هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده،مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پایپوشی نداشتم، به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت ... سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم
مرغ بریان به چشم مردم سیر کمتر از برگ تره بر خوان است
وان که را دستگاه و قوت نیست شلغم پخته مرغ بریان است
مرغ بریان به چشم مردم سیر کمتر از برگ تره بر خوان است
وان که را دستگاه و قوت نیست شلغم پخته مرغ بریان است