"صراط" - سرویس سیاسی / نهمین جلسه دادگاه رسیدگی به فساد بزرگ مالی صبح یکشنبه با حضور ناصر سراج به عنوان قاضی دادگاه و فراهانی به عنوان نماینده دادستان آغاز شد.
وی افزود: با توجه به موارد اشاره شده در کیفرخواست برای متهم تقاضای مجازات قانونی دارم.
در ادامه متهم با حضور در جایگاه در دفاع از خود گفت : من اتهاماتم را قبول ندارم. 4 ماه است در بند 241 بازداشت هستم. من فرزند 10 روزه و فرزند 4 ساله دارم و در آن شرایط بازداشت شدم و به انفرادی رفتم.
قاضی هنوز هم در انفرادی هستید؟
متهم نه. در بند عمومی هستم.
قاضی: هتل که نیست زندان است.
متهم ردیف اول نهمین دادگاه رسیدگی به فساد مالی ادامه داد: من اصلا آن زمان مه آفرید را نمی شناختم. در انتهای سال 88 از سوی وزیر ابلاغ شد تا اعتبارات خارج از شمول توزیع شود.آقای "ح. ب" 250 میلیون را به آقای الف در قبال خارج از شمول داد تا به پرسنل بدهد. این اعتبارات و پولها ربطی به آریا نداشت.
و این پول را از ایشان گرفتم.
نماینده دادستان گفت: وی با مسئولان وزارت راه ارتباط داشته است، متهم در سال 67 با ریاضی ارتباط داشته و وقتی مسئول می شود به شرکت تونر خدمات زیادی می دهد و رتبه این شرکت را بالا می برد وپروژه های زیادی به ریاضی می دهد.
نماینده دادستان گفت: آقای متهم شما می گویید مبلغ 135 میلیون تومان اشتباه تایپی بوده مگر ما در دادستانی نشستیم و حواسمان نیست، شما 220 میلیون تومان به اقای ریاضی دادید ، چرا باید 60 درصد این بودجه به کارفرما داده شود؟
وی ادامه داد: این پروژه برای جمع آوری اطلاعات بوده است ،مدیر کل راه و ترابری لارستان از دوستان دوران کارمندی متهم بوده که وی هم در این دادگاه باید پاسخگو باشد.آقای" ر" به دلیل نسبت فامیلی با آقای "ب" وزیرراه حلقه ارتباطی دقیق داشتند تا پروژه ها را به این گروه بدهند،متهم مجری پروژه مناقصه راه آهن شیراز بندر عباس بوده است.
نمایده دادستان ادامه داد: وزارت راه بسیج شده بوده تا این پروژه ها به شرکت ابنیه داده شود انگار در دستور کار وزارتخانه بوده است، متهم اعتراف کرده است پروژه ها به گروه آریا داده شده وحتی پروژه دو طبقه کردن راه رشت ساری هم قرار بود به این شرکت داده شود.اگر پروژه ها منتفی می شد یک پروژه جدید به آنها داده می شد.
وی ادامه داد: متهم گفته است انگار کمیته فنی بازرگانی خود من بودم و من اعلام می کردم چه افرادی برنده مناقصه می شوند،متهم علی رغم اینکه کارمند دولت بوده مکررا در شرکت پونر هم حضور داشته است وعلم تخلف را داشته است و می دانسته است رشوه می گیرد.
متهم می گوید: من در جلسه ای رفته بودم وقتی از جلسه خارج شدم مرحوم" ر"وی را سوار ماشیم می کنند وقتی ایشان اشاره کردند که از عقب ماشین کیف قهوه ای رنگی است،من برداشتم و این پولها 267 هزار دلار بود.من قانع شدم بردارم و در کار خیر استفاده کنم. اقدامات این متهم رابین هودی بوده است.
نماینده دادستان گفت: آقای" گ" در اعترافات خود گفته است به متهم گفتیم کی پرداخت بعدی را می دهید تا سهم شما را بدهیم که در همین راستا دستگیریها انجام شد.
وی با بیان این که از گرفتن این پول پشیمانم، ولی آن را صرف کار خیر کردم گفت :من هر شب گریه می کنم و می گویم خدایا من را به دنیا برگردان،من 120 شب هر شب، شب اول قبر را دارم حس می کنم. من شرکتی به نام دژبان سازه داشتم ولی وقتی سمت گرفتم در وزارت راه شرکت را به نام همسرم کردم، من داشتم کارخانه بتن سازی می زدم،من خیلی کار می کردم.
قاضی گفت شما به عنوان مدیرکل حق داشتی این کارها را بکنی؟
متهم گفت: من این شرکت را قبل از پست به نام همسرم کردم.من صحبتی با آقای" گ" نداشتم.می دانستم ایشان مدیرعامل شرکت ابنیه است،من آسایشگاه معلولین دختر در کرج را پیدا کردم تا برایشان کار خیر انجام دهیم. من مسئولیت، امتیاز و گرید در وزارت خانه نداشتم. من می خواستم از دستگاه دولتی خارج شوم و در شرکت آقای "ر" مشغول به کارشوم.
متهم گفت: من کار غیر شرعی انجام ندادم،ولی قباهت انجام دادم واز خانواده ام تقاضی بخشش دارم.
وی در حالی که می گریست خطاب به قاضی گفت: من تازه توانستم فرزند 4 ماهه خودم را لمس کنم،در وزاتخانه راه و ترابری از تمام نمایندگان مجلس بپرسید که من چه کردم، بنده در مناقصه راه آهن شیراز و بندر عباس مجری بودم ونقش موثری داشتم وزیر اختیاراتش را به من تفویض کرده بود.
وی از دادگاه خواست با وثیقه آزاد شود و به خانواده اش رسیدگی کند . متهم گفت: من کاندیدای دوره هشتم مجلس بودم و تائید صلاحیت شدم.
وی افزود: آقای ا.گ. در تحقیق انجام شده در بازپرسی به تاریخ هشتم بهمن سال 90 اظهار داشته است که آقای ش. ر.، مدیرکل برنامهریزی و در اصل، اجراکننده مناقصات بوده و قرارداد اولیه همکاری شرکت پ با وزارت راه را ایشان منعقد کرد و اسنادی که توسط مجری طرح (آقای ع .ا. مدیر راه و ترابری لارستان) به تأیید میرسید، میبایست توسط وی تصویب می شد. و از همه مهمتر این که ارتباط اصلی با معاونت راهبردی را ایشان مدیریت میکرد و مبلغی بین پانصد تا ششصد میلیون تومان [بابت انجام این کار] به آقای ش. ر. پول پرداخت شده است. آقای ش.ر. در جلسه بازجویی مورخ 19 دی سال 90 اظهار داشته است که مبلغ 266 هزار دلار بابت پروژه بندرعباسـ شیراز با اصرار آقای ا.ر. از ایشان دریافت کرده است. آقای ش.ر. در جلسه بازجویی مورخ 10 بهمن سال 90 نزد بازپرس اظهار داشته است: «اینجانب بابت پروژه راهآهن بندرعباسـ شیراز مبلغ 300میلیون تومان [معادل همان 266 هزار دلار] پول دریافت کردهام».
نماینده دادستان خاطرنشان کرد. متهم ش.ر. در خصوص دریافت صد میلیون تومان دیگر بابت پروژههای دیگر از آقای ا.ر.، در جلسهی بازجویی مورخ 10 بهمن سال 90 در شعبه بازپرسی، ضمن اقرار به بزه انتسابی، اظهار داشته است: اظهار شرمساری میکنم و دفاعی ندارم.
او با بیان اینکه اتهامات وارده را قبول ندارم گفت:من مبلغی را دریافت کردم که 168 هزار یورو بوده و این را قبول دارم.
قاضی گفت: چرا این رشوه ها با ارز و دلار بوده است؟
متهم گفت: این پولها درون پاکت بود و من نمی دانستم،من این مبلغ را اصلا خرج نکردم و بعد تمام پول را به دادستانی بازگرداندم که 302 میلیون تومان بود.
وی ادامه داد:انجام مناقصه از کانال من انجام شد. این مناقصه آگهی شد، 17 شرکت حضور داشتند و 6 شرکت واجد شرایط مرحله دوم شدند.
قاضی گفت: شما بفرمائید چرا به شما پول دادند.
متهم گفت: نمی دانم.
وکیل متهم ردیف دوم (آقای الف) در دفاع از موکل خودگفت:موکل من تنها گزارش ابلاغ های معاونت فنی وزارت راه را دریافت می کرده و این جز وظایف مجری است. تمام کارها را شرکت پیمانکار انجام می داده و موکلم تنها ناظر بوده است.
وی گفت: رشوه 168 هزار یورو موکلم توسط شخصی در دفتر کارش داده شده و وی اصلا دخل و تصرفی در پول نکرده است. او شک می کند و سریع با این افراد تماس گرفته و از آنها خوست تا پول را پس بگیرند ولی آنها قبول نکردند تا اینکه دستگیری ها انجام شد.
وکیل مدیرکل راه و شهرسازی لارستان گفت: موکل من ارتباط و آشنایی با گروه آریا و شرکت تراورس نداشته است و
وزارت راه با شرکت پاسیلو نظارت کلی بر شرکتهای پیمانکار داشت و موکل من گزارش کار را به معاونت فنی وزارت راه ارائه می داد.
قاضی خطاب به وکیل گفت: من مانده ام چرا این پولها از روی هوا میاد تو دفتر افراد یا تو جیب افراد،انگار آنها هم خیر بودند.
نجفی نماینده دادستان از متهم سوال کرد شما می گوئید: می خواستید پول را پس دهید به کی می خواستید پس بدهید؟
وکیل تلاش می کند بگوید ایشان مجری بوده یا نه و این فرقی ندارد. متهم ناظر بوده است،وی از سوی وزارت راه مجری طرح بوده و اسناد باید به تائید وی می رسید و تمامی اقدامات پس از تائید ناظر قابل اجرا بود.
نماینده دادستان گفت: متهم می گوید متوجه نشدم این رشوه است. شما به مخاطب احترام بگذارید مگر می شود مدیرکل راه یک استان نداند این رشوه است یا خیر؟
نجفی اظهار داشت: آقای" گ "در ابقای آقای "الف" نقش به سزایی داشته است و خود متهم برایش مهم بود تا بماند. و آقای "گ "گفته است پس چون من او را ابقا کردم تو باید به دستورات من عمل کنی و اینچنین شد که متهم کارفرما شد.
نماینده دادستان گفت: این رشوه ها به صورت شبکه ای انجام می شده و چون متهم کارگذار حکومت بوده است لذا تقاضی تشدید قرار وثیقه ایشان را به بازداشت موقت دارم.
نماینده دادستان درخواست بازداشت مدیر کل راه لارستان را به قاضی ارائه کرد.
آقای الف مدیرکل اسبق راه و شهرسازی لارستان در دفاعیه آخر خود در جایگاه قرار گرفت و گفت: فرایند مناقصه قانونی بوده و می توانم بگویم قانونی ترین فرایند مناقصه در طول تاریخ وزارت راه بوده است.
قاضی گفت: شما رشوه گرفته اید حالا می خواهید خرج کنید یا نکنید.
متهم گفت: این را قبول دارم،من حقوقم برای کارمندی بود و چرا باید دنبال ابقای خودم باشم و به وزیر هم نگفتم ابقا شوم.
بله دوست داشتم در اجرای پروژه باشم،چون پروژه بزرگی بود.
قاضی گفت: شما الان سر کار هستید؟
وکیل گفت: بله.
قاضی گفت: شما وقتی کیفرخواستتان صادر شده حق ندارید سرکار بروید .
متهم گفت: من جانباز هستم و خدمتگذار هستم. من هنوز سرکار نرفتم و در مرخصی هستم. هنوز وزارتخانه چیزی به من ابلاغ نکرده است و می تونم بروم سرکار. ولی در جلسات بوده ام.
با عنایت به اظهارات ا.گ. دایر بر اینکه «... جناب آقای ا. ر. مبلغ 700 میلیون به حساب من واریز کرد که بنده همان روز به گروه برگرداندم و در یک جلسه ناهار، ا .ر. گفت برای اینکه مجری با من همکاری خوب کند (جناب مهندس ع .ا. هم اکنون مدیر کل وزارت راه در لارستان و مجری پروژه شیراز- بندرعباس) فکر میکنم 300 میلیون تومان پرداخت به ایشان داشت ...».
2- اظهارات مورخ 12/11/1390 متهم در پاسخ به سوال دایر بر اینکه 300 میلیون تومان را از چه کسی و بابت چه چیزی دریافت کردید؟ حاکی از آنکه «این مبلغ توسط آقای ش .ر. به اینجانب پرداخت شد که ایشان اظهار میداشتند از طرف آقای ا .گ. بوده است یک بار آقای ا .گ. به من گفتند که شنیدم کارهای خیری انجام میدهی اگر مبلغی از طرف اینجانب به شما رسید طیب و طاهر و با رضایت اینجانب است و این مبلغ را به این نیت دریافت کردم ولی چون در مصرف آن شک داشتم بنابراین به مبلغ فوق که در قالب ارز خارجی بود دست نزدم».
3-اظهارات مورخ 16/11/1390 متهم بدین شرح که: «یک بار مرحوم آقای ا .ر. به من گفتند که شماره حساب خودتان را بدهید قرار شده است مبلغی جهت انجام امور خیریه به شما پرداخت شود که بنده قبول نکردم و بعداًمبلغ فوق را از طریق آقای ش .ر . دریافت کردم که گفتند از طرف آقای ا .گ. به شما رسیده است و بابت امور خیریه است که شما در آن مشارکت دارید».
1- تحصیل مال از طریق نامشروع (به مبلغ 113 هزار یورو)؛
2- وساطت یا معاونت در رشاء (بابت مبلغ 202 هزار یورو).
وی افزود: نامبرده به خاطر ارتباط نزدیکی که در وزارت راه و ترابری داشته است، رابط خوبی برای ا.گ. به عنوان مدیرعامل شرکت تراورس محسوب میشده است که بتواند پروژهی خط آهن بندرعباسـ شیراز را به شرکت تراورس واگذار کند. نامبرده به درخواست آقای ا.گ.، موضوع را در وزارت راه مطرح میکند و پیرو دستور آقای ا .گ.، به مسؤولین وزارت راه اطلاع میدهد که در صورت برنده شدن شرکت تراورس در مناقصه، شرکت تراورس حاضر است 6 درصد از قراردادِ 1200 میلیارد تومانی را به کارفرما پرداخت کند.
پیرو این امر، توافق نهایی صورت میگیرد و در پی آن، از مبلغ چهار میلیارد تومان مذکور مبلغ 600 میلیون تومان به دستور آقای ا.گ. در حق آقای ک.ر. پرداخت میشود و ایشان به دستور آقای ا .گ.، مبلغ 202 هزار یورو به آقای م.ا. پرداخت میکند و مابقی معادل 113 هزار یورو را تصاحب میکند؛ علیهذا اتهامات مشارٌالیه نیز بر اساس اقاریر وی و اظهارات سایر متهمان محرز و مسلم میباشد.
1- شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق فعالیت و مشارکت در شبکه یا باند مذکور و ارتکاب جرایمی نظیر شرکت در تحصیل مال از طریق نامشروع و کلاهبرداری کلان از منابع بانکی.
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، از طریق تحصیل و نقل و انتقال وجوه ناشی از تنزیل به گروه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا، موضوع تعداد پنجاه و سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبه گروه ملی اهواز، تنزیل شده به تقاضای شرکت فولاد فام اسپادانا به مبلغ 000/000/700/226/11 ریال، با توجه به امضای اسناد تقاضای تنزیل گشایشها، محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، گزارش کلیه مراجع ذیربط پیشگفته در گردشکار و احراز علم و عمد متهم در ارتکاب بزههای انتسابی.
طبق گزارش اداره کل اقتصادی وزارت اطلاعات متهم در جلسه اول بازجویی در خصوص عضویت خود در شرکت فولاد فام اسپادانا اظهار داشت: «آشنایی من از طریق آقای ب.ب. (مشاور حقوقی گروه امیرمنصور آریا) بوده و چون بنده را به عنوان امین شرکت میدانستند، جهت هیأت مدیره معرفی کردند و حقوقی هم برای من تعیین کردند و من چون به مجموعه و آقای ب.اعتماد داشتم قبول کردم و فقط نام من در این شرکت بود ... میزان سهام من در شرکت فولاد فام اسپادانا ده سهم است که بابت این سهم هیچ گونه مبلغی را پرداخت نکردهام و من و خانوادهام توانایی پرداخت این مبلغ را نداریم و نداشتیم و اصلاً نمیخواستیم که این کار را بکنم و وجه سهام را احتمالاً مجموعه امیر منصور آریا پرداخت کرده است ... من اصلاً جهت دریافت دسته چک یا افتتاح حساب به بانک مراجعه نکردم. پیکهای شرکت فرمها را میآوردند و ما امضاء میکردیم و تحویل پیک میدادیم و طبق روزنامه رسمی شرکت، برداشت از حسابها به امضای دو نفر از اعضای هیأت مدیره بوده که من هم عضو هیأت مدیره بودم و شخصاً حق برداشت از حسابها را نداشتم و تاکنون دسته چکی را امضاء نکردم. فقط یک بار دسته چکها را دیدم که فرستاده بودند و من چون سهم کمتری داشتم، دسته چکی امضاء نکردم ... از روز اول به ما گفتند که این شرکت (فولاد فام اسپادانا)، شرکت بازرگانی و مربوط به گروه ملی فولاد ایران میباشد که برای گروه ملی فولاد ایران، مواد اولیه و آهن قراضه تهیه میکند و بعضی از محصولات آن را در بازار میفروشد و یا صادر میکند. من به هیچ عنوان اطلاعاتی راجع به چگونگی خرید مواد اولیه و آهن قراضه یا چگونگی فروش محصولات گروه ملی نداشتم. فقط یک بار جهت معرفی شرکت ما را به اهواز و دفتر فولاد فام اسپادانا فرستادند و تمام این موضوع یک روزه انجام شد ما صبح به اهواز رسیدیم و تا شب کارهای معرفی تمام شد و بعد شب برای ما بلیط تهیه کردند و ما برگشتیم ... در طول مدتی که عضو هیأت مدیره بودم، در هیچ یک از جلسات یا قراردادهای خرید و یا فروش محصولات گروه ملی یا مواد اولیه، حضور نداشتم و هیچ قراردادی با هیچ شرکتی و یا شخصی امضاء نکردم و اطلاعی هم ندارم که چه کسی قراردادها را امضاء کرده است».
متهم در خصوص حقوق ماهیانه خود اظهار میدارد: ماهیانه مبلغ یک میلیون تومان حقوق دریافت میکردم که حتی نمیدانم این حقوق را چه کسی و از چه منبعی واریز کرده است. به ما میگفتند یک حساب در بانک ملت باز کنید و شماره حساب را به ما بدهید تا حقوق ماهیانه را واریز کنیم و بابت حقوق پرداختی هیچ گونه قراردادی بسته نشده و حتی هیچ فیش حقوقی به ما تحویل ندادند».
در ادامه، وکیل آقای "ر" در ادامه دفاعیات خود گفت: اظهارات سایر متهمان در زندان دلیل بر جرم موکل من نمی شود. دادسرا حق ندارد اقرار را تجزیه کند و آن قسمت که به ضرر متهم است تنها بیان کند. موکل من گفت آقای"الف" سه ماه بعد از عزل از وزاتخانه در دفتر من بوده است. چه دلیلی است که موکل من کیفی که به آقای "الف" داده مطلع بوده که محتویاتش چی هست؟
در ادامه این جلسه دادگاه ،نماینده دادستان گفت: پرونده یکی از وزاری سابق دولت نهم و سایر مسئولان وزارت راه در دادگاه مفتوح است. از دادگاه می خواهم متهم پرونده بازداشت شود.
متهم دوباره به جایگاه فراخوانده شد و درآخرین دفاع از خود گفت: من وقتی که آزاد شدم دیگر از صحبت کردن با دولتی ها اکراه دارم. حاضرم از گرسنگی بمیرم ولی با دولتی ها کار نکنم.
قاضی گفت: الان به این فکر افتادید.
متهم خطاب به قاضی سراج گفت: من شما را دوست دارم با شما احساس امنیت می کنم. آن روز آقای "الف"گفت: آن روزی که به من پاکت دادی 200 هزار یورو بود. بعد شد هزار450 یورو. من هرچه از شرکت تراورس گرفتم رسید دارد. من 350 میلیون برای قراردادم درخواست دادم که تنها 200 میلیون پرداخت شد، بروید ببینید 400 میلیون کجا گم شده است.
وی ادامه داد: اگر پرونده ای از"ب" وجود دارد ربطی به من ندارد و کسی از من پول نگرفته است. من بخش خصوصی بودم و ترس از گرفتن پول نداشتم. در جو دادسرا همه می خواهند همدیگر را متهم کنند. در این پرونده همه انکار می کنند. همه می گویند از من 200 میلیون گرفتند چون می خواهند خودشان را راحت کنند.
متهم ادامه داد: من زمان اقرار حال عادی نداشتم،من همیشه از شرکت طلبکار بودم. ولی چون استرس داشتم نوشتم بدهی داشتم.
شرکت مجبور بود با من کار کند چون اختراع برای من بود.
وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت:ه دلیلی ندیدم که موکلم متهم باشد. ما قانون آیین دادرسی کیفری نداریم.
چه کسی گفته است وسط آخرین دفاع نماینده دادستان بیاید حرف بزند، این حق الناس است.
وکیل گفت:آقای قاضی ما به ارادت داریم.
قاضی گفت: به جای این حرف ها از خودتان دفاع کنید.
وکیل گفت: متهم اصلی معاون وزیر است و باید در دادگاه کیفری پرونده پیگیری شود. موکلم نمی دانست داخل بسته ها چیست. در ضمن موکل من مراودات مالی داشته و طلبکار هم بوده و این پول برای پارتی بازی نبوده است.
وکیل مدیرعامل سابق شرکت فولاد فام اسپادانا ادامه داد: اگر دفاعیاتم قانع کننده نبود موکلم را مجازات کنید. اخلال و کلاهبرداری و اخذ وجوه نامشروع از اتهامات موکل من است ولی نحوه تفهیم اتهام قابل بحث است. در بخش اخلال در نظام اقتصادی که در قانون مجازات آمده است جزو طرق مصداقی نیست و آمده است از طریق ضرب سکه و اسکناس و قاچاقاق.
همچنین اخلال در نظام تولید کشور که متاسفانه صادر کنندگان کیفرخواست با این استدلال خودشان قانون درست کردند و می گویند تبانی با مدیران بانکی مفسد.در حالی که در قانون مفسد بانکی نداریم.
وی اظهار داشت: آقای مه آفرید خسروی دارنده 40 کارخانه معتبر در کشور و 20 شرکت واسطه ای است و در جایی با موکلم آشنا شده تا اینکه شرکت را خریده است.حالا یک دفعه ای موکل من می شود سردسته کلاهبرداری؟ در قانون آمده است کلاهبردار با استفاده از برخی اقدامات، مالی کسی را ببرد.آیا تعریفی در شبکه یا باند داریم؟ شبکه و باند چند نفر هستند؟ما باید روشن کنیم موکل من چه مالی را برده و این مال کجا است؟موکل من قبض روح شده است.
آیا واقعا 11 تریلیارد ریال به جیب وی رفته است. کل زندگی موکل من 500 میلیون نمی شود. شما می گویید 53 فقره ال سی در حالی که تنها 13 فقره ال سی در زمان مدیریت ایشان باز شده است.
وکیل چهارمین متهم پرونده گفت: تمامی وجوه ال سی ها تصویه شده و پول دولت بازگشته است. وزارت اطلاعات در گزارش خود اعلام کرده است که خسروی از حسن نظر موکل من سو استفاده کرده است.
قاضی: می دانی وظیفه مدیرعامل چیست؟
متهم : به من گفتند شما فقط باید این کارها را انجام بدهید. فکر می کردم این ضایعات بخشی از ال سی ها است. من هیچکس را نمی شناختم. من رئیس بانک ملی کیش را از زمان بازداشت می شناختم. من حتی داخل بانک هم نمی توانستم بروم. "س" ساکن کیش بود و برادر زن مه آفرید بود و قدرت داشت.
فردای روز ازدواجم رفتم کیش و فولاد فام را نمی شناختم.آقای سراج من دسته چک خودم را با دستان خودم دادم به مه آفرید. من چکها را سفید می دادم و حتی یک برگ چک را امضا نمی کردم. نمی دانستم پولها کجا می رود. من حتی پول اجاره هم نداشتم و از تهران برایم چک می فرستادند.
مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا گفت: من ماهانه از 500 هزار تا 4 میلیون حقوق می گرفتم.
در ادامه دادگاه وکیل مدیرعامل شرکت فولاد فام اسپادانا در جایگاه قرار گرفت و گفت: موکل من سابقه فعالیت در شرکت و خرید و فروش ضایعات فلزی و حتی حقوق بانکی نداشته است. فقط کارمند بوده ولی مدیرعاملی را یدک می کشیده است.چون خانم م ،همسر موکلم در این شرکت بوده او را به شرکت می برد و موکلم هم آن زمان بیکار بوده است.
وی گفت: موکل من تنها ماشین امضا بوده است. خانواده اوی می گویند او خیلی زود باور است و قلب پاکی دارد.
نماینده دادستان خطاب به متهم گفت: با فرض اینکه دفاعیات شما صحیح باشد رفتار شما غیرمتعارف است. حتی پیگیری کردم آنها گفتند شما حتی حق ورود آهن به ایران را ندارید.
قاضی خطاب به متهم: آیا سوال نکردید این پولها چگونه می آید و کجا می رود؟
متهم : من چون صاحب پول نبودم فکر می کردم پول خودشان است و خودشان می دانند.
فراهانی: با این همه ولی من می گویم وی علم به تمام کلیات داشته است. مگر اینکه وکیل مدرک سفاهت بیاورد. امثال مه آفرید کم نیستند، اینطور باشد هر کس بیاید و مدیر شود بعد بگوید من نمی دانستم و آزاد شود. آیا وی از خود نمی پرسیده که چرا من می خورم و می خوابم و ماهی 4 میلیون می گیرم.
خودتون رو مسخره کردید؟!! یا ملت رو نفهم فرض کردید؟!! اینا هیچکدومشون واقعی نیستن اصلِ کاریا کسای دیگن که کسی جرات نداره بهشون فکر کنه چه برسه به محاکمه ، اینا ویترین شدن برا من و شما ...
دگـــــر راست باور نــدارند از او.
از اینجا هرکدام کار خود را میکند و علاقه مردم به سیاست کم میشود و میشود آنطور که در بعض کشورهاشده که حتی نام نخست وزیر خودراهم نمیدانند.
بر اساس این گزارش در این جلسه دادگاه به اتهامات هفت متهم به نامهای آقایان "ش- ر"، "ک ر"، "ی - م"، "ک - ن"، "م - ح"، "ع - الف"، "الف - ر" و خانم "م - ز" رسیدگی می شود.
مسخره بازیا چیه دبگه
یدفه بگو الفبای فارسی
خودتو راحت کن
ولی هیچ وقت از کارای شما نکرده
آبروی رزمنده رو با کارای کثیفتون بردین
چرا اینها رو مقصر می دونید به نظرم بهترین کاری بود که میشه تو اوضاع قاراش میش مملکت کرد. یادتونه هاشمی چی گفت:
با .......... مشکلات مردم بیشتر می شود!!! (ربط نداشت؟؟؟). خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
...................................................
آقايان بستر كار بايد اصلاح شود ؟ كساني كه خدا ترس و حلال خورند بايد مدير و مسؤل باشند نه آدمهايي كه ........
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خواست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت
این اشک دیده من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد، گداست
بر قطرۀ سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
همین شعر هم برای حکومت بو داره و شاید منتشر نکنید فلذا :
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
براي ما كه قرار است الگوي كشورهاي اسلامي شويم
مي بايست با دزدان سرمايه هاي كشور چنان برخورد نمود كه درس عبرت شود براي هر آنكس كه حتي نيت بدي دارد مگر مقام رهبري معظم نفرمودند اينان خائن به كشورند چرا همسال ............... كه از جمله جعبه هاي سياه اختلاس 3000 ميلياردي هستند همچنان آزادند ؟!!!!
سلام
از شما عاجزانه استعدعا دارم به خاطر خون شهدا و جانبازان عزيز فقط اعدام كنيد تا درس عبرتي باشد براي ديگران
نترسيد ملت ايران متحد پشت سر شما هستند
اگر اوايل زمان اقاي رفيق دوست دونفر را اعدام مي كرديد
اين اتفاقات نمي افتاد درس عبرت مي شد براي ديگران