۳۰ آذر ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۲

من مسافر و غریب اما لبریز یقین

من مسافر و غریب اما لبریز یقین
بهمنی گفت: من و ناصر دقایق ماندگاری داریم. بخشی از این دقایق خیلی خاص است که گفتنش شاید خاص بودنش را از آن بگیرد.
کد خبر : ۴۷۸۹۴
ناصر عبداللهی از خوانندگان جاودان و خوش صدای ایرانی ۱۰ دی ۱۳۴۹ در محله سید کامل شهر بندرعباس متولد شد. وی با ترانه ناصریا به شهرت فراوانی دست یافت. وی از ۱۳ سالگی به موسیقی علاقمند شد و فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز کرد.

ناصر عبداللهی کار حرفه‌ای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد. در سال ۱۳۷۵ همراه با همسرش به تهران آمد. محمدعلی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. پس از آن آلبوم‌های ناصر را این انتشارات ضبط و منتشر کرد. ناصرعبداللهی در سوم آذرماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی بی هوش و به کما رفت و پس از گذراندن ۲۷ روز در کما (بیمارستان هاشمی نژاد تهران) سر انجام در ۲۹ آذر ۱۳۸۵ در ۳۶ سالگی درگذشت و و در زادگاهش، بندرعباس به خاک سپرده شد.

دلیل مرگ وی هرگز اعلام نشد و همچنان در ابهام است. عبداللهی در ترانه‌های خود از کسی تقلید نمی‌کرد و صدایی منحصر به فرد داشت . بیشتر اشعار ترانه‌های او از سروده‌های محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. طوری که در سال‌های آغازین کار هنری ترانه‌های منصفی را بازخوانی می‌کرد. ملودی ترانهٔ ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبداللهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بوده‌است . بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشته‌باشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواری‌های این راه در پایان پیروز خواهد شد. از آلبوم های وی که به یادگار مانده است هوای حوا،عشق است (همراه با پرویز پرستویی و محمدعلی بهمنی)،دوستت دارم وماندگار است.

محمد علی بهمنی شاعر و غزلسرای ایرانی یا یادی از خاطرات ناصر عبداللهی  گفت : من و ناصر چون در یک جغرافیا با هم زندگی می کردیم دقایق ماندگاری داریم.
وی افزود: بخشی از این دقایق خیلی خاص است که گفتنش شاید خاص بودنش را از آن بگیرد.

این شاعر و نویسنده تصریح کرد:یک روز زنده یاد ناصر به من تلفنی زد و گفت بهمنی جان دریا خواهر،بیا پرسه ای بزنیم. البته قبل آن باید بگویم اصطلاح دریا خواهردر گویش بندرعباس به زمانی گفته می شود که دریا موج بلندی ندارد و آرام است.و من تا آن روز معنای آن را نمی دانستم و فکر می کردم ناصر می گوید من و خواهرم لب دریا هستیم بیا به ما سر بزن. وقتی رفتم دیدم ناصر تنهاست گفتم ناصر خواهرت کجاست؟ گفت خواهرم برای چی ؟گفتم خودت گفتی!گفت نه من گفتم دریا خواهر و بعد وضعیت دریا را به من نشان داد و بعد از آن من این خاطره را به صورت شعری در آوردم.

سعید شهروز خواننده خوش صدای و از دوستان قدیمی ناصر عبداللهی با بیان یاد وخاطره از وی گفت:دوستی من با ناصر همه اش خاطره است و امیدوارم که این خاطرات هیچ زمان از ذهن من پاک نشود. من با این خاطرات زندگی می کنم.

وی افزود:امیدوارم که روحش همیشه قرین رحمت باشد و خداوند بیامرزدش. وی ادامه داد:ناصر عبداللهی از هنرمندان بسیار خوب و خاکی و با صدای خوب و با احساسی بود که فکر نمی کنم هیچ وقت تکرار نشود.

شهروز تصریح کرد:من با ناصر یک کار همخوانی در آلبوم «غزلک» آهنگ «گل یخ» که ساخت خود ناصر بود و این کار را با هم خواندیم. من با این آهنگ زندگی می کنم و این کار جزء یکی از عزیزترین کارهای من است.

یادش گرامی باد

ترانه«راز» زنده یاد ناصر عبداللهی

یه زخم کهنه روی بالم    یه آسمون که چشم به راهم نیست

به غیر واژه ی غریبی     چیزی توی ترانه هام نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست    که اسممو یادم بیاره

تنهاترین مسافر شب      تو خلوتم پا نمیزاره

ازم نخواه با تو بمونم     تو هیچی از من نمیدونی   
اگه بگم راز دلم رو           تو هم کنارم نمیمونی

ازم نخواه با تو بمونم      تو هیچی از من نمیدونی  
 اگه بگم راز دلم رو تو هم     کنارم نمیمونی تو هم کنارم نمیمونی      

دل من از نژاد عشقه      از تو و از ترانه لبریز
   
یه دنیا غم تو صدامه      مثل سکوت تلخ پاییز

من یه پرنده ی غریبم      من از نژاد آسمونم

میون این همه ستاره     من یه شهاب بی نشونم

ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمیدونی

اگه بگم راز دلم رو     تو هم کنارم نمیمونی ...

منبع: شبکه ایران