به گزارش سرویس وبلاگ صراط ،میکائیل دیانی نویسنده وبلاگ مسیر در وبلاگ خود نوشته است:
برای بزرگترین مشکل صاحبان اصلی انقلاب؛ گرانی!
وضعیت ایران در یک پیچ تاریخی اقتصادی به نام «طرح تحول اقتصادی» باید بیش از پیش مورد توجه علمای علم اقتصاد، مسئولین و مجریان امر قرار بگیرد. تنگنایی که بواسطه بی توجهی بر وضعیت اقتصادی توسط مسئولین ایجاد شده است فشار را بر زندگی مردم مستضعفی که صاحبان اصلی این انقلاب هستند دو چندان کرده است.

فشار اقتصادی فعلی که به از بین رفتن کرامت و عزت مردم جامعه ما منجر می شود. شاید از دوباره باید این مطلب برای مسئولین ما تکرار شود که رهبر انقلاب فرموند:" كدام نقض كرامت انسانى بالاتر از اين كه انسانى، رئيس عائلهاى، پدر خانوادهاى، در جامعهاى كه در آن همهچيز هم هست، نتواند اوّليات زندگى فرزندان خودش را تأمين كند؟! كدام تحقير از اين بالاتر است؟! كدام نقض شخصيّت و شرف و كرامت انسانى از اين بالاتر است؟! صبح تا شب كار كند، آخرش به من يا به شما يا به آن مسؤول ديگر نامه بنويسد كه من دو ماه است به خانهام گوشت نبردهام!"
با آغاز طرح تحول اقتصادی که اقتصاددانان معتقد بودند باید خیلی پیشتر در دولتهای سازندگی و یا اصلاحات سیاسی رقم می خورد تا فشار کمتری به مرم بیاید زمزمه هایی به شکست این طرح اقتصادی بزرگ شنیده می شد اما موفقیت این طرح در گام نخست هدفمندی یارانه ها که یکی از اصلی ترین بندهای این طرح هفت قسمتی است مردم را به این طرح خوش بین کرد. همکاری ملت با مسئولین در اجرای این مرحله از هدفمندی حتی برای اقتصاددانان و جامعه شناسان نیز عجیب بود.
مرحله اول هدفمندی به خوبی طی شد اما فشرده کردن
این طرح 5 ساله توسط دولت و اجرای آن در 2 الی 3 سال زنگ خطری برای اقتصاد بود. در
گام نخست این موضوع به یک دعوای سیاسی بدل شد و بعد از آن آغاز گرانی هایی بود که
بدلیل عدم نظارت درست و کافی بر آنها در حال حاضر بار آن کمر مردم را شکسته
است.
مشکلات فعلی اقتصاد ایران را می شود در چند حوزه تقسیم بندی کرد که اجمالا
به آنها می پردازیم:
نخست و شاید مهمترین بخشی که مردم در حال لطمه خوردن از آن هستند؛ حیطه «نظارت و کنترل بر بازار» است. نظارت و کنترل دولت در ابتدای طرح هدفمندی یارانه ها و کنترل شبانه روزی بازار باعث شده بود تا ثبات نسبی بر قیمت کالا های اساسی مردم ایجاد شود اما بعد از نوسانات شدید بازار سکه و ارز دولت این نظارت را رها کرد و قیمت ها بطور سرسام آوری افزایش پیدا کرد.
دلیل دیگر بر این فشار اقتصادی را باید نوسانات نرخ ارز دانست. افزایش نرخ ارز تا مرز 2000 تومان بهانه ی مناسبی بود تا برخی تولیدکنندگان با آن قیمت محصولات خود را افزایش دهند . و از طرفی عدم نظارت باعث شد کاهش قیمت نرخ ارز دیگر نتواند قیمت های آنها را به زیر بکشد. حال که در چند روز گذشته دوباره شاهد بالارفتن نرخ ارز تا 1950 تومان در بازار بوده ایم باید منتظر چند باره این اتفاق باشیم.
واردات کالاهای اساسی به عنوان مُسَکنهای تعادل اقتصادی از سوی دولت نه تنها نتوانسته است توازن بازار را بوجود آورد بلکه باعث آسیب های جدی به ادامه حیات و فعالیت تولید کنندگان داخلی می شود؛ در آینده کشور را به یک کشور مبتنی بر واردات تبدیل می کند و این نقطه آغاز زوال وابستگی خواهد بود.
دلالی های فراوان موجود در بازار دیگر عامل موٍثر بر فشار اقتصادی وارده بر مردم است. عدم نظارتی که بر محصولات متنوع بویژه محصولات کشاورزی،باغداری و دامداری وجود دارد باعث شده است این محصولات در مبدا با قیمتی ناچیز خریده شوند ولی تا مقصد که باید بدست مشتری برسند با افزایش چند برابری قیمت روبرو گردند.
یارانه به بخشی از کالا هایی که از محصولات اساسی مردم داده می شد و هم اکنون قیمت آنها بصورت سرسام آوری رشد می کند نشان از ضعف مدیریت بر کنترل بازار دارد. محصولات کشاورزی، دامی که از ثمره های اولیه آنها می توان به محصولات لبنی و نان اشاره کرد بی دلیل در حال افزایش قیمت می باشند. در غرب آنقدر از بخش کشاورزی حمایت میشود که آمریکا 136سال است یارانه شیر میدهد و حتی حاضر شده است مذاکرات WTO را لنگ کند ولی یارانه را حذف نکند. بی توجهی به این موضوع حتی باعث شده است در چند روز گذشته در فضای شبکه های اجتماعی زمزمه های تحریم این محصولات در چند روز اخیر ایجاد شود.
عامل دیگر وابستگی اقتصاد مبتنی بر نفت است، از آنجایی که اقتصاد نفتی مستعد تورم و رکود با یکدیگر است و اگر درآمد نفتی هنگفت شود، مشکلی به نام بیماری هلندی پیش میآید که به اقتصاد آسیب میزند.
وقتی فشار روی واردات کالاهای قابل تجارت آورده میشود، تولید ملی سرکوب میشود و تورم تولید ملی بالا میرود و در نتیجه میل به واردات کالاهای قابل تجارت افزایش مییابد و هر چه بیشتر این مکانیزم فعال باشد، این ضرر بیشتر اتفاق میافتد.
در سال 89 میزان اتکای دولت بر درآمد های نفتی حدود 59هزارمیلیارد تومان بود که در سال 90 به 64هزار میلیارد تومان افزایش یافت و در سال 91 میزان اتکای دولت در بودجه به درآمدهای نفتی به 74هزار میلیارد تومان رسید و باید دانست وقتی این سیر، صعودی میشود، بیماری هلندی تشدید میشود. بیماری هلندی یک بار در سال 56، یک بار سال 62، یک بار در سال 68 و یک بار در سال 85 اتفاق افتاد و امروز نیز گرفتار این موضوع هستیم.
از طرفی افزایش میل به خرج درآمد ارزی در روند اقتصادی کشور تورم را در جامعه تشدید می کند. وقتی به روند صعودی مصرف ارز در کشور توجه بکنیم این موضوع بیشتر جل توجه می کند چه آنکه؛ این رقم در دوران جنگ 608دلار، دولت هاشمی 384دلار، دولت خاتمی 364دلار و در پنج سال اول دولت احمدینژاد 824دلار بوده است و البته نتیجه این میل شدید به خرج درآمد ارزی، افزایش تورم در کشور است که البته مجلس هم در این موضوع شریک بوده و فقط دولت مقصر نیست.
از طرفی باید خاطر نشان کرد که دولت تنها 10درصد درآمدهای نفتی را صرف تولید ملی کرده است و مابقی صرف هزینههای خود دولت شده است که می توان آن را یک معضل اقتصادی دانست.
