۲۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۸
گفت وگو با نويسنده «عروس شهر خاموش»

نوجواني از جنس انقلاب

پدر اين شهيد «اهل تسنن» بوده ومادر ايشان «سيد» است و در 16سالگي توسط كومله دزديده شده است، و حدود 11ماه شكنجه شده است
کد خبر : ۶۷۲۸۶
"صراط" - سرویس فرهنگی/ امسال سازمان بسيج مستضعفين در نمايشگاه بيست و پنجمين كتاب، شهيد «ناهيد فاتحي كرجو» را به عنوان شهيد شاخص سال91 معرفي كرد.

شهيد «ناهيد فاتحي كرجو» در چهارمين روز از تيرماه سال 1344 در شهر سنندج به دنيا آمد. با شروع حركت هاي انقلابي مردم، «ناهيد» هم به سيل خروشان انقلابيون پيوست و با شركت در راهپيمايي ها و تظاهرات ضدطاغوت در جرگه دختران مبارز كردستان قرار گرفت.

وي سپس به وسيله كومله دزديده مي شود و به مدت 11ماه شكنجه مي شود. اما اين دختر در مقابل خواسته كومله ها مبني بر توهين به امام خميني سر باز مي زند و ايستادگي مي كند و در نهايت به دست كومله شهيد مي شود.

در نمايشگاه كتاب دو كتاب از اين شهيد در قالب هاي كوتاه داستان و گزارشي به رشته تحرير درآمده بود. با نويسنده كتاب «عروس خاموش شهر» علي آقا غفار، گفت وگوي كوتاهي انجام داده ايم.

چرا از قالب كوتاه رمان براي نوشتن كتاب «عروس خاموش شهر» استفاده كرديد؟
ابتدا و پايان كتاب براساس حقيقت است؛ منطق نوشتن براساس زندگي نامه يك شخصيت برپايه اطلاعات و مواد خامي است كه در اختيار او قرار مي گيرد. زماني كه آقاي اثباتي اين كار را سفارش دادند من حتي اسم اين شهيد را نشنيده بودم و در كتاب هم به اين موضوع اشاره كرده ام. وقتي كه از من خواستند اين كار را بنويسم، نياز به يادداشت ها و مواد خامي داشتم كه در راه نوشتن به من كمك كند . در حقيقت اين شهيد در سنندج به شهادت رسيده بود و آقاي اثباتي هم عجله داشتند تا اين كار را براي نمايشگاه برسانند. و تنها كتابي كه در اين خصوص بود كتاب فاتح هشميز از فريبا انيسي بود كه در شناسنامه كتاب هم آورده ام «با الهام از كتاب فاتح هشميز»نوشته ام. آنچه را كه نوشتن، بيشتر از اين ظرفيت نداشت و اگر مي خواستم مفصل تر بنويسم يا بايد از خودم حرف هايي را اضافه مي كردم و يا اصطلاحي كه مناسب نيست، به كار آب مي بستم... من سعي كردم كتابي را بنويسم كه با اطلاعاتي كه در اختيارم گذاشته شده هم خواني داشته باشد.اگر بخواهيم در قالب داستان كوتاه به كتاب نگاه كنيم كمي از داستان كوتاه بلندتر است. ولي اگر مي خواستم بيش از اين بنويسم بايد از حسم فاصله مي گرفتم.

به نظر شما عجله سفارش دهنده كار باعث ضربه زدن به كار نشده است؟
اين همه كار نيست. تا آنجايي كه من مي دانم در مورد اين شهيد دوستان كار پژوهشي مفصلي انجام مي دهند و قرار است رمان مفصلي براي شهيد ناهيد فاتحي كرجو نوشته شود. در حقيقت آقاي اثباتي مي خواستند كار را به نمايشگاه برسانند تا فرصتي باشد براي معرفي شهيد به اندازه چشيدن يك شربت، كه مخاطب لبي تر كند و كامش شيرين شود. تا اينكه اثر بعدي در خصوص شهيد نوشته شود.

آيا نوشتن كتاب هاي متعدد درباره يك شهيد موازي كاري در زمينه فرهنگي نيست؟
اگر در نوشتن كتاب حرف هاي تكراري زده شود؛ موافقم اما اگر اين كتاب ها از زاويه هاي گوناگون به زواياي مختلف زندگي يك شخصيت بپردازد اين كار نه تنها موازي كاري نيست بلكه تكميل كردن يك پازل است. شما يك پازلي را با بخش هاي مختلف با زاويه هاي گوناگون كامل مي كنيد.

كتاب جديد هم به قلم شما است؟
به من پيشنهاد شده است اما بعيد مي دانم. و تا زماني كه مواد اوليه كار را نبينم؛ مشخص نيست. در حال حاضر در مورد شهيد به دنبال گردآوري مواد خام هستند. در حقيقت از شهادت اين خانم خيلي گذشته است و افرادي هم كه در آن روزگار با ايشان بوده اند الان نيستند. و شهادت اين خانم به دست كومله بوده و خيلي از اين كومله ها كه اگر تواف هم بوده باشند، الان نيستند و يا دچار دوران كهولت سن هستند.
وقتي يك فاصله زماني از زمان شهادت اين خانم تا الان ايجاد شده است، به دست آوردن منابع اطلاعاتي و مواد قابل استناد؛ كار بسيار دشواري است.

وقتي شما در مورد يك شهيدي كه مي نويسيد با آن ارتباط نزديكي برقرار مي كنيد؛ در مورد حس تان بگوييد.
وقتي ورودي كتاب را بخوانيد بر پايه حقيقت است. در كتاب هم اشاره كرده ام، من آدم خاصي «در نوشتن» هستم و بايد وقتي براي آدم هاي خاص مي نويسم، دلم بلرزد.
وقتي آقاي اثباتي تلفني به من گفتند كه اين شهيد پدرش «اهل تسنن» بوده ومادر ايشان «سيد» است و در 16سالگي توسط كومله دزديده شده است، و حدود 11ماه شكنجه شده است و از ارزش هاي خودش دست برنداشته، من را منقلب كرد. و اين دختر 17ساله براي من حكم دخترم را داشت و در اين كتاب با دخترم حرف زدم و در اين كتاب اصلا خودم را محدود به قالب هاي داستاني نكردم. آن چيزي كه جاري مي شد؛ بر روي ورق مي آوردم.

ليلا كريمي
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Kazakhstan
|
۱۷:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۱
۱
مثل سیاره ناهید درخشان باد.