به گزارش صراط روزنامه ابتکار نوشت:
پيش از حذف يارانهها، آقاي احمدينژاد در برنامهاي از خانوادههاي ايراني خواست تا شش ماه آينده به خريد اقلام غيرضروري همچون پلوپز روي نياورند تا بازار خود را با وضعيت جديد تطبيق داده و درنتيجهي تقاضا، کالا گران نشود. اما با گذشت کمتر از يک ماه سير افزايش قيمتها آغاز شد. خانوادههاي زيادي به خريد اقلام غيراضطرار روي نياوردند. اين امر به دليل سفارشهاي رياستجمهوري نبود، بلکه بسياري از مردم در تأمين مايحتاج اوليه خود و حتي پرداخت قبوض خود هفتشان گرو نهشان بود و مبلغ دريافتي از حذف يارانهها تنها کمکي به پرداخت کسري از قبضهايشان ميکرد.زمزمههاي افزايش قيمت حاملهاي انرژي خانوادههاي زيادي را هراسان کرد و دريافت فيشهاي چند برابر ظرفيت، دود از سرشان برآورد. با دريافت فيش برق، نجواکنان روح اديسون را قرين لعنت نمودند و قبض گاز، آنان را دچار خفگي کرد. دراينميان چارهاي جز ساختن با قبض آب و برق و سوختن از حرارت مبلغ گاز نداشتند. روزها از پي هم گذشت و هر روز خبرهاي جديدي از تورم، بازار را فرا گرفت. يک روز کرايهها بيداد کرد و روز ديگر قيمت لبنيات. يک روز گوشت گران شد و روز ديگر حبوبات. يک روز خبر از کند شدن چرخ توليد به ميان آمد و روز ديگر تند شدن شيب واردات.شش ماه گذشت و به ذهن کسي خطور نکرد که 180روز از گردنههاي پرپيچوخم تورم عبور کردهاند و همچنان اندر خم يک کوچهاند. همه اينها ادامه يافت و شير روسياه از روي سفرهها شيرجه زد و يارانهاش غرشکنان محو شد. نان حق نمک را نگه نداشت و از کف قشر ضعيف جامعه گريخت. تخممرغ بال درآورد و خود را همسنگ مرغ ديد.اينک با آغاز فصل سرما، آنچه بسياري از خانوادهها را نگران ميکند، اين است که هنوز بدهي سال گذشته شرکت گاز را نپرداختهاند و قبض برق در دستانشان مانده، بايد منتظر افزايش قيمت گاز و در پي آن بدهي جديد باشند.اما دراينميان حکايت تازهاي در جريان است و گويي دومينوي گرانيها، دامن دانشجويان را هم فرا گرفته است. ديده و شنيده شده که در برخي از دانشگاههاي مطرح کشور، ازجمله فردوسي مشهد، دانشجويان براي استفاده از سرويسهاي حملونقل داخل دانشگاه، بايد از کارت بليت استفاده کنند. اين خبر شايد براي کساني که يکبار در روز سوار سرويس ميشوند، زياد ناگوار نباشد؛ اما عده زيادي از دانشجويان هستند که روزانه تا دهبار مجبورند از اين سرويسها استفاده کنند و روزانه تنها براي تردد در دانشگاه تا دوهزار تومان هزينه کنند؛ چراکه مسافت دانشکدهها تا خوابگاه و سلف آنقدر زياد است که با پاي پياده امکان رفتوآمد وجود ندارد. با حذف يارانهها قيمت غذاي دانشجويي هم گوش فلک را کر ميکند. هر وعده غذايي در دانشگاه علموصنعتتومان آب ميخورد.اما پس از اين، به قول اقتصاددانان، جراحي بزرگ اقتصادي، آنچه اين روزها ماجراهاي جالب را رقم ميزند، مبادله کالا به کالاست. چندي پيش خانمي با يک شانه تخممرغ و دستهگل سوار تاکسي شد و توضيح داد که براي عيادت بيمار، تخممرغ ميبرد؛ چراکه هم پزشک بيمار به مصرف آن توصيه کرده، هم ارزشي بيش از يک جعبه شيريني دارد. دراينبين راننده هم سر درددلش باز شد و گفت که سنگ کليه دارد و پزشک او را از مصرف گوشت قرمز منع کرده و ادامه داد که خيلي وقت است که توان خريد گوشت قرمز را ندارد و با منع پزشک راحتتر با اين مسئله کنار آمده و لااقل در پاسخ فرزندانش که از او طلب گوشت ميکنند، بيماري و توصيه پزشک را بهانه ميکند و آنان هم ديگر سراغ آنرا نميگيرند.اما آنچه مسلم است، بسياري از کساني که از مصرف اقلام گران منع شدهاند، روزي دوره نقاهت را به پايان خواهند رساند و به آنچه منع شده اند، توصيه خواهند شد. حال بايد ديد دوره نقاهت اين جراحي بزرگ چقدر طول خواهد کشيد.
مریم مولایی
پيش از حذف يارانهها، آقاي احمدينژاد در برنامهاي از خانوادههاي ايراني خواست تا شش ماه آينده به خريد اقلام غيرضروري همچون پلوپز روي نياورند تا بازار خود را با وضعيت جديد تطبيق داده و درنتيجهي تقاضا، کالا گران نشود. اما با گذشت کمتر از يک ماه سير افزايش قيمتها آغاز شد. خانوادههاي زيادي به خريد اقلام غيراضطرار روي نياوردند. اين امر به دليل سفارشهاي رياستجمهوري نبود، بلکه بسياري از مردم در تأمين مايحتاج اوليه خود و حتي پرداخت قبوض خود هفتشان گرو نهشان بود و مبلغ دريافتي از حذف يارانهها تنها کمکي به پرداخت کسري از قبضهايشان ميکرد.زمزمههاي افزايش قيمت حاملهاي انرژي خانوادههاي زيادي را هراسان کرد و دريافت فيشهاي چند برابر ظرفيت، دود از سرشان برآورد. با دريافت فيش برق، نجواکنان روح اديسون را قرين لعنت نمودند و قبض گاز، آنان را دچار خفگي کرد. دراينميان چارهاي جز ساختن با قبض آب و برق و سوختن از حرارت مبلغ گاز نداشتند. روزها از پي هم گذشت و هر روز خبرهاي جديدي از تورم، بازار را فرا گرفت. يک روز کرايهها بيداد کرد و روز ديگر قيمت لبنيات. يک روز گوشت گران شد و روز ديگر حبوبات. يک روز خبر از کند شدن چرخ توليد به ميان آمد و روز ديگر تند شدن شيب واردات.شش ماه گذشت و به ذهن کسي خطور نکرد که 180روز از گردنههاي پرپيچوخم تورم عبور کردهاند و همچنان اندر خم يک کوچهاند. همه اينها ادامه يافت و شير روسياه از روي سفرهها شيرجه زد و يارانهاش غرشکنان محو شد. نان حق نمک را نگه نداشت و از کف قشر ضعيف جامعه گريخت. تخممرغ بال درآورد و خود را همسنگ مرغ ديد.اينک با آغاز فصل سرما، آنچه بسياري از خانوادهها را نگران ميکند، اين است که هنوز بدهي سال گذشته شرکت گاز را نپرداختهاند و قبض برق در دستانشان مانده، بايد منتظر افزايش قيمت گاز و در پي آن بدهي جديد باشند.اما دراينميان حکايت تازهاي در جريان است و گويي دومينوي گرانيها، دامن دانشجويان را هم فرا گرفته است. ديده و شنيده شده که در برخي از دانشگاههاي مطرح کشور، ازجمله فردوسي مشهد، دانشجويان براي استفاده از سرويسهاي حملونقل داخل دانشگاه، بايد از کارت بليت استفاده کنند. اين خبر شايد براي کساني که يکبار در روز سوار سرويس ميشوند، زياد ناگوار نباشد؛ اما عده زيادي از دانشجويان هستند که روزانه تا دهبار مجبورند از اين سرويسها استفاده کنند و روزانه تنها براي تردد در دانشگاه تا دوهزار تومان هزينه کنند؛ چراکه مسافت دانشکدهها تا خوابگاه و سلف آنقدر زياد است که با پاي پياده امکان رفتوآمد وجود ندارد. با حذف يارانهها قيمت غذاي دانشجويي هم گوش فلک را کر ميکند. هر وعده غذايي در دانشگاه علموصنعتتومان آب ميخورد.اما پس از اين، به قول اقتصاددانان، جراحي بزرگ اقتصادي، آنچه اين روزها ماجراهاي جالب را رقم ميزند، مبادله کالا به کالاست. چندي پيش خانمي با يک شانه تخممرغ و دستهگل سوار تاکسي شد و توضيح داد که براي عيادت بيمار، تخممرغ ميبرد؛ چراکه هم پزشک بيمار به مصرف آن توصيه کرده، هم ارزشي بيش از يک جعبه شيريني دارد. دراينبين راننده هم سر درددلش باز شد و گفت که سنگ کليه دارد و پزشک او را از مصرف گوشت قرمز منع کرده و ادامه داد که خيلي وقت است که توان خريد گوشت قرمز را ندارد و با منع پزشک راحتتر با اين مسئله کنار آمده و لااقل در پاسخ فرزندانش که از او طلب گوشت ميکنند، بيماري و توصيه پزشک را بهانه ميکند و آنان هم ديگر سراغ آنرا نميگيرند.اما آنچه مسلم است، بسياري از کساني که از مصرف اقلام گران منع شدهاند، روزي دوره نقاهت را به پايان خواهند رساند و به آنچه منع شده اند، توصيه خواهند شد. حال بايد ديد دوره نقاهت اين جراحي بزرگ چقدر طول خواهد کشيد.
مریم مولایی