به گزارش سرویس وبلاگ صراط، نویسنده وبلاگ عشق مخصوص خداست در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود نوشته است:
...خدا پناه من است...
در آن هنگام که،
کسی نمی بیند درون آشفته ام را و ریزش اشکهای بی پنهاییم را.
...خدا تمام هستی من است...
آن هنگام که،
از هستی خویش ناامید می شوم و از بوی تعفن انسان نماهای مرده،
و می نشینم دور از هیاهوی نفوس ناپاک و پر ریای زمینی.
...خدا تمام آرام من است...
آن لحظه که،
در دریای نا آرام زجر و گناه غرق می شوم و کسی جز اونیست تا دست مرا بگیرد
و با نوازش آسمانی دلم را آرام چون عشق کند و بر من نگاه کند،
چنان سرود خوابهای کودکانه ام،
و ببوسد قلب خسته ام را.
...خدا خورشید من است...
آن هنگام که،
در تاریکی ودر کنج قفس حسرتها و خیالات پوچ و واهی زمینی چیزی نمی یابم
جز مرگ و نیستی ودر شاخسار کوتاه عمر خویش گلی نمی یابم
و می خوانم غریبانه و غمگین.
...خدا کل وجود من است...
آن هنگام که،
از وجود خاکی و آلوده خویش چیزی جز خستگی و زخمهای عمیق برتن نمی یابم
در هوای سرد و تاریک زمین،
می لرزم و کور میشوم.
...خدا نوازش درون من است...
آن هنگام که،
از ترس به قعر جهنم آتش گرفته جنگلها و طغیانهای وجود بی سامانم
جایی برای تکرار موسیقی بارانم ندارم.
...خدا تمام امید من است...
آن هنگام که ناامید از تن و سرگردان در کوچه های بن بست زمین قدم زنان بسوی سیاهی و تباهی ته کوچه گام برمی دارم و در آن لحظه تنها اوست که برایم می خواند
سرود عشق و نور و تمام می کند برمن،
ناامیدی و تنهایی را.
...خداوند شبان من است...
زیبا و ستودنی چون برگ ،گل، نور و قطرات شبنم جاری در گلبرگهای سحرگاهی.
...خدا خدای من است...
بی نهایت ، بی زوال ، مهربان و ستودنی
چون تماشای غروب در فراسویی همه زشتی ها و نامردمی ها وزجرها و تباهی ها
...خدا خدای من است...
خدا ....
