۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۶

معضلي به نام تاخير در ازدواج

کد خبر : ۳۸۲۱۸
به گزارش صراط روزنامه ی رسالت به قلم زينب سليم نوشت:
يکي از معضلات پيش روي قشر جوان کشور ما سخت و بالا بودن هزينه ازدواج است. اگر نگاهي به آمار و ارقام قشر جوان کشور بيندازيم به خوبي به اين نکته پي مي بريم که بخش عمده اي از اين قشر همچنان هنوز ازدواج نکرده اند که اين تاخير در ازدواج مي تواند چالش هاي متعدد فرهنگي و اجتماعي را در پيش روي جامعه پديد آورد. اما در اين ميان يک معضل ديگر نيز وجود دارد وآن کاهش زمان بلوغ در ميان نوجونان ايراني است که
مي تواند مدت تاخير در ازدواج را افزايش دهد. به گفته محققان کشورمان شاخص هاي بلوغ در ايران تغيير يافته است. بررسي روند بلوغ در چندين دهه گذشته مشخص کرده است که سن بلوغ در هر دهه سه ماه کاهش مي يابد به عنوان مثال از سال 1950 تا سال1990 در دوره زماني40 ساله چهار تا سه ماه از سن بلوغ دختران در اروپا و آمريکا به علت شرايط اقتصادي و بهترشدن وضع زندگي مردم کاسته شده است. اگر سن بلوغ را براي دختران پيش از هشت سالگي و در پسران پيش از9 سالگي بناميم در مي يابيم سن بلوغ در تعدادي از دختران سفيدپوست در آمريکا حدود هفت سالگي و در سياهپوستان در شش سالگي بوده از اين رو سن بلوغ در دختران اين کشور يک سال کاهش يافته است.

سن ازدواج يكي از شاخصه‌هاي مهم براي ارزيابي ميزان سلامت و بهداشت جسمي و رواني افراد يك جامعه محسوب مي‌شود. در كشور ما كه هنجارهاي ديني نزد عموم مردم از مطلوبيت خاصي برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعيتي را تشكيل مي‌دهند، اين ارزيابي در حوزه اخلاق اجتماعي و روحيه جمعي نيز مطرح مي‌شود و دامنه تاثير سن ازدواج را به حوزه‌هاي رفتاري و فرهنگي هويتي نسل جوان مي‌كشاند. بررسي سن ازدواج جوانان ايراني در چند دهه اخير، روندي صعودي را نشان مي‌دهد در حالي كه سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگي بود، پس از چند دهه افزايش (به‌جز سال 1365)‌ در سال‌هاي اخير براي پسران به 28 و دختران به 24 رسيده است. البته آمارهاي متفاوتي در اين باره ارائه مي‌شود و طبق اعلام مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، سن ازدواج براي پسران 29 و دختران 28 است. اين اعداد و ارقام هر چه كه باشد، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر مي‌دهد كه بالطبع از جنبه‌هاي مختلف و به صورت پردامنه به آسيب‌زايي در جامعه عرف‌پسند و هنجارطلب ما مي‌پردازد.

امروزه هزاران پسر در دبستان بلوغ جنسي را تجربه مي کنند که بايد در نظر داشت در بلوغ جنسي تغيير الگوي تغذيه، استفاده از فضاي مجازي و استفاده از برخي مواد تحريک آميز به عنوان مثال در شامپوها مهم است و مربيان مدارس بايد به اين موضوع بها دهند. در واقع امروزه اطلاعات کودکان در زمينه مسائل جنسي و سن بلوغ به صورت لگاريتمي افزايش يافته است و اين اطلاعات به نوعي حس جنسي را در کودکان افزايش مي دهد. در حال حاضر اطلاعاتي که در اختيار کودکان در زمينه مسائل جنسي مي رسد نسبت به گذشته افزايش يافته است لذا ميزان ذخيره مغزي در زمينه مسائل بلوغ زياد شده و اين اطلاعات وقتي انبوه
مي شوند حس هاي کاذبي را در کودکي که به سن بلوغ نرسيده اند، برمي انگيزد.

قرآن كريم بلوغ را سن ازدواج مي‌داند و از آن با تعبير بلوغ نكاح ياد مي‌كند. روايات ائمه و تفاسير مختلف نيز بر همين موضوع صحه مي‌گذارند؛ به طوري كه شيخ طوسي سن ازدواج را سن توانايي جنسي و رغبت به تاهل مي‌داند. يعني سن ازدواج، سن تمايل است و چنين برمي‌آيد كه در صورت نياز اگر ترك آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب مي‌شود. اما در جوامع امروزي به دلايلي سن ازدواج از سن بلوغ جسمي فاصله گرفته است و اغلب اين فاصله معقول پنداشته مي‌شود.

جوامع غربي اين خلا زماني يا در حقيقت دوره بحراني را با روابط آزاد جنسي كه پشتوانه قانوني دارد، مي‌پوشانند اما جامعه ديني ما چنين راهكاري را برنمي‌تابد. بالطبع در چنين شرايطي، آشكار شدن آسيب‌هاي دوره بحراني ناگزير است چرا كه نه مي‌توان مطابق راهكار ديني، سن ازدواج را به دوران بلوغ نزديك كرد و نه شرايط فرهنگي و اجتماعي دنياي معاصر اجازه مي‌دهد جامعه در شرايطي سالم افزايش سن ازدواج را تابي بياورد. در اين باره توسلي به آموزه‌هاي ديني مبني بر خويشتنداري تنها گزينه پيش روست كه باز هم به دليل شرايط فرهنگي روز و حاد بودن آسيب‌هاي تاخير در ازدواج به صورت عمومي و گسترده راه به جاي نمي‌برد.

با اين حال بايد دانست که کاهش سن بلوغ و تاخير در سن ازدواج مي تواند بسيار براي جامعه چالش زا باشد . برخي از صاحب نظران بر اين باورند که يکي از دلايل شيوع بدحجابي و بي بند و باري در جامعه فعلي مان نيز به دليل همين فاصله زياد ميان سن بلوغ و سن ازدواج است.در واقع موضوع بدحجابي شاخصي براي بيان اين نكته كه جامعه ايراني به دليل جمعيت جوان خود هم اكنون با چالش مهمي به نام فرهنگ جنسي مواجه است كه در صورت عدم توجه به اين فرهنگ مي تواند تاثيرات نا مطلوبي بر عرصه‌هاي فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و حتي سياسي كشور بگذارد .متاسفانه كه بخشي از جوانان ايراني علي الخصوص قشر دانشگاهي به شدت در حال عبور از خط و مرزهاي فرهنگ ديني و تقليد از الگو هاي زن و مرد مدرنيته هستند كه در صورت عدم تدوين و تبيين راهكارهاي مناسب در خصوص مقوله فرهنگ جنسي كشور سال به سال بايد شاهد وخيم تر شدن اوضاع و عقب نشيني از خطوط قرمز بود! اما دين مبين اسلام پاسخ هاي بسيار روشني را در پيش روي مسئولان فرهنگي كشور قرار داده است . در خصوص روابط ميان زن و مرد و تبيين فرهنگ جنسي دين مبين اسلام به بهترين شكل ممكن دستورات لازم در اين عرصه را صادر كرده است . يكي از اساسي ترين راهكار ها براي ممانعت از هرچه وخيم تر شدن اوضاع فرهنگي كشور در عرصه حجاب و مسائل جنسي نگرش جديد به مسائل ازدواج جوانان است امروز مهمترين راه براي تبيين فرهنگ جنسي سالم در كشور زدودن برخي سنت هاي غلط از رسوم ازدواج است. متاسفانه هم اكنون ازدواج در ايران براي جوانان به غول بزرگي بدل شده است كه ميليون ها تومان سرمايه لازم دارد و پس از آن نيز تازه ابتداي راه است و مسئله اشتغال و مسكن و... آغاز مي گردد.

لذا در نهايت بايد گفت نهادهاي تربيتي که با نوجوانان تعامل دارند بايد به اين نکته نيز توجه داشته باشند که عدم آگاهي اين قشر از نتايج زيان آور بي بندوباري هاي جنسي بسيار خطرناک است و مي تواند آينده فرد و جامعه را تهديد کند . با اين حال آگاهي دادن به قشر نوجوان کشور و تبيين صحيح آموزه هاي اسلامي در اين حوزه مي تواند در خويشتنداري و دوري از معصيت بسيار موثر باشد و از سوي ديگر مسئولين و خانواده‌ها نيز بايد نسبت به ترويج ازدواج آسان کوشا باشند و مشکلات را از پيش روي قشر جوان بردارند.