جواد محمدي - دانشجوي کارشناسي ارشد مطالعات خاورميانه دانشگاه تهران گزينه نظامي روي ميز است، اين عبارتي است که قريب 30 سال ورد زبان روساي جمهور و ساير مسئولين آمريکايي درباره ايران است و هيچ جمله اي به اندازه اين عبارت به گوش ملت ايران و کساني که مسائل ايران - آمريکا را پيگيري ميکنند آشنا و تکراري نيست. هرچند تهديد نظامي و پروپاگانداي سياسي آمريکا عليه ايران ظاهرا در زمان دولت اصلاحات که سياست تنش زدايي - بخوانيد وادادگي- را اتخاذکرده بود، کمرنگ شده بود. اما اين نوع تبليغات از مرداد 1384 و با ايستادگي و اصرار دولت احمدي نژاد بر استقلال سياست خارجي جمهوري اسلامي و بويژه انرژي هسته اي شدت يافت. طي چند سال گذشته زمينه سازي جهت تهديدات نظامي آمريکا عليه ايران در يک چرخه 4 ضلعي دائم التکرار فعاليت هاي هسته اي نظامي، کارشکني در فرايند صلح خاورميانه، حمايت از تروريسم و عدم رعايت حقوق بشر دور مي زند و هر از چند گاهي ايالات متحده به فراخور نياز و زمان مقتضي يکي از اين موارد را عَلَم مي کند. در رهگذر همين فضاسازي تبليغاتي عليه ايران، آمريکا با دخالت مستقيم در گزارش رئيس آژانس در واقع حيثيت اين نهاد بين المللي را نيز خدشه دار کرده است. پرونده اتهامات مطروحه سال 2004 در گزارش آژانس با پاسخگويي ايران مختومه اعلام شد. اما همان ادعاهاي رد شده دوباره در گزارش اخير آژانس مطرح شده است. علاوه بر اين در گزارش حقوق بشر احمد شهيد با فشار آمريکا مطالبي واهي و کاملا بي اساس از جمله "مصادره وثيقه زندانيان سياسي" ! بر ضد ايران بيان شده است. اينها همه نشان از خالي بودن دست آمريکا در اين عرصه است. اما چرا آمريکا در اين مقطع زماني به طور غير متعارف و ناپخته اي در حال تهديد ايران است و حتي بانک مرکزي ايران را نيز تهديد به تحريم کرده است، موضوعي که در عرف مناقشات بين المللي تقريبا بي سابقه است. حقيقت امر اين است که آمريکا بعد از 33 سال توطئه هاي مستمر، در پي فتنه 88 و با ارزيابي و برداشت غلط از اوضاع داخلي ايران، به شدت به سقوط نظام ايران اميدوار شد و تمام قد از اين حرکت براندازانه حمايت کرد اما پس از زوال جنبش سبز کذايي آمريکا دچار نااميدي و استيصال مفرط شده است. استيصال و سردرگمي در سياست خارجي اخير آمريکا در قبال ايران چنان مشهود است که نمي توان به وضوح گفت آيا آمريکا در اين باره راهبرد مشخصي دارد و يا کاملا منفعلانه عمل مي کند؟ سناريوي مضحک و جعلي ترور سفير سعودي، گزارش نابخردانه و دستکاري شده آژانس، صحبت هاي اخير کلينتون مبني بر مذاکره با ايران از يک طرف و ايجاد سفارتخانه هاي مجازي عليه نظام ايران از طرف ديگر! همگي بيانگر اين مدعاست. در موقعيت کنوني علاوه بر گزارش احمد شهيد و صحنه پردازي ناشيانه ترور، گزارش مخدوش آمانو رئيس آژانس نيز ارائه شد تا آمريکا به گمان خود اهرم هاي لازم را جهت ارعاب و عقب نشاندن ايران در اختيار داشته باشد. تجربه تاريخي و سابقه جنگ طلبي آمريکا نشان مي دهد که اين کشور هر جا از طريق تهديد و تطميع نتوانسته است به اهداف خود برسد دست به قشون کشي و اقدام نظامي زده است. اما دولتمردان آمريکا به خوبي واقف هستند هرچند آمريکا از لحاظ توان فيزيکال و امکانات مادي امکان حمله به ايران را دارد لکن پيامدها و عواقب حمله به ايران چنان ويرانگر است که هيمنه آمريکا در منطقه خاورميانه در مسير سقوط قرار خواهد گرفت و روند صعودي اضمحلال رژيم صهيونيستي تسريع خواهد شد. در واقع با گذشت زمان و با توجه به افزايش قدرت نرم افزاري و نفوذ ايران و ضعف روبه افزايش آمريکا در منطقه احتمال حمله به ايران کم و کمتر شده است و در حال حاضر حناي تهديد به حمله نظامي عليه ايران رنگ باخته است. بنابراين جناب "اوباما" بهتر است همان گزينه مشهور قديمي !! را براي حفظ آبرو چند سالي در کشوي ميز نگهدارد و يا حداقل از گوشه ميز بردارد که خاک بر آن ننشيند.
جواد محمدی
گزينه نظامي روي ميز است!
کد خبر : ۴۳۵۹۷
