ایرانی ها رآکتور میسازند ما سالن رقص!
کد خبر : ۷۰۸۰
برخي از دولتهاي عربي به پيروي از آمريكا و انگليس و به طور كلّي كشورهاي اروپايي، به اخباري كه مربوط به تحولات آينده ايران توسط كانديداي مورد علاقه اين كشورها است، دامن زدند. حتي برخي از كشورهاي عربي شبكههاي خبري خود رابه كار گرفتند تا چنين جلوه دهند كه حوادث خياباني ايران، انقلابي عليه انقلاب اسلامي است. اين شبكهها به بزرگنمايي حوادث پرداختند و اوضاع را به گونهاي نشان دادند كه گويا در حكومت ايران تغييراتي رخ خواهد داد.
براي اين خبرگزاريهاي وابسته، پوشش دادن خبر تجمع افرادي اندك در خيابانهاي ايران دراعتراض به نتايج انتخابات و يا تظاهراتي خياباني -خواه مجوز داشته باشد يا نه- اهميت فراواني پيدا كرد. آنان شروع به تحريك معترضان و تمجيد از اقدامات آنان و بزرگنمايي حوادث كردند تا جايي كه به نظر ميآمد اين شبكهها، از سوي معترضان ايراني هدايت ميشود.
... اين تحريكهاي آشكار عربي ممكن است نتيجه عكس داشته باشد و چه بسا كساني كه به اين اقدامات دامن ميزنند از اين نكته غافل مانده باشند. اين خبرگزاريها، هر روز اخبار تحريك آميز خود را درباره تظاهرات اعتراض آميز ايران پخش ميكنند و تلاش دارند، ملّت ايران را در پشت پردههاي آهنين زنداني نشان دهند. ولي اين تصوير گويا بيشتر با وضعيت ملّتهاي عربي تناسب دارد، و مردم عرب در چنين وضعي به سرميبرند.
وقتي مشغول مشاهده يكي از اين شبكهها بودم، به ذهنم رسيد، اگر هموطنان ديگر هم مانند من اين شبكه را ببينند، فردا صبح به سراغ ادارات دولتي نزديك كه خدمات نامطلوبي ارائه ميدهند، ميروند و شروع به آشوبگري ميكنند. اضافه بر آن كه مطالبات سياسي خود را نيز مطرح خواهند كرد.
انقلاب اسلامي ايران در ابتدا به خاطر هراسي كه از صدور و تأثيرگذاري آن بر ملّتهاي عرب وجود داشت، هولناك و خطرساز جلوه داده شد. اكنون نيز اوضاع سياسي به گونهاي است كه امكان تأثيرپذيري از حوادث ايران در كشورهاي عربي وجود دارد چرا كه ملّتها، ويروس انديشهها و انقلابها را ميان خود منتقل ميكنند. هنوز زمان زيادي از اتفاقات بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نگذشته است. همان طور كه گفتهاند: سلامتي انسان از سلامتي همسايهاش است.
برخي از دولتهاي عربي كه ايجاد تغيير و تحول در ايران برايشان خوشايند بود، در تأييد تظاهرات دانشجويي و حمايت تبليغاتي از برخي نامزدهها و به طور مشخص ميرحسين موسوي شتابزده عمل كردند. اين شتابزدگي آنان چند علّت داشت:
اين دولتها تمايل داشتند رييس جمهور ايران آقاي احمدينژاد، كنار برود، زيرا هر كانديداي ديگري كه جايگزين او ميشد، برخوردش نسبت به غرب بازتر و دموكراتتر ميبود.
آنان معتقدند ميرحسين موسوي همان گونه كه در برخي از نطقهاي انتخاباتياش گفته است ميتواند با متوقف كردن كمكهاي مالي از يك سو و اهتمام به مسايل داخلي ايران از سوي ديگر، از نفوذ خارجي ايران و تأثير آن بر حزبالله لبنان و ديگر جنبشهاي اسلامي بكاهد. اين روند، اجراي نقشه به اصطلاح صلح اسراييل را براي طرفداران آن ميسر ميكند.
تلاش ميكنند، سوريه را از همپيمان قدرتمندش در منطقه جدا كنند تا از اين راه بتوانند سوريه را در جهت خواستههاي اسراييل -و نه بر اساس عدالت و طرح زمين در مقابل صلح- وارد فرايند صلح كنند.
امكان تسلط بر برنامه هستهاي ايران و اطمينان از صلحآميز بودن آن. از طريق بازرسيهاي مستمر گروههاي انرژي اتمي انجام ميگيرد و يا از راه مشاركت در توليد سوخت هستهاي به اين هدف ميرسند.
ميتوان گفت نظام كنوني ايران از بهترين نظامهاي خاورميانه در شيوه اعمال حاكميت است. اين نظام در طي 30 سال گذشته كه در واقع همان عمر انقلاب است، پنج رييس جمهور داشته كه بيشتر آنها براي دو دوره دولت را در دست داشتهاند. دوره رياست جمهوري در ايران فقط چهار سال است. جالب است بدانيد در برخي كشورهاي عربي حاكماني هستند كه تنها يك دوره رياست آنان چهل سال به طول انجاميده است.
اين نظام دموكراتيك ايران است كه اكنون به نتايج آراي آن اعتراض ميكنند. ميخواهند كانديدايي كه به نظر آنان حايز اكثريت آراء شده است بر سر كار بيايد. همين نظام دموكراتيك توانسته است ايران را در همه عرصهها پيشرفت دهد:
ايرانيها رآكتورهاي توليد سوخت هستهاي ساختهاند و ما سالنهاي رقص و موسيقي ساختهايم.
ايرانيها كشتي و موشك زيردريايي ساختهاند و به دانش بومي خود تكيه كردهاند و ما فيلمها و شبكههاي ماهوارهاي «روتانا» و «ا.ر.ت» را ساختهايم.
ايرانيها موشكهاي ماهوارهبر پرتاب ميكنند و ما شبكههاي ماهوارهاي براي شعرهاي محلي و جشنواره شتر و پرتقال و ديگر ميوهها برپا ميكنيم.
ايرانيها هر چهار سال يك رييس جمهور انتخاب ميكنند و ما هنوز هم ميگوييم: رييس بيهمتا، رهبر هميشگي، پيشواي اسطورهاي، حاكمي كه موجب وفاق و همدلي است، حاكمي كه وجود او ضرورت است.
فرض كنيم در حوادثي كه در ايران رخ داد، همه طرفداران موسوي در حمايت از او تظاهرات كرده باشند، ولي چرا ما كساني را كه به ديگر نامزدها رأي دادهاند به حساب نميآوريم. مردم در شهرهاي ايران چند دستهاند و كساني كه طرفدار اصولگرايان ماندهاند چه بسا اكثريت باشند. بر همين اساس، شماتتها و جنجالهاي ما بيش از آنكه به سود ما باشد به زيان ماست و پيامدهاي آن بر عكس چيزي است كه هجمهكنندگان تبليغاتي تصور ميكنند. از جمله:
اين برخوردها به جاي آنكه روابط اعراب و ايران را در زمينههاي سياسي و اقتصادي بهبود بخشد و مسايل مورد اختلاف و داراي اهميت براي دو طرف را حل كند، آنها را به خانه اول بازميگرداند.
برخي از دولتهاي عربي از احمدينژاد رييس جمهور ايران شديدا ابراز انزجار كردند. به همين جهت، اعتمادسازي دوباره ميان آنها امري بسيار دشوار و نيازمند گذشت زماني طولاني است كه چه بسا تمام دوره دوم رياستجمهوري وي را شامل شود.
واكنش ايران و به طور خاص محافظهكاران، نسبت به اين مواضع، موجب تشديد پروندههاي جنجالي در شمال و جنوب يمن، افغانستان، فلسطين، لبنان و هر پروندهاي كه ديپلماسي ايران در آن نقش ايفا ميكند، به ويژه پرونده عراق خواهد شد.
ضعف و ناكارآمدي نقش آمريكا و همپيمانانش در تأثيرگذاري بر مسايل داخلي ايران نيز آشكار شده است. آنها تنها به شگردهاي تبليغاتي و رسانهاي دست ميزنند. تبليغات رسانهاي نيز ابزار بيارزش تعامل با جهان سوم است كه تنها حرف ميزند و از عمل كردن ناتوان است.