"صراط" - فروشگاه هاي شهر كتاب كه با هدف ترويج فرهنگ مطالعه و عرضه كتب ارزشي و همسو با مواضع نظام و انقلاب داير گرديده، امروز اما از اين اهداف فاصله گرفته و به ويترين كتاب هاي غيرارزشي و حتي ضد انقلاب مبدل شده است.
با گشتي در فروشگاه هاي شهر كتاب خواهيد ديد كه در ويترين اين مكان ها كتاب هاي افراد دگرانديش و سكولار و بعضاً فراري از وطن، تبلوري عيني و ملموس دارد. اما از كتاب نويسندگان انقلابي و افرادي كه عمري را براي به ثمر رسيدن نهال انقلاب اسلامي جان فشاني كرده اند خبري نيست.

از همه فاجعه بارتر اين است كه متوجه شويد اغلب اين فروشگاه ها از بودجه پول بيت المال تغذيه مي كنند، ولي در رهن و اجاره افرادي قرار گرفته كه متاسفانه خود در مسير انحراف فكري بوده و داراي آثاري ضدارزشي هستند.
اين در حالي است كه فروشگاه هاي فوق بايد در خدمت ترويج افكار انقلابي و ديني و اسلامي منطبق با راهبردها و سياست هاي فرهنگي رهبر معظم انقلاب باشد ولي با بررسي دقيق اين مراكز ملاحظه مي گردد كه واقعيت چيز ديگري است!
پيام فضلي نژاد در مصاحبه تفصيلي با روزنامه کیهان پیرامون وضعیت فروشگاههای شهر کتاب گفت:
شهر كتاب: پايگاه گسترش علوم ا نساني غربي
يكي از اهداف داير شدن فروشگاه هاي شهر كتاب پايتخت در شهرداري تهران ترويج فرهنگ انقلابي و اسلامي منطبق با اهداف والاي نظام جمهوري اسلامي است. حال سؤال اينجاست كه آيا اين فروشگاه ها در اين جهت قدم برداشته اند؟
پيام فضلي نژاد، عضو دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان در ادامه به رويكرد مقام معظم رهبري در زمينه وظيفه نهادهاي عظيم فرهنگي براي تبليغ آثار منطبق با معرفت و حكمت اسلامي اشاره مي كند و مي گويد: «دقيقاً در نيمه شهريور 1388 و اوج فتنه سبز، رهبر حكيم انقلاب فرمودند «با شجاعت وارد نقد علوم انساني غربي شويد.» در سفر تاريخي به قم، حضرت آقا از ضرورت گسترش علوم انساني اسلامي در حوزه نشر و كتاب و فرهنگ و دانشگاه گفتند. اين تاكيدات، برآمده از يك تبيين بود و اينكه حضرت آيت الله خامنه اي در تبارشناسي فتنه پس از انتخابات به ما يك راه روشن را نشان دادند ؛ اينكه، حوادث فتنه را بايد حاصل گسترش معرفت سكولار غربي در سطوح حاكميتي و عرصه عمومي دانست. جاي ديگري رهبري فرمودند: اين اصلا مطلوب نيست كه آثار علوم انساني سكولار كه برخي از گزاره هاي آنان «ذاتا مسموم» است، ترويج شود.
پژوهشگر مؤسسه كيهان افزود: «با سند اثبات مي شود كه كار شهر كتاب خصوصاً پس از ايام فتنه سبز، كاري جز بسط علوم انساني سكولار نبوده است. با عملكرد نهادهايي مثل شهر كتاب است كه مطالبات فرهنگي رهبري زمين مي ماند و از آن غفلت مي شود. وقتي روز 2 دي 1388 (يعني يك هفته قبل از حماسه 9 دي) شهيندخت خوارزمي كه يكي از چهره هاي سكولار و معلوم الحال است، به شهر كتاب دعوت مي شود تا به معرفي كتابي بپردازد كه در آن نحوه فروپاشي رژيم هاي ضدآمريكايي و ضدسرمايه داري معرفي و شرح داده شده است، شما ديگر چه انتظاري داريد؟ وقتي يك سال بعد از اين، در 11 اسفند 1389 مدير فرهنگي سفارت آلمان با معاون فرهنگي شهر كتاب جلسه مي گذارند تا فلسفه و ادبيات آلماني و اروپايي در ايران توسط شهر كتاب ترويج شود و 6 ماه بعد نتيجه آن مي شود برگزاري نمايشگاهي با 250 عنوان كتاب فلسفي و ادبي آلماني در شهر كتاب مركزي، ديگر چه انتظاري داريد؟ بعد در نظر بياوريد كه شهريور 1388 هرتا مولر آلماني كه برنده جايزه ادبيات نوبل شد، دقيقاً با تصريح روي براندازي ايران از راه «جنگ نرم ادبي» همين سياست را پيشنهاد كرده كه اكنون شهر كتاب مجري آن است.»
بنگاه هاي نشر و پخش كتاب از دهه 1330 كه دو بنگاه «نشر و ترجمه كتاب» (زير نظر احسان يارشاطر بهايي) و «مؤسسه آمريكايي فرانكلين» (با مديريت همايون صنعتي زاده، جاسوس تابلودار غرب) به راه افتاد، تحت نفوذ و مديريت جريان هاي غيرديني و بعضاً معاند بوده است. حتي عده اي معتقدند كه مافياي «چاپ آمريكايي» كه بازماندگان حزب توده هستند، كماكان بر حوزه نشر مسلط اند.
بازماندگان مؤسسه آمريكايي فرانكين در شهر كتاب
فضلي نژاد درباره حضور بازماندگان و همكاران بنگاه هاي انتشاراتي- فرهنگي عصر طاغوت در «شهر كتاب» نيز حرف هاي زيادي دارد. وي مي گويد: «از سال 1378 مدير شهر كتاب نياوران (زهرايي) را مي شناسم، زهرايي به واسط رفاقتش با منوچهر انور، عملا از سياست هاي او در يكي از مهم ترين مراكز فرهنگي در قلب پايتخت جمهوري اسلامي پيروي مي كند. من زمستان 1380 به ويلاي آقاي انور در خيابان فرشته براي مصاحبه در پيرامون زندگي اش رفته ام. قبلا شنيده بودم ايشان متهم به بهاييت است، اما مشخص است كه منوچهر انور هم رئيس كانون سينماگران پيشرو (با حمايت شخص فرح پهلوي) است و هم تهيه كننده و كارگردان تئاتر ضدديني معروف به «شهر قصه» با همكاري بيژن مفيد! ايشان اغلب تا زمان اصلاحات در فرانسه بود و بعد كه آمد با شهلا لاهيجي (مجرم كنفرانس برلين و ناشر آثار جين شارپ) همكاري كرد؛ بسيار هم بي حاشيه است و غيرمطبوعاتي. سال 1387 ايشان را به همراه آقاي زهرايي اتفاقي در شهر كتاب نياوران ديدم و آقاي زهرايي گفت با كمك انور داريم يك تجديد ساختار مي كنيم؛ آقاي انوردر دهه 1350 سردبير انتشارات فرانكلين بود و امثال كريم امامي و نجف دريابندري زيرنظرش بودند. انتشارات فرانكلين هم كه رسما با بودجه دولت آمريكا در دهه 1330 تاسيس شد ، اما حاصل اين تجديد ساختار ، مهم است. شما وقتي داخل شهر كتاب نياوران مي شويد، تمام مجلات ضدانقلابي و سكولار و آثار نويسنده هاي معاند را در قفسه هاي جلوي ورودي كتابخانه و به تعداد زياد روي هم چيده شده ، مي بينيد. از ماهنامه بخارا كه ارگان تاريخ نگاري فراماسونرها است تا فصلنامه گفت وگو كه رامين جهانبگلو در اعترافاتش گفت كه وزارت خارجه آمريكا او را به مراد ثقفي (سردبير گفت وگو) وصل كرده يا ماهنامه مهرنامه و... همه به شكلي ويژه به شما معرفي و عرضه مي شود. در كنارش، موسيقي غربي در برخي شعب مهم شهر كتاب گاهي يك سالن و گاهي يك بخش ويژه را به خود اختصاص داده اند و آخرين محصولات موسيقي غربي ، هم صدايش پخش مي شود و هم خودش عرضه! اصلا براي اين ها ديدگاه هاي نظام درباره مسايلي مانند موسيقي مهم نيست. نتيجه اينكه آقاي منوچهر انور كه يكي از بازماندگان انتشارات فرانكلين و وابسته مستقيم به آمريكاست و با دفتر فرح پهلوي هم ارتباط داشته، از مشاوران اصلي مركز اين مجموعه در شمال شهر تهران است كه كاملا منطبق با رويكردهاي سرمايه داري اداره مي شود.»
وظيفه نهادهاي نظارتي و كوتاهي شوراي شهر
نهادهاي نظارتي در مقابل اين غفلت ها و سياست هاي مروج استحاله فرهنگي جوانان چه كرده اند؟ از فضلي نژاد كه در كتاب جديدش با نام «ارتش سري روشنفكران» نيز به ريشه ها و زمينه هاي رواج سكولاريسم فرهنگي پرداخته است، سؤال مي كنيم كه چرا اين سخنان بعداز اين همه سال درباره عملكرد يك نهاد فرهنگي بزرگ طرح مي شود؟ مسئوليت نهادهاي نظارتي چيست؟ عضو دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان ابتدا به يك اتفاق در مراسم افتتاح شهر كتاب مركزي در 3 اسفند 1389 اشاره مي كند و مي گويد: «آقاي قاليباف، شهردار محترم تهران در كنار مهندس فيروزان (مديرعامل شهر كتاب) دراين روز به مراسم افتتاح شهر كتاب مركزي مي روند. شيوه عجيبي هم شده كه چند چهره موجه مثل آقاي دعايي يا برخي روحانيون ديگر را دعوت مي كنند؛ آن هم در كنار يك عده كثير از فعالان مروج سكولاريسم مثل آقاي كريم مجتهدي كه از بازماندگان نسل ايرج افشار و احسان يارشاطر «بهايي» است. عصاره مراسم اين است كه كريم مجتهدي مي گويد: «اين فروشگاه چيزي از فروشگاه هاي فرانسه كم ندارد.» يعني الگو رسما اعلام مي شود؛ الگوي فرانسوي. اينجا جاي موضع گيري شهردار محترم تهران است كه رويكرد مقام معظم رهبري، تمدن سازي اسلامي است نه رفتن به سوي الگوي فرانسوي كه عين «تهاجم فرهنگي» و از الگوهاي «ناتوي فرهنگي» است، اما آقاي قاليباف ساكت است و صرفا شنونده! بلكه انتظار اين است كه ناظر باشد و نه تنها سبب وظيفه اعتقادي شان، بلكه در مقام ايفاي وظيفه ذاتي اش بگويد كه ما دنبال فرانسوي شدن يك مركز عظيم فرهنگي نيستيم.»
نويسنده كتاب «ارتش سري روشنفكران» همچنين به قصور «شوراي شهر تهران» و مهندس مهدي چمران دراين خصوص مي پردازد. فضلي نژاد ادامه مي دهد: «آقاي مهندس چمران يك استاد معماري است. من تعجب مي كنم كه چطور ايشان در برابر همايش هاي شهر كتاب در حوزه معماري كه مثلا يكي از آنان روز 20 آبان 1389 با حضور شهرام پازوكي و سيدمحمد بهشتي برگزار شد، بي تفاوت هستند!؟ شما مي دانيد كه پازوكي از پابوسان نورعلي تابنده (قطب فرقه دراويش گنابادي) است و از مبلغان سيدحسين نصر (از مبلغان سنت گرايي) و هر دوي اين ها خودشان را رهبر يك فرقه درويشي مي دانند كه «فراماسونري معرفتي» در آثارشان موج مي زند. از يك سو نيز، فراماسونري معرفتي بسيار نمادگرا و نشانه گراست و در حوزه معماري اين ها نفوذ دارند. من اولا تعجب مي كنم كه شوراي شهري كه آقاي چمران رئيس آن است، نسبت به وظيفه نظارتي خود درباره مجموع عملكرد فاسد شهر كتاب غفلت جدي كرده است و بايد پاسخگو باشند، چون چند وقت پيش يكي از همين اعضاي شوراي شهر سخن از نفوذ نمادهاي ماسوني در معماري شهرهاي كشور گفت. خب اگر اين نفوذ هست كه بعضا هم هست، مقصر شما هستيد كه بر مكان هاي عمومي و نهادهاي فرهنگي مهم پايتخت نظارتي نداريد كه يك دفعه شهر كتاب مثل روز 21 فروردين 1390 مي شود محل برگزاري جلسه بيش از ده سفير و نماينده كشورهاي اروپايي!!!»
سؤال هميشگي اين است كه چه بايد كرد؟
فضلي نژاد معتقد است: «اينجا سؤال اين است كه اگر شهر كتاب يك نهاد خصوصي است با چه مجوزي با سفارتخانه هايي كه رسما ايران را در اكثر زمينه ها تحريم علمي و اقتصادي كرده اند، ارتباطات پياپي و همكاري دائم دارد؟ وزارت خارجه بايد به مجلس و مردم گزارش بدهد كه چه نظارتي بر اين فعاليت ها داشته است. اينجا، جاي ورود شوراي شهر تهران بالأخص كميسيون فرهنگي آن براي يك تحقيق و تفحص جدي از شهر كتاب است. جاي ورود دستگاه هاي امنيتي و قوه قضائيه است و تحقيق از نحوه ارتباطات به ظاهر فرهنگي سفارتخانه هاي كشورهاي غربي كه 3 دهه دشمني آشكار با نظام دارند، اما شهر كتاب اكنون به بهترين محل امن فعاليت هاي آنان در قلب ايران تبديل شده است. اين ارتباطات هم اغلب در دايره زماني 2 سال گذشته برقرار شده است و بسيار مشكوك تلقي مي شود.
عضو دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان در خاتمه مصاحبه تفصيلي خود گفت: «جاي پاي ناشران ارزشي مثل قدر ولايت، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي و... در مجموعه فروشگاههاي شهر كتاب كجاست؟ جاي پاي كتاب هاي توليد شده توسط عمارهاي انقلاب اسلامي يا آثار متعلق به اساتيد بسيجي و انقلابي كه براي تحكيم گفتمان اصيل اسلام ناب تلاش مي كنند در شهر كتاب كجاست؟ چرا ده ها همايش براي ستايش از نويسندگان و مولفان و هنرمندان اروپايي آن هم در ايام پس از فتنه سبز در شهر كتاب برگزار شده، اما همايشي درباره كليدي ترين رويكردهاي استراتژيك نظام مثل تهاجم فرهنگي، جنگ نرم، ناتوي فرهنگي و... برگزار نشده است، چون گردانندگان اين موسسه بزرگ از شركاء و هواداران فتنه سبز و بعضا مانند صادق خرازي كه شهركتاب تنديس وي را ساخته، از فعالان فتنه بودند.»

فضلي نژاد همچنين با انتقاد از كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و وظايف آنان در قبال موسسه شهر كتاب مي گويد: «13 دي 1390 حجت الاسلام روح الله حسينيان (عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي) با همراهي مهندس فيروزان از ساختمان مركزي شهر كتاب بازديد كردند؛ درست هنگامي كه اوج تردد سفراي كشورهاي اروپايي به اين موسسه بود و جناب آقاي حسينيان نيز داعيه مبارزه با فتنه را دارند. سؤال اين است كه جناب حجت الاسلام حسينيان كه خود با مقوله تاريخ نگاري و نشر و كتاب و كار فرهنگي به هرحال انس دارند، چرا به عنوان نماينده و عضو كميسيون فرهنگي مجلس پس از اين بازديد، نسبت به مفاسد فرهنگي عديده اين موسسه فرهنگي سكولار، تا امروز موضع گيري نكردند و با حضورشان به نوعي صحه بر چنين فعاليت هايي گذاشتند؟! بي شك انتظار ما اين است كه برخي تعارفات كنار گذاشته شود و برخوردها و تعاملات داخل چارچوب گفتمان اسلام ناب تعريف شود، خصوصا شأن كميسيون فرهنگي مجلس و اعضاء آن ايجاب مي كند كه برخورد قاطعي با اين مفاسد فرهنگي داشته باشند و مطالبات رهبرمعظم انقلاب را از موسساتي مانند شهر كتاب مطالبه كنند.»

اين در حالي است كه فروشگاه هاي فوق بايد در خدمت ترويج افكار انقلابي و ديني و اسلامي منطبق با راهبردها و سياست هاي فرهنگي رهبر معظم انقلاب باشد ولي با بررسي دقيق اين مراكز ملاحظه مي گردد كه واقعيت چيز ديگري است!
پيام فضلي نژاد در مصاحبه تفصيلي با روزنامه کیهان پیرامون وضعیت فروشگاههای شهر کتاب گفت:
شهر كتاب: پايگاه گسترش علوم ا نساني غربي
يكي از اهداف داير شدن فروشگاه هاي شهر كتاب پايتخت در شهرداري تهران ترويج فرهنگ انقلابي و اسلامي منطبق با اهداف والاي نظام جمهوري اسلامي است. حال سؤال اينجاست كه آيا اين فروشگاه ها در اين جهت قدم برداشته اند؟
پيام فضلي نژاد، عضو دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان در ادامه به رويكرد مقام معظم رهبري در زمينه وظيفه نهادهاي عظيم فرهنگي براي تبليغ آثار منطبق با معرفت و حكمت اسلامي اشاره مي كند و مي گويد: «دقيقاً در نيمه شهريور 1388 و اوج فتنه سبز، رهبر حكيم انقلاب فرمودند «با شجاعت وارد نقد علوم انساني غربي شويد.» در سفر تاريخي به قم، حضرت آقا از ضرورت گسترش علوم انساني اسلامي در حوزه نشر و كتاب و فرهنگ و دانشگاه گفتند. اين تاكيدات، برآمده از يك تبيين بود و اينكه حضرت آيت الله خامنه اي در تبارشناسي فتنه پس از انتخابات به ما يك راه روشن را نشان دادند ؛ اينكه، حوادث فتنه را بايد حاصل گسترش معرفت سكولار غربي در سطوح حاكميتي و عرصه عمومي دانست. جاي ديگري رهبري فرمودند: اين اصلا مطلوب نيست كه آثار علوم انساني سكولار كه برخي از گزاره هاي آنان «ذاتا مسموم» است، ترويج شود.
پژوهشگر مؤسسه كيهان افزود: «با سند اثبات مي شود كه كار شهر كتاب خصوصاً پس از ايام فتنه سبز، كاري جز بسط علوم انساني سكولار نبوده است. با عملكرد نهادهايي مثل شهر كتاب است كه مطالبات فرهنگي رهبري زمين مي ماند و از آن غفلت مي شود. وقتي روز 2 دي 1388 (يعني يك هفته قبل از حماسه 9 دي) شهيندخت خوارزمي كه يكي از چهره هاي سكولار و معلوم الحال است، به شهر كتاب دعوت مي شود تا به معرفي كتابي بپردازد كه در آن نحوه فروپاشي رژيم هاي ضدآمريكايي و ضدسرمايه داري معرفي و شرح داده شده است، شما ديگر چه انتظاري داريد؟ وقتي يك سال بعد از اين، در 11 اسفند 1389 مدير فرهنگي سفارت آلمان با معاون فرهنگي شهر كتاب جلسه مي گذارند تا فلسفه و ادبيات آلماني و اروپايي در ايران توسط شهر كتاب ترويج شود و 6 ماه بعد نتيجه آن مي شود برگزاري نمايشگاهي با 250 عنوان كتاب فلسفي و ادبي آلماني در شهر كتاب مركزي، ديگر چه انتظاري داريد؟ بعد در نظر بياوريد كه شهريور 1388 هرتا مولر آلماني كه برنده جايزه ادبيات نوبل شد، دقيقاً با تصريح روي براندازي ايران از راه «جنگ نرم ادبي» همين سياست را پيشنهاد كرده كه اكنون شهر كتاب مجري آن است.»
بنگاه هاي نشر و پخش كتاب از دهه 1330 كه دو بنگاه «نشر و ترجمه كتاب» (زير نظر احسان يارشاطر بهايي) و «مؤسسه آمريكايي فرانكلين» (با مديريت همايون صنعتي زاده، جاسوس تابلودار غرب) به راه افتاد، تحت نفوذ و مديريت جريان هاي غيرديني و بعضاً معاند بوده است. حتي عده اي معتقدند كه مافياي «چاپ آمريكايي» كه بازماندگان حزب توده هستند، كماكان بر حوزه نشر مسلط اند.
بازماندگان مؤسسه آمريكايي فرانكين در شهر كتاب
فضلي نژاد درباره حضور بازماندگان و همكاران بنگاه هاي انتشاراتي- فرهنگي عصر طاغوت در «شهر كتاب» نيز حرف هاي زيادي دارد. وي مي گويد: «از سال 1378 مدير شهر كتاب نياوران (زهرايي) را مي شناسم، زهرايي به واسط رفاقتش با منوچهر انور، عملا از سياست هاي او در يكي از مهم ترين مراكز فرهنگي در قلب پايتخت جمهوري اسلامي پيروي مي كند. من زمستان 1380 به ويلاي آقاي انور در خيابان فرشته براي مصاحبه در پيرامون زندگي اش رفته ام. قبلا شنيده بودم ايشان متهم به بهاييت است، اما مشخص است كه منوچهر انور هم رئيس كانون سينماگران پيشرو (با حمايت شخص فرح پهلوي) است و هم تهيه كننده و كارگردان تئاتر ضدديني معروف به «شهر قصه» با همكاري بيژن مفيد! ايشان اغلب تا زمان اصلاحات در فرانسه بود و بعد كه آمد با شهلا لاهيجي (مجرم كنفرانس برلين و ناشر آثار جين شارپ) همكاري كرد؛ بسيار هم بي حاشيه است و غيرمطبوعاتي. سال 1387 ايشان را به همراه آقاي زهرايي اتفاقي در شهر كتاب نياوران ديدم و آقاي زهرايي گفت با كمك انور داريم يك تجديد ساختار مي كنيم؛ آقاي انوردر دهه 1350 سردبير انتشارات فرانكلين بود و امثال كريم امامي و نجف دريابندري زيرنظرش بودند. انتشارات فرانكلين هم كه رسما با بودجه دولت آمريكا در دهه 1330 تاسيس شد ، اما حاصل اين تجديد ساختار ، مهم است. شما وقتي داخل شهر كتاب نياوران مي شويد، تمام مجلات ضدانقلابي و سكولار و آثار نويسنده هاي معاند را در قفسه هاي جلوي ورودي كتابخانه و به تعداد زياد روي هم چيده شده ، مي بينيد. از ماهنامه بخارا كه ارگان تاريخ نگاري فراماسونرها است تا فصلنامه گفت وگو كه رامين جهانبگلو در اعترافاتش گفت كه وزارت خارجه آمريكا او را به مراد ثقفي (سردبير گفت وگو) وصل كرده يا ماهنامه مهرنامه و... همه به شكلي ويژه به شما معرفي و عرضه مي شود. در كنارش، موسيقي غربي در برخي شعب مهم شهر كتاب گاهي يك سالن و گاهي يك بخش ويژه را به خود اختصاص داده اند و آخرين محصولات موسيقي غربي ، هم صدايش پخش مي شود و هم خودش عرضه! اصلا براي اين ها ديدگاه هاي نظام درباره مسايلي مانند موسيقي مهم نيست. نتيجه اينكه آقاي منوچهر انور كه يكي از بازماندگان انتشارات فرانكلين و وابسته مستقيم به آمريكاست و با دفتر فرح پهلوي هم ارتباط داشته، از مشاوران اصلي مركز اين مجموعه در شمال شهر تهران است كه كاملا منطبق با رويكردهاي سرمايه داري اداره مي شود.»
وظيفه نهادهاي نظارتي و كوتاهي شوراي شهر
نهادهاي نظارتي در مقابل اين غفلت ها و سياست هاي مروج استحاله فرهنگي جوانان چه كرده اند؟ از فضلي نژاد كه در كتاب جديدش با نام «ارتش سري روشنفكران» نيز به ريشه ها و زمينه هاي رواج سكولاريسم فرهنگي پرداخته است، سؤال مي كنيم كه چرا اين سخنان بعداز اين همه سال درباره عملكرد يك نهاد فرهنگي بزرگ طرح مي شود؟ مسئوليت نهادهاي نظارتي چيست؟ عضو دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان ابتدا به يك اتفاق در مراسم افتتاح شهر كتاب مركزي در 3 اسفند 1389 اشاره مي كند و مي گويد: «آقاي قاليباف، شهردار محترم تهران در كنار مهندس فيروزان (مديرعامل شهر كتاب) دراين روز به مراسم افتتاح شهر كتاب مركزي مي روند. شيوه عجيبي هم شده كه چند چهره موجه مثل آقاي دعايي يا برخي روحانيون ديگر را دعوت مي كنند؛ آن هم در كنار يك عده كثير از فعالان مروج سكولاريسم مثل آقاي كريم مجتهدي كه از بازماندگان نسل ايرج افشار و احسان يارشاطر «بهايي» است. عصاره مراسم اين است كه كريم مجتهدي مي گويد: «اين فروشگاه چيزي از فروشگاه هاي فرانسه كم ندارد.» يعني الگو رسما اعلام مي شود؛ الگوي فرانسوي. اينجا جاي موضع گيري شهردار محترم تهران است كه رويكرد مقام معظم رهبري، تمدن سازي اسلامي است نه رفتن به سوي الگوي فرانسوي كه عين «تهاجم فرهنگي» و از الگوهاي «ناتوي فرهنگي» است، اما آقاي قاليباف ساكت است و صرفا شنونده! بلكه انتظار اين است كه ناظر باشد و نه تنها سبب وظيفه اعتقادي شان، بلكه در مقام ايفاي وظيفه ذاتي اش بگويد كه ما دنبال فرانسوي شدن يك مركز عظيم فرهنگي نيستيم.»
نويسنده كتاب «ارتش سري روشنفكران» همچنين به قصور «شوراي شهر تهران» و مهندس مهدي چمران دراين خصوص مي پردازد. فضلي نژاد ادامه مي دهد: «آقاي مهندس چمران يك استاد معماري است. من تعجب مي كنم كه چطور ايشان در برابر همايش هاي شهر كتاب در حوزه معماري كه مثلا يكي از آنان روز 20 آبان 1389 با حضور شهرام پازوكي و سيدمحمد بهشتي برگزار شد، بي تفاوت هستند!؟ شما مي دانيد كه پازوكي از پابوسان نورعلي تابنده (قطب فرقه دراويش گنابادي) است و از مبلغان سيدحسين نصر (از مبلغان سنت گرايي) و هر دوي اين ها خودشان را رهبر يك فرقه درويشي مي دانند كه «فراماسونري معرفتي» در آثارشان موج مي زند. از يك سو نيز، فراماسونري معرفتي بسيار نمادگرا و نشانه گراست و در حوزه معماري اين ها نفوذ دارند. من اولا تعجب مي كنم كه شوراي شهري كه آقاي چمران رئيس آن است، نسبت به وظيفه نظارتي خود درباره مجموع عملكرد فاسد شهر كتاب غفلت جدي كرده است و بايد پاسخگو باشند، چون چند وقت پيش يكي از همين اعضاي شوراي شهر سخن از نفوذ نمادهاي ماسوني در معماري شهرهاي كشور گفت. خب اگر اين نفوذ هست كه بعضا هم هست، مقصر شما هستيد كه بر مكان هاي عمومي و نهادهاي فرهنگي مهم پايتخت نظارتي نداريد كه يك دفعه شهر كتاب مثل روز 21 فروردين 1390 مي شود محل برگزاري جلسه بيش از ده سفير و نماينده كشورهاي اروپايي!!!»
سؤال هميشگي اين است كه چه بايد كرد؟
فضلي نژاد معتقد است: «اينجا سؤال اين است كه اگر شهر كتاب يك نهاد خصوصي است با چه مجوزي با سفارتخانه هايي كه رسما ايران را در اكثر زمينه ها تحريم علمي و اقتصادي كرده اند، ارتباطات پياپي و همكاري دائم دارد؟ وزارت خارجه بايد به مجلس و مردم گزارش بدهد كه چه نظارتي بر اين فعاليت ها داشته است. اينجا، جاي ورود شوراي شهر تهران بالأخص كميسيون فرهنگي آن براي يك تحقيق و تفحص جدي از شهر كتاب است. جاي ورود دستگاه هاي امنيتي و قوه قضائيه است و تحقيق از نحوه ارتباطات به ظاهر فرهنگي سفارتخانه هاي كشورهاي غربي كه 3 دهه دشمني آشكار با نظام دارند، اما شهر كتاب اكنون به بهترين محل امن فعاليت هاي آنان در قلب ايران تبديل شده است. اين ارتباطات هم اغلب در دايره زماني 2 سال گذشته برقرار شده است و بسيار مشكوك تلقي مي شود.
عضو دفتر پژوهش هاي موسسه كيهان در خاتمه مصاحبه تفصيلي خود گفت: «جاي پاي ناشران ارزشي مثل قدر ولايت، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي و... در مجموعه فروشگاههاي شهر كتاب كجاست؟ جاي پاي كتاب هاي توليد شده توسط عمارهاي انقلاب اسلامي يا آثار متعلق به اساتيد بسيجي و انقلابي كه براي تحكيم گفتمان اصيل اسلام ناب تلاش مي كنند در شهر كتاب كجاست؟ چرا ده ها همايش براي ستايش از نويسندگان و مولفان و هنرمندان اروپايي آن هم در ايام پس از فتنه سبز در شهر كتاب برگزار شده، اما همايشي درباره كليدي ترين رويكردهاي استراتژيك نظام مثل تهاجم فرهنگي، جنگ نرم، ناتوي فرهنگي و... برگزار نشده است، چون گردانندگان اين موسسه بزرگ از شركاء و هواداران فتنه سبز و بعضا مانند صادق خرازي كه شهركتاب تنديس وي را ساخته، از فعالان فتنه بودند.»

فضلي نژاد همچنين با انتقاد از كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي و وظايف آنان در قبال موسسه شهر كتاب مي گويد: «13 دي 1390 حجت الاسلام روح الله حسينيان (عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي) با همراهي مهندس فيروزان از ساختمان مركزي شهر كتاب بازديد كردند؛ درست هنگامي كه اوج تردد سفراي كشورهاي اروپايي به اين موسسه بود و جناب آقاي حسينيان نيز داعيه مبارزه با فتنه را دارند. سؤال اين است كه جناب حجت الاسلام حسينيان كه خود با مقوله تاريخ نگاري و نشر و كتاب و كار فرهنگي به هرحال انس دارند، چرا به عنوان نماينده و عضو كميسيون فرهنگي مجلس پس از اين بازديد، نسبت به مفاسد فرهنگي عديده اين موسسه فرهنگي سكولار، تا امروز موضع گيري نكردند و با حضورشان به نوعي صحه بر چنين فعاليت هايي گذاشتند؟! بي شك انتظار ما اين است كه برخي تعارفات كنار گذاشته شود و برخوردها و تعاملات داخل چارچوب گفتمان اسلام ناب تعريف شود، خصوصا شأن كميسيون فرهنگي مجلس و اعضاء آن ايجاب مي كند كه برخورد قاطعي با اين مفاسد فرهنگي داشته باشند و مطالبات رهبرمعظم انقلاب را از موسساتي مانند شهر كتاب مطالبه كنند.»
و معتقدم پشتوانه واقعی ولایت فقط بسیجی ها هستن نه کسانی که دور سفره ها نشستن و مشغول کلفت کردن گردنا هستن !
عشق است خط و مرام حزب الله واقعی
درسته که هر ادمی امکان خطا یا اشتباه رو داره ولی این سری برخورد انتخاباتیه
ولایت مداریه اقای حسینیان برهیچکس پوشیده نیست
صداقت در ان دیده نمی شود.
پاره اي انتشاراتي ها متاسفانه در تيراژ بالا با هدف براندازي نرم اقدام به انتشار اين قبيل كتب علوم انساني غربي ضاله ميكنند و كسي جلوي آنها را نميگيرد.
مردم در راستاي صيانت از ارزشهاي انقلابي و مذهبي خود انتظار گزينش و فيلترينگ و تصفيه فضاي آكادميك و علمي علوم انساني از عناصر ناهمگون با دين و آرمانهاي متعالي انقلاب اسلامي دارند.
مسئولين نيز به جاي ياري رساندن به جرياناتي كه ضلالت را در جامعه گسترش ميدهند بايد در مسير غربي زدابي علوم انساني و اسلامي كردن اين علوم گام بردارند.
همين افكار منشا شكلگيري جريانات شومي نظير 2 خرداد و فتنه بوده اند و جامعه و جوانان را به سوي نافرماني مدني و ممانعت از پيشرفت مملكت ميبرند.
خدا هدایتتان کند.
به زور می خواهید برای دیگران پاپوش درست کنید.
آن لقمه ای که از این راه درمی آورید حرام است.
حرام تر از . . .
ولی یک سوال از همین اقای فضلی نژاد داشتم
ایا سری به فروشگاه نمایندگی کیهان در ترمینال جنوب زده اند و ....... که در آنجا به اسم کتاب به فروش می رود زده اند که حالا شروع به نقد علم سکولار کرده اند