۱۰ دی ۱۳۹۰ - ۱۴:۳۲
مسطورات

حقیقت معانی، واژه های ناتوان

غیرت، حمیّت، استقامت، جان نثاری، جانبازی، ایمان یا ولایت مداری، هر واژه ای برای رساندن معنای کاری که عاشورائیان عصر نهم دی هشتاد و هشت انجام دادند ناتوان و کم رمق است.
کد خبر : ۴۸۹۰۴
به گزارش سرویس وبلاگ صراط، ابوالفضل محمدی در آخرین به روزرسانی وبلاگ مسطورات نوشت:
نوشتن و یاد کردن از نهم دی ماه هشتاد و هشت رگ ها و مویرگ های وجود را گرم و ملتهب می کند و چنان وجد و شوقی را در دل انسان می نشاند که وصف ناشدنی است. حرف زدن از غیرت و حمیّت و استقامتِ تنها یک نفر برای دین آنچنان انسان را بر می انگیزد که دوست داری غیر از واژه هایی که موجودند صدها هزار واژه دیگر وجود داشت تا همۀ آنها را پشت سر هم قطار می کردی تا حق دفاع جانانۀ آن یک نفر در دفاع از حریم دین را بتوانی ادا کنی! با این حساب اگر یک ملت در یک روز و یک ساعت، با تمام ایمان و جان های پاکشان برای دفاع از حق و کور کردن چشم ناپاک فتنه در میدان حاضر شوند، با چه کلماتی می توان کار آنها را توصیف کرد. غیرت، حمیّت، استقامت، جان نثاری، جانبازی، ایمان یا ولایت مداری، هر واژه ای برای رساندن معنای کاری که عاشورائیان عصر نهم دی هشتاد و هشت انجام دادند ناتوان و کم رمق است. دقیقاً همان گونه که الفاظ خباثت، پستی، رذالت، نجاست وجودی و کثافت باطنی از وصف لشگریان عمر سعد در عاشورای شصت و یک هجری و عاشورای هشتاد و هشت شمسی عقیم می ماند. حقیقت معنا و سرشت ذاتی نهم دی ریشه در جان مشتاق و لبریز از ایمان اصحاب سیدالشهداء دارد، آنگاه که شب و روز عاشورا در پای حفاظت از امام و مقتدایشان دیگر معنای روشنی از جان و مال و آبرو و تعلقات نداشتند و تنها دو واژه برایشان معنا داشت؛ غربت امام و نصرت امام. این که ولیّ شان غریب است و این که باید الان یاری اش کنند، نه وقتی دیگر و جایی دیگر! و همین گونه ماهیت حقیقی حرمت شکنان عاشورای هشتاد و هشت از احوالات وجودی کوفیان پستی سرچشمه می گرفت که در عاشورای شصت و یک هجری چیزی جز نطفه های حرام و لقمه های حرامِ انباشته و متراکم در برابر حسین علیه السلام نبودند و این صف کشی دو حقیقت و دو معنا در برابر هم همیشه خواهد بود، به امید آن روزی که نهم دی ها به خاطر آمدن آن یک روز خلق می شوند و آن وقتی است برای متلاشی کردن هر صفی در برابر امام حق که آمدنش دور نخواهد بود «الیس الصبح بقریب»