به گزارش سرویس وبلاگ صراط، نویسنده وبلاگ آرمان خواهی در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود نوشته است:
در سده اخير، موج «بازگشت» در مقابل غرب و شرقزدگي جهان اسلام آغاز شد. انديشمندان متعددي در جهان اسلام اين بيداري را گسترش دادند و اينچنين «مسأله» مسلمانان، «تحقق اسلام» شد و حركتهايي هم از سوي «اخوان المسلمين» و «جماعت اسلامي» براي وصول به اين مطلوب صورت گرفت كه موفقيت كامل نيافت. در اين ميان «انقلاب اسلامي ايران» بروز كرد و در همين راستا توانست «امكان تحقق اسلام در جامعه» را به اثبات برساند. از اين پس و خصوصاً با افول قطب شرق، رقابت سكولاريزم و اسلام با كمك «ديكتاتورهاي مسلمان!» به نفع سكولاريزم تمام شد تا اينكه بيداري اسلامي اخير، به «تحقير هويتي» مسلمانان پايان داد و كار را به دست ملتها سپرد و جهان اسلام را از انتظاري ديرين به درآورد.
بر اين مبنا، اساساً تصور بازگشت سكولارهاي غربي-حداقل فعلاً- تصوري غلط است چرا كه ميدان بازي، چند دهه است كه در انتظار اسلامگراهاست. البته طبعاً حالا كه كار از اجمال خارج شده و به تفصيل درآمده است، مسائلي چون مدل تحقق اسلام و آنچه اينك به رقابت «مدل ايران»، «مدل تركيه» معروف شده، پيش ميآيد.
در اين مدت، آمريكائيها انواع روشها را براي انحراف اين بيداري به كار گرفتهاند. از ايجاد اختلافات مذهبي و دور كردن مسلمانان از مساله «تحقق اسلام» تا «سلفينمايي» اسلامگرايان بر سر كار آمده و به «انفعال» كشاندن آنان كه حداقل فايدهاش نزديك شدن به مدل اسلام سازشگر و غربگراست!
شايد به جرأت بتوان «اخوان المسلمين» را بهترين جايگزين سكولارها در جهان اهل سنت به حساب آورد چرا كه هم در ضديت با آمريكا و خصوصاً اسرائيل قرار دارند و هم از تيمي سازماندهي شده و كادري تشكيلاتي برخوردارند. البته روي كار آمدن اين تيم هم در كشوري كه سالها دستگاه قدرتمند امنيتي مبارك روي كار بوده و هنوز نيز همه كشور دست اوست، آسان نيست. نكته مهم آنست كه نبايد اختلافات موجود بر سر برخي مسائل امروزين با اخوانيها، مانند «بحران سوريه» را به قدري بزرگ نمود كه مانع فهم جايگاه مهم اخوان المسلمين در شرايط فعلي جهان اسلام و فراموشي نگرش مناسب اخوان به انقلاب اسلامي ايران و همچنين ديدگاهها روشنفكرانه آنان باشد.
در اين ميان اما، مهمترين چيزي كه دشمنان بدان همت خواهند گمارد و اتفاقاً مسألهاي حقيقي براي كشورهايي مثل مصر و تونس محسوب ميشود، مخدوش كردن كارآمدي آنان در اداره جوامعشان و تأمين نيازهاي اقتصادي مردم است. آنچه ميتواند بيش از هر چيزي براي غرب، خطرناك باشد، «اثبات كارآمدي اسلامگرايان در اداره حكومت» و در پي آن بقاء آنان در حكومتهايشان است.
با اين حساب بهتر ميتوان «اخوان هراسي» صورت گرفته در جريان انتخابات مصر و شكستن آراء «محمد مرسي» و نزديككردن او به «احمد شفيق» با هر ابزاري را فهم كرد. بايد جريان سكولار همچنان قوي و منسجم در ميدان مصر باشد تا بتواند مانع بسياري از موفقيتهاي اخوانيها گردد و مدام نيز چون چماق، اجراي شريعت را مانع آزادي و دموكراسي بشمارد!
بر اين اساس، آنچه بايد وجهه همت ما در چهار تا هشت سال آتي باشد همان توصيهاي است كه رهبر انقلاب به نوري المالكي، نخست وزير عراق داشتند و آن همت گماردن براي رشد علمي، استقلال اقتصادي و عمران و آباداني است. چيزي كه بقاء حضور اسلامگرايان بر سر قدرت را تضمين خواهد كرد. البته ارزشهايي چون «خودكفايي»، «استقلال» و «مقاومت» چيزهايي است كه بايد براي تبديل آنان به ارزشهايي فراگير در اين جوامع تلاش كرد تا اعتماد و همراهي جامعه مصري با دولتمردانشان، حتي در صورت داشتن برخي نقايص، پايدار بماند. اينك اخوانيها پس از چندين دهه تلاش و در عين حال دوري از حكومت، وارد آزموني سخت شدهاند كه بنظرم ميرسد شكست آنان در آن به نفع امت اسلامي تمام نخواهد شد و پيروزي آنان فرصتي مغتنم براي جنبش اسلامي معاصر است.
در سده اخير، موج «بازگشت» در مقابل غرب و شرقزدگي جهان اسلام آغاز شد. انديشمندان متعددي در جهان اسلام اين بيداري را گسترش دادند و اينچنين «مسأله» مسلمانان، «تحقق اسلام» شد و حركتهايي هم از سوي «اخوان المسلمين» و «جماعت اسلامي» براي وصول به اين مطلوب صورت گرفت كه موفقيت كامل نيافت. در اين ميان «انقلاب اسلامي ايران» بروز كرد و در همين راستا توانست «امكان تحقق اسلام در جامعه» را به اثبات برساند. از اين پس و خصوصاً با افول قطب شرق، رقابت سكولاريزم و اسلام با كمك «ديكتاتورهاي مسلمان!» به نفع سكولاريزم تمام شد تا اينكه بيداري اسلامي اخير، به «تحقير هويتي» مسلمانان پايان داد و كار را به دست ملتها سپرد و جهان اسلام را از انتظاري ديرين به درآورد.
بر اين مبنا، اساساً تصور بازگشت سكولارهاي غربي-حداقل فعلاً- تصوري غلط است چرا كه ميدان بازي، چند دهه است كه در انتظار اسلامگراهاست. البته طبعاً حالا كه كار از اجمال خارج شده و به تفصيل درآمده است، مسائلي چون مدل تحقق اسلام و آنچه اينك به رقابت «مدل ايران»، «مدل تركيه» معروف شده، پيش ميآيد.
در اين مدت، آمريكائيها انواع روشها را براي انحراف اين بيداري به كار گرفتهاند. از ايجاد اختلافات مذهبي و دور كردن مسلمانان از مساله «تحقق اسلام» تا «سلفينمايي» اسلامگرايان بر سر كار آمده و به «انفعال» كشاندن آنان كه حداقل فايدهاش نزديك شدن به مدل اسلام سازشگر و غربگراست!
شايد به جرأت بتوان «اخوان المسلمين» را بهترين جايگزين سكولارها در جهان اهل سنت به حساب آورد چرا كه هم در ضديت با آمريكا و خصوصاً اسرائيل قرار دارند و هم از تيمي سازماندهي شده و كادري تشكيلاتي برخوردارند. البته روي كار آمدن اين تيم هم در كشوري كه سالها دستگاه قدرتمند امنيتي مبارك روي كار بوده و هنوز نيز همه كشور دست اوست، آسان نيست. نكته مهم آنست كه نبايد اختلافات موجود بر سر برخي مسائل امروزين با اخوانيها، مانند «بحران سوريه» را به قدري بزرگ نمود كه مانع فهم جايگاه مهم اخوان المسلمين در شرايط فعلي جهان اسلام و فراموشي نگرش مناسب اخوان به انقلاب اسلامي ايران و همچنين ديدگاهها روشنفكرانه آنان باشد.
در اين ميان اما، مهمترين چيزي كه دشمنان بدان همت خواهند گمارد و اتفاقاً مسألهاي حقيقي براي كشورهايي مثل مصر و تونس محسوب ميشود، مخدوش كردن كارآمدي آنان در اداره جوامعشان و تأمين نيازهاي اقتصادي مردم است. آنچه ميتواند بيش از هر چيزي براي غرب، خطرناك باشد، «اثبات كارآمدي اسلامگرايان در اداره حكومت» و در پي آن بقاء آنان در حكومتهايشان است.
با اين حساب بهتر ميتوان «اخوان هراسي» صورت گرفته در جريان انتخابات مصر و شكستن آراء «محمد مرسي» و نزديككردن او به «احمد شفيق» با هر ابزاري را فهم كرد. بايد جريان سكولار همچنان قوي و منسجم در ميدان مصر باشد تا بتواند مانع بسياري از موفقيتهاي اخوانيها گردد و مدام نيز چون چماق، اجراي شريعت را مانع آزادي و دموكراسي بشمارد!
بر اين اساس، آنچه بايد وجهه همت ما در چهار تا هشت سال آتي باشد همان توصيهاي است كه رهبر انقلاب به نوري المالكي، نخست وزير عراق داشتند و آن همت گماردن براي رشد علمي، استقلال اقتصادي و عمران و آباداني است. چيزي كه بقاء حضور اسلامگرايان بر سر قدرت را تضمين خواهد كرد. البته ارزشهايي چون «خودكفايي»، «استقلال» و «مقاومت» چيزهايي است كه بايد براي تبديل آنان به ارزشهايي فراگير در اين جوامع تلاش كرد تا اعتماد و همراهي جامعه مصري با دولتمردانشان، حتي در صورت داشتن برخي نقايص، پايدار بماند. اينك اخوانيها پس از چندين دهه تلاش و در عين حال دوري از حكومت، وارد آزموني سخت شدهاند كه بنظرم ميرسد شكست آنان در آن به نفع امت اسلامي تمام نخواهد شد و پيروزي آنان فرصتي مغتنم براي جنبش اسلامي معاصر است.