۰۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۴
حجت‌ الاسلام سيد كميل باقرزاده

چرا از گفتمان جبهه پایداری حمایت می‏کنم؟

کد خبر : ۵۵۲۰۶
نویسنده :
حجت‌ الاسلام سيد كميل باقرزاده

1. فصل انتخابات از شورانگیزترین مقاطع زمانی در نظام مردم‏سالار دینی ایران است؛ هنگامه‏ای برای حضور و ظهور اراده‏ی ملت در حساس‏ترین تصمیمات کشور. لذا پیش و بیش از هر چیز، نفسِ مشارکت حداکثری مردم از اهمیت برخوردار است و باقی، فرع ماجراست. خاصه آنکه به برکت وجود دیده‏بانی تیزبین به نام «شورای نگهبان» همه می‏توانند آسوده‏خاطر باشند که کاندیداهای انتخابات از صلاحیت‏های لازم برای ورود به مجلس برخوردارند.

2. مسلماً احراز کفِ صلاحیت‏ها توسط شورای نگهبان، ما را از تلاش برای شناسایی افراد صالح‏تر بی‏نیاز نمی‏کند؛ آن‏چه مهم است، این است که انسان در هر انتخاب، بهترین‏ها را برگزیند. لذا دعوای میان کاندیداها را نه «فاسد و صالح» بلکه «انتخاب اصلح در برابر صالح» باید دانست. آن‏چه از وصایای امام راحل عظیم‏الشأنمان و امام حاضر جلیل‏القدرمان به دست می‏آید، همین توقع است که مردم، با دقت و حوصله، بهترین‏ها را گزینش کنند.

3. برای شناخت بهترین‏ها و تشخیص اصلح در برابر صالح، دو راه کلی می‏توان تصور کرد: [1]

اوّل آن‏که خود انسان با تحقیق و بررسی و مطالعه نسبت به سوابق کاندیداها، افراد اصلح را تشخیص دهد و بشناسد؛ روشن است که در این صورت، علم و تشخیص خودِ انسان برای او شرعاً و عقلاً حجّت خواهد بود و سخن هیچ فرد یا حزب و گروه دیگر (هر چند بسیار محترم و عزیز) نمی‏تواند در برابر این حجّت قاطع قد علم کند.

دوم آن‏که انسان بر اساس شناخت و اطمینانی که از شخص دیگری دارد، به گفته‏ی او اعتماد کرده و انتخاب او را ملاک عمل خود قرار دهد؛ البته روشن است که انسان تنها به کسی می‏تواند اعتماد کند که از تقوا و علم کافی در خصوص مسأله انتخابات بهره‏مند باشد.

4. بر اساس آن‏چه گفته شد، چیزی به نام «لیستی رأی دادن» حجیّت و اعتبار عقلی و شرعی خود را از دست می‏دهد؛ زیرا لیست‏ها فی حدّ نفسه، نه منجر به شناخت شخصی انسان از صلاحیت داوطلبان می‏شود و نه به طور معمول حاکی از تأیید صد در صد از طرف شخصی با دو صفت «عالم» و «عادل» است. حال آن‏که در انتخابات آینده و در بین جریانی که به نام اصول‏گرایی شناخته می‏شود، با دو لیست شاخص «جبهه متحد» و «جبهه پایداری» روبه‏رو هستیم. اینجاست که بسیاری از متدیّنین و علاقمندان جریان اصول‏گرایی با این پرسش مواجهند که: «به کدام لیست رأی دهیم؟!» صرف‏نظر از این‏که رقابت این دو لیست در داخل دایره‏ی اصول‏گرایی را فاقد هیچ اشکال شرعی، عقلی و عرفی دانسته و همه‏ی تلاش‏ها برای متقاعد کردن اعضای جبهه پایداری به تن در دادن به وحدت اجباری را بی‏اساس قلمداد می‏کنم، امّا وقتی قرار شد هیچ‏کدام از لیست‏ها فی حدّ نفسه حجیّت نداشته باشند، برای تشخیص اصلح باید به سراغ معیارهایی خارج از لیست برویم.

5. شاید برای بعضی از متدیّنین چنین به نظر برسد که لیست جبهه متحد، ممهور به مهر تأیید و ممضا به امضای عالمی باتقوا، یعنی حضرت آیت‏الله مهدوی‏کنی است؛ لذا می‏توان به تمام افراد این لیست رأی داد و مسؤولیت آن را به گردن ایشان انداخت! صرف‏نظر از این‏که شخص آیت‏الله مهدوی‏کنی چنین تضمینی را تقبّل نکرده‏اند، توجه به این نکته الزامی است که آن‏چه مورد تأیید و امضای ایشان بوده و هست، دو چیز بیشتر نیست؛ یکی منشور اصول‏گرایی که توسط جامعتین تهیه و ارائه شد و دیگری ساز و کار عملیاتی جبهه متحد، نه افراد راه‏یافته به لیست نهایی این جبهه. لذا با وجود افراد صالح‏تری که در لیست مقابل وجود دارد و به هر دلیل به لیست جبهه متحد راه نیافته‏اند، بنده بعید می‏دانم که حتی آیت‏الله مهدوی‏کنی، خودشان به عین 30 نفری که در لیست جبهه متحد حضور دارند رأی دهند؛ البته دوستان و نزدیکان معظّم‏له می‏توانند این مسأله را از حضرت‌شان سؤال کرده و پاسخ ایشان را هم رسانه‏ای کنند.

6. حال باید ببینیم مسأله در لیست چبهه پایداری از چه قرار است؛ آیا این لیست علاوه بر ساز و کار طراحی، از حمایت قاطع و مهر تأیید و امضای تضمین عالمی باتقوا، یعنی حضرت آیت‏الله مصباح‏یزدی برخوردار است؟ آن‏چه در رسانه‏ها بیان شد، این بود که لیست جبهه پایداری پس از تکمیل به رؤیت معظم‏له رسیده و مبنای قرار گرفتن کاندیداها برای ایشان توضیح داده شده و ایشان نیز آن مبانی را تأیید فرموده‏اند. بنابر این، شاید از این منظر هم این دو لیست هیچ تفاوتی با هم نکنند. پس سؤال هم‏چنان باقی است و باید برای انتخاب افراد اصلح چاره‏ای دیگر اندیشید.

7. شاید تنها راه حل برای کسانی که توان شناخت تک‏تک افراد و تشخیص مصادیق اصلح را ندارند، توجه به «گفتمانِ حاکم بر لیست‏ها» باشد. بی‏شک هر دو لیست جبهه متحد و جبهه پایداری، در داخل دایره‏ی گفتمان اصول‏گرایی تعریف می‏شوند؛ یعنی دایره‏ای که شاخصه‏هایش عبارت است از همان شاخص‏های مکتب امام، یعنی «معنویت، عقلانیت و عدالت». جالب این‏که در شعار انتخاباتی هر دو جبهه، همین سه عنصر ذکر شده است![2] بنابر این، باز هم با تکیه به کلیّت گفتمانی نمی‏توان اصلح را انتخاب کرد. پس باید ببینیم آیا هیچ‏یک از دو جبهه، از حیث گفتمانی بر ویژگی خاصی تأکید دارند که همان ویژگی عامل ترجیح یکی بر دیگری شود؟

8. با بررسی دقیق‏تر شعارهای گفتمانی دو جبهه می‏توان ادعا کرد که جبهه پایداری در کلیّت خود، نوع مترقی‏تر، متکامل‏تر، خالص‏تر، انقلابی‏تر، ولایی‏تر و اصول‏گراتر جبهه متحد است. تأکید صادقانه‏ی این جبهه بر «محوریّت ولایت» یکی از نمادهای مؤیّد این ادعا است. در واقع درصد «خلوص گفتمانی» جبهه پایداری به مراتب بیش از جبهه متحد است و برای اثبات این مسأله همین بس که ساز و کار طراحی لیست جبهه پایداری ـ‏بر خلاف جبهه متحد‏ـ فاقد هرگونه رودربایستی با افراد و احزاب و جریانات سیاسی مؤثر بر لیست بوده است؛ لذا آن‏چه بیش از هر چیز در انتخاب و گزینش کاندیداهای جبهه پایداری نقش داشته، نزدیک‏تر بودنِ مصادیق به معیارهای واقعی اصول‏گرایی بوده و این همان معنای «خلوص گفتمانی» است؛ بر خلاف ساز و کار ناقص و معیوب طراحی لیست جبهه متحد که به شدت در معرض سهم‏خواهی‏ها و قبیله‏گرایی‏ها بوده و متأسفانه کم و بیش، لیست نهایی جبهه متحد را تحت تأثیر قرار داده است.

9. انقلاب اسلامی در مسیر پوینده‏ی خود به سمت ظهور، مرحله به مرحله باید خالص‏تر و ناب‏تر شود، همچنان‏که تاکنون چنین بوده است. بنابر این در عین ادب و احترام به همه‏ی خادمان ملّت و همه‏ی کسانی که مخلصانه خود را برای ورود به مجلس و خدمتگزاری به مردم آماده کرده‏اند، باید بگوییم در دوراهی میان جبهه متحد و جبهه پایداری، راه نزدیک‏تر به صواب و جریان ناب‏تر و اصول‏گراتر، «جبهه پایداری انقلاب اسلامی» است. زیرا این جبهه بر سر آن است که گر ز دست برآید، همچنان بر اصول‏گرایی پایداری کند و در راه آرمان‏های انقلاب اسلامی از پای ننشیند و راه را تا انتها ادامه دهد، إن‏شاءالله.

10. پایداری همیشه جواب می‏دهد.... «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون».[3]

ــــــــــــــــ

[1] مقام معظم رهبری (14/11/90): مردم اگر خودشان نامزدهاى انتخاباتى را مي‏شناسند، طبق تشخيص خودشان حتماً عمل كنند؛ اگر نمي‏شناسند، از افراد بصير و متدين در گزينش‏هاى انتخاباتى استفاده كنند.

[2] شعار جبهه متحد: معنویت، عقلانیت، عدالت، پیشرفت زير سايه ولايت / شعار جبهه پایداری: معنویت، عقلانیت و عدالت، بر محور ولایت

[3] سوره مبارکه توبه، آیه 13
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۵۱ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۴
۴
۱
فقط پایداری
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۲۸ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۱
۴
محض اطلاع صحبتهای للهام باروزنامه جریان انحرافی روبخونید
پایداری=جریان انحرافی
ناشناس
|
Australia
|
۱۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۴
۱
لبیک ...
محمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۲۱ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۱
۱
جبهه پایداری مورد تایید امام زمان است هرکس به این جبهه رای ندهد مغضوب امام زمان می شود ....از هر جبهه سه چهار تا آدم صالح ("اصلح"به هیچ عنوان ) به همون عباد خدا رای می دم ...
واعظي
|
Iran (Islamic Republic of)
جبهه پايداري در دل مردم جا دارد لكن خواهشا اينگونه بد دفاع نكنين.
امام زمان به انجام تكليف شركت در انتخابات نظر دارند انشا الله
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۲
۲
فقط پایداری%
سيد مهدي فقيهي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۰۸ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۴
۲
دل مردم با پايداري است.
مخصوصا با تخريب هايي كه توسط جبهه متحد صورت مي گيرد !!!
تحليل بجا و صحيحي بود سيد كميل جان !
سيد مهدي فقيهي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۱۸ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۵
۲
دل مردم با پايداري است.
مخصوصا با تخريب هايي كه توسط جبهه متحد صورت مي گيرد !!!
تحليل بجا و صحيحي بود سيد كميل جان !
سيد مهدي فقيهي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۷ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۵
۴
۱
دل مردم با پايداري است.
مخصوصا با تخريب هايي كه توسط جبهه متحد صورت مي گيرد !!!
تحليل بجا و صحيحي بود سيد كميل جان !
توکل
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴
پناهیان : خوشبختانه در حال حاضر حضرت آیت الله مهدوی کنی وارد صحنه شده اند و حقیقتا زحمات زیادی را برای وحدت اصولگرایان انجام داده اند، ایشان با قصد خیر وارد صحنه شده اند، ما می دانیم که آیت الله مهدوی کنی دنبال بازی های سیاسی نیست. ما در انتخابات به علمایی همچون آیت الله مهدوی کنی باید اعتماد کنیم.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۴
شما هم مثل پدرتان خوب حرف مي زنيد اما...
توکل
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۵۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۶
۱
فعلاٌ اين جمله رهبري را تفسير کنيد که در بين فراکسيون انقلاب اسلامي مطرح کردند و آقايان ........... و .......... ... حضور داشتند و اين آقايان برخلاف رهبري عمل کردند و حاضر نشدند در خصوص بعضي اغماض کنند و وحدت بين اصوالگرايان را شکستنند .....
((در اين مجموعه معتقد به ارزش‌ها و اصول هم معتقد به وحدتيم؛ اين را بايد حفظ کرد، ولو با يک اغماض‌هايي. بعضي از اغماض‌ها ممکن است اعتراض برخي ديگر را متوجه انسان بکند؛ خوب، بکند؛ ولي آدم بايد ببيند حق چيست. يک جاهايي بايد برخي اغماض‌ها را براي يک مصلحت بزرگ‌تري انجام داد؛ که حالا در اين مورد بحث ما، مصلحت اتحاد و اتفاق و با هم بودن و يک حرف زدن و يک صدا داشتن و اينهاست.(مقام معظم رهبري)يعني صريح تر از اين جمله بايد آقا بگه تا درک کنيد نظر آقا وحدت است حالا اين جمله را هم بخون ...
در سايه همين يک صدا داشتن، اي بسا بتوان همان کسي را که شما مي‌گوييد اين مواضع را گرفته- که نبايد مي‌گرفت- نزديک کرد به مواضعي که مورد نظر شماست.))( مقام معظم رهبري)
توکل
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۱ - ۱۳۹۰/۱۲/۱۶
۱
کجا آقا تکلیف کردند که باید خالص سازی کرد وایشان گفتنند دائره خلصین را افزایش دهید نه اینکه به صورت دوستان تان چنگ بزنید و باعث تفرقه بین اصوالگراین شوید .!!! حال این صحبت مقام معظم رهبری را تحلیل کنید ببینید چقر با گفتمان رهبری فاصله دارید ؟(( یک سؤال دیگر این است که بعضى‌ها میگویند وحدت، بعضى‌ها میگویند خلوص؛ شما چه میگوئید؟ من میگویم هر دو. خلوص که شما مطرح میکنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌اى را که ناخالصى دارند، از دائره خارج کنیم - چیزى نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجورى حاصل نمیشود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. در صدر اسلام، خوب، با پیغمبر اکرم یک عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌کعب بود، عمار بود، کى بود، کى بود؛ اینها درجه‌ى اول و خالص‌ترینها بودند؛ عده‌اى دیگر از اینها یک مقدارى متوسطتر بودند؛ یک عده‌اى بودند که گاهى اوقات پیغمبر حتّى به اینها تشر هم میزد. اگر فرض کنید پیغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى - که کار خالص‌سازى خیلى آسانتر بود از یک جامعه‌ى هفتاد میلیونى کشور ما - میخواست خالص‌سازى کند، چه کار میکرد؟ چى برایش میماند؟ آن که یک گناهى کرده، باید میرفت؛ آن که یک تشرى شنفته، باید میرفت؛ آن که در یک وقتى که نباید از پیغمبر اجازه‌ى مرخصى بگیرد، اجازه‌ى مرخصى گرفته، باید میرفت؛ آن که زکاتش را یک خرده دیر داده، باید میرفت؛ خوب، کسى نمیماند. امروز هم همین جور است. اینجورى نیست که شما بیائید افراد ضعاف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ى اینکه میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائره‌ى خلّصین را توسعه بدهید؛ کارى کنید که افراد خالصى که میتوانند جامعه‌ى شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزه‌ى نفوذ تشکل خود، براى بالا آوردن میزان خلوصهاى فردى و جمعى تلاش کنید؛ که نتیجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.)) مقام معظم رهبری