۰۱ آذر ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۵
بزما

پدیده‌ای بنام شبکه‌های اجتماعی

اکنون بزرگ‌ترین رویدادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در فیس‌بوک شکل می‌گیرند؛ به عبارت بهتر باید گفت مردم بنگاه‌های اقتصادی یا ساده‌تر مغازه‌های بغالی خود را در فیس بوک راه می‌اندازند، حزب‌ها و.....
کد خبر : ۴۴۷۱۲
به گزارش سرویس وبلاگ صراط حمید بزم شاهی در وبلاگ بزما نوشت:
 
شبکه‌های اجتماعی Social Network بی‌شک انقلاب فناوری در قرن 21 است. فناوری اطلاعات، اینترنت، فضا و کاربردهای مجازی آن‌قدر رشد کرد تا به میوه رسید و میوه آن شبکه‌های اجتماعی است. امروزه شبکه‌های اجتماعی در حال تصرف زندگی مردم دنیا هستند.
کاربردهای تحت وب به شما این امکان را می‌دهد تا بدون داشتن کامپیوتر قوی بتوانید از پردازنده‌های پرقدرت و سوپرکامپیوترهای جهانی نیازهای خود را برآورده کنید. تصور کنید شما برای یافتن مطالبی درباره بیماری آسم بدون استفاده از موتورهای جستجو می‌خواستید اینترنت را شخم بزنید! شاید یکسال یا بیشتر طول می‌کشید تا به اطلاعاتی ناقص و تصادفی دست یابید. اکنون بیش از ده هزار پردازنده گوگل در کسری از ثانیه به شما پاسخ می‌دهد که دانش مورد نیازتان را در کجا می‌توانید بیابید.
پردازنده‌ها و رسانه‌های ذخیره‌ساز شخصی به کلی در حال نابود شدن هستند و بجای آن ابزارها و دستگاه‌های کوچک قابل حمل شما را به شبکه‌های اجتماعی و کاربردهای تحت وب مورد نیازتان وصل می‌کنند. شما با یک تبلت Tablet سبک می‌توانید در اینترنت جستجو کنید، مطالبتان را در فضای بنام خودتان در وب ذخیره کنید، تصاویر را با فوتوشاپ آنلاین ویرایش کنید، محتواهای مورد نظر خود را با دوستانتان به اشتراک بگذارید، کاسبی کنید، تبلیغات کنید، فعالیت سیاسی کنید، شغل خود را بگردانید (مثل خبرنگاری و یا دورکاری و ...) وقت جلسه بگذارید و اصلاً خود جلسه را برگزار کنید.
اما یک نکته را نباید فراموش کنید. با گسترش وب 2 و شبکه‌های اجتماعی شما گام به گام به سرویس‌دهندگان بزرگ یعنی همان 1٪ اقلیت پولدار وابسته‌تر می‌شوید. اکنون جمعیت فیس بوک به پرجمعیت‌ترین کشور دنیا نزدیک می‌شود و عنقریب جمعیت یک قاره را در خود خواهد داشت. فیس بوک اکنون روزانه تیلیاردها دلار کسب و کار را حمایت می‌کند. گوگل با جمعیت صدها میلیونی کاربرانش عمده اطلاعات کلیدی و شخصی افراد و حتی بافت ذهنی و رفتاری آنان را می‌داند. هرم منحوس ابلیسک که نمادی از تسلط خدایان گناهکار و فاقد شایستگی بر سرنوشت بشر هستند در فضای سایبر شکل می‌گیرد.
اکنون بزرگ‌ترین رویدادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در فیس‌بوک شکل می‌گیرند؛ به عبارت بهتر باید گفت مردم بنگاه‌های اقتصادی یا ساده‌تر مغازه‌های بغالی خود را در فیس بوک راه می‌اندازند، حزب‌ها را در فیس بوک تشکیل می‌دهند، جلسات کاری و مشاغل خود را در فیس بوک سامان می‌دهند. حجم این ارتباطات اجتماعی در سه ابرشبکه فیس‌بوک، گوگل و توییتر را اگر بخواهیم به ریال یا دلار تبدیل کنیم، تعداد صفرهای آن را نمی‌شود حتی تصور کرد. درست است از این حجم مبادلات اجتماعی و اقتصادی سهم اندکی به صاحبان این شرکت‌ها می‌رسد و همین سهم کوچک خود عددی نجومی است اما همه مشکل پولدار و پولدارتر شدن آنان نیست، مشکل غم‌انگیز آن است که شیشه اقتصاد، سیاست، ارتباطات، شغل و عواطف نوع بشر اکنون در دستان این سه شرکت است. یعنی کلاً در اختیار 10-20 نفری که به عنوان هیئت مدیره‌های این شرکت‌ها هستند.
خوب کافی است که در جلسه هیئت مدیره صبح دوشنبه آینده گوگل، اعضا با یکدیگر دعوایشان شود و تصمیم به انحلال شرکت بگیرند. یک کار قانونی و کاملاً مجاز. بله این یک دیوانگی است که از این حجم عظیم منافع بی‌پایان چشم بپوشند ولی امکان آن که منتفی نیست. من و شما به این امید هستیم که انشاءالله هیئت مدیره گوگل چنین دیوانگی نخواهند کرد وگرنه من با این حجم اطلاعات ارزشمندم که اکنون در فضای بنامم در صندوق پستی جی‌میلم دارم چه باید بکنم؟
تصور این پدیده آن قدر وحشتناک است و روز به روز وحشتناک‌تر می‌شود که سیستم عصبی ما بر اساس یک قاعده کلی فیزیولوژیک و سایکولوژیک نسبت به آن بی‌تفاوت شده بلکه آن را انکار می‌کند. مانند کسی که پدرش در حادثه‌ای جلوی چشمش فوت کرده و او نمی‌خواهد باور کند. مثل فاجعه حتمی زلزله تهران که همه می‌دانند خواهد آمد و بسیار شدید هم خواهد آمد بنابراین از بس خطرناک است آن را از معادلاتمان حذف می‌کنیم! یا واقعیت مرگ، همه می‌دانیم خواهیم مرد، حتماً هم خواهیم مرد، وقت آن هم معلوم نیست و از بس این واقعه تلخ و دردناک است بکلی آن را نادیده می‌گیریم و نسبت به آن بی‌خیال می‌شویم.
شبکه‌های اجتماعی همه چیز ما را در خود جای داده‌اند. دولت‌ها در گذشته از اجتماع ملت‌ها پدید می‌آمدند، ملت‌هایی که متشکل از مردم که صاحب زمین، خانه، اموال، فرزند و ... بودند. زمین و مایملک افراد نسل اندر نسل به ارث می‌رسید و هیچ کس حق تصاحب ‌آن را نداشت اما در پدیده شبکه‌های اجتماعی شما چیزی داری که مالک آن نیستی! شغل داری اما مالک آن نیستی! فضا داری اما مالک آن نیستی! بنگاه اقتصادی شما در دل بنگاه اقتصادی فیس‌بوک تشکیل شده است. درست است که فیس بوک هفت روز هفته 24 ساعته باز است ولی متأسفانه باید بگویم که این مغازه کرکره دارد و ممکن است روزی پایین کشیده شود آنگاه شما حتی اگر مغازه‌تان باز هم باشد کسی به آن مراجعه نخواهد کرد. حزب سیاسی شما در حزب سیاسی گوگل تشکیل شده است. اگر هیئت رییسه حزب گوگل تصمیم بگیرد فعالیت خود و یا حتی شما را تعطیل کند بدون هرگونه هشدار این اقدام را خواهد کرد.
بدتر از این ارتباطات عاطفی و اجتماعی نوع بشر است که همه در ید قدرت صاحبان این شبکه‌ها است. شبکه‌های اجتماعی آخرین شعبده فرزند آدم است. بی‌خود نیست که همه ما گریپاژ کرده‌ایم و نمی‌دانیم با آن چه کنیم. بعضی می‌رویم در آن اذان می‌گوییم، بعضی آن را فیلتر شده می‌پسندیم، بعضی می‌گوییم فیلتر فایده‌ای ندارد، بعضی می‌گوییم باید یک نمونه ملی از آن راه بیندازیم و بعضی ...
متاسفانه ما با اسب تراوایی بنام شبکه‌های اجتماعی مواجه شدیم و آن را به داخل شهرمان آوردیم و اکنون در حال سرمستی هستیم. جشن بهره‌برداری رایگان از ابرپردازنده‌های گوگل و فیس‌بوک و توییتر و یاهو به زودی به پایان می‌رسد و آن‌گاه که ما علیرغم استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی‌مان، از نظر اطلاعاتی وابسته شدیم مستی از سرمان پریده و شهرهایمان را در تصرف سربازان ناپیدای دشمن بشر خواهیم یافت.
نظرات بینندگان
سعید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
شما همیشه یه قدم عقب هستید و به چیزهای نو در قدم اول بدبین و مشکوک