۲۶ مهر ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۹
کارگری در روزنامه

حلقه مفقوده سبك زندگي در سريال ها

اهميت موضوع سبك زندگي از آنجاست كه طي سال هاي اخير، اساس آنچه «جنگ نرم» غرب عليه مردم ايران خوانده مي شود، تغيير شيوه زندگي مردم سرزمين ما بوده است.
کد خبر : ۳۸۷۰۶
به گزارش سرویس وبلاگ صراط آرش فهیم در وبلاگ کارگری در روزنامه نوشت:
سبك زندگي يكي از پايه هاي و نمايه هاي اصلي فرهنگ و هويت جوامع است. گرايش سياسي، توسعه، عقب ماندگي، پيشرفت، فساد، عدالت و حتي بهداشت و سلامت جسماني و رواني مردم كشورها ارتباط تنگاتنگي با شيوه زندگي آنها دارد.
سبك زندگي، برگردان فارسي لغت لاتين(life style) است. سبك زندگي يكي از موضوع هاي جديد مطالعه و نظريه پردازي در علوم اجتماعي معاصر به شمار مي رود و مجموعه اي از طرز تلقي ها، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها را تشكيل مي دهد. نوع تغذيه، آرايش، پوشش، بهره گيري از هنر و رسانه ها، روابط اجتماعي، دكوراسيون منزل، لحن سخن گفتن و ... نمودهاي سبك زندگي است.
اهميت موضوع سبك زندگي از آنجاست كه طي سال هاي اخير، اساس آنچه «جنگ نرم» غرب عليه مردم ايران خوانده مي شود، تغيير شيوه زندگي مردم سرزمين ما بوده است. اين مسئله اول بار توسط «فرانسيس فوكوياما»، تئوريسين مشهور كاخ سفيد مطرح شد. او براي ويران ساختن نظام انقلابي حاكم بر ايران و تحميل سلطه غرب بر مردم كشورمان نظريه «ميكروپولتيك سلائق و ميكروفيزيك قدرت» را مطرح ساخت. بنا بر اين نظريه، براي شكست دادن مردم يك كشور بايد سلايق و تمايلات آن مردم را تغيير داد. بر اين اساس، غرب صليبي- صهيوني براي غلبه بر ايران اسلامي- شيعي بايد تمايلاتي چون مصرف گرايي و اباحه گري و رفاه طلبي را جايگزين شهادت طلبي، ازخودگذشتگي، جوانمردي، پيروي از ولايت فقيه و ... كند. به اين ترتيب، جامعه ما بدون شليك حتي يك گلوله شكست مي خورد. به همين دليل هم محور اصلي برنامه هاي شبكه هاي ماهواره اي غربي، تغيير دادن سبك زندگي مردم ايران است. آنها مي خواهند نوعي از شيوه زندگي را به مردم ما تحميل كنند تا ضامن منافع و سياست هاي دولت هاي خود در ايران باشد.
موضوع سبك زندگي مدتي است كه در برنامه هاي صداوسيما نيز مطرح مي شود. حتي برخي برنامه ها به طور اختصاصي اين موضوع را به عنوان محور خود قرار داده اند. مثل برنامه هاي «گره» و «دالان». بعضي برنامه ها هم هستند كه برخي از قسمت هاي آنها به اين موضوع اختصاص داشته است. از جمله اين برنامه ها مي توان به «راز» و «ديروز، امروز، فردا» اشاره كرد كه قسمت هايي را به بررسي و تحليل جدي سبك زندگي اختصاص دادند، اما آنچه به عنوان يكي از ضعف هاي اساسي رسانه ملي قابل تأمل است، عدم ورود اين گونه مباحث در سريال ها و برنامه هاي نمايشي است. البته از آنجا كه فيلم ها و مجموعه هاي نمايشي، تقليد زندگي واقعي و دنياي پيرامون انسان ها و جوامع هستند، خواه ناخواه نوعي سبك زندگي را منعكس مي كنند، اما مشكل اصلي فيلم ها و سريال هاي سينما و سيماي ما جدايي و حتي تضاد آنها با شيوه زندگي اسلامي- ايراني است.
به عنوان نمونه، چندي پيش، سريالي با عنوان «پيك راستان» از شبكه اول سيما به نمايش درآمد كه ازدواج، زندگي مشترك و همكاري يك زوج جوان را نمايش مي داد. با وجودي كه يكي از شاخصه هاي اصلي سبك زندگي در فرهنگ ما ساده زيستي و دوري از تجملات و اسراف است، در اين سريال، ايجاد يك زندگي پر زرق و برق و مبتني بر مصرف بيهوده ترويج مي شد، يعني، زن و شوهر جوان سريال، با وجود بي نيازي، داراي منزلي فراخ و وسيع و مبلماني گران قيمت بودند. اين درحالي است كه يكي از الزامات و واجبات فرهنگي كشورمان، ترويج زندگي ساده است، زيرا عامل اصلي گريز بسياري از جوانان از ازدواج و تشكيل خانواده، ناتواني يا دشواري در تهيه اين گونه اسباب و وسايلي است كه زوج هاي جوان سريال ها دارند.
در سريال «سقوط آزاد» هم كه به شكلي نخ نما و آشكار از فيلم هاي پليسي انگليسي تقليد كرده، باز هم شاهد نمايش پليس هايي غير ايراني بوديم. شخصيت هاي اصلي اين سريال، هيچ يك داراي هويتي بومي نيستند و اگر زبان و لهجه آنها را بگيريم، تفاوتي با پليس هاي خارجي ندارند.

 

www.toppatogh.com | سریال سقوط آزاد

از معدود سريال هاي سيما كه مكاني غير از تهران را برگزيد، سريال «شهر دقيانوس» بود. اين سريال داستاني پيرامون قاچاق عتيقه در شهرستان جيرفت را نمايش مي داد. اتفاقاً بخشي از فضاي درام را هم كاراكترها و آدم هاي آن خطه از ايران زمين دربرگرفته بود و اين بهترين فرصت بود تا آداب و رسوم، ارزش هاي محلي و ابعاد مختلف زندگي مردم آن بخش از كشورمان به تصوير كشيده شود، اما سريال «شهر دقيانوس» نه تنها اين كار را نكرد كه حتي لهجه شيرين جيرفتي را نيز به خوبي نمايش نداد.
اين وضعيت در ديگر سريال هاي اين شب هاي شبكه تهران نيز ديده مي شود. در مجموعه «سايه روشن» كه با سرمايه گذاري شهرداري تهران نيز ساخته شده، زندگي شهروندي هدف توجه قرار گرفته است. در هر قسمت، فراز و نشيب هاي دروني و بيروني خانواده هاي ساكن در يك ساختمان را شاهد هستيم. با اين حال، اين روايت تا به اينجاي كار نشان داده كه تأثيري در باز كردن گره هاي حيات شهري ايرانيان ندارد، چون هيچ گونه الگو و هدفي در آن پديدار نيست. در اين اثر هم بيش از هر چيز، زندگي شبه مدرن و غرب زده ديده مي شود. نكته جالب توجه اين است كه اكثر خانواده هايي هم كه در اين نمايش ديده مي شوند، ناقص هستند، يعني يا مجردند يا فاقد فرزند و يا بدون سرپرست پدر. نوع چيدمان منزل، رفت و آمد و روابط، خوراك و پوشاك و به طور كلي همه زير و بم هاي زندگي اين خانواده ها هيچ نسبتي با فرهنگ بومي ما ندارد. گويا براي سريال سازهاي سيما دشوار است كه نوع ديگري از زندگي را هم در آثار خود بازنمايي كنند. راحت ترين و كم هزينه ترين روش اين است كه آدم ها و زندگي مدرن و غربي به تصوير كشيده شود!

تصوير 2

در اين ميان تنها استثنا، سريال «وضعيت سفيد» است؛ سريالي كه توانسته با ظرافت و استواري تمام، جزئيات زندگي فردي و اجتماعي مردم ايران را در دهه 1360 بازسازي كند.
يكي از ضعف هاي اساسي و مشترك اغلب سريال هاي سيما، ناتواني در ارائه الگوي زيستي اسلامي- ايراني و همچنين عدم ارائه شاخصه هاي رفتاري و شخصيتي تراز و مناسب است. به عنوان مثال در همين سريال «سايه روشن» قهرمان فيلم يك زن قاچاق فروش است! شاخص هاي اصلي مطرح شده در سريال هاي مرور شده در بالا، قاچاق، دزدي، فريبكاري، كلاهبرداري، روبط انساني نامتعارف و نامشروع و از اين دست مسائل است. اين نوع فيلم سازي، خلق درام براساس مباني هنر اومانيستي و غربي است، اما در چارچوب فرهنگ اسلامي بايد در پي مختصاتي براي ترسيم ويژگي هاي نزديك به انسان كامل باشيم. چنانچه سريال هاي سيما بتوانند سيماي زيباي زندگي بر اساس آموزه هاي ديني را بازنمايي كنند و به شكلي دراماتيك، شيوه هاي زيستي مبتني بر فرهنگ خويش را هدف آموزش قرار دهند، بسياري از مشكلات فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي ما برطرف خواهد شد.

 

نظرات بینندگان
حسین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۶
راحت ترین رو خوب اومدین. وقتی کارگردانان ،نویسنده ها و بازیگران اغلب بالای شهر زندگی می کنند و فاصله طبقاتی و فرهنگی بین شمال و جنوب و بخصوص با شهرستانی ها وجود داره نتیجه این میشه البته خود مسئولان صدا و سیما هم در شمال تشریف دارند اینه که متوجه نمی شن این برنامه سازها چه بلایی دارند به سر این فرهنگ می آرند.