ناگفتههايي از انتخابات 88
ماجرای سیدحسن خميني و تاجزاده از زبان يك مسئول امنيتي
اتفاقی که در آستانه انتخابات مجلس در کشور رخ داد، این بود که در تبلیغات انتخاباتی یک سایتی مطلبی را منتشر کرد تحت عنوان اینکه سیدحسن خمینی لپ گلی، BMW سوار است و مطالبی از این دست. مسؤول این سایت در زیرزمین خانهاش و به اتفاق یکی، دو نفر از رفقای همسن و سال خودش در یک فضای جو زده احساسی و تحت تاثیر نشستی که با آقای تاجزاده داشتند این اقدام را انجام دادند
کد خبر : ۶۴۲۲
G7 شکل میگرفت. بحرانهایی که جناب آقای خاتمی میگفت هر 9 روز برای کشور رخ میدهد و یک اتفاق امنیتی برای دولت پیش میآید، متاثر از همین جلسات بود.
به گزارش صراط به نقل از وطن امروز اين مقام امنيتي در ادامه گفت : اتفاقی که در آستانه انتخابات مجلس در کشور رخ داد، این بود که در تبلیغات انتخاباتی یک سایتی مطلبی را منتشر کرد تحت عنوان اینکه سیدحسن خمینی لپ گلی، BMW سوار است و مطالبی از این دست. مسؤول این سایت در زیرزمین خانهاش و به اتفاق یکی، دو نفر از رفقای همسن و سال خودش در یک فضای جو زده احساسی و تحت تاثیر نشستی که با آقای تاجزاده داشتند این اقدام را انجام دادند و شما خاطرتان هست که جناب آقای توسلی به جهت دفاع از بیت امام و فرزندان امام در مجمع تشخیص مصلحت نظام سخنرانی کرد، اشک ریخت و سکته کرد و فوت کرد لذا یک سوژه اساسی در آستانه انتخابات مجلس به وجود آمد. ماشین جنگی رسانهای دشمن چه از بیرون و چه از داخل روشن شد و فضای روانی بسیار سنگینی را در جامعه به وجود آورد که «ملت چه نشستهاید؟ به بیت امام حمله شد؛ فرزندان امام را زیرسوال بردند، آرمانهای امام در حال از دست رفتن است و... » و این بار را بر دوش اصولگرایان گذاشتند. آقای تاجزاده استاد جنگ روانی است. در مجموعه اصلاحطلبان تنها کسی که میتواند به صورت عملیاتی و موثر اقدام روانی چه در ارتباطهای انفرادی و چه در ارتباطهای عمومی انجام دهد،آقای تاجزاده است لذا محصول برقراری ارتباط تاجزاده و آن جوان در سایتها منتشر شد، برای اینکه اینها بتوانند در آستانه انتخابات سوار بر افکار عمومی جامعه موفقیت قابل توجهی در مجلس به دست آورند، البته نظام هم 180 فرصت برای اینها به وجود آورده بود. در سراسر کشور 180 نفر از اینها از فیلترهای سیستمهای اجرایی عبور کرده بودند و میتوانستند در یک رقابت منطقی به 180 کرسی در مجلس دست پیدا کنند. بهرغم همه این اقداماتی که انجام دادند، آنها فقط توانستند یک حداقل ضعیف را در مجلس به وجود آورند. اساسا این اتاق فکر در طراحیهایش دچار فروپاشی و شکست شد و دعوایی بین احزاب اصلاحطلب رخ داد که هر کس تقصیر را برگردن دیگری میانداخت و کار به اینجا رسید که در جمعبندیشان گفتند: «این گروه G7 دیگر توان مدیریت و اداره جریان اصلاحات را ندارد و باید یک فکر اساسی کرد و گرنه برای ریاستجمهوری قافیه را از دست خواهیم داد».

