به گزارش صراط به نقل از مهرخانه: امروزه کودکان به عنوان عضوی از جامعه شناخته شده اند و توجه به تربیت درست آن ها تاثیر بسزایی درشکل گیری رفتارهایشان در آینده خواهد داشت.
بررسی مشکلات پیش روی کودکان نشان دهنده این نکته است که آن ها به محیطی امن و راحت نیاز دارند که در آن جا اثری از آلودگی هوا و صوت، عدم امنیت، عدم فضای مناسب برای بازی و ... وجود نداشته باشد، بچه ها بتوانند با خیال راحت به فعالیت بپردازند و این احساس نیاز در مجامع عمومی به ارائه طرحی با عنوان کنوانسیون حقوق کودک انجامید.
کنوانسیون حقوق کودک در 20 نوامبر سال 1989 میلادی به امضای نمایندگان کشورهای جهان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید، اعضا تلاش های خود را در کشورهایشان برای ارائه راهکارهایی در حوزه کودکان شروع کردند و این کنوانسیون به مبنای ارزشمندی برای پرداختن به مسایل کودکان در هر جامعه تبدیل شد.
در اسفند ماه سال 1372 ایران عضویت در کنوانسیون حقوق کودک را که شامل 54 ماده و دو پروتکل اختیاری است، به صورت مشروط پذیرفت و فعالیت های خود را در زمینه حقوق کودک آغاز کرد.
رفع تبعیض علیه کودک، نقش کلیدی کودک در تصمیم گیری های مربوط به خود، حق حیات و رشد و حق ابراز عقاید آزادنه به عنوان اصول این پیمان نامه معرفی شده است.
در ماده 31 این عهد نامه حق بازي و اوقات فراغت کودکان مورد بررسی قرار گرفته است که بر طبق آن حکومت ها باید حق کودک را براي داشتن بازي، سرگرمي، وقت آسايش و استراحت به رسميت بشناسند، امکانات مناسب را براي انجام فعاليت هاي فرهنگي-هنري و همچنين اوقات فراغت و سرگرمي کودک فراهم نمایند.
با توجه به مفاد این ماده، کشورها موظف شدند امکانات لازم برای فعالیت های تفریحی کودکان را فراهم نمایند تا جوامع به معیارهای کودک پسندانه نزدیک تر شود و نظر به اینکه در این کنوانسیون افراد پایین تر از 15 سال کودک شناخته می شوند و سهم عمده ای از جمعیت شهری را به خود اختصاص داده اند و این پیمان نامه طرحی را با عنوان "شهر دوستدار کودک" (CFC)در جهان مطرح کرد تا کشورها به کمک یکدیگر، راهبردهایی را برای پیشرفت این طرح ارائه دهند.
در سال 2000 دبیرخانه CFC در فلورانس ایتالیا تاسیس و این طرح به سکوی پرتابی برای کسانی که به حقوق کودکان اهمیت ویژه ای می دادند،تبدیل شد.
تعریف شهر دوستدار کودک
شهر دوستدار کودک، شهری است که در آن خواسته های کودک در اولویت قرار گرفته و شرایط اجتماعی، فرهنگی و معماری شهر همسو با نیارهای آنان است و حقوق کودکان در سیاست ها ، قوانین ، برنامه ها و بودجه منعکس شود.
رویکرد CFC (مخفف) شهر دوستدار کودک را به سمتی سوق می دهد که در آن، کودکان نقش موثری در مورد شهر خود داشته و نظرات آن ها در تصمیمات شهری ابراز شود و خانواده و اجتماع نیز موظف اند کودکان را مسایل و تصمیم گیری ها دخیل کنند.
نقش یونیسف در اجرای شهرهای دوستدار کودک
یونیسف به عنوان یک مرجع بر اجرای طرح شهر دوستدار کودک سراسر جهان در راستای نیازهای کودکان نظارت می کند و عمده ترین وظیفه اش ارتقاء و حفاظت از حقوق کودکان است تا اطمینان حاصل شود که در تمام مسائل و فرآیندهای تصمیم گیری نظر کودکان در نظر گرفته شده و حقوق آن ها پایمال نمی شود.
یونیسف همکاری با مقامات محلی و شهرداری ها را در کشورهای مختلف تقویت کرده و برای اطمینان پیشرفت کار از سازماهای غیر دولتی در این زمینه کمک می گیرد، تا رویکرد CFC از راه های مختلف در کشورها گسترش پیدا کند و خارج از چارچوب اهداف از پیش تعریف شده این طرح که منطبق بر کنوانیسون حقوق کودک است حرکت نکند.
نمونه هایی از روند اجرای CFC در کشورهای جهان
فیلیپین از سال 2001 تاکنون چارچوب راهبردهای ملی توسعه حقوق کودکان را در دستور کار دولت فیلیپین قرار گرفته داده است و طرح CFC را در 22 استان و 6 شهر با همکاری یک سازمان غیر دولتی تحت نظارت یونیسف و شهرداری با رویکرد توسعه محلی برای کودکان، سرمایه گذاری محلی برای کودکان و کد محلی برای آن ها گسترش داده است.
این طرح با اهداف زندگی روزمره کودکان، برنامه مشارکت کودکان، ارتقاء همبستگی بین المللی، آگاهی از حقوق کودکان و همکاری با یونیسف پایه گذاری شده است، هر شهری که به عنوان شهر دوستدار کودک منصوب می شود باید فعالیتش را در راستای برآورده ساختن این اهداف جهت گیری نماید و جلساتی به صورت سالانه برای اطمینان از حصول و تبادل اطلاعات در این کشور برگزار می شود.
در فیلیپین این طرح با 24 شاخص در زمینه های بقا، توسعه، حمایت و مشارکت توسعه یافته است و برای نیل به اهداف کودکان را با چهار هدیه که شامل طرح توسعه محلی برای کودکان، طرح سرمایه گذاری محلی برای کودکان، یک کد محلی بر روی کودکان و گزارش دولت از کودکان است، تشویق می کنند.
این طرح با چشم انداز میان مدت و بلند مدت در بخش هایی از کشور در حال اجراست و مسئولین فیلیپینی امیدوارند با اجرای صحیح CFC تا سال 2025 به هدف اصلی که همانا جامعه ای بدون نقض حقوق کودکان است برسند.
در فرانسه، CFC توسط انجمن شهرداران فرانسه،کمیته ملی فرانسه و سازمان یونیسف در سال 2002 راه اندازی شد که شامل شبکه ای با حضور حدود 170 شهر از تمام نقاط کشور است و عملکرد آن توسط کمیته ارزیابی مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد.
در برزیل از سال 2004 این طرح با همکاری یونیسف و شهرداری در یکی از مناطق فقیر نشین که شامل 11 ایالت بود، شروع به کار کرد و دولت مسئولیت تامین هزینه های های مناسب است و این بودجه را در اختیار شهرداری ها قرار می دهد و وضعیت هر شهرستان برای ورود به این عرصه بر اساس شاخص های ثروت در دو گروه مورد بررسی قرار می گیرد.
معیار گروه اول برای انتخاب، فرآیند ارزیابی است که از نظر کمی شامل ارزیابی داده ها و از لحاظ کیفی مشاوره عمومی را در بر می گیرد و گروه دوم شهرهایی را که در سه حوزه تاثیر اجتماعی، سیاست های مدیریت دولتی و مشارکت مدنی بهتر عمل می کنند را به نشان تصویب شهر دوستدار کودک نزدیک می کند، عملکرد این شهرها هر دو سال یک بار مورد بررسی قرار می گیرد.
شهرداری بزرگ امان از سال 2004 با ایجاد یک آژانس اجرایی، طرح CFC را با هدف توسعه برنامه هایی برای کودکان در سطح محلی آغاز کرد و در همین راستا با انتشار سندی تحت عنوان "سیاست ها و اولویت ها برای کودکان" از طریق یک رویکرد مشارکتی این طرح را گسترش می دهد و نقشه راهبردی جامعی را برای زندگی کودکان با متمرکز شدن روی برنامه های اجتماعی، امنیت، حفاظت، فرهنگ، آموزش و ... ترسیم می کند و چهار شورای شهرداری کودکان را با مشارکت خودشان از طریق انتخابات تشکیل داده است.
شهر دوستدار کودک در اسپانیا در سال 2004 توسط یونیسف، وزارت کار و امور اجتماعی و با مشارکت شهرداری ها و استانداری ها راه اندازی شده است و یک چارچوب کلی برای روند تبدیل شدن به شهر دوستدار کودک مشخص کرده است.
شهرها می توانند با شرکت در فراخوانی که هر دو سال یکبار برای صدور مجوز صورت می گیرد، برای تبدیل به شهر دوستدار کودک اعلام آمادگی نمایند و چهار سال برای پیشبرد اهدافشان در این زمینه به آن ها وقت داده می شود.
شهری که بتواند وجود استراتژی کودکان در سطح شهر، طرح عمل و اقدام هماهنگ، ایجاد شورا برای کودکان و مشارکت رسمی کودکان در شورای شهر را احیا کند به عنوان شهر دوستدار کودک شناخته شده و گواهینامه رسمی را دریافت می کند.
در سال 2004سوئیس نیز با همکاری یونیسف، سازمان های دولتی و غیر دولتی به کشورهای مجری این طرح پیوست و فرایند تبدیل شدن به شهری که همسو با معیارهای کودکان است را در هفت مرحله زیر اجرا می نماید.
در مرحله اول توسعه تجزیه و تحلیل موقعیت صورت می گیرد که در این زمینه پرسشنامه ای به دفاتر شهرداری ارسال می گردد، سپس شهرداری ها با اعلام نظرات خود، نتایج به دست آمده از پرسشنامه را مطرح می کنند، در گام سوم شناسایی و آسیب شناسی این طرح مورد بررسی قرار می گیرد و شهرداری ها تصمیم خود را در مورد شهر انتخاب شده به عنوان "شهر دوستدار کودک" بیان می کنند، پس از آن کارگاهی برای اعمال نظرات و بیان خواسته های کودکان و نوجوانان تشکیل می شود و برنامه ها در راستای توسعه شهرهای دوستدار کودک برای چهار سال آینده بر اساس نتایج حاصل از پرسشنامه و نظرات کودکان مدون می گردد، در مرحله ششم شهرداری ها پس از تصویب گزارش خود، فعالیت های موثر در زمینه مشارکت کودکان را ارزیابی می نمایند و شهری که با معیارهای مطرح شده همخوانی داشته باشد، توسط کمیته ارزیابی این شهر به عنوان "شهردوستدار کودک" شناخته می شود.
کشور اندونزی نیز در سال 2007 پس از برپایی چندین سمینار، کارگاه و با مشارکت وزارت توانمندی سازی زنان و سازمان حفاظت از کودکان در 5 شهر فعالیت خود را در زمینه طرح شهر دوستدار کودک شروع کرد و تعداد این شهر ها در سال 2008 به صورت آزمایشی به 15 شهر افزایش پیدا کرد، این طرح با استقبال دولت های محلی بر مبنای بودجه هایشان روبرو شد.
علاقه زیاد شهرها برای حرکت به سمت CFC باعث ایجاد یک رقابت در سال 2009 شد، دولت اندونزی از همه علاقه مندان خواست تا در مسابقه ای با همین مضمون شرکت کنند و رقابت در پنج حوزه خط مشی، سازمان، برنامه ها و فعالیت ها، تخصیص بودجه صورت گرفت، پس از آن گزارش ها توسط گروه ارزیابی مورد بررسی قرار گرفت و 10 شهر به عنوان شهر دوستدار کودک در این رقابت معرفی شدند.
ویژگی های شهر دوستدار کودک
یونیسف شاخص هایی را برای اجرای این طرح مطرح کرده است که بر طبق آن تامین حقوق کودکان در محوریت قرار دارد، این شهر مبتنی بر یک حاکمیت محلی است، پارک های موضوعی دارد و به کودکان اجازه می دهد آزادانه به بیان عقاید خود بپردازند و تصمیم گیری نهایی به عهده کودک است.
مراقبت های بهداشتی کودکان، مسئله دیگری است که در این طرح مورد حمایت قرار گرفته است به این صورت که دولت ها باید امکانات بهداشتی از قبیل آب سالم، سرپناه مناسب برای زندگی کودکان فراهم کنند.
محافظت کودکان از خشونت و سو استفاده از دیگر ویژگی های این طرح به شمار می آید، به علاوه اینکه به کودکان برای دیدار و بازی با دوستانشان در هر زمان اجازه داده شود و آن ها در رویدادهای فرهنگی و اجتماعی شهر مشارکت داشته باشند.
روند رشد طرح شهر دوستدار کودک در ایران
با توجه به تعهدات پذیرفته شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در خصوص طرح شهر دوستدار کودک، اجرای این طرح از سال 86 در ایران پیگیری شد و هیئت ایرانی با حضور دکتر معصومه آباد در این کارگاه مشورتی که در شهر امان پایتخت اردن برگزار شد، شرکت کردند، این سمینار در اواخر سال 2007 و به منظور تصویب برنامه های سال 2008 میلادی برپا شد، سازمان یونیسف و ابتکارات حمایت از کودکان در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و هیئت رئیسه کارگاه، شهر تهران را به عنوان دبیرخانه پروژه "شهر دوستدار کودک" معرفی کردند.
پس از آن در در یکصد و هشتاد و ششمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران ابتدا یک فوریت طرح «شهر دوستدار کودک» بررسی شد و در تاریخ 21/2/88 شورای شهر کلیت این طرح را تصویب کرد و از شهرداری تهران خواست تا طبق متن مصوب شورای شهر در این زمینه عمل کند.
پروژه اجرای شهر دوستدار کودک در تهران از سال 88 در اداره مشارکت اجتماعی شهرداری تهران در حال طرح ریزی است و با بررسی های لازم این شهر در ده سال آینده به معیارهایی که در مصوبه ای که در این حوزه از سوی شورای اسلامی شهر تهران ابلاغ شده است، نزدیک خواهد شد.
کودک نمی تواند بیانگر نیازهای خود باشد
سجادیه عضو هیات علمی گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشکده روانشناسی تهران با اشاره به متن مصوبه شورای شهر در خصوص شهر دوستدار کودک گفت: بندهای مختلفی مثل حقوق از دست رفته یا نادیده گرفته شده کودکان در این طرح در نظر گرفته شده است، معابر متناسب با کودکان احداث شود و یا فضایی برای بازی به آن ها تخصیص یابد و اینکه ما نیازهای کودکان را در نظر بگیریم طرح خوبی است.
وی ادامه داد: در چند سال اخیر نگاه جامعه تنها محدود به قشر خاصی که در گروه سنی 40-20 هستند معطوف نشده و نیازهای کودکان نیز به عنوان مولفه ای مهم در برنامه ریزی ها در نظر گرفته می شوند، این اصرار به دخالت همه رده های سنی در برناه ریزی ها، تکثری در دموکراسی به وجود آورده است که بر طبق آن هرکس حق دارد از شرایط جامعه استفاده کند.
این استاد دانشگاه افزود: اینکه این شهر در راستای اجرای عدالت برای کودکان احداث شود و قشر کودک در برنامه ها و مدیریت شهری در نظر گرفته شود امر خوبی است؛ اما اینکه خود کودک بیانگر نیازهایش باشد جای کمی تامل دارد، اینکه کودک حقوقی دارد یک مسئله است و اینکه خودش می تواند حقوقش را بیان کند مسئله دیگری است.
نگاه افراطی به نیازهای کودک قابل قبول نیست
سجادیه با بیان اینکه نیازهای کودکان و بزرگسالان با هم تفاوت هایی دارد ادامه داد: امروزه در غرب اهمیت به نظرات کودک به شکل افراطی رواج پیدا کرده است و به جایی رسیده است که کودکان اصلا خودشان نیازهایشان را تعریف می کنند؛ در حالی که ما می دانیم در کشورهای اسلامی بچه ها قبل از اینکه بچه ها به سن بلوغ برسند بیشتر بر اساس امیالشان زندگی می کنند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران ادامه داد: ما در بحث روانشناسی کودک برای کودکان دو نوع نیاز را تعریف می کنیم، یکی نیاز راستین و دیگری نیاز کاذب و برای اینکه این نیاز را بشناسیم خود کودک را مرجع قرار نمی دهیم، تشخیص این نیازها توسط والدین و یا مربی است، پالایش نیازها باید توسط فردی غیر از خود کودک صورت بگیرد که البته این پالایش کردن خیلی وقت ها از طریق حرف زدن با کودک اتفاق می افتد.
سجادیه ابراز داشت: در دیدگاه اسلامی هرچه که کودک به عنوان نیاز اعلام کرد نمی تواند نیاز واقعی باشد، البته خیلی اوقات والدین و مربی می توانند خلق نیاز کنند؛ اما در طرح این شهر تمایزی بین نیاز راستین و نیاز کاذب وجود ندارد و با یک برنامه ریزی تناقض آمیز روبرو خواهیم شد؛ چراکه کودکان نمی توانند امیال خود را کنترل کنند.
وی تصریح کرد: اینکه ما اجازه دهیم که بچه ها در مسایل مربوط به خودشان نظر بدهند و کنترلی صورت نگیرد حس انتخاب کردن را یاد نخواهند گرفت.
این استاد دانشگاه گفت: برای اینکه مهارت انتخاب و عقل ورزی در کودکان رشد یابد، باید والدین و مربیان در موقعیت های مخصوص به صورت کنترل شده با آنها رفتار کنند، و کودکان باید آموزش انتخاب عقلانی را یاد بگیرند تا در آینده انتخاب های بهتری داشته باشند.
کودک نمی تواند مرجع نهایی پالایش نیازهایش باشد
سجادیه به اولین ایراد این طرح اشاره کرد و گفت: اینکه کودک، حدودی دارد مسئله مشخصی است؛ اما آیا مرجع تعیین کننده این حدود می تواند خود کودک باشد یا نه؟
وی افزود: با این روش همه علایق کودکان باید به رسمیت شناخته شود که از نظر کارشناسان درست و منطقی نیست و حق انتخاب را از کودکان سلب می کند.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه کودکان نمی توانند مرجع نهایی پالایش نیازهایشان باشند افزود: بر طبق نظریه های پیاژه کودکان حداقل تفکر منطقی لازم را برای اولویت بخشی به نیازهایشان ندارند.
وی تاکید کرد: مشارکت کودکان حتی در برنامه ریزی ها نمی تواند یک مشارکت بی حد و وصف داشته باشد.
کنوانسیون حقوق کودک سبک های محلی را به حاشیه می برد
این استاد دانشگاه به انتقاد دوم این طرح اشاره کرد و گفت: برنامه هایی مثل کنوانسیون حقوق کودک به طور ضمنی یک سبک زندگی خاص را به عنوان سبک زندگی درست و منطقی رواج می دهد و با این روش ممکن است بقیه سبک های درست در مقابل این سبک به حاشیه روند.
وی ادامه داد: برخی بچه های کشورهای جهان سوم نمی توانند به معیارهای کنوانسیون نزدیک باشند، در برخی از این کشورها حتی خانه و سقفی برای کودکان وجود ندارد، چه برسد به اتاق مخصوص بازی و این مسئله باعث می شود، کودک جهان سومی همیشه خودش را در کمبود ببیند، و اعتماد به نفسش تضعیف شود.
هدف از اجرای این طرح ارتقای کودکان نیست
سجادیه تصریح کرد: البته برخی از این طرح ها به ما ایده می دهد؛ اما نباید به سبک کشورهای ارائه دهنده اجرا شود و به نظر من بهتر است ما خودمان کنوانسیون های محلی را ایجاد کنیم که به معیارهای شرعی و عرفی کشورمان نزدیک باشد و مطلق سازی این الگوهای جهانی در کشوذها می تواند یکسری چالش ها و مشکلاتی را به همراه داشته باشد.
این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: اگر این مشارکت محدود شده باشد و با اهداف دیگری همراه باشد می تواند پر بارتر باشد، ولی به نظر می رسد هدف از اجرای این طرح ارتقای کودکان نیست، بلکه جامعه می خواهد فقط به نیازهای کودکان توجه کند در حالی که در تربیت اسلامی ارتقای منطقی، عقلانی و شخصیتی کودک مد نظر قرار می گیرد.
ارتقای کودک، حلقه گمشده شهر
کشورها موظف شدند امکانات لازم برای فعالیت های تفریحی کودکان را فراهم نمایند تا جوامع به معیارهای کودک پسندانه نزدیک تر شود. این پیمان نامه طرحی را با عنوان "شهر دوستدار کودک" (CFC) را در جهان مطرح کرد.
کد خبر : ۵۹۱۱۸