به گزارش سرویس وبلاگ صراط، علی اسماعیلی وردنجانی در وبلاگ اشک شفق آورده است:
من واله و
حیران توام ای گل نرگس
حیران و پریشان توام ای گل نرگس
تو سرو
خرامانی و در سایه مهرت
من مرغ غزل خوان توام ای گل نرگس
ای آن که
تویی پادشه جود و سخاوت
من تشنه ی احسان توام ای گل نرگس
پهن است به
هر رهگذری سفره ی مهرت
من جیره خور خوان توام ای گل نرگس
هستی تو گل
سر سبد باغ ولایت
من خار بیابان توام ای گل نرگس
ای دار و
ندارم به فدای قدم تو
سر در کف فرمان توام ای گل نرگس
آیات خداوند
همه وصف رخ توست
من قاری قران توام ای گل نرگس
