احمدی دلاور میگوید پاک و زلال باشد"
جالبه !!
نقل.به.مضمون...امام.علي...البته.فكر.كنم
ولی در مورد اشخاص
قبول کن که حضرت اقا اگه بخواد تمام این حضرات رو از لحاظ شخصیتی تشریح کنه دیگه وقتی برای رسیدگی به کارهای مهمتر نمیمونه
یه وقتها اقا اصلو میگه فرعیات رو باید خودمون پیدا کنیم
و شما اقای بصیر
اگه میخواهی اطلاعات خودت رو تکمیل کنی بکن مشکلی نیس ولی چرا فکر میکنی فقط خودت استاد همه چی دون هستی
این دقیقا خلاف بصیرت یه بسیجیه که چون فکر میکنه خودش همه چی میدونه حق داره به دیگران با دید عاقل اندر سفیه نگاه کنه
این دقیقا همون چیزیه که باعث شده مردم از برادران ارزشی فراری باشن
شما چه راحت تهمت میزنی؟ اینم جزء بصیرته ! به امین میگی اطلاعی راجع به ولایت نداره و باقی حرفها شما چقدر مطمئن حرف میزنید!
به نظر من شما با این تعصب اگر روزی رهبری بنا بر مصلحتی کلامی بگویند که به مذاق شما خوش نیاید ایشان را هم زیر سوال میبرید این نتیجه افراط و تفریط است
(راستی اقا محمد نظر شما چیه ؟؟؟؟؟؟)
عزیزجان قبول کنین شاید یه سری اطلاعات در دسترس شما نیست که اگه بخواین هم نمیتونین بهش دسترسی پیدا کنین ! اما یه سری دیگه از اطلاعات (مثل اطلاعات در مورد ولایت) در دسترس همه هست و میتونین بخونین و ازش استفاده کنین ! پس بخونین و ببینین کی ولایتمداره !!
اینکه واقعا استاد همه چی دون هست چرا بشما بهت برمیخوره ؟
کسی که دین و ایمانش درست باشه و اصالت داشته باشه هیچوقت ارزش و اسلام رو با برادران ارزشی نما نمی سنجه و اونارو مبنای تقید یا عدم تقید به اسلامش قرار نمیده
تهمت چیه !! آدم ولایتمدار واقعی ، (نه اسمی) عاشق سینه چاک اح ........ نمیشه
شما اگه از تهمت بدت میاد چرا تهمت می زنی به بسیجی که رهبری را زیر سوال می برد ؟
آفتابگردان عزیز:
درزمان بحث های داغ داغ،رهبری معظم،مسائل را اصلی و فرعی کردند،و گفتند غافل از مسائل اصلی نشوید،اما کو گوش شنوا ؟؟
حرفی از خودم نمیزنم،چون شاید فکر کنی دارم توجیه میکنم"
حضرت آقا در 2 سخنرانی (نمازجمعه و درجمع مردم استان فارس(موقع خانه نشینی)) یه چیز رو یادآوری کردند:ولی هیچکس از ولایتمداران،تفسیرش نکردند"
در زمانی که بحث چه مکتب ایران و دحرف نابجاب ......(دوستی با مردم اسرائیل)و چه عزل آقای ..... بود، رهبری عزیز چند نکته رو فرمودند که اونایی که واقعا منفعتی در سیاست ندارند،به خوبی منظور ایشان رو فهمیدند"
ولی کسانی مثل صراط ... و امثال ولایتمدارانی مثل ممل و با کمال تأسف (..... که ازش انتظار نداشتم واقعا=درهرجایی که عالی عمل کرده بود،اینجا کاری کرد که مورد تذکر رهبری قرار گرفت) حرف های شفاف رهبری رو نشنیدند(خود را به نشنیدن زدند)!!
_________________________________
1- بحث مکتب ایران شد:
حضرت آقا گفت (نقل به مضمون):
چرا جامعه را ملتهب میکنید،من باور دارم که آقای احمدی نژاد نمیخواهد ایران را مقابل اسلام قرار بدهد"چرا که هيچ رئيس جمهوري به اندازه او از اسلام و آرمانها و ارزشهاي اسلامي در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنکه همواره به مسئولان انتقاد کرده ام اما انصافا او بود که نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بين المللي احيا کرده که البته اين شرط کافي براي مسئولان نظام اسلامي نيست اما شرط لازم است.»
رهبري صريح مي فرمايد اين نظرات را انحراف و ايران پرستي تلقي نمي کند" اونوقت امثال بعضی ها،خود را عالم تر از رهبر میدانند و این نظر را انحراف و ایران پرستی تلقی میـــکـــــنــــنـــــد !!!!
این حرف فصل الخطاب است"
ولی بعضی ولایتمدارها،بعد سخنرانی بازهم گفتند،احمدی نژاد تابع .......... منحرف است و میخواهد ایران را برتر از اسلام نشان دهد!!!!!!!!!(ای بنازم به اون جنس ولایتمداری بعضیا!!)
خود .......... در یک سخنرانی گفت:
مکتب ایران،همان مکتب علی و مکتب پهلوانی است"
چرا صراط نیوز و کیهان و بقیه این حرف را انعکاس نمیدهند؟؟؟؟؟
چرایش که مشخص است"چون اون چیزی رو منعکس میکنند که در راستای اهداف باشد"
و خبرهایی را حاضر به انتشار هستند که راحت با آن هرچه میخواهند را به مخاطب القا کنند"
وگرنه در اینجا فرقی میان یک رسانه ارزشی با الجزیره (که یکی از کثیف ترین شبکه های عربی است) و العربیه نیست"
_________________________________
2-بحث حکم حکومتی پیش آمد:
بازم رهبری عزیز اعلام داشتند:
در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور میپذیرد و به آن عمل میکند "
و این مطلب بسیار مهم است که برخلاف آنچه القا و تصور میشود که احمدی دلاور، به حرف رهبری گوش نمیدهد، آقا تصریح فرمودند که اینگونه نیست"
موضع خود رهبری این است" و موضع کسانی که خود را ولایتمدار میخوانند،برعکس نظر رهبری است !!!!!!((ورژن جدید ولایتمدار !)
_________________________________
باور دارم که همه بسیج شدن برای زمین زدن احمدی دلاور"
چه آنهایی که جای مهر بر پیشانی دارن،چه امثال اصلاح طلبانی که مزدور به تمام معنا هستند و سربازان اسرائیل!!!!
احمدی دلاور مظلوم است و پشتیبانی جز رهبر ندارد"او از 2 سال قبل محکوم به شکست شد"چون جزو دایره قدرت نبود،و نباید پایش به اینجاها باز میشد"
احمدی دلاور خارج از دایره بود،و از ..... درون دایره خبر نداشت"
......... در جمهوری اسلامی طوری شده که به مثال زنجیر به هم وصلند"
حالا بقول بعضیا یه روستایی و استاد دانشگاه ،یهویی اومده شده رییس جمهور" نمیشه که نون خیلیا رو آجر کنه"
کسی باید رییس جمهور باشد که اهل ........ باشد"وگرنه هرگونه مخالفت، تو را از دایره قدرت پرت میکنند بیرون" و این امکان فراهم نبود،مگر اینکه از ولایت مایه بذارند و احمدی دلاور را منحرف بخوانند"
واقعیت همین است که گفتم"والاسلام
اون اطلاعاتی که شما میگین ما هم تا حدودی بهش دسترسی داریم خوب که چی ؟فکر نمیکنم این باعث برتری باشه داداشم !
در مورد استاد همه چی دون باید بگم من هیچ وقت بابت این چیزا خاطر خودم رو مکدر نمیکنم اگه واقعا کسی علم داشته باشه ازش یاد میگیرم نه اینکه حسودی کنم
ولی معتقدم هرکی فکر میکنه خیلی میدونه برعکس چیزی نمیدونه!
راستش این جملت رو متوجه نشدم خطاب به کی گفتی ؟
کسیکه دین و ایمانش درست باشه و اصالت داشته باشه هیچ وقت ارزش و اسلام رو با برادران ارزشی نما نمیسنجه ............و غیره
ولی نظر شخصی من راجع به برادران ارزشی البته نه همه ولی یه عدشون اینه =هرچی ریششون بلندتره اسلام مداری شون کمتره (دیگه واژه ای نتونستم پیدا کنم که توهین نباشه) من از این برادرا خیلی خوشم نمیاد و سعی میکنم در مواجهه باهاشون بیشترین فاصله ممکن رو رعایت کنم !
شما دعا کن خدا همه مارو در خط ولایت هدایت و حفظ بفرماید که تنها راه نجات در این جامعه اخرالزمانی سرشار از نفاق و دورویی و دروغ همین خط ولایت است
در ضمن من به بسیجی عزیز دل شما تهمت نزدم اقا محمد فقط نتیجه افراط و تفریط رو گفتم !تو میگی غیره اینه ایا؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امین جان در اینکه احمدی مظلوم واقع شد و یه عده که چه عرض کنم تقریبا همه سیاستمداران عاشق قدرت و ثروت سعی کردن دکتر زمین بخوره که تا الان تا حدودی تونستن شکی نیس
ولی حال دیگه بحث دشمنی چن تا ساستمدار و 11 روز خونه نشینی دکتر نیس
بحث اقتصاده که دکتر بدجوری ولش کرده این گرونی این له له مردم برای یه تیکه مرغ و گوشت اینا هیچ توجیحی نداره برای مردم طبقه متوسط وضعیف جامعه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا حافظتون تا بعد
التماس دعا
2- رهبر معظم انقلاب در خلال سفر به کرمانشاه پيرامون انحراف و ايستادگي در برابر آن :
" از جملهى اساسىترين كارهائى كه بر عهدهى بسيج است و در بافت درونىِ هويت بسيج دخالت دارد، عبارت است از حمايت و دفاع از اصول مسلّم اسلامى. اين هم در بيانات امام هست؛ اصول تغييرناپذير اسلامى . اينجا بسيج، يك نقش فرادورهاى پيدا ميكند. بسيج نگاه ميكند ببيند كه اين حركت عمومى انقلاب و نظام از مسيرِ درست منحرف نشود؛ مراقب است كه انحراف به وجود نيايد؛ هر جا انحرافى مشاهده شد، بسيج در مقابل آن مىايستد. اين از جملهى خصوصياتى است كه مربوط به بسيج است؛ يعنى در مقابل انحرافات مىايستد
3- 4 فروردين 1390 عزل استعفا گونه مصلحي وزير اطلاعات که تلاش دولت برای ... بود . تلاشي که تا حدودی به ثمر نشست و احمدي نژاد در برابر امر مولا خانه نشين شد ! رهبری قاطعانه در برابر انحراف ايستادن و در يک اقدام بي سابقه نامه ای به وزیر اطلاعات نوشتند و از ايشان خواستند که محکم به کارشان ادامه دهند نامه اي که مشاور رسانه اي رئيس جمهور و رئيس خبرگزاري دولت ابتدا آنرا دروغ خواند ! ضربه اي که جريان انحرافي از اين نامه خورد ضربه کاری بود. شخص احمدي نژاد در چند سخنراني به خصوص اولين آنها پس از خانه نشيني به وضوح هدف خود از خانه نشینی را اینگونه بیان می کند "تاريخ 11 ارديبهشت" پس از يازده روز خانه نشینی در جلسه ي هيئت دولت ميگويد : اعتقاد و باور من اين است كه يك رئيس جمهور قوي و مقتدر موجب عزت رهبري، كشور و بهخصوص ملت ميباشد"!! یقينا اين سخنان انقدر واضح است که نياز به تفسير ندارد ! از طرف ديگر همفکران احمدی نژاد در اين 11 روز تلاش بسياری کردن تا به احمدي نژاد القا کند که طرفداران شما ساکت نخواهند ماند !!! اين نتيجه گيري نه از سر دشمني بلکه از روي اصل " تعرف الاشجار باثمارها" کاملا قابل اثبات است . آنجا که ..... . گروهک انحراف کار را تا آنجا پيش برد که رهبر مظلوم انقلاب در تاريخ 3 ارديبهشت يعني چند روز پس از خانه نشيني احمدي نژاد فرمودن : " ما در مواضع صحيحِ خودمان محكم ايستادهايم. تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوهى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمانها ذرهاى منحرف شود.
4- نامه مورخ 1388/4/27 رهبر معظم انقلاب اسلامي به احمدي نژاد مبني بر عزل مشايي مثل پتکی بر انحراف بود و موجب شد که اين جريان به کما بره با پايين ترين ضريب هوشياری ! البته با واکنشی ضعیف که اونم صداي ضعيف ث..... بود که در تاريخ 1388/4/30 در برنامه "کنکاش" شبکه جهاني جام جم اعلام کرد : "در انتصاب م.. به معاونت اول رئيس جمهور تجديد نظري صورت نخواهد گرفت" . با نگاهي به تاريخ اين اظهارات و تاريخ نامه ي رهبر فرزانه انقلاب (88/4/27) و البته اظهارات م.ر...... مشاور امور ايثارگران رئيس جمهور ، مشخص میشه که جريان انحرافي سعي در مقاومت در برابر امر ولي فقيه را داشت و البته داره ! برای درک بهتر اين پروژه ، حکم رهبر معظم انقلاب در مورد عزل مشايي رو در سايت دفتر ايشان ببين و سپس اظهارات جوانفکرو در 20 فروردين 1390 را نگاه کنین . البته به تيتر سايت دفتر رهبري مبني بر "عزل مشايي" که آقاي ج.....ر آنرا ارشادي ميخواند توجه ويژه بفرماييد ! اين فیهاخالدون ولايت پذيري دروغ گروهک انحرافیه . در نامه ي احمدي نژاد به م...... که با استعفاي او موافقت ميکنه هم اين جمله [ طي يک هفته اخير نيز اميدوار بودم که با رفع برخي تبليغات منفي و فشارها... دولت بتواند از خدمات شما در معاونت اولي برخوردار بماند] بشدت خودنمايي ميکنه و اهداف پنهان آنها را بر ملا ميسازه ! م....... در حالي خود را ولايتمدار ميخواند که با وجود اطلاع يک هفته اي از نامه رهبر انقلاب ، تنها پس از آشکار شدن آن اقدام به استعفا کرد و هرگز احمدي نژاد او را عزل نکرد ! البته درک رابطه پدر و فرزندي از مفهوم ولايت ، نبايد هم ثمري جز اينها داشته باشد ! این سومین و مهلک ترین داغ ننگ بر پیشانی جریان انحرافی بود که حتی با آب زمزم هم از تاریخ انقلاب پاک نخواهد شد !
5- م........... تا آنجا پيش رفت که در دفاع از مواضع خود در جشن ثبت ميراث معنوي نيمه شعبان اين دوستي را عين آموزه هاي ديني خواند و گفت : " ...به تمام نمازهايي كه خواندهام قسم ميخورم منطقي كه صفبندي ميكند باطل است، باطل است، باطل است ... اين حرفهايي كه بنده ميزنم عين آموزههاي ديني است؛ هر كسي شك دارد براي بحث 100 ساعته آماده هستم "
اين سخنان در وراي ظاهر فريبنده و اغواگرشان ، بيانگر سطح سواد ديني و انحراف فکری این فرد از اسلام شيعي و آموزه هاي آن است . گويي جناب ایشان تاکنون نه به مفاهيم قرآن نگاهي انداخته و نه به سيره ي پيامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه هدي (ع) . او حتي نميداند که از همان ابتداي خلقت انسان ، صف بندي حق و باطل با هابيل و قابيل آغاز شد و در کربلا به کمال رسيد و تا امروز نيز ادامه دارد . رهبر بصير انقلاب با درک اين انحراف در خطبه هاي نماز جمعه همان سال در مقابل اين انحراف موضع گرفتند و اولين داغ رسوايي را بر پيشاني انحراف نشاندند ! داغي که در نامه ي م...... به رهبري خود را نشان داد و او با گستاخي تمام و بدون عذرخواهي ، تنها به فصل الخطاب بودن نظر رهبري اشاره کرد !
6- ناگفته پیداست که جریان انحرافی و حامیان پر و پا قرصش اساسا با بخش کاربردی ولایت فقیه مشکل دارند و در خوشبینانه ترین حالت ، ولایت فقیه را در قواره ی یک نماد سمبلیک از دین میخواهند ! چیزی که ما شبیه آنرا امروز در غرب بعنوان پاپ رهبر کاتولیک های جهان می شناسیم ! این طیف فکری چون از میزان نفوذ ولی فقیه در دل و جان توده ها و بسیاری از ارکان نظام آگاهند ، بهترین راه برای تبدیل نقش رهبری از کلیدی به نمادین را نه هجوم مستقیم به شخص ایشان که زدن یاران نزدیک "آقا" می دانند !
برگرفته از .................
...
ضمنا ما از قماش کاملا بدون ریش (صاف صاف !) برادران ارزشی ! و از نوع بدون یقه ...... هستیم ، به روز ، آپدیت شده ، اهل منطقه توریستی و البته اسکی باز !! که میتونین فاصله ممکن رو رعایت نکنین !
ضمن اینکه ما خودمون استاد تدریس بعضی مسائل منجمله افراطی و تفریطی و امثالهم هستیم
دیدم جواب ندم نمیشه
چرا بهت برمیخوره حالا برادرمن،
من گفتم تو اینجور تو اونجور !
باشه محمد تو فکر کن من نمیدونم اصراری ندارم که قبول کنی
محمد جان شما خوش تیپ، خوشگل، اپدیت ،به قول خودت اسکی باز و لی برادر من اینا هیچ کدوم برای ادم وجهه نمیاره منم میتونم از خودم خیلی تعریف کنم ولی ایا ظاهر من باعث میشه تو نظرت راجع به عقایدم عوض بشه
اتفاقا من از همین خود برتر بینی برادران ارزشیه که خیلی وقته با حرفاشون و عملشون احساس غریبگی میکنم
من خودم محجبه هستم ولی از نگاه ارزشیها هراس دارم چون به هر حرکت ادم یه انگ میچسبونن
اقا محمد اصلا و تاکید میکنم اصلا انتظار این جواب سطحی رو نداشتم حتی به عنوان یه منتقد سرسخت به دکتر و صد البته حامی ولایت
من اگه اعتقاد قلبی و ایمان راسخ به ولایت نداشتم تا به حال هزار باره با منطق شما برادرا از ولایت بریده بودم
خوب ببخش اگه ناراحت شدی من عذر خواهی میکنم
با اجازتون خیلی دیرم شد دیگه باید برم
بازم خداحافظ
فقه و حقوق اسلامی یادت رفت!!!
خوش تیپی و خوشگلی و ...... رو اونایی که قسمت شون شده زیارتم کردن ! میگن ! شمام میتونی تعریف کنی منتها منظور من از بیان اینا ادعا نبود ، فقط از این باب که گفتی فلانیها ریش دراز دارن ! و ... گفتم که بدونی طیف ما تووی اون فاز نیستیم ، جانماز آب نمی کشیم ، اهل شر و شوریم ، آپدیت شده ، شاید یه جورایی و بنا به اقتضائاتی نفوذی به حساب بیایم در داخل سبزها !! البته شاید اینم بخاطر خوش تیپی مونه !!! ولی در بحث عقیده برخلاف شماها به جز ولایت هیشکی رو نمی شناسیم ! موسوی احمدی نژاد هاشمی ؟؟ از نظر ما اینا کی ان ؟ نمی شناسیمشون !! البته تا زمانی که پیرو ولایت باشن بهشون احترام میذاریم ولی در غیر اینصورت اصلا حسابشون نمیاریم متاسفانه !
از این قسمت گفته ت واقعا ناراحت شدم و حلالت نمی کنم : "من اگه اعتقاد قلبی و ایمان راسخ به ولایت نداشتم تا به حال هزار باره با منطق شما برادرا از ولایت بریده بودم"
اولا تیپ شخصیتی ما در جرگه "برادر" نیست و حداکثر آقا همدیگه رو صدا میکنیم ، دوما طیف ما جوری هستیم که خیلی از هموطنان و عزیزان سبز مون با گذراندن زمانی بسیار کوتاه با ما به گفتار و رفتار و عقایدمون جذب میشن !! البته شاید دلیلش این باشه که نوع عقیده ما به ولایت و ... مشکل داره برخلاف شما
ایشالله باشی و بخونی
آسمون.ريسمون.به.هم.نبافيد....مشك.آن.است.كه.خود.ببويد....نه.آنكه.عطار.بگويد...
اينجوري.كه.شما.داريد.راه.و.چاه.نشون.ميديد..رهبري.بايد.بياد.خدمتوشما.و...تلمذ.كنه...
اول. اينكه لحن بيانت در مقابل يه خانم خيلي زننده و سخيفه! (اين كه منظورت چيه مهم نيست. حتي اگه منظورت هم مشكلي نداشته باشه به بدترين شكل ممكن بيانش كردي)
دوم. توصيف ظاهرت چه دردي رو دوا ميكنه؟ به خصوص كه هيچ سندي براي اثباتش موجود نيست! مهم اينه كه حرفات چي رو نشون ميده.
سوم. اون فازي كه شما توصيف كردي منو عجيب ياد شيوه آقازاده حاجي گرينف براي جذب طرفدار انداخت!!!
چهارم. "طیف ما جوری هستیم که خیلی از هموطنان و عزیزان سبز مون با گذراندن زمانی بسیار کوتاه با ما به گفتار و رفتار و عقایدمون جذب میشن !! البته شاید دلیلش این باشه که نوع عقیده ما به ولایت و ... مشکل داره"
يكبار در خلوتت عقايدت و رفتارت رو وارسي كن و ببين داري زير علم كي سينه ميزني. چه بسا همينطور باشه.
نميدونم منظورت از زماني بسيار كوتاه چيه؟! يا اونا جذب كدوم قسمت از عقايدت ميشن؟!!
براي مثال يه كاربر توي همون طيف فكري هست كه مدتهاست با شما روابط خيلي خوبي داره اما در مسايل اصلي مربوط به احكام اسلام و پايبندي به انقلاب و اعتقاد به ولايت فقيه و... 180 درجه مخالف ادعاهاي شماست.
نميدونم چرا اين مسالهاي كه بيان كردي در مورد امثال اون كاربر صدق نميكنه؟!
پنجم. "شايد يه جورايي نفوذي به حساب بياييم در داخل سبزها"
شواهد و قراين موجود كه عكسش رو نشون ميده!!!
ظاهرم هم مهم اینه که خودم میدونم و نیازی نیست برای شما اثبات کنم ، اینو به این خاطر نوشتم که طرف فکر نکنه یه .... اینور نشسته !
مطلب سومت هم مهم اینه که خودم میدونم کار و بارم چیه و اطرافیام ! شما هرجور دلت میخواد فکر کن
در مورد جذب هم راستش همینجوری هستیم دیگه !! حالا شما هر جور دلت میخواد فکر کن که مثلا نفوذی سبز هستیم در اینور ! اگه با اثبات این نکته دلت شاد میشه باشه من نفوذی ام
اینکه گفتم زود جذب میشن بخاطر اینه که تفکرات افراطی گرایانه نداریم همین ، متحجر نیستیم ، فورا تا بقول شما یه سبزی حرفی مخالفمون زد نمی زنیم تووی برجکش ! رفاقت می کنیم و .... بنظر من همین کاربری هم که میگی مواضعش خیلی نسبت به گذشته تعدیل شده و در چن مطلب مطالب خیلی جدیدی داشته ببین در مطلب دسته گل جدید سیما این کامنت اونه :
ن ....
از شهیدان عشق به مولی علی (ع) قنبر غلام امیرمؤمنان علی (ع) است . او این افتخار را داشت که پیوسته همراه مولی بوده و در جنگ جمل و صفین و خوارج در رکاب امیرمؤمنان (ع) بوده است. این حضور، حضوری اختیاری و همراه با بصیرت بود .
قنبر غلام علي عليه السلام از كساني بود كه از ابتدا حقانيت حضرت علي عليه السلام را فهميده بود و تا آخر عمر در راه آن حضرت ماند و كوچكترين انحرافي در او پيدا نشد . او همواره در خدمت علي عليه السلام بود و از او جدا نمي شد . قنبر همواره از ولايت علي عليه السلام دفاع مي كرد و در اين راه به شهادت رسيد . علي عليه السلام در جنگ صفين پرچم را به او داد و به جنگ غلام عمرو بن عاص رفت . حجاج بن يوسف ثقفي قنبر را خواست و به سبب محبت علي او را به قتل رساند.
به گونه ای که کاربرا تعجب کردن از کامنتش :
.... جون اولين باره كه يه كامنت درست و حسابي ازت ميبينم!
خدا كنه الآن نورا اصليه پيدا نشه بگه اين كامنت من نيست!!!!!
انشاالله در زمره محبين علي(ع) محشور بشي.
نخیر ناشناس تو به همه مشکوکی!!!!!
در ابتدا حلول ماه مبارک رمضان ماه بندگی رو به شما تبریک عرض میکنم امیدوارم مهمونای خوبی برای خدا باشیم
اقا محمد منو حلال کن باور کن خوب نیس ادم با کدورت وارد ماه به این قشنگی بشه ها :)
بزا رک و راس بهت بگم برداشت من از ولایت مداری تو چیه اگه اشتباه بود نقدش کن و لی برجکمو نیار پایین :)
به یه بسیجیه میگن ساعت چنده میگه هرچی اقا بگه !
محمد تو در تمام کامنتهات این طور که من برداشت کردم فقط منتظری تا اقا یکی رو تایید یا رد کنه ( به عنوان نمونه)
نمونه بارزش هاشمی و احمدی که چن بار بهش اشاره کردی !گفتی اینا برام مهم نیستن من پیرو رهبر هستم
حالا یه سوال اقا محمد حضرت اقا کی به طور قطع کسی رو رد یا تایید کرده ؟
ایا غیر اینه که ماباید با تحلیل و تجزیه کلام اقا به منظور و مقصود ایشون پی ببریم
کلام ایشون یه ظاهر داره یه باطن، باطنشو ما خودمون باید بفهمیم
نورا یه اشاره ای کرد به فقه و حقوق باید بگم رشته من تو کارشناسی همین بود و الان دارم میخونم برای مرحله بالاتر
حالا به فرض که تو با این رشته اشنایی داری
تو کتاب اصول استنباط علامه در قسمت واجبات که اشاره به انواعش داره یه قسمت هست با این عنوان واجبات شرعی و عقلی
واجب شرعی که از طرف شارع واجب بودنش بیان شده
ولی واجب عقلی دلیل واجب بودنش را عقل بیان میکند مانند واجب بودن دقت و تفکر در دعوت انبیاء (به عنوان نمونه)
حالا متوجه منظور من در مورد تحلیل شدی؟
من نمیتونم قبول کنم که ادم بدون فکر همه چی رو قبول کنه چون با این حساب جایی برای عقل و اختیار که باعث تمایز ما از سایر مخلوقات خدا شده باقی نمیمونه
به نظرت فکرم اشتباهه؟
در مورد جنسيت طرف مقابل شما بايد عرض كنم محتواي كامنتاي آفتاب نشون ميده كه خانمه (مثل بذار يه توصيه خواهرانه بهت بكنم و...) كه شما هم اين مطلبو گرفته بودي وگرنه توي كامنت بالاترت (26ام ساعت15:65) نميگفتي آفتاب خانم!
بازم ميگم لحن بيانت(فارغ از منظورت) درست نبود. لطفا شما به عنوان يه آقاي معتقد اين تذكر رو جدي بگير. اميدوارم حرف حقو به گوش بگيري اما تلخ بودنش رو به دل نگيري.
درمورد ظاهرت هم من ميگم چيزايي كه ميگي قابل بحث نيست. چون حتي اگه مخاطبت حرفت رو در مورد ظاهرت باور كنه، در نتيجه بحث تاثيري نداره. چرا؟ چون اون از روي حرفت يه برداشتي داشته و تا حرفت و عقيدهت عوض نشه براي اون مخاطب فرقي نميكنه. مثلا اگه يه جايي در دفاع از ولايت فقيه چيزي بگي اون تو رو ميذاره توي دسته آدماي ريش بلند و يقه آخوندي و... اگه در جهت ضد نظام بگي ميذارتت توي دسته امثال سبزها. اين كه ميگم ميذارتت توي اون دسته منظورم از نظر تيپت نيست از نظر فكرته. وگرنه مسلما نه تمام طرفداران نظام ريش دارند و نه تمام مخالفان نظام بدون ريش هستند!! مثلا فكر كن يه نفر مخالف نظام حرف ميزنه در اصطلاح عام ميگن ضد آخوندا حرف ميزنه. ضد آخوند بودن به اين معني نيست كه خودش كراوات ميزنه. ميتونه خودش حتي آيت الله باشه با عبا و عمامه. يا اين كه برخي ميگن حكومت آخونديه به اين معني نيست كه فكر ميكنن تمام مسئولين حكومتي آخوند هستن و يا تمام آخوندا طرفدار حكومت هستن. اين آخوند در افكار عام يه اصطلاح گسترده است؛ ريش و يقه آخوندي و كراوات وغيره هم همينطور. اينا نماده. يعني شما ميتوني ريش نداشته باشي اما حرف آدماي ريشو رو بزني. يا درحاليكه عبا و عمامه داري حرف آدماي كراواتي رو بزني و... پس اين كه ميگم لزومي نداره از تيپت حرف بزني به خاطر اينه كه حتي اگه عكست رو هم بفرستي، در نتيجه بحث تاثيري نداره. اميدوارم اصل مطلبو رسونده باشم.
اصلا نفهميدم چرا اون كامنت در مورد حضرت علي(ع) رو نشونه تعديل مواضعش ميدوني؟ مگه خداي نكرده قبلا نسبت به ائمه موضع بدي داشته؟! خب اونم مسلمونه. شيعه است. اعتقادات مذهبي داره. رو بعضي چيزا تعصب داره و ... اما اين خصوصيات رو در اثر تربيت خانوادگي داره، نه در اثر همصحبتي با شما!!!
مهم اينه كه اون قسمت از اعتقاداتش كه از اول با شما فرق داشته تغييري كرده؟ مثلا شما ميگي حجاب حكم اجباري اسلامه و در جامعه حتي كساني هم كه اعتقاد به حجاب ندارن و در حريم شخصيشون هم رعايت نميكنن ، بايد در خيابان و محيطهاي عمومي و اجتماعي، حجاب رو رعايت كنن. خب همون خانم مسلمان شيعه، با اين مساله مخالفه و بارها علنا و مفصلا در اين مورد مخالفتش رو بيان كرده. مخالفتش با حجاب به اين معني نيست كه كلا هيچ اعتقاد مذهبي نداره و اگه نمونهاي از پايبندي به يه مساله ديگه از مذهب رو درش ديدي فكر كني مشكلش با مساله حجاب هم حل شده.
شما كه ميگي مواضعش تعديل شده به خط دوم اون كامنتي كه توي پست"زنده كردن فتنه..." در تاريخ 31ام ساعت 19:35 برات گذاشته توجه كن!! كامنتش كوتاهه و اگه بلند هم بود ميتونستم مثل خودت كپيش كنم اما دلم نميخواد اون حرف در كامنت من تكرار بشه.
خلاصه حرفم اينه راهي كه در مقابل مخالفان انتخاب كردي راه خيلي خوبي هست اما به دليل شبهههايي كه ممكنه خودمون رو به اشتباه بندازه صعب العبوره. بايد خيـــــلي حواسمون جمع باشه.
خداییش نداریم مثله آقا
جانم فداش
=============
جانم فدای سید علی
ایشالله همین زودی ها،خبر میاد که عبدالله به درک واصل شد"
جنگ شاهزاده ها همانا و انقلاب مردم و سرنگونی پرده داران و خادمان !! کعبه همانا"
حالا مگه ناراحت شدی از این حرفم؟؟
این حرفم برگرفته از وعده خدا بود که در قرآن آمده آقای ولایتمداررررررررررررررر با غلظت بالا !!!!!!
طرف.87.سالشه.و.به.زور.آمپول.سر.پاست...
امروز.نميره.فردا.ميميره....
...
استاد.ناشناس...بوي.انحراف.با.اومدن.من.شديد.تر.نشد؟؟؟
گر لشکر سفیانها از غرب به پا خیزد *** در قحطی انسان ها عمار تو می گردم
از طعنه اشعث ها خون است دل مولا *** تبدار غمت هستم بیمار تو می گردم
با جرم ولای تو گر بر سر دار آییم *** مدح تو کنم بر دار تمار تو می گردم
این من نه منم تنها آید ز بسیج آوا: *** رهبر نشوی تنها من یار تو می گردم
حتما از اين شعر يك قاب در خانه ام مي گذارم
پس برو همين حالا بگير
از حسن نیت شما در انتشار زندگی نامه حضرت آقا متشکرم
اما حال که اخبار متعدد و سیل پیامک ها در این رابطه منتشر می شود جا دارد بدانید تولد معظم له در فروردین ماه است و به اشتباه در تیرماه عنوان شده و این مساله را خود ایشان نیز در جایی فرموده اند
بهتراست با تحقیق بیشتر اطلاع رسانی شود
موفق باشید
یکباره شوره زار زمین باغ لاله شد
پس کوچه های خاکی مشهد پر از شعف
خورشید شهر خامنه 73 ساله شد
اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای
مردم قدردان ایشان هستند.
ایشان نباشند عزیزان مسئول هر روز تو سر و کله هم میزنند.
خداوند شما را برای عالمیان حفظ کند.
تولد شما زيبا ترين هديه پروردگار به انسانيت سر در گم ،عصر جديد بود.
تولدتان مبارك.
در تير بأشد يا فروردين.
كرايه 500 تومن
بياكرج...180...و200..تومنه...البته.يه.جاهاييش
طرف ساكن مثلا بندرعباس هست كه طبق خبر موثقي كه دارم يك خوابه زير 300 نداره(البته يك جاي متوسط نه حاشيه هاي شهر) حالا پاشه بياد كرج شما؟
اصلا كلا حال ميكني همه چيزو آروم نشون بدي نه؟
ديدم طرف گفته ميوه فلان قيمته پريدي وسط مثل جناب دكتر قيمت كذب دادن!
باور كن حرف نزني نميگن لالي!
خود دولت خدمتگذار ميگه خط فقر 940 هست
اين دوست عزيز با حقوق 700 گيرم خونه 200 تومني هم پيدا كرد، با 500 تومن يه خانواده ميتونه يك ماه مثل آدم توي يك كلان شهر با اون خرج و مخارج سر ساماورش زندگي كنه؟البته اگر قسط وام ازدواج و ... نداشته باشه!
آدم حرفهاي كسايي چون تورو كه ميخونه از هم وطن بودن با چون شمايي احساس شرم ميكنه
يعني آدم اينقدر بي عقل...!
اما.همسايه.مون.سه.تا.مغازه.ي.سه.ميلياردي.داره.و...پسرش.اشتباهي.يارانشون.رو.توسايت.
قطع.كرد.....چيزي.نمونده.بود.سرشو.ببره...
هميشه.هم.از.عالم.و.آدم.طلبكاره....الانم.ورد.زبونش.قيمت.مرغه
استاد.بزرگ...هنر.اين.نيست.كه.زياد.دراري.و.زياد.خرج.كني.....هنر.اينه.كه.اندازه.ي.دخلت.خرج
كني....
دوست.عزيز...اگه.شما.فكر.ميكني.نفس.من.از.جاي.گرم.در.مياد.به.خاطر.اينه.كه.5سال.تموم.پادويي.كردم....
حتي.دوران.سربازيم.من.سر.كار.ميرفتم...ماهي.چهل.هزار.تومن....بيشترم.نميگرفتم...حرفم.مال.قديما.نيست...سال.85....
ايني.هم.كه.ميگم.راست.ميگم...180.و.200.هست...
منتاها.بايد.ببيني.كلاستون.در.چه.حديه...
درباره.ي.ميوه.هم.بايد.خدمتتون.عرض.كنم.آدرس.بديد.خدمتتون.بفرستم....
هرچي.بخوايد....
قيمتم.ميدم...
زرد.آلو..800
آلو1000
هندونه.400
درباره.ي.اينكه.همه.چي.آشفتست.و.من.ميخوام.آروم.نشون.بدم.....بايد.خدمتتون.عرض.كنم.كه
بستگي.به.نگاه.آدما.داره...اگه.خودت.آدم.آشوب.طلبي.باشي.همه.چي.رو.آشفته.ميبيني.و.اگه.آرامش.طلب......
يه.چيز.ديگه....ازتون.بابت.هموطن.بودن.باشما.كه.باعث.شرمندگي.تون.شدم.عذر.ميطلبم...
باشد.كه.در.درگاه.همايوني.موثر.افتد
اول اينكه خدا پدرتون رو حفظ كنه
دوم اينكه پدر من هم سرهنگ تمام ارتش و البته بازنشسته هست و با حقوق بازنشستگي چون از پس خرج و مخارج زندگي بر نيومد(فرزند دانشگاه آزاديو ...) به شغل شريف مسافركشي روي آورد و چند ساليست كه اينچنين روزگار ميگذراند.
جناب دل
ملت گرفتارند خيلي ها گرسنه اند به آمار جرم و جنايت و دزدي يه نگاهي بيندازيد مگر ميشود مردم از سر سيري دزدي كنند؟چند روز پيش يه چادر ارزان قيمت براي ماشينم خريدم 18 تومن و كشيدم روي ماشين ، 3سوته دزديدنش
چرا؟طرف گرسنست چادر رو 10-15 ازش ميخرن لااقل يه وعده غذا ميشه براش.
در مورد ميوه و ... قيمتهايي كه شما داديد همه جاي ايران اين قيمت نيست و شماهم نميتواني براي همه هم وطنهات ميوه ارسال كني!
اينكه قيمت ميوه هر جا و هر محله يه قيمت هست تاسف دارد
در مورد اجاره...اجاره خانه ها بشدت بالاست توي تهران خدا ميدونه مستاجرين چه فشاري رو تحمل ميكنند كمر مردم زير بار اجاره خانه خم شده...
عزيزم يكم بيشتر در جامعه بچرخ بيشتر حال و روز مردم رو ببين بعد بيا اينجا با نظراتت آه از نهاد كاربران بلند كن.
چندتا.مثال....
همسايه.ي.ما.10.روز.پيش.مرد...4تا.پسر.داشت.كه.به.ترتيب...29..27...20..و18
ساله.هستن...به.نظر.شما.اگه.توي.خونه.اي.5تا.مرد.بالغ
باشن.و.خرج.اون.خونه.از.رختشوري.و.كلفتي.مادر.خونه.در.بياد.چه.معني.ميده....
بگذريم..خرج.كفن.و.دفن.پدر.رو.همسايه.ها.دادن....
مثال.بعدي...همسايه.ي.ديوار.به.ديوار.خودمون...يه.پيرمرد...با.سه.تا.پسر.30..40..و45.ساله
.3تاواحد.آپارتمان.داشتن..تاحالا.دوتاش.روفروختن.دادن.هوا..چند.وقت.ديگه.نوبت.سوميشه....
بعدي...دوتاداداشن.34..و.27.ساله...به.همراه.دامادشون.شباميشينن.تاصبح.پاي.ماهواره...بعد.ساعت.11.12.
ميان.بيرون.ميشينن.توسايه.شروع.ميكنن.به.تفسير.برنامه.هاي.ديشب.و.....بعد.حساب.پول.اين.و.اون.رو.ميكنن
هرسه.تاي.اين.خونواده.ها.اعضاي.فعال.ستاد.موسوي.هم.بودن....طوري.كه.روزي.كه.عامل.انتحاري.رفته.بود.
حرم.امام.جشن.گرفته.بودن.كه
رژيم.عوض.شد....
هروقتم.ببينيشون.در.حال.فحش.دادن.به.مقاماتن...
دوست.عزيز.دل.من....هركي.تو.هر.جايي.و.هر.مقامي.هست.اگه.بالاست..لياقتشو.داشته.و
اگه.پايينه..لياقتش.همون.قدره...
يه.مثال.ديگه...وقتي.مابچه.بوديم.يكي.از.دوستا.بود.كه.روزي.فقط.نيم.ساعت.بيرون.ميومد.وبقيه.ي.
وقتشو.درس.ميخوند....اون.درس.خوند.و.چند.تا.اختراع.كرد.و.الان.بورسيست.تو.هلند.....ما.مثل.سگ.دويديم
.دنبال.توپ...و.الان.در.خدمت.شماييم
يه.سري.از.بچه.هاهم.رفتن.سراغ.سيگارو...اعتياد..
پس.اونيكه.درس.خوندو.شد.مخترع..خودش.شد
اونيكه.معتاد.شدم.خودش.شد...
بله...شرايط.مهمه...اما..تلاش.رو.هيچ.شرايطي.نميتونه.خنثي.كنه....
بازم.ميگم.هركي.تو.هر.شرايطي.هست.حاصل.عملكرد.خودش.و.همچنين.اطرافيانشه...
اگرم.قراره.بره.خر.كسي.رو.بچسبه.بايد.بره.سراغ.اونا...
مساله.ي.بعدي...
استاد..ببينم...اون.ميوه.فروش...مرغدار...مرغ.فروش..راننده..دكتر..مهندس...و......
آيا.از.آمريكا.وارد.شده...يا.از.اسراييل.كه.وضع.جامعه.بهم.ريخته؟؟؟؟؟ايا.اون.آدما.كسي.جز.خودمونيم؟؟؟
آيا.اگه.رييس.جمهور.يا.نماينده..يا.هر.مسوول.ديگه.اي.بد.كار.ميكنه...كسي.جز.خودمون.فرستاديمش
اون.بالا......
چطور.وقتي.از.موفقيتهاي.كشورت.صحبت.ميشه..ميگي.ما.كرديم...ملت.ما.باهوشه...ايراني.اله.و.ايراني.بله.و...
كوروش...فلان.و..
داريوش.فلان....
به.جاهاي.بدش.كه.ميرسه.دنبال.مقصر.ميگرديم.كه.بندازيم.گردنش؟؟؟؟؟
دوست.عزيز...اگه.خونه.گرونه...صاحب.خونه.از.خودمونه...
اگه.ميوه.گرونه...ميوه.فروش.از.خودمونه...
اگه.نون.كيفيت.نداره...نونوا.از.خودمونه...
اگه.كرايه.تاكسي.بالاست...راننده.از.خودمونه...
البته.اگه.هسته.اي.شديم..دانشمند.از.خودمونه...
اگه.فضايي.شديم.بازم.دانشمند.از.خودمونه...
و...........آيا.كسي.به.ما.صنعت.هستهاي.يافضايي.داد؟؟؟؟
رفيقدوست.و..فاضل.خداداد.و..شهرام.جزايري..و..امير.خسروي.و..خاوري.هم.از.آدماي.همين.مملكت.بودن...
مشكل.تو.خودمونه.....نه.جاي.ديگه...تا.خودمون.درست.نشيم.وضع.همينه...
به.فرموده.ي.كردگار.جليل....
توهيچ.قومي.تغيير.نميشه.مگه.اينكه.خودشون.بخوان...
جامعه چندتا درو همسايه شما نيستند
ازين دست مثالها كه نمونه هاي شمارو كاملا نقص كنه بسيار در آستين دارم اتفاقا از درو همسايه
پسر همسايه اي كه كارشناس كامپيوتر خوانده و زمين و زمان را گشته پي كار اما نيست! بعد از 4سال درس خواندن راضي به كار در يك كافي نت كه سواد چنداني نميخواهد شد و انهم به علت
جناب دل اينجور كه پيداست لطف پروردگار با شما يار بوده و توانستيد دراين كشور طوفاني كشتي خود را سلامت به ساحل برسانيد لطفا ديگر نگوييد دريا آرام است.
يا حق.
ميكشه...نه.كار.اين.رشته.هست...همون.نرم.افزار.كامپيوتر.....زدم.بيرون....
اصل.مطلب.اينه.كه.اين.دوستان.قبل.از.اينكه.برن.دانشگاه.چشمشون.رو.دختراي.دانشگاه.گرفته
وفقط.هدفشون.نشستن.با.دخترا.تويه.كلاسه...
البته.حقم.دارنا...تا.قبل.از.دانشگاه.با.هول.و.هراس
سر.كوچه.ي.مدرسه.دخترونه.واميستادن...الان.ديگه.باخيال.راحت.بغل.دستشون.نشسته
در.حين.درس.خوندنم.فقط.به.دنبال.مسايلي.از.اين.دست.بودن...
بعد.از.دست.كم.چهار.سال.زدن.بيرون.و.تازه.اگه.تو.دانشگاه.گندي.نزده.باشن.ميان.بيرون...
درس.كه.نخوندن...برا.مدركشونم.شغل.نيست...(چون.يه.احمقي.قبل.از.اون.به.هيجان.دوره.ي.دانشجويي.براي.اهداف.سياسيش.نياز.داشت.
بدون.ايجاد.و.نياز.سنجي.رشته.ي.دانشگاهي.راه.انداخته)..بايد.سربازيم.بره...بعد.سربازي.هم.كه.ميخواد.ازدواج.كنه...پولم.كه.نداره...نيازم.كه.داره..
حالا.چيكار.ميكنه...بجاي.اينكه.به.گذشته.نگاه.كنه.و.اشتباهش.رو.جبران.كنه.و.از.دوباره.شروع.كنه
راه.احمقانش.رو.ادامه.ميده.و.شروع.ميكنه.به.شلنگ.تخته.انداختن.و....فحش.و.فضيحت.به.اينو
اون.كه.آآي.نفس.كش...من.كار.ميخوام....
خدمت.دوست.عزيزمم.عرض.كنم.كه.لطف.و.امداد.غيبي.خداوندوجليل...اول.براي.مجاهدينه..يعني.تلاش.كنندگان...يعني.كسي.كه.تلاش.ميكنه
بايد.منتظر.امداد.غيبي.باشه....
بعد.براي.مهاجران...يعني.كسي.كه.از.شرايط.بد.سعي.كنه.به.شرايط.خوب.برسه....
اما.سهم.قاعدين...و.نشستگان.و.مفت.پسندا.و.مفت.خورا..ذلت.و.خواري.و.آرزو.هاي.دست.نيافتنيه
نکند حق علی در عمل انکار شود
محرم راز علی نخل ودل چاه شود
سیلی خصم زبون نقش رخ یار شود
اللهمه حفظ قاعدنا امام خامنه ای
صلوات
که دنیا به خسران عقبا نیرزد، به دوری ز اولاد زهرا نیرزد
و این زندگانی فانی، جوانی خوشی های امروز اینجا، به افسوس بسیار فردا نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری ، اگر مخلصانه گرفتار یاری، اگر آبرو می گذاری به پایش، یقیناً یقیناً خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟، چه اندازه در ندبه ها زاری آری.
به شانه کشیدی غم سینه اش را ، و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی، برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه ؟ چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
اگر اشک داری به شکرانه اش ها، که مست نگاه گهر بار یاری
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست، اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است، بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری
نسیم کرامت وزیدن گرفته ، و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را ، به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد، شدیداً گرفته
دل عزیز:
حس میکنم امروز،خیلی شبیه من شدی"
روزی نیست که این مناجات زیبا رو گوش نکنم"هیچ موقع برام تکراری نمیشه!
خدا.توفيقش.بده
جان فدای رهبر جانباز من
برای هردو کامنت
کوری چشم تو بر سید علی می نازیم
افرین پلاک امیدوارم همه بچه های ولایی بیان و این کارو بکنن
سلامتی و کوری چشم دشمنای آقا و کلیه حامیان جریان انحرافی صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد(وعجل فرجهم)
ارادتمندم
الله اکبر
الله اکبر
آفتابگردان جان اینم از من:
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد
_________________________________
اما پلاک عزیز:
نحوه دعایت،مغرض بودنت را به خوبی نشان میدهد"
ماها بی ولایتمداریم و منحرف" مگر جای تو را تنگ کرده ایم؟؟؟؟!!!!!!
یقین دارم تو وممل خان و بسیاری دیگر،اگر در آن زمان،جزو مردم کوفه بودید"همانند بقیه عمل میکردید"
آخر سر هم که کاراز کار گذشت، میشید تواب و بر سر خود میزنید وخود را به خاک میندازید"
تا قبلش که خود را ولایتمدار میخواندید و ادعای اسلام خواهی و عدالت علی،گوش فلک را کر میکرد" شماها همیشه جلویید،ولی عقب تر از همه اید!!!!
برای مسئولان دین فروش و کسانی که به خلوت میروند،آن کار دگر میکنند،نگرانم"
وای از فردایشان ...... وای از فردایشان
کسانی که به اسم اسلام و دین بار هفت پشتشان را میبندند و ................................"
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نورا جان الله اکبر راهنمای شما باشه ان شاالله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چون تا شروع ماه رمضون شاید نتونم بیام توو سایت باید یه اعترافی بکنم
توو یکی از این پستها یه بنده خدایی یه چیزی گفته بود شما بهش گفتی ای کیو سان
چون بی منطق بود منم بهت گفتم شینسه البته صراط خدا خیرش بده تایید نکرد ولی گفتم که منو ببخشی
دوستان دیگه هم اگر من چیزی گفتم و ناراحت شدن منو ببخشن لطفا .
نه میخوام بات بحث کنم نه میخوام حرف خودمو ثابت کنم اما برادر من گفتم شما واقعا صلاحیت بحث نداری خوب این که دیگه دعوا نداره عزیزم چون تو نمیخوای بیدار بشی با کسی که واقعا خوابه فرق داری برادر،مرغ 7000 گوشت قرمز 28000 حبوبات 0000؟ مابقی مایحتاج............ نکنه مقصره این گرونی ها هم عمه منه،ترو به خدا شده تو یه جامعه هر چند کوچک(مثل تاکسی)بشینی و از خوبی این دولت کریمه تعریف کنن،خوب بابا تو این دولت فقرا بدبخت تر شدن و ثروتمند ها غنی تر(البته یه عده فقیر خاص هم به یه جاهایی رسیدن مثل 3000 تا،که طرف تا قبل از سال 88 فقط یه سوله کوچک تو جاده مخصوص داشته و اجاره میداده برای انبار اما حالا.....،یا قضیه کشتی بیمه شده توسط ..... که روزنامه کیهان مستند ترین روزنامه کشور هم این قضیه رو منتشر کرد .... چقدر .... تو دستگاه دولتی چقدر بی کفایتی چقدر .......؟هان؟حالا بیا بازم بگو .......دلاور ساده زیسته و دولتش شایسته،خوب قبول خودش شایسته پس چرا دست این دزدان بیت المال رو قطع نمیکنه؟هان؟ این منفی ها رو تو کامنت ها ببین و بفهم که مردم تو چه وضع معیشتی هستن،این آقای .........!!!!! کاری کرده که همه رو به آقا و مولای عزیزمون هم بدبین کرده خدا به حق مادرش حقشو ازش بگیره
بازم میگم بر حامیان و خود جریان انحرافی لعننننننننننننننننننننننت
ّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ
کوری چشم دشمنا و جریان انحرافی و سلامتی رهبر عزیز ما آقا سید علی صلوات:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
منم اون دختره م!اسمش چی بود؟
طرفداران جريان انحرافي فضاي روحاني اينجا را هم خراب كردند.
سایو!
زدی تووی خال که این آقا از سال 88 پیکان شعارها و عداوت ها رو برد به سمت ولایت
االهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم...
از نظر من، هيچ كس مصونيت آهنين ندارد. همه در مقابل قانون و مسؤوليتهاى خودشان پاسخگو هستند و بايد جواب بدهند. اما اينكه چرا من افرادى را نمىگمارم؛ پاسخ اين است كه طبق قانون عمل مىكنم. گماشتن افراد، به عهدهى رهبرى نيست. مهمترين و بيشترين بخشهاى كشور، بخشهايى هستند كه مسؤوليت گماشتن افراد در رأس آنها با رهبرى نيست. طبق قانون، روالى وجود دارد؛ بايد آن روال عمل شود. اعتراض به آنها هم، باز روال قانونى دارد كه اگر مسؤولى كمكارى داشت و اين ثابت شد، چگونه بايد با او برخورد كرد. مجلس يكطور برخورد مىكند، دستگاه قضايى هم يكطور برخورد مىكند. بنابراين، كارها بايد بر اساس روال قانون پيش برود. مسائل كشور هم اينگونه ساده و يكدست و قابل اندازه گيرى با يك نگاه نيست كه ما بگوييم فلان مسؤول توانست، يا فلان مسؤول نتوانست. مسائل كشور - چه كارهاى اقتصادى، چه كارهاى سياسى و چه كارهاى فرهنگى - پيچيده است. آنجايى كه شما مىبينيد بنده به كسى اعتراضى مىكنم، هنگامى است كه جمع بندى همهجانبهاى نسبت به آن كار صورت گرفته؛ والّا اينطور نيست كه انسان بتواند از دور نسبت به كار مسؤولى، ارزيابىاى كند و او را محكوم يا تأييد نمايد. البته نتايج كارها بايستى در عمل ديده شود. چيزى كه من هميشه به مسؤولان - چه مسؤولان قوّهى مجريّه و چه مسؤولان قوّهى قضايّيه - توصيه مىكنم، عمدتاً اين است كه در برخورد با تخلّف، هيچگونه رودربايستىاى با كسى نكنند. به همين چند وزير جديدى هم كه اخيراً انتخاب شدند، مجدّداً همين نكته را گوشزد كردم. مسؤولان قوّهى قضايّيه هم همينطور؛ در حوزهى كارِ خودشان نبايد بههيچوجه دچار رودربايستى و ملاحظهكارى شوند. اگر اين احساس مسؤوليتِ بدون رودربايستى در مسؤولان بالا باشد، اين اميد وجود خواهد داشت كه بسيارى از آن چيزهايى كه به نظر ناهنجار مىآيد، برطرف شود.
چندى است كه شما در سخنرانيهايتان مكرّر از فقر و فساد و تبعيض نام مىبريد و خواستار رفع آنها مىشويد. سؤال من اين است: آيا فقر و فساد و تبعيض فقط در طى سهونيم سال اخير بوده است و قبل از آن مردم در رفاه بودهاند؟ اگر جواب منفى است، پس چرا در دوران سازندگى، شما از اين مقولات سخنى به ميان نمىآورديد؟
اين دوستمان يقيناً دوست بسيار جوانى هستند؛ چون اگر در جريان حرفهاى ما در اين چند سال مىبودند؛ مىديدند كه نه، ما هميشه اينها را مورد تأكيد قرار مىداديم. من در همين جايى كه الان نشستهام، در روز تنفيذ دورهى دوم رئيس جمهور محترم قبلى، راجع به رشد يك طبقهى جديد هشدار و تذكّر دادم و نكات بسيار مهمى را در همين زمينهها گفتم. اين هشدارها و تذكّرها هميشه در حرفهاى ما هست. اينگونه نيست كه من فقط در چند سال اخير مسألهى فقر و فساد و تبعيض را مطرح كرده باشم؛ نه. با طرح شعار رفع فقر و فساد و تبعيض در اين ايام، خواستم نكتهى اساسىاى را كه مورد نظر من است، بيان كنم و آن اين است كه طرح مسألهى اصلاحات در كشور - كه بسيار هم خوب است؛ اصلاحات يك امر بسيار پُرجاذبه و بسيار لازم براى هر كشورى است كه دائم در حال اصلاحِ خودش باشد - يك وسيلهى سياسى در دست عدّهاى شد كه نه نظام، نه اسلام، نه قانون اساسى، نه اين دولت، نه رئيس جمهور، نه رهبرى، نه وزرا، و خلاصه هيچ كس را قبول ندارند؛ يعنى كلّ نظام را قبول ندارند. اينها بدون اينكه كلمهى اصلاحات را معنا كنند، شروع به استفادهى سياسى از اصلاحات كردند. من مطرح كردم كه اصلاحات در كشور - كه يك امر بسيار لازم است و همه بايد متوجّه اصلاحات شوند و سه قوّه بايد در جهت اصلاحات حركت كنند - در درجهى اوّل اين سه چيز است. من در واقع يك مفهوم روشن را براى اصلاحات مطرح كردم و آنها هم نتوانستند آن را نفى كنند؛ چون چه كسى است كه رفع فقر و تبعيض و فساد را در جامعه لازم نداند يا آن را اصلاح نداند؟ اما بههرحال براى اينگونه اصلاحات تلاش نمىكنند. براى يك خواستهى مبهم و مجهول، مرتّب در فضاى كشور توفان سياسى راه مىاندازند و مردم را به اين طرف و آن طرف مىكشانند و دانشگاه را مورد هدف خود قرار مىدهند. آيا اين درست است؟ من خواستم به اين تلاشى كه بعضى افراد مىخواهند بكنند، جهت داده شود؛ كه خوشبختانه همينطور هم شد. قبل از آنكه من اين مسأله را مطرح كنم و بعد از آنكه مطرح كردم، رؤساى سه قوّه را اينجا خواستم و با آنها صحبت كردم. آنها قول دادند كه برنامهريزى كنند؛ برنامهريزى هم كردند و الان كارهايى مىكنند. بنابراين من از سابق و در دولت گذشته هم بخصوص در زمينهى مسألهى فساد و تبعيض و فقر، تلاش مسؤولان را خواستهام. آنها هم بر اساس همان خواستهى ما لايحهى فقرزدايى را درست كردند. منتها به عمر دولت گذشته نرسيد؛ اما بعد همان لايحه را دولت فعلى تنظيم و مرتّب كرد؛ بعضى از مراحلش هم پيش رفته؛ كه همين مسألهى اشتغالى كه شما در اين چند روز شنيدهايد، به دنبال آن مسأله است؛ چون مسألهى اشتغال، مهمترين مسأله است.
چرا نسبت به معضلات متعدّدى كه در جامعه وجود دارد و باعث آزار و رنجش و نااميدى مردم و فرار نخبگان و شايستگان ادارهى امور مملكت شده - كه از جملهى آنها، هرج و مرج در ادارات و پستهاى موروثى است و بهوفور ديده مىشود - سكوت كردهايد؟
اگر من به چيزهايى كه اين برادر يا خواهر عزيزمان روى اين كاغذ نوشتهاند، برخورد كنم، قطعاً سكوت نخواهم كرد. من جايى را كه پست موروثى وجود داشته باشد، سراغ ندارم. البته ممكن است كسانى با ارتباط و اتّصال به كسى يا شخصيتى، تلاشهايى بكنند و كارهاى اقتصادىاى انجام دهند - كه البته با اينها بايد طبق قانون برخورد شود - اما اينكه پست موروثى در جامعه وجود داشته باشد كه پدر بميرد، پسر از او ارث ببرد؛ يا برادر بميرد، برادر از او ارث ببرد؛ من حقيقتاً چنين چيزى را سراغ ندارم؛ والّا اگر باشد، مطمئن باشيد كه بنده سكوت نخواهم كرد.
به نظر شما با مسؤولان ردهبالاى دنيازده، چگونه بايد برخورد كنيم؟
شما بايد يكطور برخورد كنيد، بنده هم طورى ديگر. دستگاه قضايى هم طور ديگر بايد برخورد كند. به نظر من شما تا آنجايى كه مىتوانيد، نصيحت كنيد؛ «النّصيحة لأئمّة المسلمين». هر كسى را كه احساس مىكنيد دنيازده است، به هر طريقى مىتوانيد، نصيحت كنيد و بدانيد كه نصيحت بههرحال مؤثّر است.
تنها کسی که قدرت فاسدش نکرده
مقام امیر دیگران است و تو امیر مقام
يك جاي ديگه هم مطلبي اهانت آميز گفته بودي كه قبل از اينكه من وقت كنم برات پاسخ بذارم صراط برش داشت.
آي مدعيان دوآتيشه ولايتمداري
آي سينه چاكان عشق به رهبري
محمد (م...)
بسيجي بابصيرت
امين
آقاي دل
و...
ميدونيد انحراف اصلي چيه؟
اينه كه اين خانم 3 روزه چنين كامنتي گذاشته اما شماها اينقدر به جون هم افتاده بوديد كه اصلا اين رو نديديد كه بخواهيد بهش جواب بديد.
اينه كه به خاطر اختلاف در يك مساله، از مسالهي مهمتري كه مدعي هستيد سرش توافق داريد و بهش معتقديد غافل شديد.
امان از تفرقه...
عزیز دلم:
اولا امروز کم وقت کردم بیام صراط و این مطلب زهرا خانم که الان دیدم رو ندیدم"
دوما:
اینو به اون آدمای تفرقه اندازی بگو که عامل سوراخ شدن لایه اوزون رو دولت میدانند" و فردا صبح اعلام میکنند که قاتل بروسلی،مش..... است!!!
سینه چاکان ولایت که همیشه دم از رهبری میزنند و بی ولایتمدارتر از خودشون کسی نیست"
یکی نیست بهشون بگه، ولایتمداری؟؟ برای خودت باش"ارزشی هستی،باش"چه دلیلی داره و بهتر بگم، چه منفعتی براتون داره که بی دلیل شخصی رو تخریب میکنید؟؟؟؟
به کامنت پلاک نیگا کن:
نوشته که منفی هایی که برای کامنت ها دادند،بخاطر دولته، و باعث بدبین شدن،ذهن مردم به رهبری شده"!!!!!!!
عجب عجب عجب عجب عجب
این کاربر ذره ای عقل و فهم ندارد که اگر کسی به ولایت اعتقادی دارد، بخاطر شکمش حاضر میشه،فحاشی کنه؟؟؟منفی بده؟؟؟
ای کارد بخوره تو اون شکمتون که شب و روز فکر مرغ خوردن هستید"
طرف ادعای حزب اللهی بودن و ولایتمداری داره، صبح تا شب داره تو سایت ها میلوله و کامنت میذاره که وای مرغ نخوردم!!!!!این دولت داره ،وجهه نظام و رهبری را خراب میکند !!!!!!!!
وای که قرارمون با عدااااااالت شد گداپروری!!!!
این مطلب ربطی به دولت داشت؟؟؟؟؟مشکل از برادران خشک مغز شکم پرست است"
مشکل از کسانی است که هر مطلبی حتی اگر راجع به ناسا باشد، زیرش کامنت میذارن؛ اینم از عدااااااالت محورها "
نه شهامت دارند که از حق دفاع کنند و زیر بیرق کسی سینه نزنند و نه شعورش را دارند"
باید دید از تفرقه اندازی چه منفعتی میبرند"
به جاي پرداختن به اصل مطلب، حتي از اين فرصت هم براي تكرار حرفهايي شبيه حرفهاي قبليت بهره ميگيري.
من ميگم مساله مهمتر از اين حرفهاست.
چرا مهمترين دغدغه بعضيها فقط حمله و تخريب احمدي نژاده تا حدي كه از مساله مهمتري كه ادعا ميكنن براشون خيلي مهمه و سرلوحه مواضعشونه غافل ميمونن؟؟؟
به اين سوال بايد محمد(ممل) و بسيجي بابصيرت و ... جواب بدن.
و چرا بعضيها مهمترين دغدغهشون دفاع از احمدي نژاده و شاخكاشون هميشه توهين به احمدي نژاد رو سريع رديابي ميكنه و اونقدر تمام حواس و توانشون رو براي اين مساله به كار ميگيرن كه از اون مساله مهمتر غافل ميشن؟؟؟
به اين سوال بايد شما و آقاي دل و... جواب بدين.
منكر مشكلات و سوء مديريتها نيستم اما اوني كه اين جريان انحرافي رو انداخت سر زبون بعضيها يه جاي ديگه رو ميخواست نشونه بگيره.
كامنت زهرا يه نشونه كوچيك بود. حرفم صرفا روي كامنت زهرا نيست. شايد خواست خدا بود كه صراط يه اشتباه كوچولو كنه تا بهتون ثابت بشه كه خاكريز اصلي كجاست.
عكس العمل شماها (هر دو گروهتون) نسبت به اين كامنت مشت نمونه خرواره نسبت به عكسالعملتون در جامعه. متاسفانه!
آماده برای فرج فردائیم
فردا که عزیز فاطمه(عج)می آید
با "خامنه ای"به کربلا می آییم
جانم فداي رهبر
قیام عرزه میخواد
از حسن ماجرا دشمنان حضرت ایشان این یه قلم جنس رو ندارند
تو این 3 ساله برای هر ادم کوری این اثبات شده جز برای خس و خاشاک
قبل از افاضه نمودن یه زحمتی بکش یه سر برو نهضت بیسواد!!!!!!!!!!!!!!!
ایراد املایی رو وقتی میگیری که برای موضوع جوابی پیدا نمیکنی
مطلب رو بگیر و جواب بده بعد غلط هاشو به رخش بکش
ناشناش
نه عزیزم وقتی امثال تو هست من برای خس و خاشاک یاد هیچ کس نمیفتم
طلایه دار لاله هایی
امید قلب عاشقایی
گرچه در اين ايام بي كفايتي هاي دولت دهم اوفات ايشان و مردم را تلخ كرده اما اميدوارم دولت آينده دولت شايسته اي باشد و تحت نظر ايشان به مردم به واقع خدمت كند نه اينكه فقط در شعار حرف از خدمت بزند ولي در عمل غير آن را نشان دهد.
ما همه سرباز توايم خامنه اي گوش به فرمان توايم خامنه اي
هنوز هم ولايي ترين است دردش بخوردتوى سر، خود باخته. هايي كه هم از توبره خورده اند وهم از اخور.
واخرش هم به دين ووطن خود خيانت كردند.
برای اطاعت خالصانه ازحضرت حجت (ع)باشه
مثلا كامنت پاييني (سيفي زاده) چي گفته مگه؟!
فقط يه صلوات نوشته. نگاه كن به صلوات چقدر منفي دادن!!!!!
پس اینجا صلواتمو ارسال می کنم
... اللهم صل علی محمد و آل محمد ...
....................................................
اللهم صلى على محمد وال محمد. ضمناًً: بى عشق خمينى نتوان عاشق مهدى بود. وبى عشق امام خامنه اى نمى شه عاشق امام خميني بود.
اللهم صلى على محمد وال محمد.
اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر...
چه خوش روزی بود ولادت یار
ملائک هلهله کنان بر آسمان ایران
اگه این همه سختی وجود داره اگه مسئولین توجه لازم رو ندارن فقط عشق سید علی که مارو سرپا نگه میداره
الله اکبر
جانم فدای رهبر
الله اكبر
خامنهاي رهبر
جانم فداي اسلام
اللهم عجل لوليك الفرج
روی میمون تو دیدن در دولت بگشاید.
تا کی حرف
باید در عمل نشان داد
این نظر منتشر هم که نکنید برام مهم نیست چون برای خدا نوشتم .
بهتره ، قربون صدقه همو ن خاندان فاسد كثيفى برى
كه شايستگى بندگى ودست بوسى شون را دارى.
خلايق هر چه لايق. !!
رجوع به كامنت هايتان در مطلب گند كارى فرح پهن وى.
جان فدای کلام نیکویش
او سلاله پاک پیامبر است
ما هم برای آقامون علی اکبر باشیم
شاید از حادثه میترسیدیم
تو به ما جرات طوفان دادی
بابا لا اقل ساكت باشيد وبگذاريد كه خشم مردم از وطن فروشى ، سرانتان اندكى ، فر وكش كند.
ودعا كنيد به جان على زمان ، كه اگر انتظار فرمانش ، نبود ملت مى دانستند كه چگونه سران شما را به سزاى اعمال ننگينشان برسانند.
همپای تو پرچم بسپاریم به موعود