۱۲ تير ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۲
ساحل

برای حضرت خورشید

خسته ام آقا جان! خسته از این این روزهایی که همه فکر و ذکرشان شده یارانه و گشت ارشاد و انتخابات و قیمت بازار و...دریغ از آنکه همه این ها بازی و سرگرمی است
کد خبر : ۶۹۹۷۷

به گزارش سرویس وبلاگ صراط؛ جواد آقایی در آخرین به روز رسانی وبلاگ ساحل چه زیبا نوشته است:

آقا جان سلام

چندی پیش برای نائبتان و ولی نعمتمان نامه ای از روی دلتنگی و محبت نگاشتم که ماحصلش شد دیدار جمال رویش که حکایت از نور رخ شما داشت و حقیقتا "حضرت ماه" است که نور از رخ "حضرت خورشید"تان می گیرد.

می دانم که خیلی بیش از آنچه بر قلم و زبانم جاری می شود نالایق و پستم که اگر"مفید" بودم شاید برای من هم نامه می نوشتی، همچنان که برای شیخ مفید نگاشتی" للاخ السدید والولی الرشید الشیخ المفید... و اما بعد..."

مگر نه اینکه شما در آن نامه، برای ما پیغام فرستاده بودید که " إِنّا غَیرُ مُهمِلِینَ لِمُراعاتِکُم وَ لا ناسِّینَ لِذِکرِکُم . به درستی که ما در رعایت حال شما (شیعیان) کوتاهی نمیکنیم و از یاد شما غافل نمیشویم"؟!

پس چرا این همه خسته ام؟!

خسته ام ازخود و این جامعه و این دنیا...

خسته ام از خود و دردی که فقط سکوت و لذتش نصیبم شده!

خسته ام از خود و این همه بازی های رنگارنگ و فریبنده روزگار...

خسته ام از خود و این همه ادعا که هم مرا و هم اطرافیانم را غرق در توهمات کرده!

خسته ام از خود و این همه فرصت هایی که لحظه به لحظه از دستم می رود و فقط تماشاچی آن ها شده ام...

خسته ام از خود و این همه بی معرفتی درحق تو که حقیقتا در حق خودم است!

خسته ام آقا جان!

خسته از این این روزهایی که همه فکر و ذکرشان شده یارانه و گشت ارشاد و انتخابات و قیمت بازار و...دریغ از آنکه همه این ها بازی و سرگرمی است و شاید کمتر کسی باشند که این روزها به فکر "بیداری" باشد و در برابر لذائذ شیطانی"مقاومت" کند که اگر بیداری نباشد همه به خواب رفته ایم و بی شک با آمدن خورشید نمازمان قضاست!!

اینجا آسمان شهرش آبی نیست! هوای خیابان هایش خفه کننده است و صدای ماشین هایش گوش خراش!

مولای من!

گله مندم از چشمهایی که باید باز باشند و بسته اند!

گله مندم از گوش هایی که باید بشنوند و نمی شنوند!

گله مندم از زبان های حرافی که خموشند!

با اینکه بشکسته پیاله ام را اما ،

ممنون آن چشمانی هستم که می بیند و خودش را به ندیدن می زند!

ممنون آن گوش هایی هستم که می شنود و گویا هیچ نشنیده است!

ممنون آن زبانی هستم که حرف ها دارد برای زدن و فقط برای من سکوت می کند!

خودت حافظ و سر پناهش باش که به یمن تو پای دراین جهان گشوده و منشا برکات شده است!

*******

آقای من!

شاید شما هم مانند خیلی ها بگوئید سکوت کن و دم بر نیاور که سحر نزدیک است... من هم عرض می کنم علی رموش العین(به قول بزرگواری)

اگر چه خودم را لایق جواب گرفتن نمی دانم اما لذت انتظار جوابت را از خودم دریغ نمی کنم که هرچه باشد شما رئوف ترومهربان تر از حضرت ماه هستید و از همه بر ما رحیم ترید...

****************************************************

به قول دوستان پی نوشت:

*زیبا گفت "همچون مالک باش که می رفت تا رنج علی را کم کند حتی اگر فرسنگ ها از او دور باشد و سال ها او را نبیند آن ها در جدائیشان باهمند و دیگران در جمعشان از علی جدا!"

* اَلسَّلامُ عَلى مَحآلِّ مَعْرِفَهِ اللهِ، وَمَساکِنِ بَرَکَهِ اللهِ، وَمَعادِنِ حِکْمَهِ اللهِ، وَحَفَظَهِ سِرِّاللهِ، وَحَمَلَهِ کِتابِ اللهِ، وَاَوْصِیآءِ نَبِىِّ اللهِ، وَذُرِّیَّهِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَرَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ... سلام بر جایگاههاى شناسایى خدا و مسکنهاى برکت خدا و کانهاى حکمت و فرزانگى خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان کتاب خدا و اوصیاى پیامبر خدا و فرزندان رسول خدا صلى الله علیه و آله، و رحمت خدا و برکاتش برایشان باد(زیارت جامعه کبیره)

* شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت.(سید شهیدان اهل قلم)

یا علی