مي سازند. اما در توصيف و شرح ويژگي هاي الگوي زن غربي بايد به چند نکته اشاره کرد.در الگوي زن غربي که به اصطلاح زن مدرن خوانده مي شود اساسا تفاوتي ميان مرد و زن وجود ندارد. اين گذاره در بدايت امر بسيار انساني و آزاديخواهانه مدنظر مي آيد . اما با اندکي کنکاش متوجه خواهيم شد که نه تنها الگوي زن غربي به آزادي و مساوات ميان زنان و مردان نمي رسد بلکه زن را به زنجيرهاي مدرن اسارت در برابر مرد مي کشاند.
شايد در اين ميان نگاهي به آمار و ارقام وضعيت زنان در غرب گواهي بر غلط بودن الگوي زن غربي باشد. زنان، 51 درصد جمعيت ايالات متحده را تشکيل ميدهند، درحالي که در يکصدودهمين کنگره ايالات متحده فقط 88 زن مشغول به خدمت هستند. 16 زن در مجلس سناي آمريکا انجام وظيفه ميکنند که شامل 16 درصد صندليها ميشود و72 زن در مجلس نمايندگان حضور دارند که 6/16 درصد صندليها را تشکيل ميدهد. از تاريخ دسامبر 2007، 73 زن پستهاي اجرايي انتخابي ايالتي را در سراسر کشور بهدست آوردهاند که 3/23 درصد پستهاي قابل دسترس را شامل ميشود. سهم زنان در قوه مقننه 7/23 درصد است در جولاي 2008، در بين 100 شهر بزرگ ايالات متحده، تنها 11 شهردار زن بودند. تبعيض جنسيتي در استخدام بسيار جدي است. کميسيون فرصتهاي برابر براي اشتغال در ايالات متحده اعلام کرده است که در سال 2007، 24826 شکايت راجع به تبعيض جنسي دريافت کرده است که 1/30 درصد کل شکايات عليه تبعيض را شامل ميشود. همچنين در سال مالي 2008، تعداد شکايتهاي ناشي از تبعيض در محيط کار به 95 هزار و 402 مورد رسيده است که نسبت به سال پيش از خود 15 درصد افزايش نشان ميدهد. درصد بسيار بالايي از اين شکايتها به تبعيض جنسيتي باز ميگردد. تعداد روبه رشدي از زنان، بهدليل باردار بودن و يا اميد به بارداري با رفتار ناشايست و غيرمنصفانه کارفرمايان روبه رو شدهاند. مطابق آمارهاي اداره آمار ايالات متحده که در آگوست 2008 منتشر شد، ميانگين درآمد زناني که در سال 2007 بهطور تماموقت کار ميکردند 102/35 دلار آمريکا بود که اين رقم تنها 78 درصد ميانگين درآمد مردان که 113/45 دلار بود را شامل ميشود. در اين ميان، ميانگين دارايي زنان سفيدپوست بين سنين 36 تا 49 سال 42 هزار و 600 دلار بوده درحالي که اين ميزان براي زنان رنگينپوست تنها پنج دلار است. با پايان سال 2008 ميلادي، 7/28 درصد از خانوارهايي که سرپرست آنها زن بوده است در شرايط فقر بهسر ميبردهاند. حدود 64 ميليون زن شاغل در آمريکا که 70 درصد از نيروي کار مونث اين کشور را تشکيل ميدهند از بيمه درماني محرومند يا اينکه پوشش بيمهاي ايشان به حد کفايت نيست و نميتوانند بهدليل هزينههاي بالا از خدمات درماني مناسب بهرهمند شوند. ميزان بيکاري زنان بزرگسال روبه رشد است. اين ميزان در نوامبر 2008 به 5/5 درصد رسيد.
زنان آمريکايي قربانيان خشونت خانگي و خشونت جنسي هستند. آمارها نشان ميدهند که يکسوم زناني که به معالجه اورژانسي نياز پيدا ميکنند قربانيان خشونت خانگي هستند. واحد آمار دادگستري آمريکا به نشاني اينترنتي bjs.ojp.usdoj.govدر سال 2009 نشان داد که حدود 25 درصد از قتل زنان در اين کشور در سال 2007 تا 2008 توسط زوجهاي آنان صورت گرفته درحالي که اين آمار براي مردان چهار درصد است.خشونت جنسي، تهديدي جدي براي زنان آمريکايي است. گزارشها حاکي از آن است که ايالات متحده بالاترين ميزان تجاوز به عنف را در بين کشورهايي که چنين آمارهايي را منتشر ميکنند، داراست. ميزان تجاوز به عنف در آمريکا 13 برابر بيشتر از انگلستان و 20 برابر بالاتر از ژاپن است. به گزارش پايگاه خبري Now.org در ايالات متحده زنان جوان کمدرآمد در سنين بين 20 تا 24 سال بيشتر در معرض خشونتهاي خانگي و آزارهاي جنسي قرار دارند و در هر 2 دقيقه يک نفر قرباني تجاوز ميشود. پايگاه خبري «Now.org» مستندات جالب ديگري نيز دارد. هرساله 8/4 ميليون نفر زن در آمريکا مورد ضربوشتم قرار ميگيرند. زنان جوان اقليتهاي مذهبي در معرض خطرهاي ناشي از سوءاستفادههاي جنسي يا ضربوشتم هستند. از هر پنج دختر دانشجوي آمريکايي يک نفر مورد تجاوز قرار گرفته است و تنها کمتر از پنج درصد از اين موارد به پليس گزارش ميشود. آمارها همچنان حکايت از عمق فاجعه در آمريکا دارند. به نوشته پايگاه خبري «آلترنت» در اين کشور هر 6 دقيقه يک زن مورد سوءاستفاده جنسي قرار ميگيرد. در اين کشور هر 15 ثانيه مورد ضربوشتم گزارش شده است. تجاوز جنسي به زنان بومي در ايالات متحده شايع است. برخي از زناني که توسط سازمان عفو بينالملل مورد مصاحبه قرار گرفتهاند اظهار داشتهاند که در جامعه خودشان کسي را نميشناسند که تجربه خشونت جنسي نداشته باشد.
ایکاش همه ی زنای جامعه ی اسلامی ما میفهمیدن که عفاف سود سرمایه ایست به نام حجاب.