هی می شنیدم که تو جبهه امداد غیبی بیداد می کنه
خیلی دوست داشتم برم جبهه و سر از امداد غیبی در بیارم
رفتم جبهه و بعد از مدتی قرار شد بریم عملیات
بس که از امداد غیبی پرسیده بودم ، بچه ها از دستم ذله شده بودند
عقب یک ماشین سوار بودیم که یکی از بچه ها گفت:
می خوای بدونی امداد غیبی یعنی چی؟
با خوشحالی گفتم: خب معلومه
ناغافل نمی دانم از کجا قابلمه ای در آورد و محکم کرد توی سرم
تا چانه رفتم توی قابلمه
سرم توی قابلمه کیپ کیپ شده بود
آنها می خندیدند و من گریه می کردم
ناگهان زمین و زمان ریخت بهم
صدای انفجار و شلیک گلوله بلند شد...
... وقتی به خودم آمدم که دیدم افتادم یه گوشه
دو سه نفر هم سعی می کردند به زور قابلمه رو از سرم در بیاورند
لحظه ای بعد قابلمه در آمد و نفس راحتی کشیدم
یکی از آنها گفت: پسر عجب شانسی آوردی
تمام آنهایی که تو ماشین بودن شهید شدند جز تو
همه ی ترکش ها خورده بود به قابلمه!
... آنجا بود که فهمیدم امداد غیبی یعنی چه؟!
راوی: داوود امیریان
منبع: کتاب رفاقت به سبک تانک ، صفحه ۷۰
قابلمه را چه طوری میکنند توی سر؟؟؟با این امثال باابروی دفاع مقدس بازی نکنین ..