در این مقاله گوشه ای از دیدگاه قرآنی نسبت به عدالت اقتصادی ، از زبان قرآن ، بیان می شود .
1-هرآنچه در زمین است ، تنها به یك گروه یا طبقه معین اختصاص ندارد و از آنِ همگان است .
2-امكانات و ثروتها نباید تنها در اختیار قدرتمندان و سرمایهداران باشد .
3-هیچ یك از افراد جامعه حق ندارند در اموال دیگران تصرف و به حقوق اقتصادی آنها تجاوز كنند .
4-تاکید و تشویق به کار ؛ سربار دیگران شدن و بهرهمندی نابجا از حقوق دیگر افراد جامعه، ممنوع است .
- برخی از آیات مربوط به عدالت اقتصادی :
1-« وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ؛ و زمین را برای مردم نهاد » (الرحمن/ 10)
«أنام» به معناى آفریده ها، اعمّ از جنّ و انس و همه موجودات روى زمین است.(1)
بنابراین، عدالت كامل وقتی محقق میشود كه زمینه برای بهرهبرداری عمومی از زمین و مواهب طبیعی آن فراهم شود.
2-« كَیْ لَا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنكُمْ؛ تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. » (حشر / 7)
تفسیر آیه : « دولة » به معناى گردش و دست به دست كردن اموال است.
در قرآن، چهار مرتبه به لزوم پشتیبانى اقتصادى از اهل بیت پیامبر اشاره و به پرداخت بخشى از خمس، فیىء و دیگر درآمدها به آنان تأكید شده است: «و لذى القربى»(2)، «و لذى القربى»(3)، «و آت ذا القربى حقّه»(4) و «فآت ذا القربى حقّه»(5)
در آیه چهارم سوره حشر براى كسانى كه با پیامبر مخالفت مىكنند، عبارتِ «شدید العقاب» آمده است و در این آیه نیز براى افرادى كه ممكن است به تقسیم فیئ توسط پیامبر ایراد بگیرند، عبارتِ «شدید العقاب» آمده است.
در این آیه، ابتدا حكم آمده، «فللّه و للرسول و لذى...» سپس دلیل حكم، «كى لایكون دولة...» و در پایان، توجه به احكام حكومتى پیامبر مطرح شده است.
خداوند براى «ذى القربى» هم مقام معنوى را سفارش كرده «قل لاأسئلكم علیه أجراً الا المودّة فى القربى»(6) و هم پشتوانه اقتصادى را. «ما افاء اللّه... لذى القربى»
گرچه براى تقسیم فیئ در این آیه شش مورد بیان شده، ولى لازم نیست در تمام موارد به طور یكسان تقسیم شود.(7)
فیئ، به شخص رسول خدا (ص) اختصاص ندارد، بلكه براى موقعیّت و مقام و جایگاه اوست و لذا بعد از پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله در اختیار جانشینان بر حق او یعنى اهل بیت است و در زمان غیبت، در اختیار فقهاى عادلِ بى هوى و هوس.
هر كجا با تلاش رزمندگان به غنایم رسیدیم، تنها خمس آن میان شش گروه تقسیم مى شود، چنانكه در آیه 41 سوره انفال آمده است، ولى هر كجا بدون زحمت چیزى بدست آید ، تمامش میان آن شش گروه تقسیم مى شود.(2)
اگر در تمام سطوح مختلف فردی و اجتماعی ، عدالت رعایت گردد آثار و برکات زیادی برای فرد و دیگران در بردارد. در حاکمیت اسلامی نباید انحصارات به وجود آید و عده خاصی از مردم تولید، توزیع یا مصرف را با وجود داوطلبان دیگر به خود اختصاص دهند و دیگران را از شرکت در فعالیت های اقتصادی بازدارند، لذا وجود مالیات های اسلامی برای آن است که می تواند مانع انحصار ثروت و گردش آن بین یک عده ثروتمند گردد.
3- "وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَیْنَكُم بِالْبَاطِلِ؛ و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید". (بقره / 188)
پیام های آیه :
الف- مالكیّت باید از راه صحیح باشد. مانند: حیازت، تجارت، زراعت، صنعت، ارث، هدیه، امثال آن، ولى تصرف از طریق باطل و رشوه ایجاد مالكیّت نمى كند. «لا تاكلوا اموال الناس بالباطل»
ب- جامعه در حكم یك پیكر واحد است. «بینكم، اموالكم»
پ- رشوه، حرام است و انسان حقّ ندارد براى تصاحب اموال مردم رشوه دهد. «تدلوا بها الى الحكام لتاكوا فریقاً من اموال الناس»
ت- اسلام، مردم را مالك اموالشان مى داند. «اموال الناس»
ث - لغزش هاى آگاهانه خطرناك است. «وانتم تعلمون» (8)
4- « لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ؛ برای مردان از آنچه [به اختیار] كسب كردهاند بهرهای است و برای زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] كسب كردهاند بهرهای است. » (نساء/ 32)
« وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی؛ و اینكه برای انسان جز حاصل تلاش او نیست. » (نجم / 39)
بیتردید، كاری كه از نظر اقتصادی مفید نیست، ارزش ندارد و نمیتواند منشأ حق تلقی شود. از آیات و روایات بسیاری چنان استنباط میشود كه كار، منشأ پیدایش حق سهمبری است.
خداوند در بیش از دویست مورد ، « عمل » انسان را ملاک شخصیت او آورده است و در هفت مورد ماده «صُنع» را که به معنی صورت دادن کار است بیان فرموده است. حاصل سخن اینکه خداوند، کار و کوشش را ملاک شخصیت آدمی بیان کرده است.همچنین قرآن کریم در آیه های 79 و 80 سوره توبه، آن دسته از انسان ها را که مردمان اهل کار و تلاش را مسخره می کنند، هم ردیف کافران قرار می دهد؛ آنها را فاسق معرفی می کند و از هدایت خویش بی بهره می دارد. این، خود سندی است محکم برای دریافتن میزان اهمیت کار و کوشش نزد خداوند.
خداوند در آیاتی از جمله آیه 53 سوره انفال و 112 سوره نحل و 3 سوره اسراء به نقش عمل و كار در بهره مندی انسان از نعمت های الهی در زمین اشاره می كند و خواهان تلاش و كار مردم می شود تا از نعمت های خدادادی در زمین بهره مند گردند و در آسایش و آرامش زندگی كنند و دغدغه گرسنگی و ناامنی نداشته باشند.
كار و تلاش، دست كم عامل اصلی در فقرزدایی از جوامع بشری است. حتی اگر انسان نخواهد برای آخرت خویش كاری كند و از فواید كار نیك در آخرت بهره مند گردد (غاشیه، آیات 8 تا 16)
با نگاهی به آیه 112 سوره نحل می توان این معنا را به دست آورد كه عملكرد نادرست، موجب فقر و فاقه جوامع بشری می شود چنان كه عمل و كار می تواند درهای نعمت را به سوی انسان و جوامع بشری بگشاید و آنان را به كمال سعادت در دنیا برساند. بنابراین، عدالت اقتصادی به معنای توزیع صحیح درآمدها و جلوگیری از تضییع منافع و حقوق مشروع همه افراد بهویژه محرومان است تا فاصله طبقاتی و اختلاف فاحش درآمدها پدید نیاید.
نخستین گام تحقق عدالت ، عدم پیروی از هوای نفس و تاكید بر جهاد و ایثار است .
اگر همه مردم بر جهاد تاكید كنند عدالت محقق میشود .