به گزارش صراط به نقل از تابناک در حالی که رئیس جمهور و وزیر تعاون و کار و رفاه اجتماعی به منظور
پاسخگویی به استیضاح نمایندگان مجلس شورای اسلامی تنها چند قدمی با صحن
علنی مجلس فاصله داشتند، به ناگاه ورق برگشت و مجلس بار دیگر حیثیت خود را
فدای بازی سیاسی عدهای کرد.
پس از آنکه سعید مرتضوی به عنوان گزینه جدید دولت برای ریاست سازمان تامین اجتماعی معرفی شد، تعدادی از نمایندگان با تهدید وزیر به استیضاح خواستار عزل مرتضوی شدند، ادبیاتی که از همان ابتدا معلوم بود با توجه به اندک فرصت باقی مانده، نه مجلس هشتم ظرفیت آن را دارد و نه دولت و شخص محمود احمدی نژاد برای این تهدیدها ترهای خورد میکند. با توجه به همین پیشینه بود که شائبه سیاسیکاری و اهدافی غیر از آنچه بر زبانها جاری میشد، مد نظر این افراد بوده است.
عقب نشینی از استیضاح قبل از ورود رئیس جمهور به مجلس از یکسو و انتخاب نمایندهای برای استیضاح کنندگان و مذاکره با شخصی غیر از وزیر مربوطه برای تعیین تکلیف استیضاح شیخالاسلامی از سوی دیگر نه تنها بدعتی نامیمون بود، بلکه باعث خدشهدار نمودن جایگاه نمایندگی و مجلس شد.
اما حضور حدادعادل که نه جزء استیضاح کنندگان بود و نه حتی موافق استیضاح و تلاش وی به راضی کردن مرتضوی خود مسالهای است که متاسفانه حاکی از ان است که رئیس مجلس سابق طبق معمول شان مجلس و اشخاص عالی رتبه را برای رسیدن به امیال شخصی هزینه میکند و در این بین در نامهای که به نمایندگان مینویسد به گونهای برخورد میکند که گویا مرتضوی در این قضیه بیگناه است و فقط برای حفظ مصالح و توصیه ایشان (که معلوم نیست از چه مقامی و با چه جایگاهی با مرتضوی مذاکره کرده است) استعفا را قبول کرده است. که اگر اینگونه باشد، پس نمایندگان استیضاح کننده از روی قرض و یا مرض طرح استیضاح مجلس را پیش کشیده اند، یا همانگونه که نمایندگان در راهروهای بهارستان ابراز می داشتند این استیضاح پوست خربزهای بود در زیر پای مجلس هشتم و شان نمایندگان آن و البته جالب این است که معاون احمدینژاد تلویحا محتوای این نامه را رد کرده است.
اینکه رئیس جمهور و همراهانشان به مجلس میآیند تا در جلسه استیضاح شرکت کنند نشان از آن دارد که دولت بر مواضع خود در این انتصاب تاکید داشته و بر خلاف نمایندگان استیضاح کننده حاضر نیست به خاطر مسایل پشت پرده، شان خود را زیر پا بگذارد و این نمایندگان بودند که پای خود را از این استیضاح پس کشیدند، نکتهای که مطمئنا هزینه گزافی بر مجلس هشتم و شان و جایگاه نمایندگان و وظایف نظارتی آنها تحمیل کرد.
اما در حالی «قول شرف»! مبنای باز پسگیری استیضاح قرار گرفته است، که پیش از این برخی نمایندگانی که امضای خود را از این استیضاح پسگرفتند، این نحوه برخورد با استیضاحها را همواره باعث ایجاد شائبه تبانی نمایندگان مجلس و زیر سوال بردن شان مجلس برمیشمردند.
البته لازم به ذکر است در دوره مجلس هفتم با حذف اکثرت مجلس از جریان تصمیمگیری عملا تعدادی خاص از نمایندگان نزدیک به رئیس مجلس وقت، تصمیمگیرنده در باره استیضاحها، طرحها و لوایح مطروحه در مجلس بودند، کما اینکه در قضیه مرتضوی، تنها سه تن از نمایندگان درصدد بودن به دلیل مسایل انتخاباتی، خود را طراح، مذاکره کننده و مصالحه کننده این استیضاح نشان داده و گویی سایر نمایندگان گماشته این آقایان هستند و قرار است همه چیز پشت پرده حل شود و مردم نامحرم خانه ملت هستند.
پرده آخر اینکه آقایان معاملات خود و استفادههای لازم را بردند، شان مجلس دوباره زیر سوال رفت، روزها وقت مجلس و دولت بر سر این موضوع هدر رفت و میرتاجالدینی معاون رئیس جمهور در کمال صراحت اعلام کرد قولی برای برکناری مرتضوی داده نشده و اکنون باید از آقایان پرسید تا کی برای رسیدن به منافع شخصی حیثیت مجلس را به بازی خواهند گرفت؟
پس از آنکه سعید مرتضوی به عنوان گزینه جدید دولت برای ریاست سازمان تامین اجتماعی معرفی شد، تعدادی از نمایندگان با تهدید وزیر به استیضاح خواستار عزل مرتضوی شدند، ادبیاتی که از همان ابتدا معلوم بود با توجه به اندک فرصت باقی مانده، نه مجلس هشتم ظرفیت آن را دارد و نه دولت و شخص محمود احمدی نژاد برای این تهدیدها ترهای خورد میکند. با توجه به همین پیشینه بود که شائبه سیاسیکاری و اهدافی غیر از آنچه بر زبانها جاری میشد، مد نظر این افراد بوده است.
عقب نشینی از استیضاح قبل از ورود رئیس جمهور به مجلس از یکسو و انتخاب نمایندهای برای استیضاح کنندگان و مذاکره با شخصی غیر از وزیر مربوطه برای تعیین تکلیف استیضاح شیخالاسلامی از سوی دیگر نه تنها بدعتی نامیمون بود، بلکه باعث خدشهدار نمودن جایگاه نمایندگی و مجلس شد.
اما حضور حدادعادل که نه جزء استیضاح کنندگان بود و نه حتی موافق استیضاح و تلاش وی به راضی کردن مرتضوی خود مسالهای است که متاسفانه حاکی از ان است که رئیس مجلس سابق طبق معمول شان مجلس و اشخاص عالی رتبه را برای رسیدن به امیال شخصی هزینه میکند و در این بین در نامهای که به نمایندگان مینویسد به گونهای برخورد میکند که گویا مرتضوی در این قضیه بیگناه است و فقط برای حفظ مصالح و توصیه ایشان (که معلوم نیست از چه مقامی و با چه جایگاهی با مرتضوی مذاکره کرده است) استعفا را قبول کرده است. که اگر اینگونه باشد، پس نمایندگان استیضاح کننده از روی قرض و یا مرض طرح استیضاح مجلس را پیش کشیده اند، یا همانگونه که نمایندگان در راهروهای بهارستان ابراز می داشتند این استیضاح پوست خربزهای بود در زیر پای مجلس هشتم و شان نمایندگان آن و البته جالب این است که معاون احمدینژاد تلویحا محتوای این نامه را رد کرده است.
اینکه رئیس جمهور و همراهانشان به مجلس میآیند تا در جلسه استیضاح شرکت کنند نشان از آن دارد که دولت بر مواضع خود در این انتصاب تاکید داشته و بر خلاف نمایندگان استیضاح کننده حاضر نیست به خاطر مسایل پشت پرده، شان خود را زیر پا بگذارد و این نمایندگان بودند که پای خود را از این استیضاح پس کشیدند، نکتهای که مطمئنا هزینه گزافی بر مجلس هشتم و شان و جایگاه نمایندگان و وظایف نظارتی آنها تحمیل کرد.
اما در حالی «قول شرف»! مبنای باز پسگیری استیضاح قرار گرفته است، که پیش از این برخی نمایندگانی که امضای خود را از این استیضاح پسگرفتند، این نحوه برخورد با استیضاحها را همواره باعث ایجاد شائبه تبانی نمایندگان مجلس و زیر سوال بردن شان مجلس برمیشمردند.
البته لازم به ذکر است در دوره مجلس هفتم با حذف اکثرت مجلس از جریان تصمیمگیری عملا تعدادی خاص از نمایندگان نزدیک به رئیس مجلس وقت، تصمیمگیرنده در باره استیضاحها، طرحها و لوایح مطروحه در مجلس بودند، کما اینکه در قضیه مرتضوی، تنها سه تن از نمایندگان درصدد بودن به دلیل مسایل انتخاباتی، خود را طراح، مذاکره کننده و مصالحه کننده این استیضاح نشان داده و گویی سایر نمایندگان گماشته این آقایان هستند و قرار است همه چیز پشت پرده حل شود و مردم نامحرم خانه ملت هستند.
پرده آخر اینکه آقایان معاملات خود و استفادههای لازم را بردند، شان مجلس دوباره زیر سوال رفت، روزها وقت مجلس و دولت بر سر این موضوع هدر رفت و میرتاجالدینی معاون رئیس جمهور در کمال صراحت اعلام کرد قولی برای برکناری مرتضوی داده نشده و اکنون باید از آقایان پرسید تا کی برای رسیدن به منافع شخصی حیثیت مجلس را به بازی خواهند گرفت؟
آبروی این مجلس فقط در زمان طرح دوفوریتی جاسبی نرفت بلکه این مجلس بارها و بارها عدم کفایت خود را ثابت کرد