۰۱ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۹
ریشه‌های استوار

مردان عصر وارونگی یا مردان عصر جاودانگی

ایرانی باشهامت است، ایرانی هنرمند است. مگر جز این است که گفتند هنر نزد ایرانیان است و بس، اما در عصر وارونگی باورم نیست که چه بی‌ارزش شده آبرو٬ حرمت، غیرت و همه آن‌چه که ایرانی را تا امروز به خود مغرور و سربلند داشته.
کد خبر : ۳۹۶۴۵
به گزارش سرویس وبلاگ صراط دیده‌بان در وبلاگ ریشه‌های استوار نوشت:
بغضی راه گلویم را می‌ببندد، بغضی به سنگینی جدایی نادر در عصر وارونگی.آری شاید این آغازی‌ست بر یک پایان٬ پایان عصر وارونگی. نمی‌دانم؟!
اما چه زیبا سروده‌ای ابراهیم! آن‌گاه که با همه ایمانت٬ با همه غیرتت٬ با همه شهامتت٬ این سکوت سنگین عصر وارونگی را شکستی! عصری که بی‌هنری جای هنر را٬ بی‌انصافی جای انصاف را٬ بی‌غیرتی جای غیرت را گرفته، آن هم در کلام مردی که خود را هنرمند می‌داند و می‌نامد!

سنگینی این بغض نه برای جدایی نادر است که ... ایرانی باغیرت است، ایرانی باشهامت است، ایرانی هنرمند است. مگر جز این است که گفتند هنر نزد ایرانیان است و بس، اما در عصر وارونگی باورم نیست که چه بی‌ارزش شده آبرو٬ حرمت، غیرت و همه آن‌چه که ایرانی را تا امروز به خود مغرور و سربلند داشته. اگر هنرمند باشی معنای همه این‌ها را خوب می‌فهمی. اگر هنرمند باشی معنی آبروی یک ملت را٬ شرف یک ملت را٬ غیرت یک ملت را، شهامت و شجاعت یک ملت را می‌دانی، اما تو که خود را هنرمند می‌نامی و خود را ایرانی می‌دانی به چه فروختی همه دارایی این ملت را؟! به مجسمه‌ای که از دستان بیگانه گرفتی یا آن‌چه که وعده‌اش را داده‌ان؟ مجسمه‌ای دیگر٬ تندیسی دیگر٬ یا شهرت و کسب اقامت در فرنگستان؟ کدام یک از این‌ها ارزش این معامله را داشت؟! دروغ‌گو خواندن یک ملت یا  بی‌شهامت دانستن ملتی که همه افتخارش و همه عزت و سربلندی‌اش را مدیون همین شجاعت و شهامتش می‌داند.

من بچه‌های ایران زمین را بچه‌های نادر و سیمین نمی‌دانم. من بچه‌های ایران را بچه‌های آسمان می‌دانم٬ همان‌هایی که با روح بلند و آسمانی‌شان ایرانی را با غرورش٬ با مهربانیش٬ با صفا و سادگی و بی‌تکلفی زندگی‌اش به دنیا شناساندند. من عطوفت پدری٬ را مهر مادری را٬ گذشت و ایثار برادري و محبت خواهری را با بچه‌های آسمان شناختم.

من هنر ایرانی را "بچه های آسمان" و هنرمند  ایرانی را خالق اثر جاودانه این آب و خاک می‌دانم. همان هنرمندی که با همه غیرتش و  با همه ایمانش ثابت کرد ایرانی می‌تواند اثری جاودان و ماندگار به دنیا عرضه کند؛ هرچند بیگانگان آن‌چه که امروز به تو وعده کرده‌اند را روزی از وی دریغ داشتند.
با همه دل‌تنگی‌هایم خوشحالم که این سرزمین مهد مردان هنرمندی است که اگرچه شاید قسمتی از هنر خود را مدیون اهالی فرنگستان باشند، اما اصالت ایرانی و شرف مسلمانی‌شان هرگز اجازه نداده، آن را در خدمت اغیار به کار گیرند. آری سخن از هنرمندی بزرگ است که این سرزمین برای همیشه به داشتنش بر خود می‌بالد هم او که سمفونی خرمشهرش بر روح و جان خونین‌شهر جان تازه‌ای داد و سمفونی ایثارش چه زیبا سرود قصه مردان مردی که ایثار را با همه وجودشان معنا کردند و سمفونی انقلابش روایت بیداری نسلی از تبار روح‌الله بود. همان بزرگ‌مردی که گفت همه افتخارم این است که آن‌چه نواختم برای شهدا و آرمان‌های انقلاب بود و جز این نیست. درود جاودانه این ملت نثارش.