آقای محمد مرسی با سابقه حضور و مدیریت در حزب اخوان المسلمین مصر با رای شکننده ای رئیس جمهور دولتی است دوران گذار پس از کودتا را تجربه می کند. هر چند از اکنون نمی توان آینده او یا دولت مصر را پیش بینی کرد ولی برای فهم برخی از سخنان و مواضع او، به ویژه آن مواردی که به مذاق برادران و خواهران انقلابی داخلی و منطقه ای خوش نیامد، باید نکاتی را متذکر شد:
1- وی اهل سنت است و در چارچوب ذهنی و فقهی اهل سنت رفتار می کند. انتظار این که همانند برادران انقلابی شیعه اقدام کند آن هم در چنان سرزمینی سخنی سخیف و خام است.
2- در حالی که مصر وضعیت شبه انقلابی را تجربه می کند و از دیکتاتوری نظامی مبارک رهایی جسته است اما رقیب جدی او، احمد شفیق، بازمانده و نماینده وضعیت، با فرض عدم تقلب گسترده، رای بسیار بالایی آورده است بنابراین مرسی رئیس این طیف عظیم از افکار است.
3-نزدیک به 40 درصد مصریان غیرمسلمان هستند که می توانند پایگاه مهمی برای رقبای اخوانی باشند.
4- مردم و دولت مصر تجربه یک حکومت دینی بنام جمهوری اسلامی ایران را یدک می کشند که خوب و بد آن را برای خود انتظار دارند اگر درست/بد مدیریت کنند.
5- مرسی و اخوانی ها می خواهند از سم پاشی ها و پروپاگاندای شدید غرب در قبال انقلاب و حکومت شان جلوگیری کنند. در عین حال از گزند تحریم و فشارهای بین المللی و مخالفان داخلی کمترین آسیب را ببینند.
6- مرسی وقتی از احترام به معاهدات قبلی با رژیم صهیونیستی خون آشام و وحشی صحبت می کند این پیام را ارسال می دارد که ضمن توجه به ماهیت پلید این رژیم خوب می فهمد که درگیری علنی با آن چه پیامدهای وحشتناکی را می تواند برای مملکت وی داشته باشد اگر خوب مدیریت نشود.
7- ملت مصر ملتی بسیار رنگارنگ و متنوع هستند که ارضای آن ذایقه ها ذیل یک چتر واحد به مدیریت اسلام گرایان کار بسیار دشواری است. حال اگر این فاکتور را در نظر بگیریم که اخوانی ها قصد تداوم در جضور در قدرت را دارند بنابراین فهم این ماجرا راحت تر می گردد.
8- به معنای واقعی کلمه مرسی هنوز قدرت را در اختیار نگرفته است. قانون اساسی وجود ندارد، پارلمان وجود ندارد، شورای نظامی بازمانده از دوران مبارک فعال ما یشاء است، بیگانگان نفوذ شدیدی بر نهادها و ساختار قدرت در مصر را دارند. خصوص آن که بعد از رژیم صهیونیستی مصر دومین کشوری بود که بیشترین وام بلاعوض را از آمریکا دریافت می کرد و از قدیم ذیل سایه دولتهای فرانسه، انگلستان و تاحدودی ایتالیا قرار داشت.
9- مرسی از این که از سوی دولت ایران آسیبی نخواهد دید مطمئن است ولی از موش دوانی و سنگ پراکنی دولتهای عرب منطقه مانند عربستان و اردن خیالی ناآرام دارد. بنابراین وی از بیان سخنانی که به تحریک این دولتها منجر شود طرفی نمی بندد.
10- برخلاف انقلاب ایران که به رهبری یک مرجع عظیم الشان و انقلابی و به پشتوانه متون متراکم فقهی انجام گرفت، مرسی و دیگر اخوانیان در پشت سر خود الازهری را می بینند که حتی تا مدتها پس از انقلاب مردم مصر از حکومت مبارک حمایت شرعی می کرد!
اگر تنها به همین موارد اکتفا بکنیم و به موارد متعدد دینی، سیاسی و امنیتی دیگر نپردازیم به نظر می رسد رویکرد مرسی در اداره مصر مفهوم تر می گردد.