قابل پيشبيني است كه با اين امر به تامل و تفكر نيز دقيقا همان برخورد تبليغاتي صورت گيرد كه با نامگذاري سالها صورت ميگيرد!!
با وجود اساتيد و صاحبنظران كه تعدادشان در كشور ما كم نيست، زمان تصميم به نگارش جواب سوالات مطروحه، ناخودآگاه ياد داستان صف خريداران يوسف نبي از خاطر گذشت. هر چند بزرگان نظريهپردازي و جامعه شناسي در اين ملك به وفور يافت ميشوند، اما ما نيز دل خوش به آنيم كه هر چند كه مولاي ما اين وجيزه را نبينند، ما نيز خود را در صف مخاطبان ايشان به شمار بياوريم كه اين عنايت بسي جاي سرمستي دارد.
سوال 1 ؛ پيري و جواني نظام چگونه قابل تحليل است؟
تغيير و فرسودگي حاصل گذشت زمان است و قرار گرفتن در ظرف مكان و زمان از خصائص اصلي ماده به حساب ميآید و به همين علت دگرگوني و ناپايداري از ويژگيهاي ماده است. بنابراين اگر بناي نظام و حكومتي وابسته به تفكرات ماديگرايانه و ماترياليستي باشد، به شهادت تاريخ قطعا آن حكومت دوام نخواهد داشت.
حال با توجه به اينكه صفات و ويژگيهاي روحاني زمانپذير نيستند و گذر زمان هيچگونه خللي به اين صفات و ويژگيها وارد نميكند، اگر حكومت و نظامي سنگ بنا و فلسفه وجودي خود را بر تفكر و ويژگيهاي الهي استوار كند، با گذر زمان هيچ خدشهاي به آن حكومت وارد نخواهد شد.
سوال 2 ؛ آيا نظام روزي پير و از كار افتاده خواهد شد؟
اگر نظام و حكومتي به سوي ماديگرايي و امور دنيوي مشغول شود، زوال آن حكومت قطعي است. استحاله از درون و تغيير مفاهيم و معاني اسلام اصيل و ماترياليستي معرفي كردن اسلام و با توجه به خاصيت فناپذيري ماده، آن اسلامي كه مبتني بر تفكر مادي باشد نيز روزي فرسوده خواهد شد.
سوال 3 ؛ آيا راهي براي جلوگيري از اين فرسودگي وجود دارد ؟
تنها راه جلوگيري از ابتلا به اين فرسودگي، شناخت، تبيين و تبليغ ارزشهاي اسلام اصيل و بكار گرفتن و به مرحله اجرا درآوردن آنهاست.
سوال 4 ؛ و آيا اگر اين وضع پيش آمد راه علاجي وجود خواهد داشت ؟
راه علاج، جلوگيري از پيشرفت بيماري مسري دنيا زدگي در انديشه و عمل، شناخت و تبيين ارزشهاي اسلام است.
تلخ ترين قسمت ماجرا اين است كه بايد گفت متاسفانه نظام ما نيز در برخی حوزهها خاصيت مادي به خود گرفته است. در ميان برخي از مديران و مسولان اين نفوذ هم در حوزه انديشه و هم در حوزه عمل، و در ميان برخي از مردم تنها در حوزه انديشه است و به اين دليل اين نفوذ در حوزه عمل مردم وارد نشده است كه آنها موقعيت و فرصت انجام آن را ندارند.
نكته پاياني اين كه هر چند به ظاهر اين سخنان تكراري جلوه كنند، اما به اين بهانه نبايد، اين مطالب را كه رهبري بارها بر آنها تاكيد كردهاند، ناديده گرفت. برخي به علت خو گرفتن به دنيا در پي توجيه كردن و فلسفه بافي برميآيند كه فردا روزي خود بايد پاسخگوي دنيازدگيشان باشند.
خود را به خواب نزنيم، براي سرباز بودن بايد از بستر گرم و راحت جدا شد.