۰۵ تير ۱۳۹۱ - ۰۹:۳۵

روزه کوهی

کد خبر : ۶۹۰۸۵
به گزارش سرویس وبلاگ صراط نویسنده وبلاگ پلاک،شهادت در وبلاگ خود نوشته است:

سال 52 بود؛ یه شب تو خوابگاه رفتم اتاقش. تنها بود.نشستیم به حرف زدن.

اولش چون من رو خوب نمی شناخت؛ حرف سیاسی نمی زد.

ولی بعدش خیلی چیزا گفت؛ از سیاهی اون دوره (شاهنشاهی) و راه تاریکی که در پیش هست. از توشه ای که این راه لازم داره؛ توشه ای که غیر از دینداری و خودسازی چیز دیگه ای نمی تونه باشه... .
بعدها که هم خونه شدیم فهمیدم واقعا تو خودسازی خیلی جدیه و روشهای خاصی هم داره؛البته به منم یاد می داد.
مثلا هیچ وقت برای غذا دو تا ژتون نمی گرفتیم و همیشه دو نفری یه غذا می خوردیم.

یا مثلا بهم می گفت:" بیا فردا هر جا بودیم فقط نون بخوریم".

بعضی وقتا پیشنهاد می داد جمعه روزه بگیریم و بعد بریم کوه!

می گفت:هم ورزشه، هم عبادت و هم تقویت اراده.

وقتی می رفت ارومیه، صبح تا شب تو باغچه شون کار می کرد و ناهار هم فقط یه کم نون و ماست می خورد. در کنار اینا هیچ وقت مطالعه اش ترک نمی شد؛ مخصوصا به خوندن قرآن خیلی اهمیت می داد و نمازش کامل و مرتب بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خاطره ای از شهید مهدی باکری/نرم افزار سرداران عشق/مستندات

امام خمینی(ره):
امید من به شما توده جوان است، به شما توده محصل است. من امید این را دارم که مقدرات مملکت ما، بعد از این به دست شما عزیزان بیفتد؛ و مملکت ما را شما عزیزان حفظ کنید؛ من امید آن را دارم که شماها با علم و عمل، یا علم تهذیب نفس، با علم و عمل صالح، بر مشکلات خودتان غلبه کنید.