۱۷ فروردين ۱۳۹۱ - ۱۷:۵۲
کارگری در روزنامه

عدم استفاده كامل از ظرفيت سريال در سيما

در مجموع سريال هاي به نمايش درآمده از سيما در نوروز، دستاورد تازه اي را براي رسانه ملي در بر نداشتند و حتي مي توان گفت كه نسبت به سال هاي گذشته ضعيف تر بودند.
کد خبر : ۵۷۴۷۵
به گزارش سرویس وبلاگ صراط آرش فهیم در آخرین پست و بلاگ کارگری در روزنامه نوشت:

ويژه برنامه هاي نوروزي تلويزيون در شرايطي به نمايش درآمدند كه سيما مدت مديدي است كه در حوزه توليد و نمايش سريال دچار نوعي بي سياستي و سرگرداني شده است. نتيجه اين مسئله هم كمبود پخش سريال برجسته و جريان ساز و همچنين افراط و تفريط در موضوع ها است، به طوري كه در بيشتر مجموعه هاي نمايشي، جاي خالي انديشه و تأثيرگذاري مثبت بر مخاطب محسوس است. هر چندوقت يك بار نوع خاصي از برنامه ها ناگهان در تلويزيون به شكل قارچ گونه روي آنتن مي رود. چند هفته شاهد سندروم سريال هاي سياه و عصبي بوديم و در دوره اي ديگر اين مجموعه هاي كمدي بودند كه ميدان داري مي كردند. آنچه در روزها و شب هاي نوروز امسال نيز به عنوان ويژه برنامه به نمايش درآمد، جداي از اين روند نبود. اين برنامه ها به شكل آشكاري فاقد انسجام و عنصر انديشه و نگاه راهبردي بوده و رويكرد آنتن پركني را فرياد مي زدند.

قابل تأمل اما پرحرف
بحث برانگيزترين سريال نوروز 91 سيما «چك برگشتي» است. عواملي چون قرار گرفتن پركارترين سريال ساز تاريخ تلويزيون ايران در جايگاه كارگرداني اين مجموعه، حضور جمع زيادي از شخصيت هاي شناخته شده كمدي در آن و همچنين برخورداري از مضموني چالش برانگيز و سياسي، همه دست به دست هم دادند تا به اين سريال وجهه اي تأمل برانگيز بخشند.
آنچه مايه جذابيت در اين سريال شد، همراهي دو كاراكتر كاملاً متضاد با هم است. پيوند خوردن «لطيف» به عنوان يك خلافكار و «كريم» مشرفي به عنوان يك استاد دانشگاه و نامزد نمايندگي مجلس شوراي اسلامي در كنار هم يك متناقض نماي زيبا را پديد آورده اند.
با اين حال سريال «چك برگشتي» به خاطر تكثر موضوعات و مضامين، دچار نوعي زياده گويي است. اين سريال از يك طرف يك كمدي سياه و طنز تلخ محسوب مي شود كه بازنمايي مشكلات اجتماعي و اقتصادي اين دوران جامعه را دستمايه قرار داده است و از طرف ديگر يك هجو سياسي است كه در حال و هواي انتخابات مجلس شوراي اسلامي مي گذرد. موضوع هايي چون بالا رفتن قيمت سكه، مشكلات بازار و بورس، مسئله پرداخت مهريه، گراني و تورم، تأثير معضلات اقتصادي در گسترش جرائم، نقش پليس و نيروي انتظامي در رفع گرفتاري ها، تأثير منفي دروغ و عدم صداقت در زندگي زناشويي، نقد بريز و بپاش در تبليغات انتخاباتي، فشار مخرب اطرافيان بر سياستمداران، تعارض شعار و عمل مسئولان و ... باعث شدند كه اين كار تبديل به يك سريال پرحرف شود. تا آنجا كه نمود يافتن خيلي از اين موضوع ها در آن در حد شعار و طعنه باقي مانده اند. گويي سازندگان سريال دنبال اين بودند كه نشان دهند چه ميزان نسبت به اين مشكلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و خانوادگي اطلاع دارند! چنانچه حجم نقدهاي مطرح شده در سريال خلاصه تر مي شد و به جاي طعنه و شعار، تعميق مي يافت، مي توانست «چك برگشتي» را يكي از ماندگارترين و به يادماندني ترين آثار سيما در سال هاي اخير ثبت كند.

خنثي و بي اثر
يكي از عجيب ترين اتفاقات اين فصل از برنامه هاي سيما، سريال نوروزي شبكه دو است. چند سالي مي شود كه شبكه دوم سيما به عنوان شبكه اي مختص كودكان و نوجوانان شناخته شده و غلبه برنامه هاي آن نيز با آثاري مناسب مقاطع سني پايين است. اما شگفت اينكه مجموعه ويژه اين شبكه براي نوروز امسال، سريالي متناسب براي سالمندان است. «سير و سركه» نام اين مجموعه مناسبتي است كه در عيد نوروز هر شب از شبكه كودك پخش شد و روايتگر داستاني درباره چند بانوي سالخورده و اطرافيان آنها بود!
اين سريال با اينكه در بازسازي فضاي صميمي و گرم رايج در خانواده هاي ايراني و بازنمايي بخشي از فرهنگ كشورمان موفق است، اما به قدري خنثي پرداخت شده كه هيچ ظرفيتي براي تأثيرگذاري و يا حداقل جذب مخاطب را ندارد. سريال «سير و سركه» داستاني تخت و كم فراز و نشيب را ترسيم كرده كه پرحوصله ترين مخاطب هاي تلويزيون و علاقه مندان به اين گونه آثار را هم دچار كسالت و ملال مي كند. لحن سريال بين كمدي و جدي معلق است، شوخي هاي سالم و اخلاقگرايانه اي در آن جاري است، اما بيشتر فضاي سريال را مباحث و ماجراهاي حشو و اضافه در برگرفته است.

ماجراهاي كليشه اي
محصول نوروزي شبكه سه با عنوان «دست بالاي دست» هم دچار مشكل بزرگي است كه طي چند ماه اخير دامنگير اغلب سريال هاي تلويزيوني ما بوده؛ تكرار و فقدان ايده هاي جديد.
محور اصلي اين مجموعه، موضوع نخ نما و بيات عشق پسر و دختر فقير و پولدار به يكديگر و مصائب مربوط به آن است. مرد جواني متعلق به طبقه كم درآمد جامعه به يك دختر وابسته به قشر فرا دست جامعه علاقه مند مي شود و با تظاهر به اينكه مهندس و عضو خانواده متمولي است با وي وصلت مي كند. هرچند اين بار طرف مقابل هم به خاطر فرار از ورشكستگي و با تصور اينكه خانواده تازه وصلت يافته مي تواند مأمن مشكلات آنها باشد، دست به فريب مي زند.مثل همه داستان ها و فيلم هايي از اين دست، در نهايت نيز همه چيز لو مي رود و رازهاي پنهان آشكار مي شود.
تقبيح دروغ و حيله گري و تأييد صداقت و راست گويي و تأكيد بر اينكه عشق و محبت و زندگي سالم و خوشحال، با روراستي و درستي تجلي مي يابد و بازگويي اين حقيقت كه هرچند با حيله و دروغ، چندصباحي مي توان به منافعي دست يافت، اما در نهايت چاه كن هميشه ته چاه است؛ اين ها پيام هاي اخلاقي تنيده در اين سريال است.
اما اين سريال به دو مشكل بزرگ مبتلا است؛ يكي اينكه همان طور كه بيان شد، تكرار و كليشه بر اين روايت حاكم است و از موضوع گرفته تا تعريف داستان و شخصيت پردازي و بازي بازيگران همه و همه گرفتار اين ضعف هستند. دوم اينكه روابط انساني را به شدت غبارآلود نشان مي دهد و گويي اغلب آدم ها از روي كلك و كسب منافع نامشروع گرد هم مي آيند. تصويري كه سريال «دست بالاي دست» از مناسبات خانوادگي و اجتماعي امروز ايران نمايش مي دهد، به شدت آميخته با نيرنگ و فريبكاري است و گويي همه درحال خيانت در امانت و سوءاستفاده از يكديگر هستند. با اين اوصاف ديگر جايي براي اعتماد و حسن ظن كه از ضرورت هاي اصلي برقراري آشتي و دوستي و آرامش بين مردمان است، باقي نمي ماند.

جای خالی حرف جدید
مجموعه مناسبتي شبكه تهران براي نوروز نيز يك كمدي اجتماعي با رويكردي خانوادگي بود. سريال «فراموشي» گرچه از درونمايه اي با گرايش به طرح مسائل اخلاقي و تربيتي برخوردار است، اما اين مجموعه نيز قابليت چنداني براي تأثيرگذاري بر مخاطب ندارد، چنانكه از حد تقبيح سطحي برخي رفتارهاي ناشايست و تشويق لزوم احترام به بزرگترها فراتر نرفت؛ موضوع هاي مطرح شده در «فراموشي» حرف تازه اي نسبت به آنچه در ديگر سريال هايي كه همزمان درحال پخش بودند، ندارد. اينجا نيز به شكلي گل درشت و در سطح، در فضا و ساختاري نه چندان منسجم و موثر، دروغ گويي و قهر و بي احترامي به بزرگان خانواده هدف نقد قرار گرفته و مخاطب به آشتي و صداقت و پرهيز از دروغ فراخوانده مي شود.

نياز به خانه تكاني در سريال
در مجموع سريال هاي به نمايش درآمده از سيما در نوروز، دستاورد تازه اي را براي رسانه ملي در بر نداشتند و حتي مي توان گفت كه نسبت به سال هاي گذشته ضعيف تر بودند. وضع سريال هايي كه در ماه هاي اخير به نمايش درآمدند و آنچه در ايام عيد به عنوان ويژه برنامه ديده شد، گوياي نياز معاونت سيما به يك خانه تكاني در حوزه سريال سازي است تا رسانه ملي بتواند از ظرفيت اين قالب دراماتيك مهم، در راستاي تحقق اهداف والاي نظام، استفاده بهتري ببرد. اميد كه با برآورد تجربيات گذشته، آسيب شناسي و بررسي نقاط ضعف و قوت گذشته، چشم انداز روشن و جريان سازي براي اين عرصه تعيين شود.