۲۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۹

چه سال خوبی بود!

کد خبر : ۵۶۵۷۱
به گزارش سرویس وبلاگ صراط زهره دلجو در پاتوق نوشت:
 

اولش پر از حضور و وصال و شادی بود چه سال خوبی بود / آخرش پر از فراق و درد و سختی بود چه سال خوبی بود

شادیم کسی را شاد و غمم اندوهگینش می کرد او خود این را به ما می گفت/ آخرش فهمیدیم که لاف بزرگی بود چه سال خوبی بود

سیلی کسی که دوستش داریم گاه و بی گاه تند و آهسته بر تنم نشست/ دردهای جدید را حس کردیم چه سال خوبی بود

معنی شعر حافظ را که می گوید در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز/ ما که هیچ وقت نمی فهمیدیم فهمیدیم چه سال خوبی بود

مالیخولیا داشتیم و نمی دانستیم خوب شد فهمیدیم/ چه دردهای پنهانی داریم چه سال خوبی بود

بس که شعر خواندیم و اشک ریختیم. بس که لب چیدیم و زل زدیم/ عاشق خطابمان کردند چه سال خوبی بود

جول و پلاس و دار و ندارمان را صاحب خانمان بیرون ریخت/ خوب شد دار و ندارمان کم بود چه سال خوبی بود

درد بی جایی و حس آوارگی دلمان را به بیت المقدس برد/ حس هم دردی مان گل کرد چه سال خوبی بود

همنشین اگر معنی بدهد واژه صاحب، به لطف گناه بزرگمان/ صاحبی چون خدا یافتیم چه سال خوبی بود

سه شنبه های نیمه دوم سال برایمان رنگ و بوی قشنگی د اشت/ هفته ها نظم خاصی داشت چه سال خوبی بود

دوره فشرده آداب معاشرت را هم سال 90 به من آموخت/ پر از خیر و برکت بود امسال چه سال خوبی بود

هیچ وقت تنها نشدم چرا که درد و غم و اشک/ میهمان همیشگیمان بود چه سال خوبی بود.

بس که مایه ننگ و دردسر شدیم برای همه، حضرت/ عزرائیل خطابمان کردند چه سال خوبی بود.

آن قدر انگ خوردیم و آن قدر بی مهری نوشیدیم که به اندازه آسمان بزرگ شدیم اما/ خدا را شکر چاق نشدیم چه سال خوبی بود

هزینه برابر با تمام احساسم. می دیدم اگر فایل اکسل هزینه هایم را بی گمان سکته می کردم/ خوب شد برآورد نکردم چه سال خوبی بود

پدرم گفت دختر خوبم! تکیه بر نردبان هیچ نامردی/ بهتر است از ابتدا نکنیم چه سال خوبی بود

حس سیب سرخ گاز زده پرت شده ای حس خوبی نیست اما/ با تمام وجود حسش کردیم چه سال خوبی بود

هیچ وقت فکر نمی کردم که بتوانم لحظه اراده بگریم اما/ در سال 90 توانستم چه سال خوبی بود

نیمه دوم سال جزو عمر محسوب نشد که روزگار فراق را/ که در شمار عمر نهد چه سال خوبی بود

تمام ثانیه های سال را در ارتفاع عمق آه برآمده از سینه ام کنید/ به همان اندازه پیر شدم چه سال خوبی بود

آن قدر بزرگ بود گناه عاشقیم که گناه های دیگر صرف نظر شدند پس در سال 90/ فقط یک گناه کردم چه سال خوبی بود

چیزهای زیادی فهمیدم و فهمیدم که حتی برای دوست داشتن هم/ باید از خدا اجازه گرفت چه سال خوبی بود

منم و نفس های آخر 90. منم و خوابگاه پر از خلوت/ نفس های آخرش هم معطر است چه سال خوبی بود

منم و وضوح خاطرات 90. منم و مستی گناه شرب مدام/ راحتم کرد که جهنمیم چه سال خوبی بود

لحظه تحویل را در قطار خواهم بود و تمام ثانیه های باارزش سال گذشته را به دامن جاده امانت خواهم سپرد تا در سال جدید و هنگام برگشت امانتی با ارزشم را از مسیر پس بگیرم.