به گزارش صراط رونامه ابتکار نوشت:
آدم زيادي (Super fluous man) شخصيت آرمان خواه ولي غير فعالي است که نسبت به مسائل اخلاقي و اجتماعي آگاه و حساس است، اما عملي انجام نميدهد و اين خصوصيت او تا حدي نتيجه ضعف و سستي اراده او و تا حدي زاييده ي محدوديت هاي اجتماعي و سياسي موجود در جامعه است که اجازه ي آزادي عمل را به او نميدهد. در ميان سياست مداران کشور ما ازاين نوع آدمهايي که به گفته سعدي ابر آذارند و نميبارند، کم نيستند اما بي هيچ شکي آقاي احمدي نژاد را بايد چه در گفتار و چه در کردار نقطه مقابل آدم هاي زيادي دانست به واقع دوران حکمراني وي رابايد زمان شفافيت عرصه سياست و سياست مداران نظام و مملکت به شمار آورد. بي گمان اگر گينس فصلي از کتاب خود را به رکورد شکني هاي عرصه ي سياسي ايران در طول اين 32 سال اختصاص ميداد، بسياري از رکوردها به نام آقاي احمدي نژاد به ثبت ميرسيد.
مگر نه اينکه در زمان وي بوده که براي اولين بار سرِ ديگ سياست يعني مصلحت کاملا برداشته شده و عيان گشته هرچه کتمان بود؟ همو بود که رداي تقدس را از تن بسياري از شخصيت ها در آورد و"چهار تکبير زده يکسره بر هرچه که هست".همو بود که به احزاب و گروه هاي قوي و صاحب نفوذ براي اولين بار نه گفت و دست رد بر سينه ي همگان زد. همو بود که با جسارت تمام و بدون هراس اقتصاد ايران را زير تيغ خطرناکترين عمل جراحي يعني حذف يارانه ها برده و البته از حق نگذريم که تا اندازه اي روسفيد بيرون آمده است. همو بود که با سرسختي هاي خود برنامه ي هسته اي را چندگام به جلو راند، هرچند درگيري هاي داخلي با منتقدان و اهميت بيش از حد به اطرافيانش باعث شده که مشکلاتي در عرصه بينالملل به وجود آيد. البته همو بود که مديريت فله اي را جايگزين مديريت مدرن نمود و خط بطلان بر عمر نهادهايي چون سازمان مديريت کشيد. او اولين کسي بود که در برکناري اعضاي کابينه اش پشت سر هم فرمان اخراج صادر ميکرد و با يک اشاره چهار وزير را کنار ميگذاشت و در اين زمينه هيچ کس به گردش نميرسيد. او اولين کسي بود که"قهر سياسي" رابه راه انداخت و 11 روز خانه نشيني راباب کرد. او بود که تا پاي جان از همراهانش حمايت کرده و از متهم شدن به جريان انحرافي بيمي به خود راه نداده است. او بود که قوانين مجلس را يکي پس از ديگري پشت گوش انداخته و پشيزي براي آنها ارزش قائل نبوده است. بي گمان اگر ويژگي ها و رسوم دوره ي آقاي احمدي نژاد را برشماريم، گفتار طولاني ميشود که مجالش نيست، اما غرض اين است که در کنار اين همه بابگذاري جديد، شوخي هاي وي هم کم نظير بوده است و بايد در اين زمينه هم اورا رکورد دار بدانيم. همين چند مدت پيش بود که در پاسخ خبرنگاري گفت: از کدام قوه به کدام قوه شکايت ببريم. اين طعنه گزنده اي بود به دو قوه قضاييه و مجلس که برادران لاريجاني فرماندهي آنها را به عهده دارند. و اين بار به تازگي در مجلس دانش آموزي، نمايندگان مجلس را با تازيانه ي مزاح نوازش کرد. او خطاب به مجلس دانش آموزي گفت: ابتدا براي خودتان يک مدرک دکترا تصويب کنيد و تصويب نماييد که پس از اتمام دوره نمايندگي حتما پست و مقامي کمتر از وزير نداشته باشيد و...اين نيشخند ها مشخصا نمايندگان کنوني مجلس را هدف گرفته است. به اعتراف برخي از خود مجلسي ها، نمايندگان ضعيف و کاسب کار در اين مجلس کم نيستند. کساني که براي به دستيابي اهداف و منافع شخصي خود به هر آب و آتشي ميزنند حاضرند در برابر وزراء براي گرفتن چند امتياز سر تعظيم فرود آورند. مثل جيوه با تب سياست بالا و پايين ميشوند. بر زبان چيزي و در دل چيز ديگري دارند. شب امضا ميکنند و روز با چشمکي و زهر چشمي پشيمان ميشوند و پس ميگيرند.
اگر مملکت را آب ببرد و سيل گراني و اختلاس، اعتماد مردم را درنوردد باز بسياري از آنان را خواب ميبرد قانون تصويب ميکنند اما سهم شخصي خويش را در آن ميگنجانند به عنوان مثال قانون جديد شرايط مدرک تحصيلي نمايندگان که تبصره اي از آن را به نفع خودشان شخصي کردند. در اين ميان البته نمايندگان فعال، عملگرا و خوبي هم داريم اما واقعيت اين است که در ميان اقليت و اکثريت" آدم زيادي" کم نداريم.
نويسنده : غلامرضا كمالي پناه
مگر نه اينکه در زمان وي بوده که براي اولين بار سرِ ديگ سياست يعني مصلحت کاملا برداشته شده و عيان گشته هرچه کتمان بود؟ همو بود که رداي تقدس را از تن بسياري از شخصيت ها در آورد و"چهار تکبير زده يکسره بر هرچه که هست".همو بود که به احزاب و گروه هاي قوي و صاحب نفوذ براي اولين بار نه گفت و دست رد بر سينه ي همگان زد. همو بود که با جسارت تمام و بدون هراس اقتصاد ايران را زير تيغ خطرناکترين عمل جراحي يعني حذف يارانه ها برده و البته از حق نگذريم که تا اندازه اي روسفيد بيرون آمده است. همو بود که با سرسختي هاي خود برنامه ي هسته اي را چندگام به جلو راند، هرچند درگيري هاي داخلي با منتقدان و اهميت بيش از حد به اطرافيانش باعث شده که مشکلاتي در عرصه بينالملل به وجود آيد. البته همو بود که مديريت فله اي را جايگزين مديريت مدرن نمود و خط بطلان بر عمر نهادهايي چون سازمان مديريت کشيد. او اولين کسي بود که در برکناري اعضاي کابينه اش پشت سر هم فرمان اخراج صادر ميکرد و با يک اشاره چهار وزير را کنار ميگذاشت و در اين زمينه هيچ کس به گردش نميرسيد. او اولين کسي بود که"قهر سياسي" رابه راه انداخت و 11 روز خانه نشيني راباب کرد. او بود که تا پاي جان از همراهانش حمايت کرده و از متهم شدن به جريان انحرافي بيمي به خود راه نداده است. او بود که قوانين مجلس را يکي پس از ديگري پشت گوش انداخته و پشيزي براي آنها ارزش قائل نبوده است. بي گمان اگر ويژگي ها و رسوم دوره ي آقاي احمدي نژاد را برشماريم، گفتار طولاني ميشود که مجالش نيست، اما غرض اين است که در کنار اين همه بابگذاري جديد، شوخي هاي وي هم کم نظير بوده است و بايد در اين زمينه هم اورا رکورد دار بدانيم. همين چند مدت پيش بود که در پاسخ خبرنگاري گفت: از کدام قوه به کدام قوه شکايت ببريم. اين طعنه گزنده اي بود به دو قوه قضاييه و مجلس که برادران لاريجاني فرماندهي آنها را به عهده دارند. و اين بار به تازگي در مجلس دانش آموزي، نمايندگان مجلس را با تازيانه ي مزاح نوازش کرد. او خطاب به مجلس دانش آموزي گفت: ابتدا براي خودتان يک مدرک دکترا تصويب کنيد و تصويب نماييد که پس از اتمام دوره نمايندگي حتما پست و مقامي کمتر از وزير نداشته باشيد و...اين نيشخند ها مشخصا نمايندگان کنوني مجلس را هدف گرفته است. به اعتراف برخي از خود مجلسي ها، نمايندگان ضعيف و کاسب کار در اين مجلس کم نيستند. کساني که براي به دستيابي اهداف و منافع شخصي خود به هر آب و آتشي ميزنند حاضرند در برابر وزراء براي گرفتن چند امتياز سر تعظيم فرود آورند. مثل جيوه با تب سياست بالا و پايين ميشوند. بر زبان چيزي و در دل چيز ديگري دارند. شب امضا ميکنند و روز با چشمکي و زهر چشمي پشيمان ميشوند و پس ميگيرند.
اگر مملکت را آب ببرد و سيل گراني و اختلاس، اعتماد مردم را درنوردد باز بسياري از آنان را خواب ميبرد قانون تصويب ميکنند اما سهم شخصي خويش را در آن ميگنجانند به عنوان مثال قانون جديد شرايط مدرک تحصيلي نمايندگان که تبصره اي از آن را به نفع خودشان شخصي کردند. در اين ميان البته نمايندگان فعال، عملگرا و خوبي هم داريم اما واقعيت اين است که در ميان اقليت و اکثريت" آدم زيادي" کم نداريم.
نويسنده : غلامرضا كمالي پناه

