حسین قدیانی
دوشنبه در قم چه گذشت؟
کد خبر : ۷۰۵
...وگرنه زیر تابوت فقیه فقید به جای «عزت و شرف لاالهالاالله»، شعار «جمهوری ایرانی» سر نمیداد. جنبش سبز و سران فتنه و مردان باحجاب حتی برای مرجع تقلید ادعایی خود نیز احترامی نگه نداشتند. ما خوب شنیدیم که زیر تابوت شیخ، به جای طلب آمرزش، چگونه حرمت حرم را شکستند و به امام و ولایت فقیه چه گفتند. اعضای بیت شیخ گفته بودند که پدر، وصیت کرده از تشییع پیکر، برای ضدانقلاب سوءاستفاده نشود. ای فقیه فقید! آقازادهات هم همین را از این جماعت خواست اما سران فتنه، تو را برای خود میخواهند و تابوت تو را هم. تعارف که نداریم. آمده بودند قم تا کار انقلاب را، مردان باحجاب، زیر تابوت تو یکسره کنند! عدهشان کم بود اما جرمشان سنگین. کاری از پیش نبردند اما قمیها، قوم ولایتند، خوب انکارشان کردند. میرحسین اینبار هم بدرانندهای بود و باز اتوبوس را به ته دره فرستاد. اگر هواداران اندکش عقل کرده بودند، زیر تابوت، بوی باروت نمیدادند. منتظری که از شریعتمداری مهمتر و بالاتر نبود. نظام عطوفت و رحمت به خرج داد و هم اجازه تشییع داد و هم اجازه دفن در حرم، اما سبزهاي اندك باز هم بازی را بهم زدند. اگر 13 آبان به نفع آمریکا شعار دادند، اگر 16 آذر عکس امام (ره) را آتش زدند، اگر روز قدس، جانب اسرائیل را گرفتند، اینبار هم زیر تابوت به جای نثار صلوات برای یار از دست رفته، باز هم سنگ اغیار را به سینه زدند و به جای اینکه برای منتظری فاتحه بخوانند، خواستند فاتحه انقلاب را بخوانند!!... و خبر، خیلی زود به گوش قوم قم رسید و خیلی زود قم، رنگ قیام به خود گرفت. قمیها باز هم همه را غافلگیر کردند، حتی دوربینهای صدا و سیمای خودمان را. اگر قرار بر سوءاستفاده از تابوت شیخ مرحوم باشد و اگر عزم کردهاند تا از رأفت و لطف نظام، تعبیر به نفهمی جمهوری اسلامی کنند، کور خواندهاند. این را دوشنبه تاریخی قم بخوبی نشان داد. آنجا که بپا خاست و اجازه نداد «مسجد اعظم»، این نگین انگشتر زیبای حرم، مسجد ضرار شود. جنبش سبز که نشان داد احترامی برای امام (ره) قائل نیست، ولی کاش حرمت مرجع تقلید مرحوم خود را نگه میداشت و کاسه صبر اهالی قم را لبریز نمیکرد. اگر هواداران اندک اما پرادعا و بیحیای سران فتنه، ادبشان به زدولتشان بود، قمیها نیز اینقدر صبر و متانت داشتند تا اجازه دهند در مسجد اعظم، مجلس ختم «فقیه فقید» برگزار شود اما اگر بنا براین است که به بهانه مجلس ختم، مسجد ضرار درست شود و اگر قرار است حرمت حرم شکسته شود، پس خرده نباید گرفت بر پیر و جوان شهر قم. پس ایراد نباید گرفت از زن و مرد شهر خون و قیام که چرا مسجد اعظم را اینگونه با حضور حماسی خود چنان مملو از جمعیت کردند که جا برای سوزن سبز انداختن نبود. میدانم، الان وقت خوبی برای قصه تعریف کردن نیست ولی من میخواهم برای شما قصه بگویم: جوانی بود. تمثالی از خمینی در یک دست و در دیگر دست، تصویری از امامش خامنهای داشت. میگفت؛ به احترام پیام «آقا» و به پاس مرجعیت و به حرمت سابقه شیخ، آمده بود صبح در خیابان ارم و اطراف حرم. میگفت؛ چه بسیار که چون من و با همان نیت من آمده بودند. میگفت؛ شعار اندک هواداران سران فتنه، امر را برایشان مشتبه کرده بود که اینجا کوفه است. میگفت؛ اینجا کوفه نیست. اینجا حتی تهران هم نیست. میگفت؛ امام 15 خرداد 42 گفته بود، سربازان من در گهوارهاند... من فرزند سرباز شهید خمینیام. میگفت؛ قم، شهر سیدعلی است. میگفت؛ نام این مسجد، «اعظم» است نه «ضرار». میگفت؛... بغض کرده بود. بغض راه گلویش را بست. دیگر چیزی نگفت اما جمعیت متراکم مسجد اعظم، چه مینویسم، همه حرم، آنسوتر در حیاط، در خیابان ارم، حتی در مقابل بیت شیخ مرحوم و در برابر خانه آن یکی شیخ، تنها یک فریاد از حلقوم خود برآورد: «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» من این جوان را و همه این جوانان را قبلها هم دیده بودم. همینها بودند که در خیابان چهارمردان، اول بار دست بیعت با خمینی دادند. همینها بودند که با امام خود انقلاب کردند. همینها بودند که در جبهه، باکری و همت شدند. همینها بودند که بعد از امام، لحظهای در اطاعت از رهبری درنگ نکردند و... باز هم همینها هستند که در خط علی هستند. روحانی پیری که حیفم آمد عکسش را نگیرم، میگفت:
خنجر آبدیده را زنگ عوض نمیکند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمیکند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمیکند
***
در دوشنبه تاریخی قم، از حلقوم این قوم، فریادها برآمد اما باز هم قرآن را به رخ سربازان علی (ع) کشیدند. مجری مراسم مجلس ختم شیخ مرحوم که دیگر فکر اینجایش را نکرده بود، مدام به قاری قرآن مجلس ترحیم میگفت؛ طولانیاش کن. چند سوره کوتاه هم بخوان!! من فکر کردم که در این صفين واپسین، آیا باز هم وقتی قرآن روی نیزه رفت، این بار مسلمین چه میکنند. یکی فریاد زد: «قرآن ناطق علی است، رهبر حق سیدعلی است» ...اما برادر! در کنار علی، عایشه و طلحه و زبیر و قطام و اسامه و ابنملجم هم هستند. عجبا از اسامه. جناب اسامه که در جوانی از طرف رسول خدا (ص) فرمانده سپاه مسلمین شده بود، از بیعت با علی (ع) فرار کرد!! بیچاره لابد خود را نخستوزیر پیغمبر میدانست! او نیز در جمل، وقتی زیر تابوت کشتههای ناکثین را گرفته بود، بوی باروت میداد. بعدها وقتی خود درون تابوت رفت، آنها که زیر تابوت اسامه را گرفته بودند، گمانم هست از حب اسامه، سیاه نپوشیده بودند. قصه، قصه بغض علی بود. برادر! امروز هم میخواهند از ما انتقام علی را بگیرند. خونی که در رگ حسین بن علی(ع) بود نیز در همین راه ریخته شد. اصلا میدانی «در عالم رازی هست که جز به بهای خون فاش نمیشود». آوینی راست میگفت؛ «هر کس میخواهد ما را بشناسد، داستان کربلا را بخواند».
آقا احسنت!
ای والله1
درود برشما -چقدر جالب نوشتید
دستتان درد نکنه
همه عالم بداند رهبرم سید علی است
ایشان هر که بودند از این جهان رفتند
ما باید بدانیم که اکنون حساس ترین لحظات انقلاب رقم می خورد چرا که دشمنمان انگلیس در پی ایجاد شکاف میان مردم است و می خواهد فرهنگ ایرانی را از فرهنگ اسلامی جدا کند
چرا که تا وقتی این دو فرهنگ با هم باشند این ملت جاوید است .
حواسمان باشد مانند ملت های عرب
این بلا سرمان نیاید. امیدوارم هر ایرانی
تکلیف خود را بداند.
افکارت را قبول ندارم اما برایشان احترام قائلم ام به چشم پزشک حتما مراجعه کن چون جمعیتی را که حداقل 200 ،300هزار نفر بود را خیلی کم دیدی
هرچند با این حرفها عظمت آن ثشییع از بین نمی رود.
بعد هم که اصلا جنازه را نذاشتند بین مردم باشد که کسی زیر تابوت را بگیرد
تخیل خوبی داری ها.....
احسنت،درود بر شما، دست شما درد نکند. قمیها از موسوی متنفرند وبه آقا عشق میورزند.
و بعد مثل يه مرد بره چشماشو به چشم پزشك نشون بده!!َ
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1004363
محوطه اي كه مقابل بيت منتظري است بلواري است به طول 200 متر و عرض 50 متر تقريبا...
يعني 10 هزار متر مربع.. خودت هرچه قدر مي تواني در اين مساحت آدم بريز و تخمينت رابزن...
خامنه ای ،رهبر ما نگهدار
....................................................
شب دراز است