حمله صهيونيستها به كشتيهاي كاروان آزادي را ميتوان نقطه عطفي در تحولات منطقه خاورميانه قلمداد كرد. اين حادثه تلخ سبب گرديد كه علاوه بر خون فلسطينيها و مسلمانان منطقه، خون ديگر مسلمانان و آزاديخواهان جهان نيز در آوندها و رگبرگهاي درخت مقاومت فلسطين جاري شود كه اين امر البته به مانايي و استحكام اين نهضت خواهد افزود.اقدام مرعوبانه صهيونيستها در شرايطي صورت گرفت كه اين روزها با تصويب بيانيه پاياني اجلاس يكماهه بازنگري NPT، سران اين رژيم جعلي مورد انتقاد جهاني قرار گرفته و نابودي زرادخانه هستهاي اين رژيم به مطالبه بيش از 189 كشور جهان تبديل گرديده است بهگونهاي كه آمريكاييها كه تاكنون با گسترش چتر حمايتي خود اين رژيم را از هرگونه پرسش و يا بازرسي مصون نگه داشته بودند اينبار نتوانستند در مقابل امواج افكار عمومي جهاني بايستند و از تصويب اين بيانيه جلوگيري كنند.اما سؤال اساسي اين است كه چرا صهيونيستها بهرغم اين وضعيت متزلزل منطقهاي و جهاني به اين اقدام خفتبار تن داده و با حمله به كشتيهاي آزاديخواهان جهان، در آبهاي بينالمللي و به شهادت رساندن جمعي از آنها نقطه سياه ديگري بر كارنامه سنگين خود افزودند.در تحليل اين پديده مهم بايد به اين واقعيت اشاره كرد كه طي ماههاي اخير و بهرغم سه سال محاصره مردم مظلوم غزه و حمله گسترده و وحشيانه صهيونيستها در جنگ 22روزه، مقاومت مردم اين منطقه نهتنها ضعيف نشد، بلكه با ايستادگي و مقاومت خود آن پايداري را به گفتماني جهاني تبديل كرده و موج حمايتهاي مردمي جهان را درحمايت از خود بسيج كردند كه شكلگيري و حركت اين كاروان جهاني جلوهاي از آن است. تصور صهيونيستها اين بود كه با جلوگيري از ورود اين كاروان قادر خواهند بود تا از شكستن محاصره فيزيكي غزه جلوگيري كنند، اما اين اقدام سبب شد كه افكار عمومي ميلياردها انسان آزاديخواه در سراسر جهان در شكست محاصره رواني غزه، سهيم باشند و اين هزينهاي بسيار فراتر از هزينه ورود كاروان به غزه را به اين رژيم جعلي تحميل كرد.اقدام صهيونيستها نه تنها زمينه وحدت و استحكام بيشتر كشورهاي اسلامي و عربي را ايجاد خواهد كرد، بلكه شرايطي را نيز فراهم خواهد كرد كه موقعيت جريانهاي سازشكار فلسطيني عربي كه تاكنون درپي «التماس صلح» از جانيان صبرا و شتيلا بودند، هرچه بيشتر ضعيف شود.حادثه اخير اما از سوي ديگر جايگاه مقاومت فلسطيني و نيروهاي جهادي را ارتقا بخشيد و ثابت كرد كه بهرغم ادعاهاي رژيم صهيونيستي به جنگطلبي نيروهاي مقاومت، اين رژيم صهيونيستي است كه عامل اصلي ناامني و مصائب منطقه خاورميانه است.بعد ديگر حادثه غزه تقويت منطق و گفتمان انقلاب اسلامي درحمايت از نهضت فلسطين درميان ملل مسلمان و آزاديخواه منطقه است و زمينهاي خواهد شد كه اين امر هرچه بيشتر به مسأله اصلي مسلمانان و آزاديخواهان تبديل شود.مقام معظم رهبري در ديدار برخي از سران شركتكننده در اجلاس گروه 15 با طرح مطالبه خود از سران كشورهاي اسلامي در زمينه حمايت از مقاومت فلسطين يادآور گرديدند كه تمامي كشورهاي اسلامي بايد احساس كنند كه مسأله فلسطين، مسأله آنهاست. صهيونيستهاي غاصب كه از حمايت آمريكا برخوردارند بايد از طرف كشورهاي اسلامي تحت فشار سياسي و اقتصادي قرار بگيرند. همه كسانيكه در كشور خود مسئوليتي دارند بايد به فكر ايفاي نقش فعال درخصوص حمايت از فلسطين باشند. ما از سالها قبل، دوستي ملت فلسطين را آغاز كرديم و درمجامع بينالمللي نيز نظرات خود را درحمايت از اين ملت مظلوم بيان كردهايم و به آن افتخار ميكنيم.و اكنون اين حماقت جديد صهيونيستها در حمله به كاروان آزادي است كه زمينه جهاني شدن گفتمان انقلاب اسلامي درحمايت از نهضت مقاومت فلسطين را فراهم كرده است؛ گفتماني كه در ماههاي اخير همكاران داخلي صهيونيستها در ايران كوشيده بودند تا با طرح شعار انحرافي و صهيونيستي نه غزه، نه لبنان... حمايت انقلاب اسلامي از نهضت مقاومت فلسطين و لبنان را از داخل خدشهدار كنند.