ما در دعاى آغاز تحويل، از خداى متعال مىخواهيم كه حالمان را به بهترين حال برگرداند. اين تغيير و تحول، يكى از بزرگترين اسرار حركت تكاملى انسان است كه اسلام ما را به آن امر كرده و دستور داده است. مخصوص كسان خاصى هم نيست. مبادا كسى خيال كند كه تغيير حال، از آن كسانى است كه طبق معيارهاى اسلامى، دچار بدحالىاند، حتى كسانى كه حال و اخلاق نيكى دارند، چون بهترين نيستند، از خدا مىخواهند كه به سمت بهترين حركت كنند. ما هر كه هستيم، هر جا هستيم و در هر مرتبهاى از دانش، معرفت، كمال و اخلاق انسانى قرار داريم، بايد از خدا بخواهيم كه حالمان را نيكوتر كند و ما را به سمت كاملترشدن پيش ببرد.
اينجا سؤالى پيش مىآيد كه نشانه و جهت اين كاملشدن چيست و چگونه مىشود كه انسان حالش بهتر مىگردد و به سمت كاملترشدن پيش مىرود؟
من دو عنوان را به عنوان نشانه، به شما عزيزان خودم عرض مىكنم. اين دو نشانه عبارت است از سازش و آشتى با خدا و سازش و آشتى با مردم. ما هر جا هستيم و هر كيفيت حالى كه داريم، بايد به سمت انس و آشتىكردن با خداى متعال پيش برويم، يعنى گناهان را در رفتار خودمان جستجو كنيم و آنها را كنار بگذاريم. انسان، غالبا بديهاى كار خودش را نمىشناسد. به عبارت ديگر، حب نفس نمىگذارد كه ما به نواقص و عيوب خودمان آشنا شويم. پس بايد اول اين نواقص و عيوب را جستجو كنيم و بشناسيم و با برطرفكردن آنها، خودمان را به خدا نزديك سازيم. به تعبير من، با خدا آشتى كنيم. سپس، آشتى با مردم، وفا با مردم، نيكرفتارى با مردم، نيكوكارى با مردم، يعنى با همه قشرها، مخصوصا با كسانى كه ضعيفاند - چه ضعيف از لحاظ جسمى، چه ضعيف از لحاظ مالى، چه ضعيف از لحاظ موقعيت اجتماعى و چه ضعيف از لحاظ ندانستن راه و چاه زندگى - را سرلوحه رفتار خود قرار دهيم. در برابر هر كس كه قرار مىگيريم، مخصوصا اگر ضعيف باشد، به تصحيح رفتارمان با او بپردازيم و سعىمان اين باشد كه با مردم خوب و بندگان خدا، حالت آشتى پيدا كنيم. اگر در اين جهت پيش برويم و خودمان را لحظه به لحظه پيراستهتر كنيم، آن وقت، تحويل حال به احسن حال، انجام گرفته است. نمىگويم كه بهترين خواهيم شد، اما ان شاء الله، به سمت بهترين حركت خواهيم كرد.(32)