۲۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۵

مبادا ما آن مؤذن بدصدا باشیم!

کد خبر : ۶۷۵۹۶

به گزارش سرویس وبلاگ صراط نویسنده وبلاگ آرمان شهر در آخرین مطلب وبلاگش نوشته است:

در شهرى که هم مسلمانها و هم مسیحیها زندگى مى‌کردند، مؤذن بدصدایى وارد محله‌ى مسلمانها شد و چند وعده اذان گفت.
روزى یک مرد نصرانى از محله‌ى خود به محله‌ى مسلمانها آمد و سراغ مؤذن را گرفت؛ او را راهنمایى کردند، تا بالاخره مؤذن را پیدا کرد و بعد از دیدنش تشکر فراوانى از او کرد!
مؤذن گفت: چرا از من تشکر مى‌کنى؟
مرد نصرانى پاسخ داد: تو حق بزرگى بر گردن من دارى که هیچ‌کس ندارد؛ زیرا من دختر جوانى در خانه دارم که مدتى است محبت اسلام به دلش افتاده است و تمایل به مسلمانى دارد. هر کار مى‌کردم، به کلیسا نمى‌آمد و در مراسم ما شرکت نمى‌کرد و به عقاید ما بى‌اعتنا بود. ما در کار این دختر، عاجز و درمانده شده بودیم. دو، سه روز پیش که تو اذان گفتى و این دختر صدایت را شنید، گفت: این صداى کریه از کجاست؟! گفتم: اذان مسلمانهاست. از آن لحظه بود که ما راحت شدیم و بکلى محبت اسلام از دل این دختر رفت و در حال حاضر مثل زمان عادى گذشته، به زندگى خود مشغول است و در کلیسا حاضر مى‌شود و مراسم را انجام مى‌دهد!
بنابراین، تو بودى که دختر ما را به ما برگرداندى!

مولانا