۱۱ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۷
عليرضا فقير

خیابان انقلاب؛بن بست آقازادگی

کد خبر : ۵۰۶۸
انقلاب و آقازاده ها
انقلاب اسلامی، انقلابی علیه تفکرات شاهنشاهی و سلطنتی 2500ساله بود، که درآن پادشاه و فرزندان واقوام شاه، از مصونیتی آهنین برخوردار بودند. هیچکس را به درگاه خود راه نمی دادند، آن ها ارباب وبقیه رعیت، آنها مالک و مردم نوکر. در سایه حکومت پادشاهی هرظلمی که می خواستند انجام می دادند وبه احدی نیز پاسخگو نبودند.
اما بعد از انقلاب اسلامی که ثمره خون هزاران شهید بود، انتظار می رفت، تبعیض،‌ خویشاوند سالاری و آقازادگی در ایران کوله بار خود را بسته و دیگر پشت سرش را هم نگاه نکند. واصلا انقلاب شده بود تا آقازادگی نابود شود، نه اینکه همان انقلابیون آقازاده پرور شوند.
ریشه کنی فقر، فساد وتبعیض یکی از آرمان های انقلاب بود، اما امروز آدم هایی که نان آرمان ها را خورده اند، خود را جای آرمان ها قالب می کنند، طوری ژست می گیرند گویی ستون انقلابند. انقلاب کردند تا عدالت محقق شود، اما خود برسرغنایم دعوا می کنند. عده ای سابقه نیکشان آفت بصیرتشان شد، برق سکه های اشرافیت مسحورشان کرد و در صندلی های نرم انقلاب مجذوب شدند. سربازان انقلاب از انقلاب طبلکار شدند، و بجای سربازی انقلاب، به سربار انقلاب تبدیل شدند.
دولت سازندگی وآقازادگی مدرن
آقازادگی مدرن بطور رسمی در سال68 تاسیس شد. باروی کارآمدن دولت سازندگی وبا شعار توسعه اقتصادی، پدیده شوم اشرافیت، تجمل گرایی و پدیده ای نامیمونی به نام آقازادگی رسما کلید خورد. آقازاده ها به واسطه ارتباط های فامیلی با صاحبان قدرت وثروت تبدیل به یک طبقه ویژه اجتماعی شدند که بارزترین خصوصیت آنها متمایز بودن آنها از مردم و ویژه خوار بودن آنها است.
باظهور آقازادگی مدرن، عده ای ازهرگونه بازخواستی مصون شدند، صاحب مناصب سیاسی شدندو صاحب کارتل های کلان اقتصادی شدند...
ردپای آقازاده ها، در اقتصاد، سیاست، ورزش، فرهنگ و خلاصه هرجایی که منفعتی برای آنها باشد وجود دارد. سرآرمان ها را بیخ تا بیخ می برند، اما برای حضرات آرمان ها وسیله ای خوب برای مخفی شدن هستند، و فقط زمانی حق اهتزاز دارند که سبیلی از حضرات چرب شود ونانی به سفره طمعشان افزوده شود.
متمایز بودن آقازاده ها باعث شده است، تا خود را در دایره ای بسته قراربدهند وبا مصونیتی آهنین، هیچکس حق دست زدن به آنها را هم نداشته باشد. آقازادگی سودجویانه، چپ وراست نمی شناسد ودامن هر مسئول بی بصیرت یا منفعت طلبی را می گیرد. چنانکه هم اکنون 400آقازاده در خارج از کشور تحصیل می کنند و بعضا اتهاماتی نیز بر برخی از آنها وارد می باشد.
آقازاده ها طی سال های پس از انقلاب از نجابت مردم وتعلل قوه ی قضاییه سوء استفاده کرده و دست به هرکاری زدند،حتی دولتی که باشعار قطع دست ویژه خواران ورانت خواران روی کارآمده بود نتوانست جلوی آنها بایستاد وحتی آقازاده ها فعالیت های خود را تشدید کردند.
بااینکه ابرازنارضایتی مردم از وجود چنین پدیده نامیمونی در نظام جمهوری اسلامی به کرات از زبان آنها در تاکسی، محافل خانوادگی، کلاس های درسی و...شنیده می شد، اما عزم جدی در ریشه کن کردن مصونیت آهنین آقازاده های مغرور ویژه خوار وجود نداشت، تااینکه بازیگری تعدادی از آقازاده ها در اغتشاشات پس از انتخابات نمایان شد وموج عظیم مطالبه مردمی برای پایان دادن به تراژدی آقازاده ها شکل گرفت.
جنجالی ترین آقازاده ها
اما شاید جنجالی ترین و خبرسازترین آقازاده های پس از انقلاب، فرزندان جناب هاشمی رفسنجانی باشند، آنها که از سالها پیش در مناصب مهم حکومتی قرار داشته واتهاماتی نیز از سابق به آنها وارد بوده و می باشد.
مهدی هاشمی که پس از اعترافات دستیار خود(حمزه کرمی) در سایت جمهوریت در دادگاه، فورا به بهانه سرکشی از شعبه های دانشگاه آزاد به لندن پرکشید، یکی از آقازاده های جنجالی است. مهدی هاشمی اسناد و پرونده های سنگینی در قرارداد های نفتی مانند اتهام رشوه در ماجرای استات اویل، سازمان بهینه سازی مصرف سوخت، نقش ویژه در اغتشاشات پس از انتخابات، تخلفاتی در سایت جمهوریت و...در پرونده خود دارد، که مردم وبخصوص تشکل های دانشجویی مطالبه جدی در شفاف سازی این امور را از دستگاه قضا داشته اند، تا اینکه پس از 9ماه بالاخره حکم جلب مهدی خان صادر شد.
اما قضیه زمانی جالب تر می شود که آقامهدی در پاسخ به حکم جلب خود ومطالبه مردمی برای رسیگی به اتهامات خود در نامه ای می گوید:" فكر روزي هم باشند كه صبر اينجانب به سرآيد و مطالبي را كه از عقبه اين سناريوسازي‌ها مي‌دانم و مايل نيستم برملا شود، برملا گردد. اينجانب براي چندمين بار اعلام مي‌نمايم كه حاضر به رسيدگي به اتهامات در دادگاه صالحه هستم".
معلوم نیست سرکشی به شعبه های دانشگاه آزاد چقدر طول می کشد که هنوز پس از گذشت 9ماه ماموریت وی تمام نشده، شاید به جای «حاج کاظم» و «عباس» که در «آژانس شیشه‌ای» قرار بود لندن بروند اما نشد، مهدی هاشمی رفته لندن!، البته طبق گفته پدر آقامهدی، وی رفته لندن برای تحصیل!اما هروقت لازم باشد بر می گردد. ظاهرا دیگر نیازی به اینترپل یا اقدام غافلگیرانه از سوی وزارت اطلاعات نباشد، و وی بابازگشت خود به ایران ضمن معرفی خود هم شائبه فرار وی از محکمه عدالت را برطرف کند وناگفته هایی که افکارعمومی منتظر بیان آن هستند را بازگو کند، چرا که صبر مردم بیشتر از مهدی هاشمی سرآمده.
از سوی دیگر فائزه هاشمی نیز یکی از فرزندان رشید آقای هاشمی رفسنجانی می باشد که سابقه ای طولانی در آقازاده گی دارد. وی به استناد تصاویر وفیلم های منتشر شده یکی از مهره های اصلی در اغتشاشات پس از انتخابات می باشد، در هر تجمعی از جلوی صداوسیما گرفته تا میان حرمت شکنان در روز عاشورا شرکت می کرد وبا سخنان تحریک آمیز خود اغتشاشگران را به اغتشاش دعوت می کرد. باحضور وی در میان اغتشاشگران ساعتی اندک بازداشت شد، اما چون دلیل قانع کننده ای مبنی بر خریدن ساندویچ! در خیابان داشت او را فورا آزاد کردند. اظهارات خلاف قانون وخلاف شرع فائزه هاشمی به سبب آقازاده بودنش سالهاست راسخ تر از همیشه ادامه دارد، حتی اخیرا حکم اساسی اسلام در مورد مهریه را نیز زیرسوال برده است.
درحالیکه متهمان دسته چندم وقایع پس از انتخابات همگی احضار وبعضا مجازات شده اند، اما هیچکس حق وجرئت برخورد با این آقازاده ها وسران اصلی فتنه را ندارد.
آیاهاشمی آقازاده هایش را فدای انقلاب می کند؟
ماجراهای آقازاده های آقای هاشمی، تبدیل به امتحانی سخت و سرنوشت ساز برای ایشان شده است، ومردم منتظر اقدام شجاعانه ایشان می باشندکه درغیراینصورت مردم ثابت کرده اند برسراصول نظام با هیچکس رودربایستی ندارند.
آقای هاشمی بجای محکوم کردن وتبری جستن از اقدامات آقازاده های خود در مقام دفاع از آنها برآمد و در اظهاراتی گفت:" مهدي ما رفته خارج و خيالش از پرونده‌هايش راحت است، مهدي بارها به ديوان محاسبات رفته است اما مجلس با وارد شدن به آن قضيه وي را مبرا دانسته است. مهدي دائما مي‌خواهد بيايد ولي من به او مي‌گويم نيايد و كارهايش را انجام بدهد، جالب اينكه هيچ دادگاهي تا امروز به وي احضاريه نداده و مهدي نيز هر وقت كه لازم باشد مي‌آيد." اینها اظهارات آقای هاشمی قبل از صدور حکم جلب مهدی هاشمی می باشد، اما اکنون با اعلام حکم جلب مهدی هاشمی افکارعمومی منتظراقدام آقای هاشمی و عمل کردن به سخنان خودشان می باشد، چراکه اکنون طبق قانون وقت آن رسیده است که مهدی هاشمی بیاید.
تاریخ انقلاب ایران شاهد برخوردهای شجاعانه و افتخارآمیز مسئولان نظام با فرزندانشان بوده است. از آنجایی که آقای هاشمی درگذشته در برخورد با نظام سلطنتی شاهنشاهی شجاعانه به مبارزه پرداخته، از ایشان انتظار می رود که به تبع علمای بزرگواری مانند حضرت آیت الله گیلانی و حضرت آیت الله خزعلی از اقدامات خلاف قانون فرزندان خود اعلام برائت بکند، تا این عمل به عنوان نقطه مثبتی در پرونده قطور مبارزات ایشان ثبت بشود.
امتحانی سخت برای قوه ی قضاییه
باحضور حضرت آیت الله آملی لاریجانی برمسندریاست قوه ی قضاییه بارقه های امید در ذهن عدالتخواهان در جهت برخورد با دانه درشت ها وآقازاده ها، جوانه زد. صدور حکم جلب آقازاده لندن نشین شروع حرکتی خوب در جهت استقرار عدالت به شمار می آید، اما آیا به حرف ویا حکمی ختم می شود؟ اکنون قوه ی قضاییه در برخورد بادانه درشت هایی که سال ها از هرگونه پاسخگویی مصون بوده اند، محکی جدی درپیش رو دارد. آیاقوه ی قضاییه از این آزمون سخت سربلند بیرون خواهد آمد؟
محاکمه آقازاده های اغتشاشگر وسران اصلی فتنه، از سوی دستگاه قضا و رسیدگی دقیق، شفاف و عادلانه به پرونده های آنهامی‌تواند آغازی بر پایان رخوت چندین ساله این نهاد اساسی کشور باشد؛ آغازی که می‌تواند واژه‌ای به نام "آقازاده" را از سطور تک تک لغتنامه‌های فارسی پاک کند.
ای کاش در کنار گشت های ارشاد مردم، گشت هایی هم برای ارشاد آقازاده ها راه بیفتد!
نظرات بینندگان
آقازاده
|
United States of America
|
۱۶:۴۱ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۱
آیاهاشمی آقازاده هایش را فدای انقلاب می کند؟
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۰۶:۵۹ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۲
آیا در زمان حضرت رسول اکرم ص هم آقازاده هایی وجود داشتند که از قبل حکومت اسلامی پرورش یافته باشند. من اطلاعاتم به ان میزان نیست که مورد استناد کاربران محترم قرار گیرد اما صادقانه استدعا دارم اگر عزیزانی این اطلاعات را دارند مطرح تا من و امثال من آگاه شویم. اما اعلام میکنم که میدانم که اشخاصی از طریق انحراف از قبل امکانات نظام اسلامی حاضر، به لقب فاخر واشرافی به اصطلاح آقازادگی در حکومت مستضعفین بر مستکبرین منسوب شدند. این تضاد مصداق خیانت کسانی است که به شعار های شعورانه نظام ومردم پشت پا کردند ارزشهای مورد مطالبه امام و رهبری را هتک کردند ونام نجس ونحس خودرا در تاریخ خیانتهای این سرزمین اسلامی حک و ثبت کردند. چطور میشود باور کرد که درنظامی که باشعار الهی حاکمیت مستضعفین بر مستکبرین، در نظامی که خصم ستمگرو سلطه گر واربابان زر وزور وتزویر است عده ای هرز سر بیاورند ورشد کنند ودر گلستان گلهای انقلاب ونظام باهویت هرزگی ادعای گلی از این بوستان کنند. اینها هرزه علف های بوستان وگلزار این نظام هستند اینها انگل ها و عقده های سرطانی هستند که به جان مردم افتادند. خدایا در این روزهای بزرگ تاریخ ایران از تو مسئلت میکنم که این هرزه ها را از ریشه خشک فرما چرا که از سال ۱۳۶۸ تاکنون این هرزگان که پا گرفته اند به عدالت اسلام سپرده نشدند که کی هستند و چگونه ارتزاق کردند که چنین بد ریشه و سخت ریشه به رشد وتکثیر خود ادامه میدهند. بارالها خودت نورعدالت را بر مردم شریف ایران ارزانی فرما تا ین خون آشام ها بلکه از لطف انوار تو به خاک نابودی سپرده شوند. آمین یا رب العالمین
مجله راه
|
Finland
|
۲۰:۲۲ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۲
میتونید برای پاسخ سوالتون به مجله راه ومتن آقازادگان صدراسلام رجوع کنید
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۳
کاربر محترمی که محبت فرموده و مجله راه و متن آقازادگان را اعلام کرده کاش در این مورد مطالبی بنویسد چون ن در خارج از کشور به این رفرنس دسترسی ندارم. متشکرم
علی
|
Finland
|
۱۵:۴۹ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۵
میتونیدبه لینکهای زیررجوع کنید.
ومتن را بخوانید.بخصوص لینک اخر
http://www.rahmag.ir/
http://rahmag.blogfa.com/
http://www.atynews.com/?Id=21&AKH=11609&desc=%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۰۴:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۶
با تشکر از کاربر محترمی که نسبت به درج لینکهای فوق اقدام نمود باید عرض کنم که تنها آقازاده ای که در لینک آخری دیدم همان عمر بن‌ سعد، يکي از پسران سعد بن ‌ابي‌وقاص بود که قبل از قيام امام حسين(ع)، قول استانداري ري را از دستگاه بني‌اميه دريافت داشته بود. پس از ورود عبدالله بن ‌زياد به کوفه و در دست گرفتن اوضاع شهر، شرط استانداري ري را براي عمر بن سعد، سرکوب قيام حسين بن‌ علي(ع) قرار داد. او که از يک سو جايگاه و شخصيت امام را مي‌شناخت و از سوي ديگر شيفته ولايت ري بود. عمر بن سعد، لياقت و حقانيت ابي‌عبدالله را مي‌شناخته، مذاکره‌اي است که ميان اين دو و به درخواست امام عليه‌السلام در شبي از شب‌هاي محاصره کربلا گذشته است. امام او را فرمود: ويحک اي عمر! از خداي تعالي نمي‌ترسي که با من جنگ مي‌کني؟ حال آنکه مي‌داني من کيستم. از اين خيال و انديشه ناصواب درگذر و راهي برگزين که صلاح دين و دنياي تو در آن است؛ به نزد من آي و خود را از اين ضلالت بيرون کش و به اين دنياي غدار، مغرور مشو. عمر سعد گفت: يا اباعبدالله! سخت نيکو بگفتي اما از آن مي‌ترسم که چون به نزد تو آيم، خانه‌ام را خراب کنند. حسين فرمود: سبحان‌الله! اين چه حرصي است که تو داري؟ اگر در اين دنيا به خاطر دوستي خاندان پيامبر، خانه‌ات خراب کنند، زيان نمي‌کني. مع‌‌ذلک دستور مي‌دهم تا خانه‌اي بهتر از آن برايت [در حجاز ] بسازند. گفت: زميني حاصلخيز دارم، مي‌ترسم که ابن‌زياد آن را مصادره کند و فرزندانم بي‌نصيب بمانند. حسين فرمود: در عوض آن تو را زميني بهتر مي‌دهم و از مال حلال خويش، بهتر از آنچه مي‌گويي به تو مي‌بخشم. عمر، خاموش بود و جواب نمي‌داد. حضرت چون چنين ديد، بازگشت و مي‌فرمود: خداي تعالي تو را هلاک کند. بدان که از گندم عراق نخواهي خورد.