یادش بخیر - خونه های قدیمی که دیوارها و طاقچه و رف بالای پیش بخاری اش و ......همه و همه پر از عکس بود. و از همه خنده دارتر ( البته به نظر من ) عکسی بود که صاحبخانه (و معمولاً همیشه مرد خانه) - قاب عکس خودش را بر دار و دیوار خانه می کوبید و ........یا عکس پدر صاحبخانه و یا عکس کسی که دوست داشتند و یا عکس پادشاه مملکت و یا عکس قدیسین و پیامبران و حضرت مریم و یا نقاشی های مذهبی و .........
اما زمانه تغییر کرد- حضور این عکس ها بر در و دیوار خانه به خاطرات گذشته سپرده شده ، عکس ها را از روی دیوارها برداشته و به زیر زمین های متروک خاطرات سپردند. زیر زمین های متروک خاطرات خانه های پدری و خانه های پدر بزرگها و .........
و اکنون نوبت قابهای خالی است که بر دیوارها جا خوش کرده اند. قابهای هیچکس - قابهای بدون خاطره - قابهای بدون صورت - قابهای بدون نگاه - قابهای ..........وشاید بتوان گفت که هیچ نسلی به اندازه نسل امروز کره زمین به گذشته بی اعتقاد و بی اعتنا نبوده ، هر چند امواج افراطی ترین حرکت های بنیادگرایی نیز به ساحل همین بی اعتنایی عمومی پنجه می کشد و خراش به جای می گذارد . و اقدام بعدی برداشتن همین قابهای خالیست که در هر حال اشاره و چشمداشتی به گذشته و گذشته گرایی دارند و نسل جدید دیوارها دیگر قابی هم ندارند. چرا که...............کمی سخت و تلخ است و نمی گویم..........هر چند ، فعلاً دلیل دیوارهای بدون قاب در نهاد ناخودآگاه انسان های معاصر جاخوش کرده است و آدمیان در نهاد ناخودآگاه شان به آن واقفند.
