۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۲

خاطرات ناشنیده یک ساواکی

کد خبر : ۶۱۹۹۰

به گزارش موج قانون، بهمن نادری پور، معروف به تهرانی، از حرفه‎ای‎ترین شکنجه‎گران ساواک در شلاق زدن، که نقل شده هیچ شلاقی را در کف پا در یک خط تکراری نمی‎زد، در دادگاه انقلاب می‎گفت: دو تا بچه دارم، یکی شش ساله و یکی دو ساله. شما اوج جنبش را ببینید، بچه دو ساله من توی خانه می‎دوید و می‎گفت خمینی‎ای امام و من که پدرش بودم به‎عنوان کارمند ساواک هنوز تردید داشتم. ‎ای کاش زودتر می‎آمدم، شما درد مرا نمی‎توانید حس کنید، دادگاه‎ها و مردم فقط می‎توانند جان مرا بگیرند، اما روح‎مان فقط مال خودمان است.

تهرانی در دادگاه گفته بود وقتی که حالش از شکنجه به هم می‎خورده، به مشهد می‎رفته او در دادگاه می‎گوید: چون سگی رو سیاه به زیارت امام رضا رفتم، من همیشه به زیارت امام رضا می‎رفتم و می‎خواستم که مرا به راه راست هدایت کند.

 تهرانی می‎گفت قرار بود هیأتی از صلیب سرخ به زندان بیاید. از کمیته مشترک به ما دستور دادند که سه نفر از اعضای اتحادیه کارگری نباید در زندان‎ها وجود داشته باشند و قبل از آمدن صلیب سرخ آن‎ها را بکشید. ماشین را پشت زندان اوین نگه داشتیم.

ازغندی (از اعضای مؤثر ساواک) هم برای کنترل آمده بود و مراقب عبور و مرور بود تا کسی متوجه ما نشود. ما سه نفر قرص‎‎های سیانور را که توسط سجده‎ای از کمیته مشترک داده شده بود، به آن‎ها دادیم و گفتیم مسکن است بخورید.

 آن‎ها هم بدون این‎که سؤالی کنند یا اعتراضی داشته باشند قرص‎ها را خوردند. وقتی قرص‎ها را دادیم درب عقب ماشین را بستیم و دیگر جرأت نگاه کردن نداشتیم، سوار آمبولانس شدم و جنازه‎ها را تحویل بهشت زهرا دادم.

خبرنگاری که در آخرین ساعات زندگی تهرانی و پای چوبه اعدام حضور داشت می‎گفت وی با صدای بلند به همسرش می‎گفت: من جنایت کرده‎ام و باید کشته شوم و تو برای من از خانواده طلب آمرزش کن. آن‎چه را من کرده‎ام شمر نکرده بود. من باید اعدام شوم، در غیر این صورت نمی‎توانم در صورت مردمم نگاه کنم. ایمانت را از دست نده. سرت را بالا بگیر و بگو شوهرت هر کاری کرده، در آخرین لحظات عمرش انسان بود.


نظرات بینندگان
نورا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۱/۰۲/۱۹
۴
۱
خدا همه رو به راه راست هدایت کنه.
حاج آقا
|
Iran (Islamic Republic of)
و همه شکنجه گران را نابود
مم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۰
۵۳
۱
کی میگه این خاطرات ناشنیده بوده.سالهاست از انتشار متن بازجویی شکنجه گران ساواک گذشته و تازه طرف به چشمش خورده می گه ناشنیده.انتشارات موزه عبرت یه نگاهی بندازید بد نیست