به گزارش سرویس وبلاگ صراط محمد رحمانی در وبلاگ امت حزب الله نوشته است:
جهاني خسته، جهاني كه خستگي دو جنگ جهاني را به دوش ميكشد، جهاني كه بعد از پس زدن مذهب كليسايي و مذهب قرون وسطايي مملو از ريا، تكبر، ظلم و ديكتاتوري به دامن تفكرات اومانيستي پناه برد، بعد از رنسانس، جهان به اصالت عقل و تفكر بشر پناه برد اما كدام عقل؟
جهاني خسته، جهاني كه خستگي دو جنگ جهاني را به دوش ميكشد، جهاني كه بعد از پس زدن مذهب كليسايي و مذهب قرون وسطايي مملو از ريا، تكبر، ظلم و ديكتاتوري به دامن تفكرات اومانيستي پناه برد، بعد از رنسانس، جهان به اصالت عقل و تفكر بشر پناه برد اما كدام عقل؟

روزگاري، پيروان کولکتیویسم (Collectivism) به دنبال
حاكميت اكثريت بودند كه از دل آن ماركسيسم و سوسياليسم متولد شد، همزمان عدهاي
ديگر معتقد به اندیویدوالیسم (Individualism) و اصالت فرد بودند تا شاهد تولد
ليبراليسم باشند. جهان در آستانه جنگ جهاني سوم شاهد حذف تفكرات ماركس از دامنه
مديريت جهاني بود. همگان گمان ميكردند كه جهان تك قطبي آغاز شده و مسير حركت به
سوي جامعه ليبرال تسهيل شده است.
اما در اين ميان تفكرات ديگري نيز وجود داشت كه در زير
سايه سنگين امپرياليسم رسانهاي فرصت ظهور و معرفي پيدا نميكردند.
سخن از مهر و محبت، سخن از اصالت ارزشهاي انساني و توجه به فطرتهاي پاك انساني درميان گرد و غبار دنياي صنعتي، سخني نو و دلپذير بود.
صدور انقلاب شايد از همين رو معنا مييافت، پيروان روحالله هرگز به دنبال آن نبودند كه با زور و زر تفكرات خود را حاكم كنند بلكه به دنبال صدور انديشهها بودند.
البته در كنار اسلام ناب محمدي، كم نبودند مدعيان اسلامگرايي، آناني كه با نام «الله اكبر» سرهاي انسانهاي بيگناه را از بدن جدا ميكردند! اسلامي كه حالا در زير بمباران تبليغاتي معادل طالبانيسم معنا ميشد تا شايد رشد فزاينده اسلامخواهي محدود شود.
در اين ميان رئيس جمهوري ايران اسلامي سخن از مديريت جهاني زد. البته در اين ميان برخي در داخل با ديده ترديد به اين بيانات مينگريستند، بي شك توجه به نكات زير قابل توجه است.
اصولاً مباني تفكر، ايده و فكر با دنياي رئال و واقعي تفاوتهاي جدي دارد، اسلام ناب محمدي يعني همان مكتب علوي، همان مكتبي كه در ايران قدرت يافته است مباني محكم فكري و انديشهاي اين مكتب در مقايسه با مباني تفكرات اومانيستي بسيار قويتر است، ليكن به تعبير مقام معظم رهبري بسياري از اين انديشهها هنوز به مرحله اجرايي نرسيده است. توجه به اين نكته ميتواند پاسخگوي خلأهاي موجود باشد چراكه مشكل نه از انديشه متعالي علوي بلكه از ناحيه اجراي صحيح آن است.
امروز جهان خسته از اومانيسم به دنبال آلترناتيو ميگردد و از همين رو سرگرداني جهان معاصر معنا مييابد. بجا است كه در اين شرايط حساس به جاي صرف انرژي و هزينه در راستاي دامن زدن به اختلافات دروني با نگاهي فرا منطقهاي به فكر تئوريزه كردن مباني فكري مكتب علوي باشيم، مكتبي كه با انقلاب عظيم حضرت روحالله شكل گرفته و با مديريت خلف صالح او تداوم يافته است.
سخن از مهر و محبت، سخن از اصالت ارزشهاي انساني و توجه به فطرتهاي پاك انساني درميان گرد و غبار دنياي صنعتي، سخني نو و دلپذير بود.
صدور انقلاب شايد از همين رو معنا مييافت، پيروان روحالله هرگز به دنبال آن نبودند كه با زور و زر تفكرات خود را حاكم كنند بلكه به دنبال صدور انديشهها بودند.
البته در كنار اسلام ناب محمدي، كم نبودند مدعيان اسلامگرايي، آناني كه با نام «الله اكبر» سرهاي انسانهاي بيگناه را از بدن جدا ميكردند! اسلامي كه حالا در زير بمباران تبليغاتي معادل طالبانيسم معنا ميشد تا شايد رشد فزاينده اسلامخواهي محدود شود.
در اين ميان رئيس جمهوري ايران اسلامي سخن از مديريت جهاني زد. البته در اين ميان برخي در داخل با ديده ترديد به اين بيانات مينگريستند، بي شك توجه به نكات زير قابل توجه است.
اصولاً مباني تفكر، ايده و فكر با دنياي رئال و واقعي تفاوتهاي جدي دارد، اسلام ناب محمدي يعني همان مكتب علوي، همان مكتبي كه در ايران قدرت يافته است مباني محكم فكري و انديشهاي اين مكتب در مقايسه با مباني تفكرات اومانيستي بسيار قويتر است، ليكن به تعبير مقام معظم رهبري بسياري از اين انديشهها هنوز به مرحله اجرايي نرسيده است. توجه به اين نكته ميتواند پاسخگوي خلأهاي موجود باشد چراكه مشكل نه از انديشه متعالي علوي بلكه از ناحيه اجراي صحيح آن است.
امروز جهان خسته از اومانيسم به دنبال آلترناتيو ميگردد و از همين رو سرگرداني جهان معاصر معنا مييابد. بجا است كه در اين شرايط حساس به جاي صرف انرژي و هزينه در راستاي دامن زدن به اختلافات دروني با نگاهي فرا منطقهاي به فكر تئوريزه كردن مباني فكري مكتب علوي باشيم، مكتبي كه با انقلاب عظيم حضرت روحالله شكل گرفته و با مديريت خلف صالح او تداوم يافته است.