۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۲
حسام الدین برومند

درس های دور اوّل

با توجه به اینکه در دور دوم انتخابات، رقابت اصلی میان دو جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری خواهد بود طبیعی است که خط اختلاف و تشدید شکاف میان اصولگرایی به عنوان راهبرد اصلی در دستور کار باشد.
کد خبر : ۶۰۰۵۱

شمارش معکوس برای برگزاری دور دوم انتخابات مجلس نهم آغاز شده است و تنها 6 روز زمان باقی مانده تا مردم به مصداق؛ «کار را که کرد، آن که تمام کرد» از میان 130 نفر نامزد انتخاباتی، 65 نفر دیگر را به همراه 225 نفری که در دور اول (12 اسفند) برگزیدند رهسپار خانه ملت نمایند.

بنابراین آنچه در این میان بحث را از محور اصلی به مدار فرعی می کشاند طرح این پرسش ثانوی است که آیا دور دوم انتخابات به اهمیت دور اول است یانه؟ دور دوم انتخابات ادامه دور اول است و این «تداوم» و به «اتمام رساندن» مقدم بر آن است که درباره میزان اهمیت دور اول یا دور دوم به بحث و گفت وگو نشست. از همین روی؛ نکته گفتنی که در اینجا پیش کشیده می شود این است که مردم و انتخاب کنندگان باید به همان دلایل و عللی که در دور اول انتخابات شرکت کردند در دور دوم نیز مشارکتی درخور و بالا داشته باشند.

آنچه که در دور اول انتخابات مجلس نهم-12 اسفند- علت و دلیل اصلی مشارکت حداکثری مردم را به وضوح نشان داد اعتماد مردم به نظام و ناکام ساختن دشمن بود.

از 6 ماه قبل از انتخابات 12 اسفند اقدامات و تحرکات پردامنه دشمن در جهت یک راهبرد مشخص و لایتغیر تمرکز داشت: «به چالش کشیدن مشارکت».

برای این استراتژی سرنوشت ساز دشمن به تاکتیک ها و ترفندهای متعددی دست یازید تا بر اثر فضای پرفشار تحمیلی بر جمهوری اسلامی به نقطه مطلوب یعنی برگزاری انتخابات سرد و بی رمق امیدوار باشد. اما آنچه که در 12 اسفند به وقوع پیوست تبدیل شدن فضای تهدید به فضای فرصت بود.

به تعبیر رساتر در 12 اسفند بطور مشخص روشن شد که؛ 1- تحریم دهها تن از مقامات بلندپایه ایران، 2- تصویب سه قطعنامه بر ضد ایران اسلامی در موضوعات هسته ای، تروریسم و حقوق بشر، 3- انتشار گزارش های پیاپی به بهانه حقوق بشر علیه ایران از جانب بان کی مون، احمد شهید و کمیته سوم مجمع عمومی، 4- تهدیدات سیاسی و نظامی علیه کشورمان با این بلوف صهیونیستی- آمریکایی که «همه گزینه ها روی میز است»! 5- ترور دانشمند هسته ای کشورمان شهید احمدی روشن با هدف پمپاژ یأس و دلسردی در میان دانشمندان جوان و عموم مردم، 6- تحریم بانک مرکزی 7- تحریم نفت 8- پروپاگاندای رسانه ای نظام سلطه برای تخریب وجهه ایران اسلامی در محیط بین الملل،

9- پمپاژ شایعات و اتهامات ناروا به ایران جهت مسئله دار کردن الگو بودن انقلاب اسلامی ایران در بستر بیداری اسلامی ملت ها و... همگی نگرفته و نقشه های آن نقش بر آب شده است چرا که مشارکت 64 درصدی یعنی ناکامی بزرگ دشمن که به تعبیر رهبر بصیر انقلاب، سیلی سخت ملت ایران بر دشمنان بود.

اکنون در دور دوم انتخابات، تمرکز دشمن بر چالش مشارکت در انتخابات نخواهد بود چون از یکسو تمام اهرم ها و ترفندها و دسیسه هایی را که امید داشت کارگر بیفتد به صحنه آورد ولی نتیجه معکوس یافت و از سوی دیگر؛ عموم مردم با انگیزه مضاعف در همان دور اول بافته های دشمن را در «چالش مشارکت» پنبه کردند و به دشمن اثبات نموده اند که بر همان مشی خودشان در 12 اسفند پافشاری و اصرار دارند.

بنابراین به نظر می رسد در این دور از انتخابات دشمن به جای چالش در مشارکت که در تحقق آن در دور اول کاملا ناکام بود، برای رقابت میان نامزدها و جریان های سیاسی برنامه دارد چرا؟

پاسخ به چرایی این کارشکنی پیچیده نیست. با توجه به اینکه در دور دوم انتخابات، رقابت اصلی میان دو جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری خواهد بود طبیعی است که خط اختلاف و تشدید شکاف میان اصولگرایی به عنوان راهبرد اصلی در دستور کار باشد. البته برای نیل به این مقصود دشمن از راه های مختلف و بعضاً از زیرگذرها و مسیرهای غیراصلی و فرعی تلاش خواهد کرد تا این اتفاق را عملیاتی کند.

بالا گرفتن اختلافات بیرون از رقابت های سالم میان جریان اصولگرایی تا جایی دنبال می شود که این دسیسه به «خطا»های بزرگ از سوی نامزدهای انتخاباتی هر دو جبهه متحد و جبهه پایداری بینجامد تا پس از انتخابات به عنوان یک «خط» کینه و خصومت مورد بهره برداری قرار بگیرد.

نکته مهمی که نامزدهای هر دو جبهه متحد و جبهه پایداری باید در آن تأمل ویژه داشته باشند این است که دشمن با لطایف الحیل و بصورت مرموزانه خط کینه و خصومت را میان آنها رهگیری و پیگیری می کند. یعنی تمام نکته قابل اعتنا، روش ها و شیوه های پیچیده و چندلایه دشمن است تا رقابت توام با رفاقت میان اصولگرایان را مورد خدشه قرار دهد و به رقابت توأم با خصومت و لجاجت تبدیل نماید.

اگر «چرایی» دنبال کردن خط اختلاف و تشدید شکاف میان اصولگرایی با عیار خصومت و لجاجت و بی بصیرتی قابل فهم است و توسل دشمن به این راه کار در دور دوم انتخابات مجلس نهم پیچیده به نظر نمی رسد اما «چگونگی» آن از سوی دشمن بسیار ظریف و براساس گام های شیطانی است و باید توجه داشت که دشمن نیز برای عملیاتی کردن خواسته های خود اتاق فکر تشکیل می دهد و در اطراف موضوع به بررسی می نشیند و گاه شیطنت های دشمن در اینگونه موارد شبیه حرکت مورچه در دل شب و روی سنگ سیاه است که در آن روایت معروف آمده است.

نامزدها و جریان های سیاسی که در این دور از انتخابات شرکت دارند نباید درس های دور اول را به فراموشی بسپارند.

اولین درس آن بود که مردم کاملاً با شناخت و با بصیرت، نامزدهایی را برمی گزینند که از فضای تخریب و بی اخلاقی دور هستند. «بی اخلاقی ها» و «تخریب ها»، نه تنها مردم را فریب نمی دهد، بلکه در تصمیم آنها برای کنار زدن نامزدهایی که در این وادی گام برداشته اند تعیین کننده است.

دومین درس آن بود که مردم به شدت از چهره های جنجال ساز و هیاهو کننده که امور اصلی و فرعی را تمییز نمی دهند فرسنگ ها فاصله گرفتند و نامزدهایی را انتخاب کردند که تعهد و تخصص آنها، اعتدال و عقلانیت را به همراه داشته است.

درس دیگر در انتخابات دور قبل این بود که مردم خود را دربست در اختیار هیچ حزب و جبهه ای قرار ندادند و دست به تلفیق زدند و سعی کردند صلاحیت هر نامزدی را جداگانه مورد ارزیابی قرار دهند.

و بالاخره باید گفت؛ مردم در دور قبلی همچنانکه در 12 اسفند نشان دادند وظیفه و تکلیف خودشان را به نحو احسن به مانند همیشه انجام دادند- تا جایی که حتی رسانه های غربی مانند رویترز اذعان کردند که پیروز انتخابات، ملت ایران بود- در این دور از انتخابات نیز قطعاً مردم، 15 اردیبهشت را به حماسه دیگری مانند 12 اسفند مبدل می سازند. مهم فردای این دور از انتخابات است که فصل خدمت بیشتر و خالصانه تر به مردم شروع می شود و این منوط به آن است که نامزدها و جریان های سیاسی در فصل رقابت، حد نگه دارند تا فرصت خدمت را در فرداهای پس از انتخابات از دست ندهند و در این میان وظیفه اصولگراها خطیرتر و انتظار از آنها بیشتر است.