به گزارش صراط صالح اسکندري در روزنامه رسالت نوشت:
عقلانيت در دنياي امروز کالايي نيست که در هر مغازه اي برند اصلي آن به حراج گذاشته شده باشد. عقلانيت جنس نايابي در جهان معاصر است که البته فارغ از مفاهيم بينشي و ارزشي نسخه هاي تقلبي بسياري از روي آن ساخته شده است.
در فلسفه سياسي اسلام عقلانيت در هم تنيده با مفاهيم ارزشي و اخلاقي است و تنها در پرتو عدالت، معنويت، تقوا و ... دلالت حقيقي و اصيل خود را مي يابد. در اين هستي شناسي، انسان شناسي و شناخت شناسي عقلانيت مترادف با كلماتي همچون «حجر»، «ذكر»، «قلب» و «نُهي» است. اشاره حضرت امام خميني(ره) در كتاب «شرح حديث جنود عقل و جهل»، بر اينكه خير، ايمان، تصديق، رجاء، عدل، رضا، شكر، توكل، رحمت، رأفت، علم، فهم، عفت، زهد، حلم و ... از ياران و جنود عقل هستند، دقيقاً از اين منظر است.اين عقلانيت در خدمت اصول و آرمانهاست چرا که برايند آن که به هيبت عقل کلي جامعه اسلامي نمود مي يابد و متاعي خاص در جامعه فکور مسلمان است در نصوص ديني، رفتار انبيا، و اولياي الهي و فطرت پاک بشري يافت مي شود.
در انقلاب اسلامي ايران مبتني بر فلسفه سياسي اسلام و مهندسي امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب نيز تاکيد بر عقلانيت با نگاه به اصول وآرمانها همراه بوده است.رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان كرمانشاه با اشاره به فطري بودن آرمان ها و اصول لايتغير نظام اسلامي فرمودند:نظام جمهورى اسلامى، هم ثبات دارد، هم تحول دارد. ثبات وجود دارد،يعنى حركت، يك حركت مستمرى است به سمت آرمانها؛ تذبذب و عوض كردن راه وجود ندارد؛ حركت در خط مستقيم به سمت آرمانهاى معين است؛ اما سازوكارها عوض ميشود. يك وقت انسان به سمت يك هدفى ميرود، ناچار است سوار اتومبيل بشود، در يك بخشى ناچار است سوار قطار بشود، در يك بخشى ناچار است سوار هواپيما بشود، در يك بخشى هم ممكن است لازم باشد پياده حركت كند؛ اما هدف تغييرناپذير است، اگرچه شكل حركت تغييرپذير است...بايد عقلانيت در خدمت اصول قرار بگيرد، واقعبينى در خدمت آرمانگرايىها قرار بگيرد.در واقع اينکه چرا منطق عالي انقلاب ايران در عين ديالکتيک مثبت با پويش هاي عقلاني براي کشورداري هنوز وفاداري خود به آرمانها و اصول را حفظ کرده است به نحوي که مي تواند معادلات روبنايي سياست، فرهنگ و اقتصاد را دستخوش تغييرو تحولات بنيادين قرار دهد به همين منطق برمي گردد که عقلانيت همواره در خدمت آرمانگرايي بوده است.اغلب انقلاب هاي جهان پس از يک دوره زماني مقهور گفتمان تغيير در اصول و شعارهاي انقلاب شده اند اما انقلاب اسلامي ايران پديده منحصر به فردي است که هر چند در يک مقطع زماني و مکاني تحت تاثير کنش هاي تجديدنظر طلبانه قرار گرفت و به اصطلاح گفتمان اصلاحات بر آن حاکم شد اما بلافاصله بعد از اين دوره کوتاه گفتمان انقلاب ضمن احياء و بازسازي خود به گفتمان رفرم واکنش نشان داد، به نحوي که اغلب پژوهشگران معتقدند گفتمان انقلاب در دهه سوم و چهارم به مراتب فعال تر و سرزنده تر از دهه اول انقلاب است.
انقلاب چين در اواخر دهه70 تحت تاثير رويکردهاي اصلاحطلبانه "دنگ شيائوپنگ” دستخوش تجديد نظرهاي جدي بخصوص در مباني اقتصادي و فرهنگي خود شد. در انقلاب 1917 روسيه نيز اگر چه تغيير و عدول از مباني و شعار هاي انقلاب از زمان لنين آغاز شد اما سرانجام "گلاسنوست” و "پروستريکا”ي گورباچف، کمونيسم و انقلاب بولشويکي روسيه را براي هميشه به موزه هاي تاريخ سپرد.
اين در حالي است که انقلاب اسلامي ايران جزء معدود انقلاب هايي است که وفاداري و پايبندي تام و تمام خود را هنوز به اصول و آرمانها حفظ کرده است. در حقيقت بايد گفت رمز حيات يک گفتمان انطباق فطري، تجانس هويتي در زادبوم، تعامل کارآمد با مطالبات عمومي، تحرک فعال و مستمر محور و دال برتر گفتمان، توافق ملي بخصوص در افکار عمومي بر غيريت هاي گفتماني و در نهايت تکامل بطئي شعارها، مفاهيم و
آرمان هاي گفتمان است.
گفتمان انقلاب اسلامي که برخي از تحولات چند سال اخير در ساحات مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي را مي توان در قالب آن تحليل کرد مجموعه شاخصه هاي يک گفتمان پويا و مستمر را دارد. گفتمان انقلاب اسلامي و به تبع آن اصول و آرمان هاي لايتغير آن منطبق با فطرت پاک بشري و متجانس با هويت اسلامي- ملي جامعه ايران است. اين گفتمان به دليل خصلت هاي مردم گرايانه خود، پاسخگويي به مطالبات عمومي و دخالت اراده ملي در حاکميت را يک اصل ميداند و حاضر است براي دفاع از راي و نظرات مردم هزينه هاي زيادي بپردازد.
در مرکز منظومه گفتماني انقلاب اسلامي موتور محرکه انقلاب روشن است. اين دال عالي که متشکل از سه مولفه اساسي رهبري(ولايت فقيه)، حضور مردم در صحنه و مذهب تشيع است در يک تحرک و تعامل آشکار مانع از توقف گفتمان انقلاب طي33 سال گذشته شده است.
يکي ديگر از رمز و رازهاي تعامل فعال عقلانيت و اصول در انقلاب اسلامي ايران تکامل تدريجي و رسالتهاي تاريخي اين انقلاب است. هرچند بسياري از انقلاب ها پس از پيروزي و تشکيل نظام ماموريت خود را پايان يافته تلقي مي کنند اما گفتمان انقلاب اسلامي هنوز به تمام شعارها و آرمان هاي خود در عرصه هاي داخلي و بين المللي جامه عمل نپوشانده است. تشکيل جامعه اسلامي و بالتبع ان امت اسلامي، عدالت گستري در داخل و در عرصه هاي بين المللي، بسط يد مومنين در اداره کشور و اثبات کارآمدي اسلام در کشورداري، تغيير در ساختار ناعادلانه نظم حاکم بر جهان، مهدويت گرايي، مردم گرايي و آرمان خدمت به مستضعفين و... تنها بخشي از شعارها و آرمان هاي داخلي و بين المللي انقلاب اسلامي است که تا رسيدن به آنها هنوز راه زيادي باقي مانده است.
در اين پارادايم بسط استنباطهاي عقلاني از مفاهيم بنيادين در جامعه فرايند پيچيده اي است که در نهايت معطوف به کارآمدي نظامهاي سياسي است.در واقع اجماع نخبگان در مسائل اصولي و فروکاهيدن تعارضات فلسفي به اختلاف نظر در روشها و سياستها به تدابير عقلايي براي اداره کشور در يک فضاي سياسي امن
مي انجامد. عقلانيت در خدمت اصولگرايي و فهم نظام هاي سياسي از کارآمدي و مسيرهاي ممکن براي افزايش کيفيت مادي و معنوي زندگي شهروندان مبتني بر درک مشترک نخبگان و کارشناسان از مفاهيم بنيادين و اصولي، متدولوژي پيشرفت کشور و خدمت به مردم، توافق بر واقعيات علمي براي اداره جامعه و در نهايت توسعه و تعالي جامعه است.
عقلانيت در خدمت اصولگرايي
عقلانيت در دنياي امروز کالايي نيست که در هر مغازه اي برند اصلي آن به حراج گذاشته شده باشد. عقلانيت جنس نايابي در جهان معاصر است که البته فارغ از مفاهيم بينشي و ارزشي نسخه هاي تقلبي بسياري از روي آن ساخته شده است.
کد خبر : ۳۸۵۹۰