مدرسهی اباعبدلله الحسین عليهالسّلام مدرسهی همهی عمر انسان است؛ كلّ یومٍ عاشورا بدین معناست كه باید همه روزه بر سر كلاس امام حسین نشست و هر صبح درس و توصیهی آن روز را از امام حسین دریافت كرد.
و چه نیكوست بعد از هر نماز صبح سلامی خدمت اباعبدالله عليهالسّلام عرضه داشتن و از این حماسهی عظیم و مكتب بزرگ یاد كردن! چه زیباست لحظهای وقت گذاردن و ذكر مصیبتی خواندن و چشمان را به نم اشك برای اباعبدالله تر ساختن! اگر روزی اینگونه آغاز گردد آموزههایی را كه اباعبدالله عليهالسّلام در آن روز میفرستد بسی گرانبهاست!
در مكتب امام حسین عليهالسّلام از طفلی كه زبان به سخن نگشوده تا دانشمندان بسیار عظیم یافت میشود! حساب حضرت اباعبدالله الحسین به عنوان ولی الله اعظم كاملاً جداست؛ امّا حتّی اگر حساب چهرههای برجستهی اهل بیت ایشان هم متمایز گردد، در میان اصحاب اباعبدالله دانشمندان بزرگ، مفسّران بزرگ قرآن، عالمان بزرگ و محدّثان بزرگواری یافت میگردند كه برای كلّیهی مراحل معرفتی زندگی انسان از یك طفل نوزاد كه هنوز شكوفههای دانش در ذهن او نشكفته تا بزرگترین عالمان و دانشمندان، در این مكتب اسوهای نیكوست!
در هر حالتی از زندگی، چه در فقر و چه در غنا؛ چه گمنام و چه آشنا و...؛ الگویی شایسته در میان اصحاب اباعبدالله مشاهده میگردد. در میان یاران بزرگوار اباعبدالله، افراد به ظاهر تهیدست دنیوی؛ آنان كه امكانات زندگی مطلوبی داشتند؛ غلامهای زرخریدی چون غلام ابیذر و غلامهای سیاهی كه به طور طبیعی در ارزشیابیهای اجتماعی بشری جایگاهی نداشتند و كسی حرمت و منزلتی برای ایشان قائل نبود و آنان كه والا مرتبهترین شخصیتها بودند، دیده میشوند! در هر زمان، در هر مكان و در هر موقعیت باید در مقابل این مكتب زانو زد و درس آموخت...