"صراط" - پس از شكست فتنه ي 88، معارضه ي غرب و اپوزيسيون با نظام جمهوري اسلامي با تلفات سنگين استكبار و به نفع نظام به اتمام رسيد، تير خلاص انقلاب اسلامي بر پيكره ي غرب با بيداري اسلامي نواخته شد و گيجي و منگي مضاعفي بر دستگاه پر طمطراق دشمن، حاكم ساخت.
به گزارش سرویس سیاسی صراط اين چنين بود كه بازي، كاملاً به نفع انقلاب اسلامي و به ضرر غرب مغلوبه شد و حال آن كه استكبار ديگر تيري هم بر چلّه ي كمان نداشت تا آن را بار ديگر به سمت ما نشانه رود.
سال ها ترتيب نيرو، نفوذ دادن شبكه ي نفوذي هاي سيستم هاي جاسوسي، افراد در آب نمك خوابيده و در حال انتظار استكبار براي روز مبادا و پل هاي ارتباطي، همه و همه عيان شده و به اصطلاح ، پل ها از پشت سر خراب و ويران شده بود.
از اين رو بود كه اپوزيسيون حتي اگر هم مي خواست هم اكنون و براي چند سال ديگر نمي توانست «پز» نفاق آلود گذشته را تكرار كرده و ادعاي همكاري با حاكميت -در ظاهر- و براندازي از درون را دنبال نمايد.
بدين ترتيب شعار «قهر» از حاكميت، تحريم انتخابات، شرط گذاري براي انتخابات را براي خود برگزيد تا رسوايي پديد آمده بيش از اين حيثيت او را از بين نبرد.
به تعبير ديگر تنها راه خروج از انزواي اپوزيسيون بيروني، فتنه گران و اصلاح طلبان داخلي همين پس نشستن، نق زدن و به انتظار گذراندن بود تا با خريد زمان و از آب افتادن آسياب ها، در اين فرصت تجديد قوايي كرده، موضوع را تغيير داده و در آستانه ي فرصتي جديد زمينه ي بازگشت دوباره به حاكميت را هموار نمايند.
اپوزيسيون و اصلاح طلبان فتنه گر اما به خوبي تشخيص دادند كه تنها راهكار عملي براي مقابله با جمهوري اسلامي همان بود كه شكست خورد و اساساً به جز آن راهبرد، شيوه ي ديگري قابل تصور نيست.
آنان به درستي مي دانند كه ظرفيت انقلاب اسلامي آن چنان وسيع است كه حتي وقتي در درون آن هم به دنبال پياده سازي«حاكميت دوگانه» يا «فروپاشي از درون» باشند، نمي توانند گام عملي و مهمي را براي نيل به هدف خود بردارند تا چه رسد به آن كه برخي بخواهند در فرسنگ ها دورتر از حاكميت ملي جمهوري اسلامي با برگزاري سمينارها و كنفرانس ها در صدد خدشه به انديشه ي ناب انقلاب اسلامي برآيند.
اما همان گونه كه ذكر شد، اين راه نيز حداقل طي 15 الي 20 سال گذشته در عين آن كه با كمال ظرافت، دقت و در پوشش هاي چند لايه ي اطلاعاتي و نرم امنيتي و فرهنگي رخ داد اما راه به جايي نبرد و سرانجامش با فروپاشي برنامه ريزي ها در سال 88 به محاق كشيده شد ولي دست تهي غرب از نحوه ي مواجهه با پديده «انقلاب اسلامي» منجر شد كه به محض آن كه نيروهاي داخلي نظام اسلامي اندكي از سطح آتش خود برضد فتنه گران را تنزل داده و به بهانه ي فضاي انتخاباتي و سياسي و يا حتي برخي چالش هاي بي حاصل ميان قوا، فرصتي را مهيا ديدند، دستي ميان در در آستانه بسته شدن مقابل خود قرار دهند تا بعدها به تلاش مضاعف و البته بهره بردن از موقعيت هاي جديد، فضاي تازه اي براي خود دست و پا نمايند.
حكايت رأي دادن «خاتمي» در دور اول انتخابات مجلس شوراي سلامي دقيقاً ناشي از همين نكته است. او چنانچه از برخي اظهارنظرهايش نيز هويداست، نه به دنبال بازگشت به نظام اسلامي و عقب نشيني از شروط خود، بلكه در صدد آن است كه به هر نحو ممكن مانع بسته شدن كامل در نفوذ به حاكميت شود. اين اقدام گرچه در ابتدا و به ظاهر مورد شماتت بيروني ها قرار گرفت اما بعدها و با دريافت عمق فجايعي كه به بار آورده بودند، مقبول تمامي طيف هاي خارج نشين قرار گرفت.
از اين روست كه راهبرد بازگشت به حاكميت و تلاش بر تكرار آنچه ايشان در گذشته انجام داده بودند را مي توان راهبردي مبتني بر واقعيت دانست.
راهبردي كه نشان مي دهد نخست، نه تنها قهر ايشان از حاكميت تاكتيكي و نوعي فرار به جلو بوده است بلكه اساساً ادامه دادن راهبرد تحريم به معناي واگذاري كل نتيجه به جمهوري اسلامي و البته شعله ور شدن آتش دامن گير بيداري اسلامي به دامان غرب خواهد بود و دوم، اين راهبرد ناشي از آن است كه دست دشمن بسي خالي تر از آن چيزي است كه در مواجهه با انقلاب اسلامي نشان مي دهد.
اما بازگشت به نظام اگرچه به معناي «غلط كردن» و كوتاه آمدن از تمامي ادعاها و جوّسازي هاي ساليان گذشته و به خصوص غائله فتنه ي 88 در منظر عمومي داخل و بين المللي تفسير و تعريف خواهد شد اما اين فايده را نيز در بر دارد كه با معارضه ي دائمي و از درون با نظام اسلامي، قدرت مهارناشدني انقلاب اسلامي را اندكي تنزل داده و به اين شيوه كمكي به نفس به شماره افتاده ي غرب در بيداري اسلامي منطقه و بحران هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي درون خود خواهد نمود.
در اين بين اما به تعيين، آهنگ حركت به سمت اين راهبرد همچون آهنگ حركت اپوزيسيون پيش از فتنه ي 88 نخواهد بود. چرا كه از يك سو اذهان ملت به هيچ وجه آمادگي پذيرش حركت دوباره ي فتنه گران را نداشته و ممكن است با مواجهه اي همچون 9 دي 88، سيلي خانمان برانداز اين حركت جديد را نيز با مهر ابطال مواجه سازد و از سوي ديگر استعداد اطلاعاتي، فرهنگي و امنيتي لازم، حركت فتنه گران را پشتيباني نمي كند.
از اين جهت است كه بايد در بستر زمان، به صورت كاملاً نرم و آهسته، امواج فشارها برضد اين جريان در داخل به كنار زده شده و آن وقت با شروع دوباره ي حركت، گام هاي بعدي برداشته شود. از اين روست كه بسته ي رسانه براي زمينه چيني و بسترآفريني، بهترين و مؤثرترين راهكارهاي فعلي خواهد بود. اين چنين است كه با نگاهي به رسانه هاي جريان فتنه، تطهير اين جريان در داخل به خوبي مشاهده مي شود.
پوشش تبليغي اخبار فتنه گران و رؤساي آن در مطبوعاتي همچون «شرق، اعتماد، مهرنامه و ...» و يا درج يادداشت هايي از ايادي فتنه نظير «ابوالفضل فاتح» در «خبر آنلاين» همگي در اين فرآيند قابل تفسير است. به نظر مي رسد اما علي رغم آنچه جريان فتنه سعي در ابلاغ آن به جامعه دارد، اين جريان نامزد اصلي و تعيين كننده اي نيز براي انتخابات يازدهم رياست جمهوري خود در نظر نگرفته و تنها چند مهره ي دست چندم خود را به معرض عيارسنجي جامعه خواهد فرستاد.
اين براي آن است كه نخست براي آمادگي اذهان عمومي فرصتي را مهيا نموده، خود را تطهير كرده و چهره هاي اصلي براي فرصتي ديگر و مخفي تر باقي بمانند و دوم فعاليت و تمركز اصلي بر انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا كه هم زمان با رياست جمهوري برگزار مي شود - و البته محتمل است كه عمده تمركز نيروهاي انقلاب بر انتخابات رياست جمهوري قرار گيرد- صورت بپذيرد تا بدين روش گامي عملي براي حضور دوباره در نظام فراهم آيد.
اين ها همه اما در حالي است كه واقعيت صحنه كاملاً خطاي فاحش اپوزيسيون و فتنه گران داخلي را نشان مي دهد. انتخابات مجلس شوراي اسلامي و پاكيزه تر شدن نسبي آن نسبت به مجلس هشتم، حقيقتي عيني، ملموس و تجربه شده است كه نشان مي دهد 9 دي 88 همچنان در حال شكستن سدهاي فتنه گران و از هم پاشيدن برنامه ريزي هاي آنان است.
بدين ترتيب اگرچه تمركزها و تلاش فتنه گران براي بازگشت به حاكميت استوار شده اما به واقع حافظه ي تاريخي ملت ايران برگزينه ي عرض اندام به اين جريان خط بطلان كشيده است.
واقعيت آن است كه اگر گروهك هايي همچون «نهضت آزادي، ملي- مذهبي ها، چريك هاي فدايي، منافقين خلق و ...» توانستند بار ديگر وزني از سطوح وزن كشي سياسي كشور را تشكيل دهند، در كفه اي قرار گرفته و عرض اندامي كنند، گروهك هايي همچون«مجاهدين انقلاب، مشاركت، خاتمي و ...» نيز خواهند توانست موقعيت ديگر را براي حضور در حاكميت را تجربه نمايند.
افزون بر آن كه نظام اسلامي روزنه هاي بازگشت اين ورشكسته ها را مسدود ساخته، مردم نيز در انتخابات مجلس نهم نشان دادند كه نه تنها بودن و نبودن اپوزيسيون تأثيري در مشاركت آنان نخواهد داشت بلكه با بصيرت مثال زدني خود وسط صحنه ايستاده و هرگونه طرح و برنامه ي دشمن را ناكام خواهند ساخت. تجربه بارها اين حقيقت را اثبات كرده است.
محمد ذاكري
به گزارش سرویس سیاسی صراط اين چنين بود كه بازي، كاملاً به نفع انقلاب اسلامي و به ضرر غرب مغلوبه شد و حال آن كه استكبار ديگر تيري هم بر چلّه ي كمان نداشت تا آن را بار ديگر به سمت ما نشانه رود.
سال ها ترتيب نيرو، نفوذ دادن شبكه ي نفوذي هاي سيستم هاي جاسوسي، افراد در آب نمك خوابيده و در حال انتظار استكبار براي روز مبادا و پل هاي ارتباطي، همه و همه عيان شده و به اصطلاح ، پل ها از پشت سر خراب و ويران شده بود.
از اين رو بود كه اپوزيسيون حتي اگر هم مي خواست هم اكنون و براي چند سال ديگر نمي توانست «پز» نفاق آلود گذشته را تكرار كرده و ادعاي همكاري با حاكميت -در ظاهر- و براندازي از درون را دنبال نمايد.
بدين ترتيب شعار «قهر» از حاكميت، تحريم انتخابات، شرط گذاري براي انتخابات را براي خود برگزيد تا رسوايي پديد آمده بيش از اين حيثيت او را از بين نبرد.
به تعبير ديگر تنها راه خروج از انزواي اپوزيسيون بيروني، فتنه گران و اصلاح طلبان داخلي همين پس نشستن، نق زدن و به انتظار گذراندن بود تا با خريد زمان و از آب افتادن آسياب ها، در اين فرصت تجديد قوايي كرده، موضوع را تغيير داده و در آستانه ي فرصتي جديد زمينه ي بازگشت دوباره به حاكميت را هموار نمايند.
اپوزيسيون و اصلاح طلبان فتنه گر اما به خوبي تشخيص دادند كه تنها راهكار عملي براي مقابله با جمهوري اسلامي همان بود كه شكست خورد و اساساً به جز آن راهبرد، شيوه ي ديگري قابل تصور نيست.
آنان به درستي مي دانند كه ظرفيت انقلاب اسلامي آن چنان وسيع است كه حتي وقتي در درون آن هم به دنبال پياده سازي«حاكميت دوگانه» يا «فروپاشي از درون» باشند، نمي توانند گام عملي و مهمي را براي نيل به هدف خود بردارند تا چه رسد به آن كه برخي بخواهند در فرسنگ ها دورتر از حاكميت ملي جمهوري اسلامي با برگزاري سمينارها و كنفرانس ها در صدد خدشه به انديشه ي ناب انقلاب اسلامي برآيند.
اما همان گونه كه ذكر شد، اين راه نيز حداقل طي 15 الي 20 سال گذشته در عين آن كه با كمال ظرافت، دقت و در پوشش هاي چند لايه ي اطلاعاتي و نرم امنيتي و فرهنگي رخ داد اما راه به جايي نبرد و سرانجامش با فروپاشي برنامه ريزي ها در سال 88 به محاق كشيده شد ولي دست تهي غرب از نحوه ي مواجهه با پديده «انقلاب اسلامي» منجر شد كه به محض آن كه نيروهاي داخلي نظام اسلامي اندكي از سطح آتش خود برضد فتنه گران را تنزل داده و به بهانه ي فضاي انتخاباتي و سياسي و يا حتي برخي چالش هاي بي حاصل ميان قوا، فرصتي را مهيا ديدند، دستي ميان در در آستانه بسته شدن مقابل خود قرار دهند تا بعدها به تلاش مضاعف و البته بهره بردن از موقعيت هاي جديد، فضاي تازه اي براي خود دست و پا نمايند.
حكايت رأي دادن «خاتمي» در دور اول انتخابات مجلس شوراي سلامي دقيقاً ناشي از همين نكته است. او چنانچه از برخي اظهارنظرهايش نيز هويداست، نه به دنبال بازگشت به نظام اسلامي و عقب نشيني از شروط خود، بلكه در صدد آن است كه به هر نحو ممكن مانع بسته شدن كامل در نفوذ به حاكميت شود. اين اقدام گرچه در ابتدا و به ظاهر مورد شماتت بيروني ها قرار گرفت اما بعدها و با دريافت عمق فجايعي كه به بار آورده بودند، مقبول تمامي طيف هاي خارج نشين قرار گرفت.
از اين روست كه راهبرد بازگشت به حاكميت و تلاش بر تكرار آنچه ايشان در گذشته انجام داده بودند را مي توان راهبردي مبتني بر واقعيت دانست.
راهبردي كه نشان مي دهد نخست، نه تنها قهر ايشان از حاكميت تاكتيكي و نوعي فرار به جلو بوده است بلكه اساساً ادامه دادن راهبرد تحريم به معناي واگذاري كل نتيجه به جمهوري اسلامي و البته شعله ور شدن آتش دامن گير بيداري اسلامي به دامان غرب خواهد بود و دوم، اين راهبرد ناشي از آن است كه دست دشمن بسي خالي تر از آن چيزي است كه در مواجهه با انقلاب اسلامي نشان مي دهد.
اما بازگشت به نظام اگرچه به معناي «غلط كردن» و كوتاه آمدن از تمامي ادعاها و جوّسازي هاي ساليان گذشته و به خصوص غائله فتنه ي 88 در منظر عمومي داخل و بين المللي تفسير و تعريف خواهد شد اما اين فايده را نيز در بر دارد كه با معارضه ي دائمي و از درون با نظام اسلامي، قدرت مهارناشدني انقلاب اسلامي را اندكي تنزل داده و به اين شيوه كمكي به نفس به شماره افتاده ي غرب در بيداري اسلامي منطقه و بحران هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي درون خود خواهد نمود.
در اين بين اما به تعيين، آهنگ حركت به سمت اين راهبرد همچون آهنگ حركت اپوزيسيون پيش از فتنه ي 88 نخواهد بود. چرا كه از يك سو اذهان ملت به هيچ وجه آمادگي پذيرش حركت دوباره ي فتنه گران را نداشته و ممكن است با مواجهه اي همچون 9 دي 88، سيلي خانمان برانداز اين حركت جديد را نيز با مهر ابطال مواجه سازد و از سوي ديگر استعداد اطلاعاتي، فرهنگي و امنيتي لازم، حركت فتنه گران را پشتيباني نمي كند.
از اين جهت است كه بايد در بستر زمان، به صورت كاملاً نرم و آهسته، امواج فشارها برضد اين جريان در داخل به كنار زده شده و آن وقت با شروع دوباره ي حركت، گام هاي بعدي برداشته شود. از اين روست كه بسته ي رسانه براي زمينه چيني و بسترآفريني، بهترين و مؤثرترين راهكارهاي فعلي خواهد بود. اين چنين است كه با نگاهي به رسانه هاي جريان فتنه، تطهير اين جريان در داخل به خوبي مشاهده مي شود.
پوشش تبليغي اخبار فتنه گران و رؤساي آن در مطبوعاتي همچون «شرق، اعتماد، مهرنامه و ...» و يا درج يادداشت هايي از ايادي فتنه نظير «ابوالفضل فاتح» در «خبر آنلاين» همگي در اين فرآيند قابل تفسير است. به نظر مي رسد اما علي رغم آنچه جريان فتنه سعي در ابلاغ آن به جامعه دارد، اين جريان نامزد اصلي و تعيين كننده اي نيز براي انتخابات يازدهم رياست جمهوري خود در نظر نگرفته و تنها چند مهره ي دست چندم خود را به معرض عيارسنجي جامعه خواهد فرستاد.
اين براي آن است كه نخست براي آمادگي اذهان عمومي فرصتي را مهيا نموده، خود را تطهير كرده و چهره هاي اصلي براي فرصتي ديگر و مخفي تر باقي بمانند و دوم فعاليت و تمركز اصلي بر انتخابات شوراي اسلامي شهر و روستا كه هم زمان با رياست جمهوري برگزار مي شود - و البته محتمل است كه عمده تمركز نيروهاي انقلاب بر انتخابات رياست جمهوري قرار گيرد- صورت بپذيرد تا بدين روش گامي عملي براي حضور دوباره در نظام فراهم آيد.
اين ها همه اما در حالي است كه واقعيت صحنه كاملاً خطاي فاحش اپوزيسيون و فتنه گران داخلي را نشان مي دهد. انتخابات مجلس شوراي اسلامي و پاكيزه تر شدن نسبي آن نسبت به مجلس هشتم، حقيقتي عيني، ملموس و تجربه شده است كه نشان مي دهد 9 دي 88 همچنان در حال شكستن سدهاي فتنه گران و از هم پاشيدن برنامه ريزي هاي آنان است.
بدين ترتيب اگرچه تمركزها و تلاش فتنه گران براي بازگشت به حاكميت استوار شده اما به واقع حافظه ي تاريخي ملت ايران برگزينه ي عرض اندام به اين جريان خط بطلان كشيده است.
واقعيت آن است كه اگر گروهك هايي همچون «نهضت آزادي، ملي- مذهبي ها، چريك هاي فدايي، منافقين خلق و ...» توانستند بار ديگر وزني از سطوح وزن كشي سياسي كشور را تشكيل دهند، در كفه اي قرار گرفته و عرض اندامي كنند، گروهك هايي همچون«مجاهدين انقلاب، مشاركت، خاتمي و ...» نيز خواهند توانست موقعيت ديگر را براي حضور در حاكميت را تجربه نمايند.
افزون بر آن كه نظام اسلامي روزنه هاي بازگشت اين ورشكسته ها را مسدود ساخته، مردم نيز در انتخابات مجلس نهم نشان دادند كه نه تنها بودن و نبودن اپوزيسيون تأثيري در مشاركت آنان نخواهد داشت بلكه با بصيرت مثال زدني خود وسط صحنه ايستاده و هرگونه طرح و برنامه ي دشمن را ناكام خواهند ساخت. تجربه بارها اين حقيقت را اثبات كرده است.
محمد ذاكري
شاید توی زمان تبلیغات روی این زوم کنند
آقای سمیعی برای قضاوت عجله نکن !
خاتمی و کروبی و میر حسین.
صراط به عنوان یه رسانه ی مدعی حداقل ظاهرتو حفظ کن.
بالاخره این سید مظلوم چه کنه ؟
مثلا اختلاس 3000میلیاردی!!!!!!!!!!!!!
در رابطه با خاتمی هم حرف به گفتن زیاده بالاخره این مردک کاخ نشین بود ان شاء الله به وقتش.
اینجارو باحال گفتی :
دولت حق قبول دارم حرفتو آخه واسه درافتادن با 400 هزارشهید باید کارای بزرگتری انجام بشه!
مثلا اختلاس 3000میلیاردی!!!!!!!!!!!!!
ممل جان راحت باش هماهنگه.
فقط اگه خواستین بعضیاشونو بگیرید بهتون بگم که دیگه کانادا نیست رفته جزایر کارائیب
با امکانات کامل برید که چون اب و هواش خوبه خدایی ناکرده تو دام شیطون نیوفتین پاگیره اونجا بشین مثل بعضیا دلتون نخواد برگردین
کسانی از ادب و تربیت صحبت می کنند که برنامه های روزانه اونها توهین به رییس جمهور و مقام معظم رهبری ست. نام ببرم یا خودتون در جریانید با ادب ها؟!خاتمی با خیانت هایی که به این مملکت کرد به کلمه مردک گفته زکی!
ما نباید بریم فلان قوه باید بره که اونهم فعلا در حال انحراف شناسی ست! دکتر هم که چند سال قبل خاوری رو عزل کرده بود.
اگه اقای احمدینژاد میدونستن ایشون ادم سالنی نیستن چرا افشاگری نکردن تا نتونن از کشور فرار کنن
خودت هم میدونی ما اگرنوچه نباشیم به کشورهای کمونیست و بی خدا و ملحدی چون چین و روسیه بسیار وابسته هستیم !
يعني روسيه هم كه سكولار است نوكر آمريكاست؟!
تركيه كه بر سر قضيه غزه و كشتي صلح با اسرائيل اختلاف پيدا كرد نوكر صهيونيسم است؟!
براي همين بعد از ظهر يوم الله دوازده اسفند كه شستش خبردار شد تا چه حد مردم مشاركت داشته اند در يكي از ده كوره هاي دماوند راي سفيد داد كه اين راي متزورانه هيچ ارزش و اهميتي نداره.
مردم ايران به خوبي دوست و دشمن خودشان را شناخته اند و حناي اشخاصي كه با اسلام و نظام اسلامي و رهبري زاويه پيدا كرده اند ديگر نزد مردم رنگي ندارد.
معلوم نيست ضد انقلاب و منافقين و اصلاح طلبان چقدر بايد مشت محكم از سوي فوج هاي ملت نصيبشان بشود كه از رو بروند.
عده اي از همه جا رانده ي كاخ نشينه خارج نشين كه روي كوچكترين اصلي با هم توافق ندارند و دائم دارند در سر و كله هم ميزنند اسم خودشان را اپوزوسيون گذاشته اند!
عده اي منافق داخلي هم اسم خودشان را گذاشتند اصلاح طلب كه در اوهام خودشون فكر ميكنند كسي به آنان توجهي دارد و تحريم انتخابات ميكنند و شرط ميگذارند و ... كه مردم ذره بذل توجه به آنان نميكنند و كار خودشان در راه پاسداري از انقلاب ادامه ميدهند.
خاتمي هم در اين ميان فردي سردرگم و حيران شده كه اگر شعارهاي عوام فريبانه و پرطمطراقش كه به هيچيك جامه عمل نپوشانيد در انتخابات سال 76 نبود امروز جايي در سياست نداشت.
به لطف خدا و باا عنايات خاصه امام عصر و به پشتوانه بصيرت مردم، تمام كساني كه نيات شومي نسبت به جمهوري اسلامي كه بر خون هزاران شهيد و اسلام ناب بنا شده داشته و دارند همواره در رسيدن به نيات پليد خود ذره اي توفيق نداشته و نخواهند داشت و اندك خس و خاشاك هوادارشان نظير افرادي مانند خودشيفته فراهاني و شاهين نجفي ملعون و هتاك و ... تا عمر دارند بايد در ماتم از شكوه و صلابت اسلام و نظام اسلامي باقي بمانند.
انصافا ما بی ادبیم یا شما؟؟؟!!!
آقای خاتمی هرچه بود و هرکه بود 8سال رییس جمهور این مملکت بود و اتفاقا مورد تایید رهبری.
آقای احمدی نژاد هم که الان رییس جمهوره.
یه کمی مودبانه تر باشیم .
یک رییس جمهور نماینده ی یک ملت محسوب میشه و بر همه ی ما واجبه که با الفاظ محترمانه ایشان را خطاب کنیم. چه رییس جمهور بودند چه هستند.
مطمئن باشیم اگر کسی در هر منصبی خلافی مرتکب بشه جمهوری اسلامی اینقدر قدرت و شهامت داره که اون رو اعلام کنه و باهاش برخورد کنه.
رییس جمهوران سابق هم اگر خلاف ارزشها حرکت میکردند مقام رهبری با قدرت و شهامت برکنارشان میکردند یا به سرنوشت بنی صدر خائن دچار میشدند.
موضوع اختلاس بزرگ اخیر هم به نظر من نشانه ی قدرت ایرانه که فساد را تشخیص داد و مفسدان را عادلانه محاکمه میکنه.
متاسفانه ما با ادبیات هتاکی سخن میگوییم و بعد همه جا مینالیم که ای وای آزادی بیان نداریم!
اخبار صدای آمریکا که دشمن این ملته رو ببینین همیشه میگن آقای احمدی نژاد. حالا اخبار خودمونو گوش کنین همیشه میگه احمدی نژاد! اینا جای تاسف دارن به خدا.
به نكته خيلي خوبي اشاره كرديد.
خدا قوت.
نماینده مردم چهارمحال و بختیاری در مجلس خبرگان رهبری گفت: رهبر انقلاب فرمودند: «امروز وقتی رئیسجمهور یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور میرود، من نگرانی ندارم، اما قبلا نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور میخواهند چه بگویند؟» و نمونههایی نیز درباره سوءرفتارهای گذشته ذکر کردند و به عنوان مثال فرمودند: «یک بار در موضوع روابط با یک کشور اروپایی کاغذی آوردند و مطالبی مطرح کردند که خلاف عزت بود و من جلوی آنها ایستادم و حتی در مورد مشابهی گفتم اگر این کار را بکنید، مخالفت خود را اعلام میکنم.»
این سخنان اقا حالا به نظر شما خاتمی مورد تایید مقام معظم رهبری بود؟! ضمنا چه چیزی باعث شد که فکر کنید شرایط دوران خاتمی با بنی صدر یکسان بود؟؟؟
ببخشیناخیلی خیلی ببخشینا!!!
اما اگه قبلا یه کم نگرانی بود که مسولین در خارج چه میکنن!فکر میکنم الان هر لحظه از نگرانی و ترس از آبروریزی باید مثل بید بلرزیم و هر لحظه منتظر یه دسته گل جدید باشیم ........
قربونت برم دولت حق که فقط اسمت قشنگه!
نه بر حقی نه اصلا حق شناسی!اما ماشالله ...
بیچاره حق که دولتش توباشی جان برادر!
ضمن اینکه هیچ بشری به جز پیامبران و ائمه اطهار علیهما السلام عاری از خطا و اشتباه نیست و هیچگاه و درهیچ دورانی قطعیتی بر درستکاری همیشگی افراد وجود ندارد.
چنانکه امام خمینی ره نیز فرمودند: " میزان حال افراد است "
یک مطلبی هم عرض کنم:
خوب نیست کورکورانه فقط از یک طیفی و یا جریانی دفاع بعضا فاقد منطق بنماییم!
اینکه در تاریخ چندین هزار ساله ی این مرزوبوم اینهمه حکومت و دولت سرنگون شده و دیگری آمده و رفته،نتیجه ی همین اشتباه تاریخی برخی بادمجان دور قاب چینان است که دولتمردان را از فضای حقیقی جامعه دور میکنند!مرتب مجیزمیگویند و وقایع را وارونه جلوه میدهند!خود را بر حق میدانند و رفتار خویش را حق طلبانه! وشاید گاهی برای حقی که دم از آن میزنند ، ناحقی کنند!
1:علم
2:شهوت
3:قدرت
بعضیا واسه داشتنشون همه کاری میکنن
درود بر سید خدا امام خامنه ای.
ناشناس عزیز کسی که در جریان محتوای خبر باشه می دونه که منظور کدوم سیده اما عزیز جان منظور من این بود که ایشون اشتباه می کنند ضمنا ما که هیچوقت ادعای باسوادی نکردیم اما شما که با سوادید باید مسئله به این سادگی رو می فهمیدید.
نورا جان خود رهبری فرمودند اون مسئله مسئله مهمی نبود تو چی میگی حالا؟؟؟
خوشبختانه پدر و مادرم من رو مودب بار آوردند.
عزیزم تو حتما از روز چهارم به بعد ماجرارو فهمیدی که چهار روزشو حذف کردی
نه شما ها 4 روز اضافه کردید.
یعنی اگه تو این شرایط کسی حداقل دو سه شیفت کار نکنه کارش تمومه و باید کاسه چه کنم چه کنم بگیره دستش تا از گشنگی نمیره
اگه اقای خاتمی به قول شما ساعت 10 میرفت سر کار و بعدش استخر و....
تو همون مدت زمان که سر کار بود کار مفید انجام میداد حداقل یه کم درامد مردم با خرجشون هماهنگی داشت انقدر گرونی نبود اختلاس نبود بیکاری به این شدت نبود کاهش حقوق کارگران و کارمندان به اسم یکسان سازی حقوق نبودو..............
صراط پاسخ من به پاسخ ناشناس به روح الطبيبي چه اشکالی داره که منتشر نمیشه؟ اون نظر اصلی من هم که گم شد!
همونها که گفتن عجب!مگه علی هم نماز میخوند!؟
احمد ولشون کن!
داشتی جدا میکردی یا نفت میریختی رو آتیش؟
بالاخره اینا دست پرورده ی این نظامن
بگرد اشکال کارو پیدا کن
هیچکدوم.داشتم بسیجی ها رو از دست چاقو ها و سلاح های مخالفین نجات می دادم.
گشتم پیدا هم کردم اما حیف که نمیشه اینجا گفت اما این افراد از اول هم تکلیفشون مشخص بود و هیچوقت همفکر ما نبودند.
توام واسه خودت خوش باش از قدیم گفتن فحش بچه صلواته
به هر حال قالیباف تحصیلکرده تر و روشنفکر تره.
فکر می کنم جکی (یا جوک!) که اینجا مطرح شد هم به قول معروف! بترکونه!!!