به گزارش سرویس وبلاگ صراط، عباس بخشی در آخرین به روز رسانی وبلاگ صبح قریب نوشته است:
گفتگوهای بی نتیجه ایران و 6 قدرت جهانی در مسکو که به منظور غلبه بر اختلافات بر سر آینده برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی،پس دو روز مذاکرات پی در پی متوقف شد . اما فضای ذهنی و روانی جامعه جهانی بعد از مذاکرات مسکو به این سمت سوق پیدا کرد که هرچند اکنون ارتباط ها به سطح پایین تر در سطح کارشناسان فنی و ماموران اداری دو طرف تنزل پیدا کرده است اما آینده این مذاکرات برای دست یابی به نتیجه نهایی در هاله ای از ابهام مانده است تا جایی که هیچ نهاد یا دستگاه مسئولی قادر به پیش بینی نتیجه نهایی این مذاکرات نیست.

در هر صورت بعد از طی شدن سه دوره مذاکره بین ایران و 1+5 احساس می شود که فضای دیپلماسی غرب در قبال جمهوری اسلامی و پرونده هسته ای کشورمان حول محور چند راهبرد اساسی می چرخد که به نظر می رسد هیچ یک از آنها به سوی حل شدن مشکلات پیش نخواهد رفت .
رفتار غرب در چند دوره مذاکرات هسته ای نشان دهنده این حقیقت به افکار عمومی جهانی است که با وجود تمام تلاش های مقامات جمهوری اسلامی برای شفاف سازی موضوع هسته ای ، غرب هیچ تمایلی به حل منطقی این پرونده از مجرای دیپلماسی فعال نخواهد داشت .
از سویی با توجه به عدم پیشرفت مذاکرات در سه دوره گذشته ، شکست مذاکرات مسکو پیامدهای متعددی را به همراه خواهد داشت که از جمله آنها می توان به طرح مجدد تهدید نظامی علیه ایران و افزایش تحریم ها اشاره کرد ، با این حال مقامات ایرانی بعد از مذاکرات به روشنی خاطرنشان کرده بودند که جمهوری اسلامی قصد ندارد از حق غنی سازی اورانیوم صرف نظر کند و غرب هم روی این بیانات رهبر معظم انقلاب در رابطه با موضوع هسته ای حساب ویژه باز کرده است :" دشمن باید بداند درخواست های نابجا راه به جایی نمی برد ".
با این وجود به عقیده بسیاری از کارشناسان در شرایط فعلی چند راهبرد کلی پیش روی پرونده هسته ای ایران قرار می گیرد که غرب در صدد القای آن در یک فضای غیر منطقی به ایران است :
1- راهبرد فشار تحریم و مذاکره : با توجه به این نکته که طی سالیان گذشته غرب همواره تلاش داشته تا با اعمال سیاست فشار تحریم به جمهوری اسلامی ، مقامات کشورمان را برای تن دادن به تمایلات غیر منطقی قدرت های جهانی مجبور سازد ، به نظر می رسد با توجه به بی نتیجه ماندن مذاکرات در مسکو و تاکید بر ادامه دادن مذاکرات در سطح کارشناسی ، افکار عمومی جهان را با استفاده از راهبرد موسوم به (مذاکره برای مذاکره ) همچنان در یک فضای دوگانه نگاه دارند و فضا را تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده متشنج نسازند .
2- مقامات غرب سعی خواهد کرد تا در ادامه پروژه حاشیه سازی و بزرگنمایی رسانه ای تحریم ها ، دید مردم را نسبت به حقوق حقه هسته ای خود تغییر دهند تا جایی که چنین القاء شود که علت تمام فشار های غرب تاکید ایران بر شعار " انرژی هسته ای حق مسلم است " جلوه کند و در نتیجه افکار عمومی ایران را در رابطه با ادامه پافشاری بر خواسته های خود دچار تردید سازند .
3- غرب در تلاش خواهد بود تا این حس را در جامعه ایران القاء کند که بقاء جمهوری اسلامی در گرو بازی برد یا باخت پرونده هسته ای است تا در نهایت ملت ایران را برای سازش بر سر موضوع هسته ای آماده کند .
4- زنده نگه داشتن گزینه تهدید نظامی و برنامه ریزی برای القاء این نکته به افکار عمومی ایران که گزینه نظامی همواره به عنوان یک گزینه اصلی روی میز مقامات غرب است .
با توجه به شرایط فوق و جنگ روانی گسترده ای که غرب در ماه های آتی به راه خواهد انداخت به نظر می رسد چند راه مقابله قابل پیش بینی باشد .
بر خلاف اعتقاد بسیاری، فرسایشی شدن مذاکرات هسته ای بین ایران و 1+5 بیشتر از آنکه به ضرر ایران تمام شود اهداف بلند مدت غرب را نشانه رفته است و با توجه به شرایط به وجود آمده برای کشورهای اروپایی غرب را بیشتر در منجلاب بحران فرو خواهد برد .
امروز پس از طی شدن سه دوره مذاکره بین ایران و غرب ، افکار عمومی جهان به این نتیجه رسیده است که مقامات غربی اگر تمایلی به نتیجه بخش بودن مذاکرات داشتند تیم مذاکره کننده خود را با اختیارات تام به نشست ها اعزام می کردند اما با توجه به این نکته که طبق گفته های جلیلی تمام راهبرد های منطقی ایران با پاسخ های غیر منطقی نمایندگان دیگر کشور های مذاکره کننده روبه رو شده است این حقیقت نمایان می شود که اصلا غرب بنا ندارد موضوع هسته ای ایران در یک فضای منطقی حل و فصل شود .
به نظر می رسد با توجه به ادامه روند فرسایشی توسط غرب و اینکه بعد از نتیجه بخش نبودن مذاکرات در سه دوره آن هم در سطح عالی ترین مقام های دیپلماسی ، امروز پرونده هسته ای ایران با ورود به مرحله گفتگو در سطح کارشناسان دچار یک عقبگرد کلی در روند خود شده است ، این امر بی تمایلی غرب برای رسیدن به راه حل منطقی و فرصت سوزی جمهوری اسلامی را می رساند که به اعتقاد بسیاری تعطیلی این روند بسیار نتیجه بخش تر از ادامه آن به شکل کنونی است .